
خبرگزاری مهر، گروه استانها - حمیدرضا عبدالمنافی*: از آغاز جنگ رمضان، میکروفن را برداشتم و راهی میدانها و خیابانها شدم؛ به میان مردمی رفتم که قرار بود از آنها خبر بگیرم، اما در گذر روزها و شبها دریافتم که دستاورد خبرنگاری تنها در تعداد گزارشها، شمار مصاحبهها یا میزان بازدید خبرها خلاصه نمیشود.
برای تهیه گزارش، درباره موضوعات مختلف از مردم پرسیدم، شنیدم و روایت کردم؛ تلاش کردم صدای شهروندانی باشم که هرکدام بخشی از واقعیت جامعه را با خود دارند. در کنار این گزارشها، اتفاقی شکل گرفت که شاید در هیچ آمار و کارنامهای ثبت نشود؛ مردم دیگر برایم فقط مخاطب یا سوژه گزارش نبودند، بلکه به بخشی از تجربه حرفهای و انسانی من تبدیل شدند.
گاهی هنوز میکروفن را روشن نکردهام که چهرهای آشنا جلو میآید و به جای پرسش درباره موضوع گزارش، سراغ حال من و خانوادهام را میگیرد. گاهی فردی که پیشتر چند دقیقه مقابل دوربین با من صحبت کرده است، در دیداری دیگر و در غیاب دوربین و میکروفن، سر صحبت را باز میکند و از دغدغهها و مشکلاتش میگوید.
این لحظهها شاید در خروجی رسانه دیده نشوند، اما برای خبرنگار ارزشمندند؛ چراکه نشان میدهند رابطه میان خبرنگار و مردم از یک گفتگوی چنددقیقهای فراتر رفته و به اعتماد رسیده است.
این دنبالکردن برای من صرفاً یک عدد در شبکه اجتماعی نیست؛ نشانه تداوم ارتباطی است که از میدان و خیابان آغاز شده و به فضای مجازی رسیده است.
هر شهروندی که مقابل میکروفن قرار میگیرد، بخشی از زندگی، نگاه، دغدغه یا امید خود را در اختیار خبرنگار میگذارد و انتظار دارد سخنش تحریف نشود، دغدغهاش قربانی هیجان رسانهای نشود و روایتش دقیق و امانتدارانه به مخاطب برسد.
در چنین شرایطی، خبرنگاری از یک شغل فراتر میرود و به مسئولیت اجتماعی تبدیل میشود.
تفاوت خبرنگار حرفهای با صرفاً منتشرکننده محتوا، در سرعت انتشار نیست؛ در مسئولیت او در برابر حقیقت است.
خبرنگار باید بشنود، اما هر شنیدهای را خبر نکند؛ روایت کند، اما پیش از روایت، صحت آن را بسنجد؛ مطالبه مردم را منتقل کند، اما در کنار آن پاسخ مسئول مربوط را نیز جویا شود. خبرنگار حرفهای نه سخنگوی مردم است و نه سخنگوی مسئولان؛ …









