
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه جوان نوشت: با سپری شدن روز خبرنگار، اما این پرسش درباره معنای خبرنگاری حرفهای، بهویژه زمانی که پای روایت یک فاجعه انسانی در میان باشد، همیشه تازه است. چراکه در چنین موقعیتهایی، خبرنگار تنها وظیفه ثبت و انتقال خبر را بر عهده ندارد؛ بلکه انتخاب تیتر، تصویر، زاویه روایت و حتی شیوه طرح یک سؤال میتواند برحال بازماندگان و خانوادههای داغدار اثرگذار باشد.
بعد از حادثه تلخ شهادت ۱۶۸دانشآموز بیگناه مدرسه شجره طیبه میناب، روزهایی که خانوادهها میان شوک، اندوه و نگرانی دستوپنجه نرم میکردند، دهها دوربین، تلفن همراه و صفحه مجازی نیز در تلاش بودند تا روایت خود را از حادثه ثبت و منتشر کنند. هرچند ثبت و مستندسازی این فاجعه برای افشای جنایات دشمن صهیونی ـ امریکایی و ماندگار شدن آن در حافظه تاریخی، بخشی از وظایف رسانهای به شمار میرفت، اما این پرسشها همچنان باقی است که آیا هر روایت و هر تصویری به روشنتر شدن حقیقت کمک میکرد؟ آیا هرآنچه امکان انتشار داشت، باید منتشر میشد؟ رسانهها در کنار مسئولیت اطلاعرسانی تا چه اندازه نسبت به سلامت روان بازماندگان و حفظ کرامت انسانی آنان مسئولیت دارند؟
برای واکاوی این پرسشها، با دو کارشناس از دو حوزه متفاوت به گفتوگو نشستیم: فائزه انصاریان، روانشناس جهادی حاضر در میناب که از نزدیک با خانوادهها و دانشآموزان آسیبدیده در ارتباط بوده است و مصطفی عبداللهی، کارشناس رسانه که از منظر اخلاق حرفهای و استانداردهای روزنامهنگاری به نحوه پوشش فجایع انسانی مینگرد. روایت این دو کارشناس، اگرچه از دو زاویه متفاوت بیان میشود، اما در یک نقطه به هم میرسد: اینکه گاهی یک تیتر، یک تصویر یا یک پرسش نادرست میتواند زخمی را که حادثه بر جان بازماندگان گذاشته، عمیقتر کند.
فاجعهای که پشت دوربین تکرار شد
فائزه انصاریان، این روانشناس جهادی معتقد است در کنار فاجعه اصلی، گاه رفتارهایی شکل میگیرد که خود میتواند به فاجعهای دیگر تبدیل شود. او میگوید: «اگر بخواهم درباره نحوه برخورد برخی دوستان رسانه با خانوادههای شهدای میناب، بازماندگان و فرزندان آنان صحبت کنم، متأسفانه مواردی مشاهده شد که نشاندهنده نوعی رفتار غیرحرفهای و غیراخلاقی در مواجهه با این عزیزان بود. …








