
خبرگزاری مهر - مجله مهر؛ عطیه جواره: قدم به داخل ساختمان مدرسه میگذارم، اولین چیزی که نگاهم را به خود جلب میکند، راهروی بلندی است که در انتهایش تابلوی کوچک «دفتر مدیریت» خودنمایی میکند و بوی نیمکتهای نو که هنوز رنگ و جلایشان از بین نرفته، سرتاسر راهرو را پر کرده است. اما پیش از آنکه به دفتر مدیریت مدرسه برسم، صدای خنده و همهمه دانشآموزانی که بعد از ماهها دوری اجباری، دوباره به بهانه کلاسهای تابستانی دور یک دیگر جمع شدهاند، من را چند قدم از مسیرم منحرف و ناخودآگاه قدمهایمرا کند میکند و از لابهلای درهای نیمهباز نگاه کوتاهی به داخل کلاسها میاندازم.
همین نیمنگاه ها کافی است تا ذهنم، بیاجازه، سالها به عقب برگردد؛ به صبحهایی که دلمان میخواست چند دقیقه بیشتر زیر پتو بمانیم، اما دیدن دوستان، معلم محبوب یا حتی زنگ تفریح، شوق از یاد رفته را به خاطر میآورد و ما را تا مدرسه میکشاند. خیره به کلاس درس، صدای ناظم مدرسه از سالهای دور، درست زمانی که بچهها از ایستادن در صف صبحگاه خسته میشدند و این پا و آن پا کردنشان صف را چون شاخههای بیدی که در باد تاب میخورند، شکل میداد، در گوشم میپیچد: «یک روزی دلتون برای همین صف ایستادنها تنگ میشه.»
آن روزها، هیچکداممان حرف ناظم را جدی نمیگرفتیم و منتظر بودیم هرچه زودتر مراسم صبحگاه تمام شود. اما حالا، سالها بعد، همان لحظات به یکی از دلتنگکنندهترین خاطراتی زندگیمان بدل شدهاست. اما نسل امروز، باتوجه به شرایط کنونی کمتر فرصت کردهاند چنین خاطرهای را زندگی کنند. هنوز چند ماه از بازگشت دانشآموزان به مدرسه نگذشته بود که جنگ، مدارس را از روزهای سال تحصیلی به تعطیلی کشاند و بار دیگر کلاسهای درس، جای خود را در صفحه تلفنهای همراه و رایانهها باز کرد. نسلی که قرار بود مدرسه را با زنگ تفریح، دوستی به خاطر بسپارد، حالا بیشتر زمان سالهای تحصیلی خود را پشت نمایشگرها سر میکند.
بیشک آموزش مجازی، در این روزها، ضرورتی برای حفظ جان و امنیت دانشآموزان بود؛ ضرورتی که نمیشد آن را نادیده گرفت. اما این شیوه آموزش، در کنار همه مزیتهایش دغدغههای تازهای هم برای والدین به وجود آورد؛ دغدغههایی که دیگر فقط به افت تحصیلی محدود نمیشود بلکه به نگرانی خانوادهها درباره کیفیت …








