
به گزارش خبرگزاری مهر، دومین نشست «رمان و جنگی که میسازد» با حضور علیالله سلیمی و محمد عبدالوهاب برگزار شد و در آن نسبت رمان و تاریخ، دلایل شکلنگرفتن رمان بزرگی در تراز «جنگ و صلح»، وضعیت ادبیات جنگ در ایران، رونق تاریخ شفاهی و چالشهای اقتصادی و سفارشمحور ادبیات داستانی مورد بررسی قرار گرفت.
فردین آریش، مجری این نشست، بحث را با این پرسش آغاز کرد که با وجود سنت تاریخنویسی و ثبت مستندات جنگ، چرا رمان باید دوباره به سراغ تاریخ و بهطور مشخص جنگ برود.
علیالله سلیمی در پاسخ به این پرسش گفت: تاریخ و رمان هر دو به واقعیت میپردازند، اما نوع حقیقتی که ثبت میکنند متفاوت است. تاریخ به سند، زمان، مکان و ترتیب وقایع وفادار است، در حالی که رمان میتواند به تجربههایی بپردازد که در اسناد و گزارشهای رسمی ثبت نشدهاند.
وی افزود: ترس، انتظار، مهاجرت، فروپاشی رؤیاهای خانوادگی و تغییر روابط انسانی از جمله تجربههایی هستند که رمان میتواند آنها را بازسازی کند.
سلیمی ادامه داد: تاریخ مستندات جنگ را ثبت میکند، اما رماننویس حس عاطفی جنگ را ثبت میکند و تاریخ عاطفی و احساسی یک جامعه در رمان بازتاب پیدا میکند.
وی برای توضیح این موضوع به رمان «قطار جک لندن» نوشته فرهاد حسنزاده اشاره کرد و گفت: در این اثر، خانوادهای آبادانی در روزهای نخست جنگ روایت میشود که اعضای آن لزوماً در خط مقدم حضور ندارند، اما جنگ زندگی آنها را از مسیر عادی خارج میکند.
وی افزود: تاریخ میتواند زمان بمباران یا جابهجایی جمعیت را ثبت کند، اما تلفات عاطفی خانوادهها، آرزوهای نیمهتمام و احساس کسانی که مستقیماً اسلحه به دست نگرفتهاند، در رمان قابل بازسازی است.
سه الگوی جهانی ادبیات جنگ
محمد عبدالوهاب در ادامه نشست با اشاره به سه رمان «جنگ و صلح» اثر لئو تولستوی، «در جبهه غرب خبری نیست» اثر اریش ماریا رمارک و «زنگها برای که به صدا درمیآیند» اثر ارنست همینگوی، گفت: این سه اثر را میتوان بهعنوان سه الگوی متفاوت در ادبیات جنگ بررسی کرد.
وی افزود: «جنگ و صلح» را نمیتوان صرفاً یک رمان ضد جنگ دانست، بلکه این اثر در اصل ضد تجاوز است؛ چراکه وطن در جایگاه دفاع قرار دارد و نیروی متجاوز در برابر آن قرار گرفته است.
عبدالوهاب ادامه …












