به گزارش خبرگزاری مهر، در یک کارخانه فولاد، انرژی شبیه هوایی است که در فضای کارخانه جریان دارد؛ تا زمانی که هست، کمتر کسی به آن فکر میکند، اما کافی ست لحظهای جریان نداشته باشد تا همه چیز معنای دیگری پیدا کند. کورهها، خطوط تولید، تجهیزات و برنامههایی که برای ماهها و سالها برنامه ریزی شدهاند، ناگهان به یک پرسش ساده گره میخورند؛ برق و گاز هست یا نیست؟ سالها پاسخ صنعت فولاد به این پرسش، مطالبه بیشتر و گلایه از محدودیتها بود. اما ناترازی انرژی آنقدر تکرار شد که خودِ پرسش را تغییر داد. حالا مسئله برای فولاد مبارکه فقط این نیست که چگونه انرژی بیشتری از شبکه بگیریم؟ مسئله این است که چگونه بخشی از انرژی مورد نیاز فردای خود را خودمان طراحی کنیم؟ همین تغییر کوچک در صورت پرسش، میتواند آغاز یک تغییر بزرگ در شیوه اداره یک صنعت باشد؛ عبور از انتظار برای رسیدن انرژی، به ساختن ظرفیت برای روزی که ممکن است انرژی نرسد.
ختم گلایه به دیوار …














