به گزارش خبرنگار مهر، پالایشگاههای ایران در دهههای گذشته بر اساس نیازهای همان دوره و با هدف تولید سوختهای متعارف ساخته شدند؛ زمانی که مصرف داخلی، استانداردهای زیستمحیطی و ساختار بازار فرآوردههای نفتی با شرایط امروز تفاوت چشمگیری داشت. بخش مهمی از ظرفیت پالایشی کشور به پالایشگاههایی اختصاص دارد که طراحی اولیه آنها به دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ بازمیگردد و در طول سالها، اگرچه طرحهای تعمیراتی و توسعهای متعددی در آنها اجرا شده، اما همه این طرحها نتوانستهاند ساختار اصلی پالایشگاه را بهطور کامل دگرگون کنند.
در پالایشگاههای قدیمی، فرآیند اصلی بر جداسازی نفت خام در برجهای تقطیر استوار است. در این فرآیند، نفت خام به برشهای مختلفی مانند گاز مایع، نفتا، نفت سفید، گازوئیل و تهماندههای سنگین تقسیم میشود. هرچه سهم بخشهای سنگین نفت خام بیشتر باشد، برای تبدیل آنها به فرآوردههای سبک و باارزش، به واحدهای پیچیدهتر و سرمایهگذاری بیشتری نیاز است. در صورت نبود این واحدها، بخش قابلتوجهی از تهمانده نفت خام به نفتکوره یا همان مازوت تبدیل میشود.
این مسئله به معنای پایین بودن ظرفیت اسمی پالایشگاه نیست؛ بلکه نشان میدهد میان ظرفیت پالایش نفت خام و توان تولید فرآوردههای باارزش فاصله وجود دارد. پالایشگاهی ممکن است روزانه صدها هزار بشکه نفت خام را فرآوری کند، اما اگر از فناوریهای تبدیل عمیق برخوردار نباشد، بخشی از محصول نهایی آن، فرآوردهای کمارزش، آلاینده و دشوار برای فروش خواهد بود.
یکی از شاخصهای مهم در ارزیابی توان فنی پالایشگاهها، «ضریب پیچیدگی نلسون» است. این شاخص، میزان برخورداری پالایشگاه از واحدهای پیشرفته تبدیل، تصفیه و ارتقای کیفیت را نشان میدهد. پالایشگاههایی با ضریب پیچیدگی بالاتر، انعطاف بیشتری برای دریافت نفت خام سنگین و تولید بنزین، گازوئیل و سوخت جت دارند. در مقابل، پالایشگاههای سادهتر، وابستگی بیشتری به کیفیت نفت خام ورودی دارند و در تبدیل تهماندههای سنگین با محدودیت روبهرو هستند.
کمبود واحدهای تبدیلی؛ ریشه تولید بالای مازوت …











