
به گزارش خبرنگار مهر، کمتر نویسندهای در ادبیات معاصر ایران را میتوان یافت که بخش عمدهای از عمر و قلم خود را وقف یک موضوع کرده باشد؛ اما مرحوم سعید تشکری از همان معدود نویسندگانی بود که نامش با ادبیات رضوی گره خورده است. او نهتنها سالها در مشهد زیست، بلکه بخش مهمی از آثارش را به روایت تاریخ، فرهنگ و انسانهایی اختصاص داد که زندگیشان به بارگاه امام رضا(ع) پیوند خورده بود. تشکری معتقد بود حرم رضوی فقط یک مکان زیارتی نیست؛ شهری است که هزاران قصه ناگفته در دل خود دارد و هر آجر، هر کاشی و هر صحن آن میتواند آغاز یک داستان باشد.
به مناسبت شهادت امام رضا(ع)، شاید مرور آثار نویسندهای که ارادت خود را نه با شعار، بلکه با خلق دهها رمان و نمایشنامه درباره امام هشتم نشان داد، بهترین راه برای زنده نگه داشتن نام او باشد. در میان همه آثار تشکری، «غریب قریب» جایگاهی ویژه دارد؛ رمانی دو جلدی که بسیاری آن را مهمترین پروژه داستانی او درباره امام رضا(ع) میدانند.
قصههایی که زیر گنبد ماندند
«غریب قریب» تنها روایت زندگی امام هشتم نیست؛ بلکه داستان عاشقانی است که در طول بیش از هزار سال، هر یک به شیوهای خادم این آستان بودهاند. تشکری در این اثر، به جای آنکه تنها به نقل وقایع تاریخی بپردازد، تاریخ حرم رضوی را از زبان کسانی روایت میکند که با آن زندگی کردهاند؛ از معمار و کاشیکار گرفته تا بانوی دربار، شاعر، عارف، خادم و زائر.
جلد نخست کتاب، خواننده را از روزگار نوغانیان آغاز میکند و با عبور از دوران سامانیان، غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، هجوم مغول، ایلخانان و تیموریان، به شکلگیری تدریجی بارگاه رضوی میرساند. در جلد دوم نیز روایت به دوران صفوی، افشاریه و قاجار میرسد؛ روزگارانی که ایران جنگ، قحطی، آشوب و ناامنی را تجربه میکرد اما بارگاه امام رضا(ع) همچنان مأمن دلهای مردم بود.
آنچه «غریب قریب» را از آثار صرفاً تاریخی متمایز میکند، این است که نویسنده تلاش نمیکند تاریخ را به زبان خشک اسناد بازگو کند. او تاریخ را به رمان تبدیل میکند؛ رمانی که شخصیتهای واقعی تاریخ در کنار شخصیتهای داستانی، روایتی واحد از عشق به امام رضا(ع) میسازند. خواننده در کنار شخصیتهایی چون گوهرشاد، شیخ بهایی، قوامالدین شیرازی و دیگر چهرههای شناختهشده، …



