«شنابا» به زیور طبع آراسته شده است.
محبوبه ملکاحمدی متولد دوم اردیبهشتماه ۱۳۵۵ دیار ادبخیز دشتستان استان بوشهر و فارغالتحصیل رشتهی حقوق است؛ که به روایت شاعر « هنوز آرزوی نشستن روی صندلی دانشکده ادبیات در تار و پود جانش نفس میکشد» و در این مجموعه که «گذر تلخ او از روی جهان درد است» از لحظههای متفاوت زیسته در خانه، شهر، وطن دلش به تنگ آمده تا به شعر پناه ببرد.
شعر صدای سکوت من است
شاعر مجموعه « تنهاییام درون خودم جا نمیشود» در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به انگیزهاش در قدم نهادن در دنیای شعر گفت: شعر صدای سکوت من است؛ درست از زمانی که فهمیدم واژهها باوفاترین رفیق من هستند و میتوانم تنهاییام را با آنها شریک شوم، دل به شعر دادم.
محبوبه ملک احمدی با اشاره به دلبستگیاش به ژانر «غزل» اظهار کرد: در کل من خانهزاد غزل هستم و با این قالب بیشتر حالم خوب است. حس میکنم واژههای من به این ظرف انس بیشتری دارند و بهتر درونش جا میگیرند.
وی تاکید کرد: غزل زنی است همدل و همراه با علایق و سلایق من، که میشود ساعتها با او گرم گرفت و راه رفت و خسته نشد، گامهایم با غزل روانتر و دست و دلم با او بازتر و جورتر است؛ گرچه گاهی پنجرهام را رو به نسیم چهارپاره و سپید نیز وا میکنم.
وی با اشاره به نام این مجموعه یادآور شد: «تنهاییام درون خودم جا نمیشود»، نه فقط یک عنوان است، که یک فریاد است. فریادی برخاسته از جان شاعر در همذاتپنداری با انسانهای جامعهی پیرامون و همدلی با آنهایی که وسعت تنهاییشان کیلومترها از کالبد چند کیلوگرمیشان بیشتر است؛ آنها که لبریز از ناگفتههای مشترکاند اما از بیان آنچه کشیدهاند، لب دوختهاند. این مجموعه میتواند پژواک بغض کسانی باشد که نای نالیدن زخمهایشان را ندارند و فقط صبر میکنند و سکوت.
وی با ترسیم «محتوا و درونمایه» این مجموعه گفت: این کتاب روایتگر انسانی است که از تبعیض و تناقص، کژتابی و کژفهمی، جبر و اسارت و نامردمی و نامرادیها به خود پناه آورده و اینک پر از این همه خالی، خودش را در غزلهایش واگویه میکند. جهان گسترهای است به پهنای قلبهایی که برای شاد زیستن میتپند. من همیشه در اندیشهی انسان بودن زیستهام و تنها مرزبندیام برای تمایز افراد، میزان انسانیت و عدالت و نوعدوستی است.
ملکاحمدی در پاسخ به این پرسش که چرا مثلث عشق و اعتراض و دغدغههای اجتماعی در این مجموعه پر رنگتر است؟ عنوان کرد: در نظر من عشق نفْس و نَفَس زندگی است. اجتماع محیط عشقورزی و تعامل است؛ عشق و زندگی لازم و ملزوم یگدیگرند. هرگاه محیط در تأمین مصالح عشق و دوستی در بماند، وظیفهی هنرمند است که با اعتراض و دادخواهی، صدای جامعهاش باشد تا زندگی از نَفَس نیفتد.
شعر ملک احمدی شناسنامهدار است
شاعر و منتقد بوشهری در گفتگو با خبرنگار مهر با ابراز خرسندی از چاپ این مجموعه گفت: تنهاییام درون خودم جا نمیشود، بازتاب و بازشناسی جدید «زنی» است که ساعت واژههایش را کوک کرده تا به وقت ناملایمات و اندوه مردم برخیزد؛ دوات قلمش را با خون درد بیامیزد و بر رگارگ صفحه وجودش از آنان بنگارد. در واقع تمجید در این مجموعه جای خودش را به حسرت «پرندهشدن» در آسمانِ از دیگران سرودن، داده است.
غلامرضا ابراهیمی افزود: شعر ملکاحمدی شناسنامهدار است. شخصیتهای تراژیک در غزلهای او کاریزماتیک و خاص است. او به قول «آندره بونار» نگران از دست دادن قداستی است که محطیش را آکنده از راز و اندوه کرده است. زنی جسور و عصیانگر که ابایی از تازیانهی انتقام از طبیعت ندارد و مدام در حال جدال با نوعی «هستی» است.
وی با اشاره به وسعت جهانبینی شاعر و گستره اندیشگانی او افزود: شاعر این مجموعه از نگاه «هایدگر»، در تکتک شعرهایش رخصت یافته جهان و اشیا را آنچنان که هستند، تصور کند و «جور دیگر نویسی» را تماشاخانه کلمه بیاورد.
روزنامهنگار و پژوهشگر جنوبی خاطرنشان کرد: خالق این مجموعه عمیق و بیآلایش، با بهرهگیری از اتمسفر «زبان، تخیل و اندیشه» در ساختاری منسجم و متشکل، به خلق فضایی «فکری ــ عاطفی» دست میزند که همواره در این مسیر دشوار «موفقیت» قرین راه او است.
ابراهیمی با توجه به ویژگیهای ممتاز کتاب افزود: ساحتهای جدید زبانی، سکون و رکودشکنی در محتوا، نوآوریهای صوری در غزل، آنات شاعرانه، شورآفرینی تصویری، حس سرشار زنانگی، حس تکامل یافته رمانتیک، در هم تنیدگی فرم و ساختار و... از جمله مولفههایی است که به این مجموعه رنگ و طعم دلچسب و دلپذیر بخشیده است. کد مطلب 6919995









