قیمت طلا امروز




 خبرگزاری مهر / ۱۴۰۵/۰۵/۱۲

رسانه بی‌همتای شیعیان

میان نخلستان‌های مجاور فرات و به دور از هیاهوی جهان مدرن، جاده‌ای امتداد یافته است که اگر مقصد نهایی آن کربلا باشد، به زعم میلیون‌ها مسافرش، زیباترین و رازآلودترین مسیر جهان است.
 رسانه بی‌همتای شیعیان

به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: روزگاری تنها جابربن عبدالله انصاری و قافله‌ای کوچک از اسرای رنج دیده، سکوت سنگین صحرا را می‌شکستند تا به مزار کشتگان نینوا برسند، اما امروز این مسیر، میزبان ده‌ها میلیون زائری است که از سراسر کره خاکی به این نقطه سرازیر می‌شوند. در این گزارش تحلیلی و تاریخی، به بررسی ابعاد این پدیده شگرف می‌پردازیم؛ پدیده‌ای کاملا مردمی که خارج از اراده دولت‌ها و نهادهای رسمی، بر پایه ایثار اقتصادی و اعتقادی توده‌های مردم اداره می‌شود و بزرگ‌ترین اجتماع مسالمت‌آمیز بشریت را رقم می‌زند.

نخستین گام‌ها در مسیر تاریخ

تاریخچه این رودخانه خروشان انسانی به روزگاری باز می‌گردد که هنوز زمان زیادی از واقعه عاشورا نگذشته بود. در میان منابع تاریخی و اعتقادات عمومی شیعیان، این باور مستند و قوی وجود دارد که نخستین زائر مزار سیدالشهدا، صحابی بزرگوار پیامبر اسلام، جابربن عبدالله انصاری بوده است. او در بیستم صفر، مقارن با اولین اربعین شهادت امام حسین(ع)، به همراه گروهی از طایفه بنی‌هاشم و چهره‌هایی چون عطیه عوفی، با پای پیاده به سوی کربلا حرکت کرد.رسیدن جابر به کربلا با مناسکی همراه بود که بعدها به الگویی برای زائران تبدیل شد.

او پس از شست‌وشوی خود در آب فرات، با چشمانی اشک‌بار به مزار رفت. فریاد سه باره «یا حسین» او در دل تاریخ ثبت شده است؛ لحظه‌ای که با بغض خطاب به مزار گفت: «محبوبی به محبوب خود پاسخ نمی‌دهد. چگونه می‌توانی پاسخ دهی در حالی که رگ‌هایت بریده شده و بدنت تکه تکه شده است؟» این واقعه نقطه آغازین چیزی است که امروز به عنوان جاذبه مغناطیسی حسینی شناخته می‌شود؛ جاذبه‌ای که از روز اربعین آغاز شد و پس از قرن‌ها، ارادت مستمر شیعیان و آزادگان جهان را به همراه داشته است. البته در برخی متون تاریخی مانند بحارالانوار، از چهره‌های دیگری نظیر عبدالله‌بن حر جعفی نیز به عنوان نخستین زائرانی یاد شده است که بر سر قبور شهدا ایستادند و مرثیه‌سرایی کردند، اما نماد اصلی این حرکت، همان زیارت جابر و سپس بازگشت قافله اسراست.

قافله اسرا و پرچمداری حقیقت در کربلا

بخش مهم و دراماتیک تاریخ اربعین، به بازگشت کاروان اسرای اهل بیت به کربلا گره خورده است. روایات متعددی درباره زمان دقیق این بازگشت وجود دارد. به سال ۶۱ هجری قمری و ۴۰ روز پس از واقعه عاشورا نسبت داده می‌شود که کاروان اسرا از مسیرهای مختلف به سمت کربلا حرکت کردند. با وجود اینکه برخی مورخان به دلیل طولانی بودن سفر و شرایط دشوار آن زمان، رسیدن کاروان به کربلا در روز بیستم صفر همان سال را با تردید مواجه می‌کنند، اما منابع معتبر و دست اول شیعه این واقعه را تایید کرده‌اند. آثاری نظیر «اللهوف فی قتله الطفوف» نوشته سیدبن طاووس، پژوهش‌های سیدمحمدعلی قاضی‌طباطبایی و «کامل الزیارات» ابن قولویه قمی و همچنین مکتوبات شیخ مفید و شیخ طوسی، همگی بر اهمیت این زیارت صحه گذاشته‌اند.

با این حال، گروهی از علما معتقدند که کاروان در روز اربعین از شام به سمت مدینه حرکت کرده و شاید در تاریخی دیگر به کربلا رسیده باشد. استدلال این گروه بر پایه مسافت طولانی میان شام و کوفه است که در مسیر برگشت حدود ۸۵۰ کیلومتر و در مسیر رفت از جاده سلطانی حدود ۱۴۰۰ کیلومتر بوده است. فارغ از مناقشات تقویمی، حضور حضرت زینب (س) به عنوان پرچمدار کاروان اسرا در کربلا، نقطه عطفی در تاریخ شیعه است. او که با خطبه‌های آتشین خود در کوفه و شام، ماهیت واقعی قیام عاشورا را روشن کرده و مانع تحریف حقیقت شده بود، با بازگشت به کربلا، این رسالت بیدارگرانه را تکمیل کرد. این موضع باشکوه و ایستادگی حضرت زینب(س) و امام سجاد (ع)، به نقطه شروعی برای میلیون‌ها زائری تبدیل شد که امروز در این سفر روشنگرانه و معنوی، در جست‌وجوی حقیقت گام برمی‌دارند.

سیر تطور زیارت؛ از خفقان اموی تا گشایش صفوی

مسیر زیارت اربعین در طول تاریخ هرگز هموار نبوده و همواره با فراز و نشیب‌های سیاسی و امنیتی همراه بوده است. پس از فاجعه عاشورا، حکومت بنی‌امیه نه تنها تلاش کرد یاد و نام امام حسین را سرکوب کند، بلکه قوانین بسیار سختگیرانه‌ای برای ممنوعیت هرگونه تجمع، عزاداری و زیارت مرقد ایشان وضع کرد. با انتقال قدرت به عباسیان، اگرچه سازوکارهای سرکوب تغییر یافت، اما خصومت با زائران کربلا همچنان به قوت خود باقی ماند و در دوره‌هایی چون حکومت متوکل عباسی به اوج وحشی‌گری رسید. فصل جدیدی در تاریخ زیارت اربعین با پایان یافتن دوران تاریک امویان و عباسیان و ظهور دولت‌های شیعی آغاز شد.

روی کار آمدن آل‌بویه در بخش‌هایی از ایران و عراق، برای نخستین بار فضای مساعدتری را برای احیای آیین‌های شیعی فراهم کرد. زائرانی که تا پیش از آن با ترس و لرز و در خفا به زیارت می‌رفتند، توانستند با آزادی عمل بیشتری در این مراسم شرکت کنند. اما دوران طلایی احیای این مناسک در تاریخ پیشامدرن، مقارن با استقرار دولت صفوی در ایران بود. با رسمی شدن مذهب تشیع، دولت صفوی نه تنها اجازه برگزاری آزادانه مراسم عاشورا و اربعین را صادر کرد، بلکه به طور فعال از این سنت‌ها حمایت کرد.

با این حال، این گشایش‌ها دائمی نبود. در دوران تسلط امپراتوری عثمانی بر عراق، زائران بار دیگر با محدودیت‌های شدیدی مواجه شدند. دولت عثمانی بارها با بستن جاده‌های منتهی به کربلا و اعزام نیروهای نظامی، مانع برگزاری آزادانه این مراسم می‌شد. در دوران قاجار نیز، با وجود فضای حمایتی در داخل ایران، چالش‌های مرزی و امنیتی و همچنین تنش‌های سیاسی میان ایران و عثمانی، همواره بر روند زیارت اربعین تاثیر منفی می‌گذاشت.

خان‌های تاریخی و سازماندهی پیاده‌روی در قرن نوزدهم

زیارت اربعین به شکل مدرن و سازمان‌یافته‌ای که شباهت‌هایی به پیاده‌روی امروزی دارد، از اواسط قرن نوزدهم میلادی نضج گرفت. در این دوره، زائران به مدت چهار روز با پای پیاده مسیر نجف تا کربلا را طی می‌کردند و به طور متوسط روزانه ۲۰ کیلومتر راه می‌رفتند. این حرکت جمعی از شانزدهم صفر آغاز می‌شد؛ زائران صبحگاه از نجف به سمت منطقه‌ای به نام «خان المصلی» یا «خان الربع» حرکت کرده و شب را در آنجا بیتوته می‌کردند. در روز هفدهم به سوی «خان الحماد» در منطقه حیدریه امروزی می‌رفتند و روز هجدهم را در «خان النخیله» سپری می‌کردند تا در نهایت در روز نوزدهم صفر به آستانه شهر کربلا برسند.

این «خان»ها در واقع کاروانسراها و ساختمان‌های قدیمی خشتی و آجری بودند که قدمتشان به قرن‌های هجدهم و نوزدهم میلادی باز می‌گشت. آنها با فواصل تقریبی ۲۰ کیلومتری در جاده ۷۵ کیلومتری میان نجف و کربلا ساخته شده بودند تا پناهگاه و استراحتگاهی برای زائران خسته باشند. این کاروانسراها تا سال ۱۹۷۹ میلادی و پیش از آغاز سرکوب‌های گسترده رژیم بعث، کاربری خود را حفظ کرده بودند، اما پس از ممنوعیت کامل پیاده‌روی، به مرور زمان متروکه شده و رو به ویرانی گذاشتند.

اربعین در مسلخ بعث؛ دوران مقاومت در سکوت

با آغاز قرن بیستم و تحولات پیچیده سیاسی در خاورمیانه، عراق به عنوان قلب تپنده این آیین، سال‌های بسیار پرآشوبی را تجربه کرد. دوران حکومت حزب بعث، به ویژه در زمان زمامداری صدام حسین، سیاه‌ترین و بحرانی‌ترین دوره در تاریخ معاصر زیارت اربعین است. رژیم بعث با درک قدرت بسیج کنندگی و ظرفیت‌های سیاسی و اجتماعی این گردهمایی عظیم شیعی، رویکردی به شدت خصمانه و سرکوبگرانه در قبال آن اتخاذ کرد. در این دوره، برگزاری پیاده‌روی اربعین با شدیدترین ممنوعیت‌ها مواجه شد.

نیروهای امنیتی بعث با استقرار در مسیرهای منتهی به کربلا، زائران پیاده را بازداشت، شکنجه و در بسیاری از موارد به شهادت می‌رساندند. با این وجود، شعله عشق به سیدالشهدا هرگز خاموش نشد. شیعیان عراق در طول آن سال‌های خفقان، با استفاده از مسیرهای مخفی در دل نخلستان‌ها و با تحمل خطرات جانی فراوان، سنت پیاده‌روی را در تاریکی شب‌ها زنده نگه داشتند. این مقاومت خاموش، نشان‌دهنده پیوند عمیق و ناگسستنی هویتی میان شیعیان و فرهنگ عاشورا بود.

رستاخیز پس از سقوط؛ یک جنبش عظیم غیرحکومتی

با سقوط رژیم بعث در سال ۲۰۰۳، بغض فروخورده چند دهه‌ای شیعیان در عراق و سراسر جهان ترکید. پس از سال‌ها سرکوب، زیارت اربعین فرصتی تاریخی برای ظهور مجدد یافت و با سرعتی حیرت‌انگیز به یکی از باشکوه‌ترین و بی‌نظیرترین گردهمایی‌های مذهبی و اجتماعی در سراسر جهان تبدیل شد. امروز ما با پدیده‌ای روبه‌رو هستیم که ابعاد آن از مرزهای تحلیل‌های کلاسیک جامعه شناختی فراتر می‌رود. جمعیتی بالغ بر ۲۰ میلیون نفر از بیش از ۷۰ کشور جهان، مسیرهایی را که گاه طول آنها از نقطه شروع تا کربلا به بیش از ۲۰۰۰ کیلومتر می‌رسد (نظیر مسیر رأس‌البیشه در جنوبی‌ترین نقطه عراق)، با پای پیاده طی می‌کنند.

اما حیرت‌انگیزترین ویژگی این رویداد عظیم، ماهیت کاملا «مردمی» و «غیردولتی» آن است. در دنیای مدرن، برگزاری رویدادهایی با یک‌صدم این جمعیت، نیازمند بودجه‌های کلان دولتی، برنامه‌ریزی‌های پیچیده لجستیکی و دخالت مستقیم نهادهای حاکمیتی است. اما در اربعین، هیچ دولت یا نهاد بین‌المللی مسئولیت تامین غذا، نوشیدنی، محل اقامت، مراقبت‌های پزشکی و حمل و نقل این جمعیت عظیم را بر عهده ندارد. همه چیز در این مسیر کاملا رایگان است و بر پایه یک اقتصاد مبتنی بر «ایثار و اعتقاد» می‌چرخد.

وقتی مردم تمام زندگی خود را به میدان می‌آورند

آنچه در مسیر راهپیمایی اربعین می‌گذرد، تجلی یک جنبش ناب شیعی است که در آن قواعد مرسوم اقتصاد سرمایه‌داری و سوداگری رنگ می‌بازد. در این نظام معنایی، توده‌های مردم، از کشاورز و کارگر ساده عراقی گرفته تا زائران و موکب‌داران ایرانی و سایر کشورها، تمام زندگی و پس‌انداز یک‌ساله خود را جمع می‌کنند تا آن را در ایام اربعین بدون هیچ چشم‌داشتی هزینه کنند.

موکب‌ها، از چادرهای ساده و کوچک در حاشیه روستاها تا سازه‌های بزرگ در شهرهای زیارتی، توسط خود مردم برپا می‌شوند. خانواده‌هایی هستند که در طول سال با تنگناهای اقتصادی مواجهند، اما بهترین دارایی خود را برای پذیرایی از زائران کنار می‌گذارند. در این ایام، مرزهای طبقاتی از بین می‌رود؛ پزشک متخصص در کنار کارگر ساده به شست‌وشوی پای زائران می‌پردازد و صاحبان خانه‌ها، کلید منازل خود را با التماس در اختیار غریبه‌هایی قرار می‌دهند که تنها وجه مشترکشان، زائر حسین بودن است.

این گذشت و ایثار شگفت‌انگیز نشان می‌دهد که گردهمایی اربعین نه یک کارناوال دولتی و نه یک پروژه تبلیغاتی حاکمیتی است، این یک جوشش اصیل از درون جامعه‌ای است که هویت خود را با مفهوم مقاومت، ایثار و عشق به اهل بیت تعریف کرده است. رسانه‌های غربی و تحلیلگران بین‌المللی غالبا در درک این پدیده دچار حیرت می‌شوند، زیرا قادر به هضم این سطح از فداکاری مالی و جانی در خارج از چارچوب‌های مادی‌گرایانه نیستند.

اربعین، امتداد یک مسیر تاریخی به سوی آینده

گزارش‌ها و مشاهدات میدانی ثابت می‌کند که اربعین امروز، تبلور عینی پیروزی خون بر شمشیر و نماد همبستگی فراملیتی است. از آن روزی که جابربن عبدالله در آب فرات غسل کرد و قافله اسرا با دلی پرخون اما قامتی استوار به کربلا بازگشتند، تا به امروز که خیل عظیم جمعیت از سراسر جهان به سوی این نقطه مرکزی حرکت می‌کنند، یک خط ممتد تاریخی و هویتی کشیده شده است.

این جماعت میلیونی نشان داده‌اند که هیچ قدرتی، از شمشیرهای آخته بنی‌امیه تا تانک‌های رژیم بعث، نتوانسته است خللی در اراده آنها ایجاد کند. اربعین فراتر از یک سوگواری صرف، یک رزمایش بزرگ برای تمرین جامعه آرمانی است؛ جامعه‌ای که در آن محبت، برابری، ایثار و از خودگذشتگی حرف اول و آخر را می‌زند. این رودخانه بی‌کران انسانی، با هر قدمی که به سوی کربلا برمی‌دارد، نه تنها تاریخ را زنده نگه می‌دارد، بلکه در حال خلق آینده‌ای است که در آن، پیام آزادی‌خواهی و ظلم‌ستیزی عاشورا به گوش تمام جهانیان خواهد رسید.

کد مطلب 6907308



۱۱ دقیقه قبل / سایت صفحه سیاست

اسرائیل با بیانیه متوقف نمی‌شود؛ منطقه باید متحد شود

صفحه سیاست-

حمله اخیر اسرائیل به پایگاه ابوالظهور در شمال‌غرب سوریه، با واکنش مشترک وزیران خارجه ۱۲ کشور عربی و اسلامی مواجه شد؛ اما سؤال اساسی این است: آیا محکومیت‌های دیپلماتیک می‌تواند رژیمی را که جنگ و عملیات نظامی را به ابزار سیاست منطقه‌ای تبدیل کرده، وادار به تغییر رفتار کند؟

مسئله فقط یک حمله به سوریه نیست؛ مسئله تداوم الگویی از تجاوز، ترور و بی‌اعتنایی به حاکمیت کشورهای منطقه است؛ الگویی که طی دو سال گذشته هزینه‌های سنگینی بر مردم منطقه تحمیل کرده است.

کشورهای عربی و اسلامی باید به کارنامه اسرائیل در دو سال گذشته عمیق‌تر نگاه کنند. تجربه نشان داده است که اگر در برابر تجاوز و اشغال، صرفاً به بیانیه و محکومیت اکتفا شود، این چرخه متوقف نخواهد شد.

امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت اتحاد کشورهای اسلامی و ایجاد یک نظم امنیتی و سیاسی منطقه‌ای مستقل احساس می‌شود؛ نظمی که امنیت منطقه را به تصمیم تل‌آویو یا حمایت قدرت‌های خارجی گره نزند.

امنیت خاورمیانه باید توسط کشورهای همین منطقه تأمین شود، نه رژیمی که خود یکی از مهم‌ترین عوامل بی‌ثباتی آن است.

بیانیه‌ها زمانی اثرگذارند که پشتوانه اراده سیاسی، اقدام جمعی و هزینه‌سازی برای تجاوز داشته باشند.

اگر کشورهای اسلامی برای توقف این روند متحد نشوند، اسرائیل همچنان به آزمودن مرزهای منطقه ادامه خواهد داد.

 


۴ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

کمینه‌ی اقتصاد جامعه مهدوی در اربعین

جوان آنلاین: جهان امروز، جهان محاسبه است. از وال‌استریت تا کوچه‌پس‌کوچه‌های بازار‌های سنتی، همه چیز با معیار سود و زیان سنجیده می‌شود. انسان مدرن در چنان هندسه‌ای تربیت یافته که کنش رایگان و بی‌منطق اقتصادی برایش نه تنها نامفهوم که گاهی خطرناک و بیمارگونه تلقی می‌شود. در این میانه، پدیده‌های شگرفی در قاموس شیعه وجود دارد که گویی از جهانی دیگر آمده‌اند؛ فارغ از جامعه مهدوی به مثابه آرمانشهری موعود که در ادبیات اسلامی عصر عدالت کامل و رفع فقر جهانی تعبیر شده و در آن، مؤمنان از جیب یکدیگر بی‌حساب و کتاب خرج می‌کنند، راهپیمایی اربعین که هر ساله در گرمای طاقت‌فرسای عراق، پرده از نمایش عملی همان آرمانشهر برمی‌دارد.

داستانی که از یک جیب آغاز می‌شود

در روایات مربوط به عصر ظهور امام زمان (عج)، تصویری ترسیم شده که ذهن اقتصاددانان کلاسیک را به سرگیجه می‌اندازد. گفته می‌شود در آن دوران، مؤمن چنان احساس مالکیت مشاعی نسبت به دارایی برادر دینی خود دارد که محتاج، دست در جیب برادر مؤمنش می‌کند و به اندازه نیازش برمی‌دارد، بدون آنکه آن دیگری ناراحت شود یا مانع گردد. نکته شگفت‌انگیزتر آنکه در این تصویر، موضوع قرض یا بازپرداخت اساساً منتفی است. این فقط یک تعارف اخلاقی یا توصیه به انفاق نیست؛ این یک نظام اقتصادی جایگزین است که در آن، مفهوم مال من به مال ما تبدیل شده است.

در نگاه اول، منتقدان با پوزخندی آشنا می‌پرسند خب، در این صورت دیگر چه کسی کار خواهد کرد؟ موتور محرک اقتصاد بشری، طبق تعریف آدام اسمیت و تمام اخلافش، نفع شخصی است. اگر قرار باشد هر کس بتواند از جیب دیگری بردارد، انگیزه برای تولید، پس‌انداز و تلاش از بین می‌رود. این همان نقد کلاسیکی است که کمونیسم را نیز از پای درآورد. اما درست در اینجاست که معجزه اربعین سربرمی‌آورد تا ثابت کند این معادله، یک مجهول بزرگ‌تر به نام انگیزه الهی دارد.

آن کشاورز عراقی و موتور برق یک موکب

برای لمس این حقیقت، کافی است در مسیر نجف تا کربلا قدم بزنید. مردی تنومند با چهره‌ای آفتاب‌سوخته را تصور کنید که در طول سال، زیر باد و باران و آفتاب سوزان خوزستان ایران یا میسان عراق، کشاورزی می‌کند. درآمدش شاید به سختی کفاف زندگی‌اش را بدهد. اما او یک سال تمام قناعت می‌کند، از خورد و خوراک خود می‌زند، نه برای آنکه ماشین بهتری بخرد یا خانه‌اش را تعمیر کند، بلکه برای آنکه بتواند یک موتور برق برای فلان موکب در عمود ۸۵۰ بخرد. او این کار را هر سال تکرار می‌کند. از او بپرسی چرا، با چشمانی اشک‌آلود می‌گوید: «این برای امام حسین (ع) است، برای زائران آقا.»

این کشاورز کیست! او همان شهروند جامعه مهدوی است که فعلاً در زمانه غیبت زندگی می‌کند، اما تمرین خداگونه زیستن را در اربعین انجام می‌دهد. در منطق بازار، عمل او غیرعقلانی است. او پولش را خرج کسانی می‌کند که نمی‌شناسد، اما در منطق مهدوی، او با این کار، خود را آماده هدف متعالی می‌کند و لذتی می‌برد که هیچ کالای مصرفی‌ای توان رقابت با آن را ندارد.

زیربنای اقتصاد مهدوی

برای درک عمیق‌تر از اینکه چرا چنین الگویی در جامعه مهدوی نه تنها موجب فروپاشی اقتصادی نمی‌شود که رکن اصلی آن است، باید به سراغ معیار‌های این جامعه رفت. در ادبیات اسلامی، عصر ظهور امام مهدی (عج) به عصر عدالت کامل و رفع فقر جهانی تعبیر شده است. کارشناسان مهدوی تأکید می‌کنند جامعه مهدوی در همه سطوح سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آکنده از عدالت است و هیچ‌کس در آن محروم نمی‌ماند.

از منظر روایات، در زمان ظهور حضرت مهدی (عج) نظام قرض‌الحسنه و کمک متقابل همه‌جانبه برقرار می‌شود؛ به‌گونه‌ای که هیچ بدهکاری نمی‌ماند مگر اینکه امام عصر قرض او را ادا می‌کند و هیچ دینی به گردن مردم نیست مگر اینکه امام آن را برمی‌گرداند. به عبارتی خودِ امامت حضرت مهدی (عج) تضمین‌کننده پرداخت همه دیون و رفع نیاز‌های مالی مؤمنان خواهد بود. افزون بر آن، در آموزه‌های مهدوی آمده است که فقرزدایی به معنای عام آن از شاخص‌های اصلی عدالت در آن دوره است و ثروت و امکانات جامعه به طور عادلانه توزیع می‌شود.

نکته قابل توجه در ساختار مدیریتی آن دوران، رابطه معکوس شأن و مقام با تمتع مالی است. یعنی هرچه مقام حاکمان در دولت جهانی حضرت مهدی (عج) بالاتر می‌رود، زهد اجتماعی و کم‌توقعی آنها بیشتر می‌شود؛ پوشش و خوراک ایشان ساده و عاری از تجمل خواهد بود. این یعنی نظامی که در آن، نخبگان سیاسی نه تنها در رفاه شخصی غوطه‌ور نیستند، بلکه پرچمدار ساده‌زیستی‌اند. در چنین بستری، مردم در یک خانواده بزرگ اسلامی همگی نسبت به اموال یکدیگر احساس مسئولیت می‌کنند و پیوسته در راه خدمت به همنوعان گام برمی‌دارند. اینجاست که برداشتن پول از جیب برادر مؤمن، نه یک عمل سوسیالیستی اجباری که میوه طبیعی درختی است که ریشه در ایمان دارد و آبیاری آن محبت و ولایت است.

وقتی لجستیک عشق بر ریاضیات غلبه می‌کند

حال اگر این تصویر آرمانی را با واقعیت میدانی اربعین مقایسه کنیم، شباهت‌ها حیرت‌انگیز است. راهپیمایی اربعین حسینی در عراق، با حضور ده‌ها میلیون زائر از کشور‌های مختلف از سوی بسیاری رسانه‌ها و ناظران به عنوان بزرگ‌ترین نمایش سالانه همدلی و خدمت بی‌منت شناخته می‌شود. طی این مناسک عظیم، هزاران موکب مردمی از عراق و دیگر کشور‌های جهان در طول مسیر نجف تا کربلا خدمات رایگانی از پذیرایی غذا، آب، چای و ... گرفته تا اسکان را ارائه می‌دهند.

صد‌ها هزار داوطلب به‌طور شبانه‌روزی در کنار موکب‌ها حضور دارند و به طور رایگان غذا، نوشیدنی، امکانات بهداشتی و حتی خدمات دندانپزشکی در اختیار زائران قرار می‌دهند. در سال‌های اخیر بیش از ۱۰هزار موکب مردمی از عراق و کشور‌های خارجی برای خدمت‌رسانی ثبت‌نام کرده‌اند که هر روز ده‌ها میلیون پرس غذا و آب و خدمات درمانی را در اختیار پیاده‌روی‌کنندگان قرار می‌دهند. عملاً این سفر شامل خدمات غذای رایگان و تأمین اسکان ازسوی داوطلبان است و ده‌ها هزار موکب خدمات‌رسان، در مسیر‌ها هر چیزی را که زائر نیاز دارد به رایگان فراهم می‌کنند. همین سخاوت میلیونی است که دلیل شهرت اصلی اربعین است؛ هر سال ده‌ها میلیون انسان با نذورات و پس‌انداز خود، نه‌تنها به زیارت می‌آیند بلکه در طول مسیر، هزینه و تلاش بسیاری را صرف می‌کنند تا شیوه پذیرایی از زائران را به حد کمال برسانند.

این مشاهدات جلوه‌ای از همان الگوی مهدوی را در راهپیمایی اربعین به تصویر می‌کشند. مردم عادی از طبقات مختلف، از کارگر و کشاورز تا آموزگار و استاد دانشگاه، سال‌ها پس‌انداز می‌کنند تا بتوانند هر سال مبلغ قابل توجهی را هزینه کنند؛ نه برای رفاه شخصی خود که برای خدمت به زائران حسین (ع). زن و مرد، پیر و جوان، گرسنگی و تشنگی را به جان می‌خرند، اما قدم‌های استوار خود را تا آخر ادامه می‌دهند و هرچه در توان دارند از پخت غذا تا تهیه دارو به‌طور رایگان به برادران و خواهران خود هدیه می‌کنند. این گذشت از منافع دنیایی، نشانه‌ای است از تمایل به رضایت الهی و تأثیرپذیری از آرمان مهدوی. این قوانین دنیاست که در اربعین رنگ می‌بازند؛ در این اجتماع شورآفرین، عشق و فداکاری حرف اول را می‌زند و افق‌های فردگرایی محدود می‌شوند.

از کمونیسم تا اومانیسم؛ ا‌لگو‌های شکست‌خورده

برای درک بهتر این پدیده، باید مروری بر تاریخ تفکر بشری داشت. تفکر کمونیستی قرن بیستم نیز دقیقاً همین وعده را می‌داد که از هرکس به اندازه توانش، به هرکس به اندازه نیازش. این شعار زیبا، در عمل به کابوسی از گرسنگی، تنبلی جمعی و سرکوب بدل شد. چراکه عامل محرک را حذف کرده بود، بدون آنکه بتواند جایگزینی معنوی برایش بسازد. انسان شوروی، نفع شخصی‌اش را در کار نمی‌دید، چون مزرعه مال همه بود، پس عملاً مال هیچ‌کس نبود. نتیجه آن شد که نظام کمونیستی با آن همه ادعا، به زباله‌دان تاریخ پیوست.

در نقطه مقابل، تفکر اومانیستی- لیبرالیستی غرب، با پذیرش بدبینی نسبت به طبیعت انسان، گفت تنها راه پیشرفت، رها کردن افسار حرص و آز بشری است. نتیجه این تفکر را امروز در آمار‌های تکان‌دهنده اقتصادی می‌بینیم. شاخص‌های اقتصادی جهانی نشان می‌دهد در جوامع سرمایه‌داری، نابرابری عظیمی حاکم است. به‌طور متوسط در کشور‌های OECD (سازمان توسعه و همکاری اقتصادی) دهک بالای ثروت یعنی ۱۰درصد ثروتمند بیش از نیمی از مجموع ثروت همه را در اختیار دارند یعنی ۵۲درصد در کل و تا ۷۹درصد در ایالات متحده، در حالی که بخش بزرگی از جامعه در فقر یا تنگنای معاش روزمره به‌سر می‌برد. هشت مرد به اندازه ۶/۳ میلیارد نفر جمعیت فقیر جهان، ثروت دارند. ثروت‌اندوزی افسانه‌ای در اقلیتی بسیار کوچک، و له‌شدن اکثریت زیر چرخ‌دنده‌های این ثروت‌اندوزی. این سیستم نیز در حل معمای انسان نوعدوست شکست خورده است.

اخیراً سریالی امریکایی به نام پلوریبوس Pluribus به معنای یک از بسیار که یک درام علمی- تخیلی پساآخرالزمانی است، تلاش می‌کند این وحشت غرب از نوعدوستی جمعی را به تصویر بکشد. در این سریال، یک نیروی مرموز مردم را به ذهن واحدی تبدیل می‌کند، طوری که کل بشریت به یک موجود واحد متحد تبدیل می‌شود و تلاش جمعی بدون منافع فردی را در پیش می‌گیرد. جوامعی که در آنها همه مردم به یکباره تصمیم می‌گیرند در مسیر درستی و خوبی عمل کنند و بدون هرگونه جنگ و آسیب حتی به حیوانات و درختان زندگی کنند، به عنوان یک ویروس خطرناک شناسایی می‌شوند که می‌تواند به نابودی نسل بشر بینجامد. از دید خالقان این سریال، انسان بودن بدون خودخواهی در نهایت ویروس است که می‌تواند نسل ما را نابود کند، چراکه غرائز بقا را از کار می‌اندازد!

اما اربعین و تفکر مهدوی پاسخی دندان‌شکن به هر دو پارادایم است. برخلاف کمونیسم که با سرکوب غریزه مالکیت همراه بود، در اربعین، مالکیت هست، اما وابستگی به آن نیست. کشاورز عراقی مالک موتور برق است، نه دولت، و از سر عشق و نه اجبار، همه داراییش را می‌بخشد؛ و برخلاف لیبرالیسم که انسان را گرگ انسان می‌داند و از هر گونه اتحاد جمعی به وحشت می‌افتد، در اینجا انسان برای انسان، بهشت می‌سازد. اسلام می‌گوید همکاری جمعی و ایثار مطلق با حفظ حیات فردی و کرامت انسانی ناسازگار نیست. آموزه‌های دین، بر خلاف روایت هالیوودی، پیروان خود را به ساختن چنین تمدنی فرامی‌خوانند، تمدنی که در آن، فردیت در خدمت جمع شکوفا می‌شود، نه آنکه در آن مستحیل شود.

رمزگشایی از انگیزه‌ای به نام رضایت الهی

سؤال محوری این است که چرا یک استاد دانشگاه عراقی که می‌تواند تعطیلات تابستان را در اروپا بگذراند، عرق‌ریزان در یک موکب می‌ایستد و به زائران چای می‌دهد و کفش‌هایشان را واکس می‌زند! چرا یک بانوی ایرانی زیورآلاتش را می‌فروشد تا هزینه سفر زیارت همسایه‌اش را تأمین کند! چرا یک افغانستانی با پای پیاده از مرز‌های دور می‌آید، در حالی که خودش نیازمند است، اما در مسیر، هر چه دارد با زائران تقسیم می‌کند!

پاسخ این پرسش‌ها را باید در مفهومی جست‌و‌جو کرد که قرآن از آن به «رزقاً من الله» و «ابتغاء مرضات الله» تعبیر می‌کند. قرآن کریم فرمان می‌دهد که «وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى» (و یکدیگر را در نیکی و پرهیزکاری یاری کنید). در اندیشه اسلامی، کار‌های دسته‌جمعی بر کار‌های فردی برتری دارند و شرایط پیشرفت جامعه در همکاری و همافزایی جمعی است. امام صادق (ع) در این زمینه فرموده است که هر کس در پیشبرد کار مسلمانان اهتمام نورزد، در شمار مسلمانان نیست. این سخنان نشان می‌دهد هر فرد مؤمن علاوه بر تلاش برای نفع شخصی، تکلیف شرعی دارد با همسایگان و مؤمنان خود همکاری کند و در انجام فعالیت‌های نیک اجتماعی سهیم باشد.

در جامعه مهدوی و ریزنمونه آن یعنی اربعین، رضایت الهی به عنوان یک کالای اقتصادی فوق‌العاده ارزشمند تعریف می‌شود. مردم کار می‌کنند، اما نه صرفاً برای لذت مادی. آنها به دنبال سود هستند، اما این سود در آخرت تعریف می‌شود. این یک مبادله پایاپای نیست که من به تو پول بدهم و تو به من کالا دهی. این یک سرمایه‌گذاری بلندمدت در بانکی است که خدا ضامن آن است. در چنین نظامی، هر کس حق دیگران را حق خود می‌داند.

اربعین، تمرین جامعه مهدوی

واقعیت این است که اربعین فقط یک راهپیمایی مذهبی نیست؛ یک مانور اجتماعی است. در این اجتماع ده‌ها میلیونی، افراد از ده‌ها ملیت عراقی، ایرانی، لبنانی، کویتی، بحرینی، آذربایجانی، یمنی، افغانستانی، پاکستانی و ... کنار هم قرار می‌گیرند. زبان هم را نمی‌فهمند، اما یک نظام توزیع ثروت خودجوش شکل می‌گیرد که در آن:

اولاً تولید هدفمند است یعنی مثلاً کشاورز ترک‌تبار اهل دیالی، با علم به اینکه محصولش در اربعین مصرف می‌شود، با انگیزه بیشتری گندم می‌کارد. راننده تاکسی بغدادی، تمام سال را برای درآمد ایام اربعین نقشه می‌کشد، نه برای آنکه پولش را در بانک بگذارد، بلکه برای آنکه در این ایام، زائران را در منزل خود اسکان دهد. این یعنی انگیزه تولید از بین نرفته، بلکه ارتقا یافته است. این افراد که زندگی عادی دارند از یک سو مشغول کار و تلاشند، اما از سوی دیگر به این باور رسیده‌اند که خیر مؤمنان را باید حتی به قیمت کاهش درآمد و صرفه‌جویی شخصی فراهم کنند.

دوماً مصرف متعالی است یعنی مثلاً فردی که یک سال تمام، چند سال بیشتر کار کرده تا پولش را برای اربعین پس‌انداز کند، حالا این پول را با لذتی وصف‌ناپذیر در طبق اخلاص می‌گذارد و به زائر می‌بخشد. لذت این مصرف ایثارگرانه برای او به مراتب بیشتر از لذت خریدن یک گوشی موبایل جدید است.

سوماً نظام قرض‌الحسنه الهی یعنی در نگاه مهدوی، وقتی تو از جیب برادرت پول برداشتی، نه تو بدهکاری و نه او طلبکار است. این رابطه بر اساس حلال کردم طیب خاطر است. این همان حلقه گمشده اقتصاد مدرن است. در اربعین می‌بینیم که موکبدار عراقی نه تنها از اینکه زائر از او غذا می‌گیرد ناراحت نیست، بلکه التماس می‌کند که برادرجان، نان ما را بخور، آبروی ما را بخر. این یعنی عرضه‌کننده خدمت، خود را مدیون تقاضاکننده می‌داند. این وارونگی شگفت‌انگیز، فقط در سایه ولایت معنا می‌یابد.

الگوی مهدوی ویروس دنیای مدرن

برگردیم به سریال «پلوریبوس». چرا هالیوود، این پیامبر مدرنیته، جامعه‌ای که در آن همه خوب هستند را به عنوان ویروس معرفی می‌کند! چون تمدن مدرن غرب، بر پایه کمیابی Scarcity بنا شده است. اقتصاد مدرن می‌گوید منابع محدود است و انسان‌ها نامحدودالخواسته‌اند. در این میدان نبرد، ما به رقابت نیاز داریم تا زنده بمانیم. اگر ناگهان همگان ایثارگر شوند و منافع شخصی را کنار بگذارند، کل این نظام رقابتی فرو می‌ریزد. از دید یک لیبرال، این یک فاجعه است؛ چون نظم موجود را بر هم می‌زند.

اما اسلام مهدوی، دقیقاً همان چیز را وعده می‌دهد که غرب از آن وحشت دارد و آن زمانی است که «وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ بَرَکاتِهَا» (و زمین برکاتش را بیرون می‌ریزد). در جامعه مهدوی، به برکت عدالت و تقوا، مفهوم کمیابی از بین می‌رود. شاید این حتی به معنای نبود محدودیت فیزیکی نباشد، بلکه به معنای تغییر نگاه انسان به داشته‌ها باشد. وقتی تو بدانی که روزی تنها دست خداست و نه در کیف پول همسایه، و وقتی باور کنی که با انفاق، پولت نه تنها کم که زیاد می‌شود، آنگاه موتور محرکه اقتصاد تغییر می‌کند.

در اربعین، ما این برکت را با گوشت و پوست خود لمس می‌کنیم. آمار‌ها می‌گویند در یک بازه زمانی کوتاه، بیش از ۲۰میلیون نفر در منطقه‌ای نسبتاً محدود اسکان و پذیرایی می‌شوند. از نظر مهندسی تدارکات، این یک غیرممکن است. حتی ارتش‌های پیشرفته جهان برای لجستیک چنین جمعیتی دچار فروپاشی می‌شوند. اما در اربعین، نه تنها کمبودی حس نمی‌شود، بلکه غذا دورریز می‌شود. این از برکت حسین است؛ همان مفهوم گم‌شده‌ای که در محاسبات سرد ریاضی و مهندسی صنایع غرب نمی‌گنجد.

از «جیب» تا «قلب»، تحول مفهوم مالکیت

شاید کلیدی‌ترین مفهوم در این مقایسه، تحولی باشد که در احساس مالکیت رخ می‌دهد. در جامعه مصرفی امروز، من مساوی است با دارایی‌هایم (I am what I have) انسان غربی با ماشین، لباس و خانه‌اش تعریف می‌شود. از دست دادن اینها یعنی از دست دادن هویت، اما در جامعه مهدوی و به تبع آن در اربعین، من مساوی است با ایمانم و خدمتم. انسان اربعینی با موکبش، با عرقی که برای خدمت می‌ریزد و با چایی که در لیوان می‌دهد تعریف می‌شود. وقتی از جیب برادر مؤمن برداشتی، در حقیقت از جیب خودت برداشته‌ای. این جمله فقط یک شعار عاطفی نیست. این یک واقعیت روانشناختی است. در این جامعه، مرز‌های خود و دیگری برداشته می‌شود. جامعه به یک بدن واحد تبدیل می‌شود که اگر عضوی از آن درد کند، سایر اعضا بی‌خوابی می‌کشند. وقتی پای یک زائر خسته از راهپیمایی تاول می‌زند، کسی که در ۵۰۰کیلومتری او پلو می‌پزد، دردی مشترک را حس می‌کند. این گسترش دایره خود تا بی‌نهایت، بزرگ‌ترین دستاورد تمدنی اربعین است.

سخن آخر، سفر از اربعین تا ظهور

راهپیمایی اربعین را باید اتوپیای موقت نامید. یک بهشت چندروزه روی ویرانه‌های دنیای مادی. ما در اربعین، تصویری فشرده و شتاب‌زده از حکومت جهانی مهدوی را می‌بینیم. در واقع می‌توان گفت راهپیمایی اربعین تابلوی کاملاً زنده‌ای از آموزه‌های مهدوی است که در آن، فرد و جمع در کنار هم پیش می‌روند و مفهومی به نام همه‌چیز برای منافع شخصی در فضای معنوی پررنگ دیگری حل می‌شود. کسانی که این روز‌ها در گرمای ۵۰درجه، از جیب خود می‌زنند تا کام زائری را شیرین کنند، همان‌هایی هستند که اگر امامشان بیاید، با جان و دل، دنیا را در خدمت مستضعفان قرار می‌دهند.

آن کشاورز عراقی که یک سال زحمت می‌کشد تا موتور برق بخرد، در حقیقت دارد فریاد «هل من ناصر ینصرنی» امام حسین در روز عاشورا را پاسخ می‌دهد. او ثابت می‌کند که نسل انسان، هنوز منقرض نشده است. هنوز هستند کسانی که هدفی فراتر از شکم و شهوت دارند. اربعین، رفراندومی جهانی برای اثبات این ادعاست که می‌شود بدون چشم‌داشت مادی و صرفاً بر اساس رضایت الهی زیست؛ و این یعنی، مهدی (عج) تنها نیست. حتی اگر هنوز در پرده غیبت باشد، میلیون‌ها انسان در جهان، همان سبک زندگی‌ای را تمرین می‌کنند که قرار است در دولت کریمه‌اش رسمیت یابد؛ سبک زندگی‌ای که در آن، هر کسی می‌تواند راحت از جیب برادرش پول بردارد و خرج کند، نه به خاطر هرج‌ومرج و تنبلی، بلکه به خاطر عشقی که بزرگ‌تر از تمام ثروت‌های زمین است.

از این منظر، مسیر نجف تا کربلا، نه فقط یک جاده ۸۰کیلومتری که شاهراهی به سوی تمدن موعود است. هر قدم زائر، امضایی بر طومار وفاداری به آن آرمانشهر گمشده است و هر استکان چای موکبداران، جرعه‌ای از نهر‌های جاری در بهشت مهدوی است. اینجا دیگر سؤال از جیب چه کسی برداشتی معنایی ندارد؛ چون در این وادی، همه جیب‌ها یکی است و آن جیب پربرکت امام‌زمان (عج) است.




 عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس: دشمن از هیچ‌چیز به‌اندازه «ثبات داخلی ایران» هراس ندارد
۶ ساعت قبل / خبرگزاری ایرنا

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس: دشمن از هیچ‌چیز به‌اندازه «ثبات داخلی ایران» هراس ندارد

سمنان - ایرنا - عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی با تاکید بر ضرورت حفظ وحدت ملی و انسجام اجتماعی گفت: دشمن با فشار اقتصادی، ایجاد شکاف اجتماعی و طراحی عملیات امنیتی، انسجام داخلی ایران را هدف قرار دهد و در چنین شرایطی باید از هر اقدامی که به تجزیه اجتماعی منجر شود، پرهیز کرد.

 تصاویر محاکمه و صدور حکم اعدام پسرعموی بشار اسد
۶ ساعت قبل / سایت تابناک

تصاویر محاکمه و صدور حکم اعدام پسرعموی بشار اسد

دادگاه جنایی دولت شورشیان سوریه «وسیم الاسد»، پسرعموی بشار اسد را با اتهامات ادعایی به اعدام محکوم کرد. تصاویر انتقال پسرعموی اسد را می‌بینید و می‌شنوید.

 پول را تراستی‌ها بردند؛ اما چه کسانی در را باز کردند؟
۱۷ دقیقه قبل / روزنامه هفت صبح

پول را تراستی‌ها بردند؛ اما چه کسانی در را باز کردند؟

پرونده تراستی‌ها فقط درباره مدیرانی نیست که منابع ارزی را گرفتند و باز نگرداندند. چه کسانی آنها را تأیید کردند، چه کسانی مجوز ادامه همکاری دادند و چرا نام تصمیم‌گیران و امضاکنندگان پرونده‌های چندصدمیلیون‌دلاری و میلیارددلاری هنوز منتشر نمی‌شود؟

 ادعای ترامپ: ایرانی‌ها هنوز برای یک توافق درست و مناسب آماده نیستند؛ من فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم/ وال استریت ژورنال: وزیر ارتش آمریکا که متحد ونس است، تا پایان سال کناره‌گیری می‌کند
۷ ساعت قبل / سایت انتخاب

ادعای ترامپ: ایرانی‌ها هنوز برای یک توافق درست و مناسب آماده نیستند؛ من فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم/ وال استریت ژورنال: وزیر ارتش آمریکا که متحد ونس است، تا پایان سال کناره‌گیری می‌کند

جنگ سوم و تجاوز نظامی اخیر آمریکا به ایران وارد روز چهل و دوم شد. در حالی که از روز آتش بس نقض شده میان دو کشور ۱۳۷ روز می‌گذرد، سازمان عملیات تجارت دریایی ب...

 صعود بورس به صنایع بزرگ رسید | صدرنشینی دارویی‌ها در بورس
۱ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

صعود بورس به صنایع بزرگ رسید | صدرنشینی دارویی‌ها در بورس

اقتصادنیوز:گروه دارویی بازار سهام با بازدهی ۱۳.۱ درصدی در هفته چهارم مرداد، بالاتر از تمام گروه‌های فعال بازار ایستاد.

 تاوان جنگ؛ اشغال ایران چگونه به رکود و جهش تورم منجر شد؟ | جنگ جهانی دوم با سفره، شغل و کسب‌وکار ایرانیان چه کرد؟
۵۸ دقیقه قبل / سایت اقتصادنیوز

تاوان جنگ؛ اشغال ایران چگونه به رکود و جهش تورم منجر شد؟ | جنگ جهانی دوم با سفره، شغل و کسب‌وکار ایرانیان چه کرد؟

اقتصادنیوز: جنگ‌ها همواره فشار بر مردم را تشدید می‌کنند، تورم را افزایش می‌دهند و افراد بیشتری را به ورطه فقر می‌کشانند.