
یادداشت مهمان، محمدمهدی سیدناصری، پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان: آمارهای تازه درباره زیست دیجیتال کودکان و نوجوانان، بیش از آنکه یک گزارش آماری باشد، هشداری درباره آینده فرهنگی جامعه ایران است. اینکه نزدیک به یکچهارم کودکان و نوجوانان برای حضور در فضای مجازی از فیلترشکن استفاده میکنند، صرفاً یک مسئله فنی یا فناورانه نیست؛ بلکه نشانه ورود کودکان به زیست دیجیتالی است که بخش مهمی از آن خارج از هرگونه چارچوب تربیتی، فرهنگی و حمایتی قرار دارد.
کودکی، دوره شکلگیری شخصیت، هویت، باورها و نظام ارزشی انسان است. در گذشته، خانواده، مدرسه، مسجد، کتاب و محیط اجتماعی، مهمترین عوامل جامعهپذیری کودکان بودند؛ اما امروز، تلفن همراه و فضای مجازی نیز به یکی از اثرگذارترین نهادهای تربیتی تبدیل شدهاند. اگر این فضا بدون آمادگی، آموزش و حمایت در اختیار کودک قرار گیرد، طبیعی است که نقش نهادهای سنتی تربیت به تدریج کمرنگتر شود و منابع دیگری، که الزاماً مسئولیتی در قبال فرهنگ و هویت کودک ایرانی ندارند، در شکلگیری شخصیت او نقشآفرین شوند.
فیلترشکن در این میان تنها یک نرمافزار نیست؛ دریچهای است به جهانی که بخش قابل توجهی از آن بر اساس نیازها و ارزشهای فرهنگی جامعه ایرانی طراحی نشده است. کودکی که بدون راهنما و بدون سواد رسانهای وارد این جهان میشود، نهتنها با فرصتهای آموزشی و علمی روبهروست، بلکه همزمان در معرض انبوهی از محتواها، الگوهای رفتاری و سبکهای زندگی قرار میگیرد که ممکن است با سن، نیازهای رشدی یا ارزشهای فرهنگی او تناسبی نداشته باشند.
یکی از مهمترین پیامدهای فرهنگی این وضعیت، شکلگیری هویتهای پراکنده و ناپایدار در میان کودکان است. کودکی که هر روز میان الگوهای متعارض رفتاری، اخلاقی و فرهنگی جابهجا میشود، ممکن است در تشخیص هویت فرهنگی خود دچار سردرگمی شود. این موضوع لزوماً به معنای تقابل فرهنگها نیست، بلکه نشان میدهد کودک برای تحلیل و انتخاب، هنوز به بلوغ فکری لازم نرسیده و به همین دلیل بیش از هر زمان دیگری به هدایت آگاهانه نیاز دارد.
از سوی دیگر، استفاده زودهنگام و گسترده از فیلترشکن، رابطه کودک با خانواده را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. هنگامی که بخش مهمی از زندگی دیجیتال کودک از دید والدین پنهان بماند، …
