قیمت طلا امروز




 خبرگزاری مهر / ۲ ساعت قبل

ترامپ و نسخه قدیمی فشار اقتصادی علیه ایران؛ کارشناسان چه می‌گویند؟

پرسش اساسی این است که اگر فشار نظامی نتوانست ایران را وادار به تسلیم کند، چرا واشنگتن تصور می‌کند تکرار سیاست اقتصادی چند دهه گذشته می‌تواند نتیجه‌ای متفاوت ایجاد کند؟
 ترامپ و نسخه قدیمی فشار اقتصادی علیه ایران؛ کارشناسان چه می‌گویند؟

خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: شش ماه پس از آغاز جنگ جهل روزه، سیاست آمریکا در قبال ایران بیش از آنکه نشانه یک راهبرد تازه باشد، نشانه بازگشت واشنگتن به همان مسیری است که دهه‌ها آن را آزموده و نتوانسته تهران را به پذیرش خواسته‌های خود وادار کند. دولت دونالد ترامپ جنگ را با این تصور آغاز کرد که فشار نظامی می‌تواند در مدت کوتاهی ایران را به تسلیم وادار کند؛ اما اکنون، پس از ناکامی در دستیابی به اهداف اعلام‌شده، بار دیگر تحریم و فشار اقتصادی به محور سیاست آمریکا تبدیل شده است.

این تغییر مسیر را می‌توان یکی از مهم‌ترین نشانه‌های بن‌بست راهبردی واشنگتن در برابر ایران دانست. در آغاز جنگ چهل‌روزه، ادبیات دولت ترامپ بر پیروزی سریع و تحمیل اراده آمریکا متمرکز بود. قرار بود توان نظامی ایران در مدت کوتاهی تضعیف شود و تهران در برابر فشار نظامی چاره‌ای جز پذیرش خواسته‌های واشنگتن نداشته باشد. اما طولانی‌شدن درگیری و استمرار مقاومت ایران نشان داد که معادله آن‌گونه که در واشنگتن محاسبه شده بود، پیش نرفته است.

اکنون ترامپ از آغاز «شدیدترین عملیات اقتصادی» علیه ایران سخن می‌گوید؛ سیاستی که قرار است با فشار بر شبکه‌های مالی، شرکت‌ها، دولت‌ها، مسیرهای انتقال نفت، ارز و حتی ثبت کشتی‌ها، اقتصاد ایران را بیش از گذشته تحت فشار قرار دهد.

اما پرسش اساسی این است: اگر فشار نظامی نتوانست ایران را وادار به تسلیم کند، چرا واشنگتن تصور می‌کند تکرار سیاست اقتصادی چند دهه گذشته می‌تواند نتیجه‌ای متفاوت ایجاد کند؟

بازگشت به سیاستی که قبلا آزموده شده است

گزارش شبکه چینی CGTN درباره راهبرد جدید ترامپ دقیقا بر همین تردید تمرکز دارد. این رسانه ضمن بررسی «جنگ اقتصادی ترامپ علیه ایران»، تأکید می‌کند که بسیاری از اقدامات جدید آمریکا در واقع ادامه همان سیاست‌هایی است که طی سال‌های گذشته اجرا شده‌اند.

ایران طی چند دهه تحریم، شبکه‌های مختلفی برای مقابله با محدودیت‌های مالی و تجاری ایجاد کرده است. بنابراین تحریم جدید الزاماً به معنای ایجاد یک ابزار جدید نیست؛ بلکه در بسیاری موارد افزایش شدت استفاده از ابزاری قدیمی است.

حتی اگر این فشارها بتوانند هزینه‌هایی بر اقتصاد ایران تحمیل کنند، مسئله اصلی برای آمریکا همچنان پابرجاست: تحریم زمانی از نظر سیاسی موفق تلقی می‌شود که بتواند رفتار طرف مقابل را تغییر دهد. تاکنون شواهد روشنی وجود ندارد که نشان دهد افزایش فشار اقتصادی به تنهایی می‌تواند تهران را به پذیرش خواسته‌های واشنگتن وادار کند.

رابرت مالی، نماینده پیشین آمریکا در امور ایران، نیز دقیقاً نسبت به همین منطق هشدار داده است. او گفته است تصور اینکه «اگر فشار اقتصادی جواب نداد، فشار اقتصادی بیشتر حتماً جواب می‌دهد» می‌تواند فریبنده و مغالطه‌آمیز باشد.

این اظهارنظر از آن جهت اهمیت دارد که انتقاد از سیاست ترامپ صرفاً از سوی مخالفان خارجی آمریکا مطرح نمی‌شود؛ بلکه بخشی از کارشناسان و چهره‌های سیاسی آمریکایی نیز نسبت به کارآمدی این رویکرد تردید دارند.

تحریم بیشتر، الزاما نتیجه بیشتر نیست

لورا روزن، روزنامه‌نگار آمریکایی، نیز تحریم‌های تازه را تا حدی اقدامی برای نشان دادن این دانسته که واشنگتن همچنان در حال انجام کاری است تا مجبور نشود بار دیگر به سمت تشدید نظامی حرکت کند.

اگر این برداشت درست باشد، «جنگ اقتصادی» ترامپ را باید نه یک ابتکار راهبردی، بلکه تلاشی برای مدیریت یک بن‌بست دانست؛ بن‌بستی که در آن آمریکا نمی‌تواند به‌سادگی اهداف نظامی خود را محقق کند و همزمان نمی‌خواهد شکست یا محدودیت‌های خود را بپذیرد.

در چنین شرایطی، فشار اقتصادی ابزار کم‌هزینه‌تری نسبت به جنگ مستقیم به نظر می‌رسد. اما این ابزار نیز بدون هزینه نیست.

جک راید، سناتور دموکرات آمریکا، هشدار داده است که ایران در عرصه انرژی جهان تأثیرگذار است و در برابر فشار شدید سکوت نخواهد کرد. از نگاه او، افزایش فشار بر تهران می‌تواند واکنش‌های منطقه‌ای به دنبال داشته باشد.

این نکته، یکی از تناقض‌های اصلی سیاست ترامپ را آشکار می‌کند. واشنگتن تلاش می‌کند هزینه فشار را بر ایران افزایش دهد، اما ایران نیز می‌تواند بخشی از این هزینه را به آمریکا، متحدان آن و بازار جهانی منتقل کند. در نتیجه، فشار اقتصادی الزاماً یک خیابان یک‌طرفه نیست.

تهدید علیه چین؛ حلقه ضعیف راهبرد ترامپ

یکی از مهم‌ترین مشکلات سیاست جدید ترامپ، مسئله اجرای واقعی آن در سطح بین‌المللی است. واشنگتن تهدید کرده کشورها و نهادهایی که به ایران در حوزه‌های مالی، نفتی و تجاری کمک کنند با مجازات روبه‌رو خواهند شد. اما اجرای چنین سیاستی زمانی امکان‌پذیر است که آمریکا بتواند شرکای اقتصادی بزرگ ایران را نیز وادار به همراهی کند.

آرنولد برنارد، تحلیلگر فرانسوی، در همین زمینه نسبت به امکان اجرای واقعی تحریم‌ها علیه چین ابراز تردید کرده است. او یادآوری می‌کند که آمریکا پیش‌تر نیز تلاش کرده بود برخی پالایشگاه‌های چینی خریدار نفت ایران را هدف قرار دهد، اما واکنش پکن و هزینه‌های احتمالی تحریم مؤسسات مالی بزرگ چین، اجرای جدی این سیاست را دشوار کرد.

این مسئله اهمیت زیادی دارد. تحریم ایران یک موضوع است و تلاش برای تحمیل آن به چین موضوعی کاملاً متفاوت. اگر واشنگتن برای اجرای سیاست جدید خود مجبور شود بانک‌ها و مؤسسات مالی بزرگ چینی را هدف قرار دهد، مسئله دیگر صرفاً «فشار بر ایران» نخواهد بود؛ بلکه می‌تواند به یک بحران اقتصادی و مالی میان دو قدرت بزرگ جهان تبدیل شود.

به همین دلیل، ادعای «شدیدترین عملیات اقتصادی» زمانی با واقعیت روبه‌رو می‌شود که آمریکا بخواهد تهدیدهای خود را عملی کند.

تهدیدهای توخالی یا آغاز یک بحران تازه؟

سفیر سابق آمریکا در اراضی اشغالی نیز تهدیدهای ترامپ را عمدتاً «جوسازی و توخالی» توصیف کرده و گفته است ابزارهای چندانی برای چنین اقدامی وجود ندارد که استفاده از آنها مستلزم تحمل اقدامات تلافی‌جویانه علیه آمریکا نباشد.

او در عین حال تأکید کرده است حتی اگر تهدیدهای واشنگتن جدی باشند، ایران هم آمادگی تحمل هزینه و فشار را دارد و هم ابزارهایی در اختیار دارد که می‌تواند از آنها برای واردکردن هزینه به آمریکا، شرکای آن و اقتصاد جهانی استفاده کند. این اظهارنظر یک واقعیت مهم را برجسته می‌کند: فشار علیه ایران در خلأ اتفاق نمی‌افتد. ایران صرفاً یک اقتصاد تحت تحریم نیست؛ کشوری با موقعیت مهم انرژی، جغرافیای راهبردی و شبکه‌ای از روابط منطقه‌ای است. هرچه فشار آمریکا افزایش پیدا کند، احتمال واکنش متقابل نیز افزایش خواهد یافت و همین مسئله می‌تواند هزینه‌های سیاست ترامپ را بالا ببرد.

سی ان ان و اعتراف به یک جنگ فرسایشی

شبکه سی ان ان نیز در تحلیل خود درباره راهبرد جدید ترامپ تأکید کرده که موفقیت جنگ اقتصادی علیه ایران به ماه‌ها یا حتی سال‌ها فشار مستمر و همراهی چین، اروپا و کشورهای منطقه نیاز دارد. همین نکته شاید مهم‌ترین تفاوت میان وعده‌های اولیه ترامپ و وضعیت امروز باشد.

جنگی که قرار بود سریع باشد، طولانی شد. فشار نظامی که قرار بود ایران را وادار به تسلیم کند، به بن‌بست رسید. و اکنون سیاستی که قرار بود جایگزین جنگ باشد، خود به یک فرآیند فرسایشی چندساله نیاز دارد. این فاصله میان وعده و واقعیت، مهم‌ترین نقطه ضعف سیاست ترامپ در برابر ایران است.

در ابتدای جنگ، واشنگتن از تغییر سریع معادلات سخن می‌گفت؛ امروز اما برای تحقق اهداف اقتصادی خود از فشار مستمر در ماه‌ها و حتی سال‌های آینده صحبت می‌شود. این تغییر ادبیات، به‌خودی‌خود نشان می‌دهد که محاسبات اولیه آمریکا درباره توان و اراده ایران تا چه اندازه با واقعیت فاصله داشته است.

سیاست جدید یا اعتراف به شکست؟

در نهایت، سیاست اقتصادی جدید ترامپ را نمی‌توان جدا از نتیجه جنگ نظامی تحلیل کرد. اگر آمریکا در دستیابی به اهداف نظامی خود موفق شده بود، اساساً نیازی به اعلام یک «عملیات اقتصادی» گسترده و جدید وجود نداشت. بازگشت به تحریم‌های شدیدتر در شرایط کنونی نشان می‌دهد که ابزار نظامی نتوانسته آن نتیجه سیاسی مورد انتظار واشنگتن را ایجاد کند.

البته تحریم‌ها می‌توانند برای ایران هزینه‌زا باشند و فشار بیشتری بر اقتصاد و بازار انرژی وارد کنند. اما تحمیل هزینه اقتصادی با دستیابی به پیروزی سیاسی دو مفهوم متفاوت است.

ترامپ اکنون در حال آزمودن نسخه‌ای است که پیش از او نیز دولت‌های متعدد آمریکا علیه ایران به کار گرفته‌اند. تحریم‌های گسترده، فشار حداکثری، تهدید ثانویه و تلاش برای قطع ارتباط ایران با اقتصاد جهانی، همگی بارها تجربه شده‌اند.

بنابراین مسئله اصلی این نیست که آیا آمریکا می‌تواند فشار بیشتری ایجاد کند؛ احتمالاً می‌تواند. مسئله این است که آیا این فشار بیشتر می‌تواند همان هدفی را محقق کند که فشارهای نظامی نتوانستند؟ به نظر می‌رسد واشنگتن پس از شش ماه، نه با یک راهبرد تازه، بلکه با نسخه شدیدتر همان سیاست قدیمی بازگشته است؛ سیاستی که دهه‌ها آزموده شده اما نتوانسته ایران را به تسلیم وادار کند. در این معنا، «جنگ اقتصادی» ترامپ بیش از آنکه نشانه قدرت جدید آمریکا باشد، می‌تواند نشانه محدودشدن گزینه‌های آن در برابر ایران باشد؛ تکرار همان فشاری که قرار بود تهران را تسلیم کند، اما اکنون پس از شکست در میدان نظامی، دوباره به ابزار اصلی واشنگتن تبدیل شده است. کد مطلب 6922715



۱ ساعت قبل / سایت مشرق

ترامپ و نسخه قدیمی فشار اقتصادی علیه ایران؛ کارشناسان چه می‌گویند؟

به گزارش مشرق، شش ماه پس از آغاز جنگ جهل روزه، سیاست آمریکا در قبال ایران بیش از آنکه نشانه یک راهبرد تازه باشد، نشانه بازگشت واشنگتن به همان مسیری است که دهه‌ها آن را آزموده و نتوانسته تهران را به پذیرش خواسته‌های خود وادار کند. دولت دونالد ترامپ جنگ را با این تصور آغاز کرد که فشار نظامی می‌تواند در مدت کوتاهی ایران را به تسلیم وادار کند؛ اما اکنون، پس از ناکامی در دستیابی به اهداف اعلام‌شده، بار دیگر تحریم و فشار اقتصادی به محور سیاست آمریکا تبدیل شده است.

این تغییر مسیر را می‌توان یکی از مهم‌ترین نشانه‌های بن‌بست راهبردی واشنگتن در برابر ایران دانست. در آغاز جنگ چهل‌روزه، ادبیات دولت ترامپ بر پیروزی سریع و تحمیل اراده آمریکا متمرکز بود. قرار بود توان نظامی ایران در مدت کوتاهی تضعیف شود و تهران در برابر فشار نظامی چاره‌ای جز پذیرش خواسته‌های واشنگتن نداشته باشد. اما طولانی‌شدن درگیری و استمرار مقاومت ایران نشان داد که معادله آن‌گونه که در واشنگتن محاسبه شده بود، پیش نرفته است.

اکنون ترامپ از آغاز «شدیدترین عملیات اقتصادی» علیه ایران سخن می‌گوید؛ سیاستی که قرار است با فشار بر شبکه‌های مالی، شرکت‌ها، دولت‌ها، مسیرهای انتقال نفت، ارز و حتی ثبت کشتی‌ها، اقتصاد ایران را بیش از گذشته تحت فشار قرار دهد.

اما پرسش اساسی این است: اگر فشار نظامی نتوانست ایران را وادار به تسلیم کند، چرا واشنگتن تصور می‌کند تکرار سیاست اقتصادی چند دهه گذشته می‌تواند نتیجه‌ای متفاوت ایجاد کند؟

بازگشت به سیاستی که قبلا آزموده شده است

گزارش شبکه چینی CGTN درباره راهبرد جدید ترامپ دقیقا بر همین تردید تمرکز دارد. این رسانه ضمن بررسی «جنگ اقتصادی ترامپ علیه ایران»، تأکید می‌کند که بسیاری از اقدامات جدید آمریکا در واقع ادامه همان سیاست‌هایی است که طی سال‌های گذشته اجرا شده‌اند.

ایران طی چند دهه تحریم، شبکه‌های مختلفی برای مقابله با محدودیت‌های مالی و تجاری ایجاد کرده است. بنابراین تحریم جدید الزاماً به معنای ایجاد یک ابزار جدید نیست؛ بلکه در بسیاری موارد افزایش شدت استفاده از ابزاری قدیمی است.

حتی اگر این فشارها بتوانند هزینه‌هایی بر اقتصاد ایران تحمیل کنند، مسئله اصلی برای آمریکا همچنان پابرجاست: تحریم زمانی از نظر سیاسی موفق تلقی می‌شود که بتواند رفتار طرف مقابل را تغییر دهد. تاکنون شواهد روشنی وجود ندارد که نشان دهد افزایش فشار اقتصادی به تنهایی می‌تواند تهران را به پذیرش خواسته‌های واشنگتن وادار کند.

رابرت مالی، نماینده پیشین آمریکا در امور ایران، نیز دقیقاً نسبت به همین منطق هشدار داده است. او گفته است تصور اینکه «اگر فشار اقتصادی جواب نداد، فشار اقتصادی بیشتر حتماً جواب می‌دهد» می‌تواند فریبنده و مغالطه‌آمیز باشد.

این اظهارنظر از آن جهت اهمیت دارد که انتقاد از سیاست ترامپ صرفاً از سوی مخالفان خارجی آمریکا مطرح نمی‌شود؛ بلکه بخشی از کارشناسان و چهره‌های سیاسی آمریکایی نیز نسبت به کارآمدی این رویکرد تردید دارند.

تحریم بیشتر، الزاما نتیجه بیشتر نیست

لورا روزن، روزنامه‌نگار آمریکایی، نیز تحریم‌های تازه را تا حدی اقدامی برای نشان دادن این دانسته که واشنگتن همچنان در حال انجام کاری است تا مجبور نشود بار دیگر به سمت تشدید نظامی حرکت کند.

اگر این برداشت درست باشد، «جنگ اقتصادی» ترامپ را باید نه یک ابتکار راهبردی، بلکه تلاشی برای مدیریت یک بن‌بست دانست؛ بن‌بستی که در آن آمریکا نمی‌تواند به‌سادگی اهداف نظامی خود را محقق کند و همزمان نمی‌خواهد شکست یا محدودیت‌های خود را بپذیرد.

در چنین شرایطی، فشار اقتصادی ابزار کم‌هزینه‌تری نسبت به جنگ مستقیم به نظر می‌رسد. اما این ابزار نیز بدون هزینه نیست.

جک راید، سناتور دموکرات آمریکا، هشدار داده است که ایران در عرصه انرژی جهان تأثیرگذار است و در برابر فشار شدید سکوت نخواهد کرد. از نگاه او، افزایش فشار بر تهران می‌تواند واکنش‌های منطقه‌ای به دنبال داشته باشد.

این نکته، یکی از تناقض‌های اصلی سیاست ترامپ را آشکار می‌کند. واشنگتن تلاش می‌کند هزینه فشار را بر ایران افزایش دهد، اما ایران نیز می‌تواند بخشی از این هزینه را به آمریکا، متحدان آن و بازار جهانی منتقل کند. در نتیجه، فشار اقتصادی الزاماً یک خیابان یک‌طرفه نیست.

تهدید علیه چین؛ حلقه ضعیف راهبرد ترامپ

یکی از مهم‌ترین مشکلات سیاست جدید ترامپ، مسئله اجرای واقعی آن در سطح بین‌المللی است. واشنگتن تهدید کرده کشورها و نهادهایی که به ایران در حوزه‌های مالی، نفتی و تجاری کمک کنند با مجازات روبه‌رو خواهند شد. اما اجرای چنین سیاستی زمانی امکان‌پذیر است که آمریکا بتواند شرکای اقتصادی بزرگ ایران را نیز وادار به همراهی کند.

آرنولد برنارد، تحلیلگر فرانسوی، در همین زمینه نسبت به امکان اجرای واقعی تحریم‌ها علیه چین ابراز تردید کرده است. او یادآوری می‌کند که آمریکا پیش‌تر نیز تلاش کرده بود برخی پالایشگاه‌های چینی خریدار نفت ایران را هدف قرار دهد، اما واکنش پکن و هزینه‌های احتمالی تحریم مؤسسات مالی بزرگ چین، اجرای جدی این سیاست را دشوار کرد.

این مسئله اهمیت زیادی دارد. تحریم ایران یک موضوع است و تلاش برای تحمیل آن به چین موضوعی کاملاً متفاوت. اگر واشنگتن برای اجرای سیاست جدید خود مجبور شود بانک‌ها و مؤسسات مالی بزرگ چینی را هدف قرار دهد، مسئله دیگر صرفاً «فشار بر ایران» نخواهد بود؛ بلکه می‌تواند به یک بحران اقتصادی و مالی میان دو قدرت بزرگ جهان تبدیل شود.

به همین دلیل، ادعای «شدیدترین عملیات اقتصادی» زمانی با واقعیت روبه‌رو می‌شود که آمریکا بخواهد تهدیدهای خود را عملی کند.

تهدیدهای توخالی یا آغاز یک بحران تازه؟

سفیر سابق آمریکا در اراضی اشغالی نیز تهدیدهای ترامپ را عمدتاً «جوسازی و توخالی» توصیف کرده و گفته است ابزارهای چندانی برای چنین اقدامی وجود ندارد که استفاده از آنها مستلزم تحمل اقدامات تلافی‌جویانه علیه آمریکا نباشد.

او در عین حال تأکید کرده است حتی اگر تهدیدهای واشنگتن جدی باشند، ایران هم آمادگی تحمل هزینه و فشار را دارد و هم ابزارهایی در اختیار دارد که می‌تواند از آنها برای واردکردن هزینه به آمریکا، شرکای آن و اقتصاد جهانی استفاده کند.

این اظهارنظر یک واقعیت مهم را برجسته می‌کند: فشار علیه ایران در خلأ اتفاق نمی‌افتد. ایران صرفاً یک اقتصاد تحت تحریم نیست؛ کشوری با موقعیت مهم انرژی، جغرافیای راهبردی و شبکه‌ای از روابط منطقه‌ای است. هرچه فشار آمریکا افزایش پیدا کند، احتمال واکنش متقابل نیز افزایش خواهد یافت و همین مسئله می‌تواند هزینه‌های سیاست ترامپ را بالا ببرد.

سی ان ان و اعتراف به یک جنگ فرسایشی

شبکه سی ان ان نیز در تحلیل خود درباره راهبرد جدید ترامپ تأکید کرده که موفقیت جنگ اقتصادی علیه ایران به ماه‌ها یا حتی سال‌ها فشار مستمر و همراهی چین، اروپا و کشورهای منطقه نیاز دارد. همین نکته شاید مهم‌ترین تفاوت میان وعده‌های اولیه ترامپ و وضعیت امروز باشد.

جنگی که قرار بود سریع باشد، طولانی شد. فشار نظامی که قرار بود ایران را وادار به تسلیم کند، به بن‌بست رسید. و اکنون سیاستی که قرار بود جایگزین جنگ باشد، خود به یک فرآیند فرسایشی چندساله نیاز دارد. این فاصله میان وعده و واقعیت، مهم‌ترین نقطه ضعف سیاست ترامپ در برابر ایران است.

در ابتدای جنگ، واشنگتن از تغییر سریع معادلات سخن می‌گفت؛ امروز اما برای تحقق اهداف اقتصادی خود از فشار مستمر در ماه‌ها و حتی سال‌های آینده صحبت می‌شود. این تغییر ادبیات، به‌خودی‌خود نشان می‌دهد که محاسبات اولیه آمریکا درباره توان و اراده ایران تا چه اندازه با واقعیت فاصله داشته است.

سیاست جدید یا اعتراف به شکست؟

در نهایت، سیاست اقتصادی جدید ترامپ را نمی‌توان جدا از نتیجه جنگ نظامی تحلیل کرد. اگر آمریکا در دستیابی به اهداف نظامی خود موفق شده بود، اساساً نیازی به اعلام یک «عملیات اقتصادی» گسترده و جدید وجود نداشت. بازگشت به تحریم‌های شدیدتر در شرایط کنونی نشان می‌دهد که ابزار نظامی نتوانسته آن نتیجه سیاسی مورد انتظار واشنگتن را ایجاد کند.

البته تحریم‌ها می‌توانند برای ایران هزینه‌زا باشند و فشار بیشتری بر اقتصاد و بازار انرژی وارد کنند. اما تحمیل هزینه اقتصادی با دستیابی به پیروزی سیاسی دو مفهوم متفاوت است.

ترامپ اکنون در حال آزمودن نسخه‌ای است که پیش از او نیز دولت‌های متعدد آمریکا علیه ایران به کار گرفته‌اند. تحریم‌های گسترده، فشار حداکثری، تهدید ثانویه و تلاش برای قطع ارتباط ایران با اقتصاد جهانی، همگی بارها تجربه شده‌اند.

بنابراین مسئله اصلی این نیست که آیا آمریکا می‌تواند فشار بیشتری ایجاد کند؛ احتمالاً می‌تواند. مسئله این است که آیا این فشار بیشتر می‌تواند همان هدفی را محقق کند که فشارهای نظامی نتوانستند؟ به نظر می‌رسد واشنگتن پس از شش ماه، نه با یک راهبرد تازه، بلکه با نسخه شدیدتر همان سیاست قدیمی بازگشته است؛ سیاستی که دهه‌ها آزموده شده اما نتوانسته ایران را به تسلیم وادار کند.

در این معنا، «جنگ اقتصادی» ترامپ بیش از آنکه نشانه قدرت جدید آمریکا باشد، می‌تواند نشانه محدودشدن گزینه‌های آن در برابر ایران باشد؛ تکرار همان فشاری که قرار بود تهران را تسلیم کند، اما اکنون پس از شکست در میدان نظامی، دوباره به ابزار اصلی واشنگتن تبدیل شده است.


۱ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

دولت ترامپ از روز نخست هیچ راهبردی برای جنگ ایران نداشت

ایران آنلاین:

   جیسون کرو، نماینده دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا و از نیروهای سابق ارتش این کشور، در گفت‌وگویی تلویزیونی با اشاره به اظهارات اخیر اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا درباره نامشخص بودن زمان پایان جنگ، این اظهارات را نشانه‌ای از نبود راهبرد در دولت ترامپ دانست.

به گزارش ایرنا از ام‌اس‌ناو، کرو گفت: «من فکر نمی‌کنم فقط بسنت باشد؛ از پیت هگست گرفته تا اسکات بسنت و دونالد ترامپ، آنها هیچ ایده‌ای درباره اینکه چگونه باید این جنگ را پیروز شوند، ندارند و از همان روز اول هیچ راهبردی نداشته‌اند.»

این نماینده دموکرات در ادامه کنگره آمریکا را مهم‌ترین بازیگر در پایان دادن به جنگ دانست و گفت قانون اساسی آمریکا عمداً اختیار اعلام و تأمین مالی جنگ را در اختیار کنگره قرار داده است تا چنین قدرت بزرگی در دست یک رئیس‌جمهور متمرکز نشود.

او افزود: «اگر مردم نمی‌دانند جنگ چه زمانی پایان می‌یابد، به این دلیل است که کنگره هنوز به آن پایان نداده است.»

کرو با اشاره به مخالفت بخش قابل توجهی از افکار عمومی آمریکا با ادامه جنگ، یادآور شد که دونالد ترامپ نیز در دوران مبارزات انتخاباتی خود وعده پایان دادن به درگیری‌های بی‌پایان در خاورمیانه را داده بود.

این نماینده آمریکایی تاکید کرد که کنگره می‌تواند برای پایان جنگ رای‌گیری کند و اگر ترامپ چنین تصمیمی را نادیده بگیرد، اختیار قطع بودجه جنگ را در اختیار دارد.

کرو همچنین به بازگشت ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به سن‌دیگو اشاره کرد و گفت حدود پنج هزار نیروی نظامی در این ناو حضور دارند که پس از بازگشت، تجربیات خود از شرایط خدمت و مشکلات موجود را با خانواده‌ها و دوستانشان در میان خواهند گذاشت.

او معتقد است انتشار این تجربیات می‌تواند بر افکار عمومی آمریکا تاثیر بگذارد؛ مشابه آنچه در دوران جنگ ویتنام رخ داد. به گفته کرو، زمانی که نیروهای آمریکایی از ویتنام بازگشتند و مردم روایت‌های مستقیم آنان از جنگ را شنیدند، حمایت عمومی از جنگ کاهش یافت.

وی در پایان، شرایط کنونی را نتیجه بی‌کفایتی دولت دانست و گفت عملکرد دولت ترامپ، نیروهای نظامی آمریکا را در موقعیتی قرار داده که انجام ماموریت‌های دشوار را بدون برخورداری از پشتیبانی و امکانات لازم بر عهده دارند.

انتهای پیام/


۱ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

آمریکا برای دومین بار مانع حضور عباس در مجمع عمومی سازمان ملل می‌شود

ایران آنلاین:

  بر اساس این گزارش روزنامه جروزالم پست، محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین تلاش می‌کند دولت آمریکا را به لغو ممنوعیت سفرش متقاعد کند و در همین راستا، از ترکیه نیز خواسته است برای تغییر تصمیم واشنگتن میانجی‌گری کند.

به گزارش ایسنا، اردوغان، که ترامپ بارها او را «دوست نزدیک» توصیف کرده است، این هفته با او صحبت کرد، اما دولت قصد تغییر موضع خود را ندارد.

در صورت اجرا، انتظار می‌رود این تصمیم مقامات ارشد تشکیلات خودگردان فلسطین و سازمان آزادیبخش فلسطین را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

واشنگتن این اقدامات سختگیرانه را با این ادعا توجیه می‌کند که تلاش‌های تشکیلات خودگردان فلسطین در مجامع بین‌المللی برای به رسمیت شناختن یکجانبه کشور فلسطین و مواضع سیاسی آن در مورد جنگ غزه و مذاکرات آتش‌بس، چشم‌انداز صلح و سیاست خارجی ایالات متحده را تضعیف می‌کند.

آمریکا سال گذشته نیز ویزای عباس و حدود ۸۰ مقام فلسطینی را پیش از نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل لغو کرد؛ اقدامی که با واکنش‌ها و محکومیت‌های بین‌المللی روبه‌رو شد. تشکیلات خودگردان فلسطین آن تصمیم را مغایر حقوق بین‌الملل و توافق‌نامه مقر میان آمریکا و سازمان ملل دانست.

در ادامه این گزارش به سیاست‌های خصمانه دولت نخست ترامپ در قبال فلسطینیان اشاره شده است؛ از جمله انتقال سفارت آمریکا به قدس در سال ۲۰۱۷، تعطیلی دفتر سازمان آزادی‌بخش فلسطین در واشنگتن، قطع کمک‌های مالی به تشکیلات فلسطینی و تغییر رویکرد متعارف آمریکا درباره محکومیت شهرک‌سازی رژیم صهیونیستی در کرانه باختری.

انتهای پیام/




 پیام هشت حمله اسرائیل برای شخص اردوغان؛ پاسخ در راه است؟
۲۰ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

پیام هشت حمله اسرائیل برای شخص اردوغان؛ پاسخ در راه است؟

سردبیر رای‌الیوم حملات صهیونیست‌ها به فرودگاه ابوالظهور در سوریه را حامل پیام‌هایی برای اردوغان و ترکیه دانست.

 تحریم‌های تازه آمریکا علیه افراد و نهادهای مرتبط با ایران اعلام شد
۱۳ ساعت قبل / سایت هم میهن

تحریم‌های تازه آمریکا علیه افراد و نهادهای مرتبط با ایران اعلام شد

وزارت خزانه‌داری آمریکا فهرست جدیدی از تحریم‌ها علیه اشخاص و نهادهای مرتبط با ایران، کوبا، حزب‌الله و روسیه منتشر کرد؛ در این میان نام سه تبعه ترکیه‌ای مرتبط با ایران نیز دیده می‌شود.

 ادعای دو مقام آمریکایی: مذاکرات ایران و عمان شکست خورد
۲۱ ساعت قبل / سایت هم میهن

ادعای دو مقام آمریکایی: مذاکرات ایران و عمان شکست خورد

دو مقام آمریکایی مدعی شکست مذاکرات ایران و عمان درباره تنگه هرمز شدند.

 ادعا درباره احتمال درگیری گسترده نظامی آمریکا با ایران 
۳ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

ادعا درباره احتمال درگیری گسترده نظامی آمریکا با ایران 

«اسکات بسنت» وزیر خزانه‌داری آمریکا روز پنجشنبه در گفت‌وگویی با شبکه سی‌ان‌بی‌سی ادعا کرد که احتمالا نیاز به درگیری گسترده با ایران وجود نخواهد داشت.

 راهبرد ترامپ برای ترساندن ایران نتیجه معکوس داده است/ هزینه فوری تشدید تحریم‌ها احتمالاً پیش از هر گروه دیگری بر دوش مردم ایران خواهد افتاد/ احتمال ادامه بن‌بست میان تهران و واشنگتن، به اندازه احتمال از سرگیری جنگ جدی است
۱۷ ساعت قبل / سایت جماران

راهبرد ترامپ برای ترساندن ایران نتیجه معکوس داده است/ هزینه فوری تشدید تحریم‌ها احتمالاً پیش از هر گروه دیگری بر دوش مردم ایران خواهد افتاد/ احتمال ادامه بن‌بست میان تهران و واشنگتن، به اندازه احتمال از سرگیری جنگ جدی است

روزنامه «نیویورک‌تایمز» در گزارشی از بن‌بست پرتنش میان تهران و واشنگتن نوشت: راهبرد دونالد ترامپ برای وادار کردن ایران به عقب‌نشینی از طریق تهدید نظامی و تشدید فشار اقتصادی، تاکنون نتیجه معکوس داده و مواضع تهران را سخت‌تر کرده است؛ وضعیتی که در غیاب مذاکرات جدی، خطر تداوم یک رویارویی فرسایشی یا بازگشت دوباره به جنگ را افزایش داده است.

 تغییر تاکتیک ایران در جنگ با آمریکا؛  ترامپ دیگر برنمی گردد  |  ترامپ در تله افتاده و  چاره‌ای جز پذیرش شروط تهران  ندارد!
۵ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

تغییر تاکتیک ایران در جنگ با آمریکا؛ ترامپ دیگر برنمی گردد | ترامپ در تله افتاده و چاره‌ای جز پذیرش شروط تهران ندارد!

جان مرشایمر، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه شیکاگو، با اشاره به تغییر رویکرد ایران در برابر آمریکا و افزایش توانمندی‌های نظامی تهران، تأکید کرد که واشنگتن دیگر نمی‌تواند با اتکا به تهدید و حملات نظامی، ایران را وادار به تسلیم کند.