
یادداشت مهمان، حکیمه دبیران، عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی: به پاس ایّامی که توفیق داشتم به عنوان شاگرد در خدمت استاد بزرگوارم، مرحوم دکتر پرویز ناتل خانلری باشم، مرور خاطرات آن روزگار برای من همواره زنده، شیرین و الهامبخش است. من در دورۀ تحصیلات تکمیلی زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه تهران، در سالهای ۱۳۴۸ و ۱۳۴۹ هجری خورشیدی، توفیق حضور در کلاسهای ایشان را یافتم؛ سالهایی که در واقع آخرین دوران تدریس مستقیم استاد در دانشگاه به شمار میرفت.
یادم میآید در سالهای اوّل تحصیل، گرچه هنوز با ایشان درس نداشتم، امّا آوازه و ذکر خیر کلاسهایشان را از دانشجویان دورههای بالاتر میشنیدم و همواره امیدوار بودم فرصتی برای کسب فیض مستقیم فراهم شود. در نهایت این توفیق نصیب من شد، هرچند در اواخر ترم، استاد به سبب مشغلههای بسیار اداری و فرهنگی، ادامۀ کلاس را به آقای دکتر هرمز میلانیان واگذار کردند و پس از آن نیز دکتر میلانیان به جای ایشان تدریس میکردند، به هرحال همان جلسات حضور در محضر استاد، اندوختهای ابدی برای من به یادگار گذاشت.
منش مدیریّتی آمیخته با سعۀ صدر
برگزاری کلاسهای درس دکتر خانلری همواره با آیین و حرمت خاصی همراه بود. احترام متقابلی که میان ایشان و دانشجویان جریان داشت، فضایی صمیمی و در عین حال جدّی ایجاد میکرد. کلاسهای ما بسیار محدود و با حضور حدود ده نفر برگزار میشد. شیوۀ تدریس ایشان کاملاً پویا و مشارکتجویانه بود؛ گاه یک واژه یا ساختار دستوری خاص را مطرح میکردند و از تکتک ما میخواستند نظرات خود را مکتوب کنیم. این نظرخواهیهای مستمر و خواندن پاسخها، فرصتی بینظیر برای پویایی ذهن همۀ دانشجویان بود. خانلری در میان دانشجویان
جلوۀ دیگر این منش انسانی را در خارج از دانشگاه و در حوزۀ مدیریّت فرهنگی ایشان میدیدم. در آن دوران، من در فرهنگستان زبان کار میکردم که تحت ریاست دکتر صادق کیا بود و همزمان، دکتر خانلری نیز ریاست فرهنگستان ادب را بر عهده داشتند. به دلیل نزدیکی فعالیّتهای پژوهشی این دو نهاد، مراودات مستمرّی میان همکاران جریان داشت. رفتار استاد خانلری در محیط کار بسیار صمیمی و آموزنده بود؛ بارها شاهد بودم که ایشان برای احوالپرسی شخصاً اتاق به اتاق میرفتند، درِ اتاق همکاران جوان را میزدند و با فروتنی …









