
خبرگزاری مهر٬ گروه استانها: خلیج فارس سالها است سفره مردم جنوب ایران است؛ سفرهای که نسلهای مختلف صیادان بوشهری از آن ارتزاق کردهاند و بخش مهمی از اقتصاد و فرهنگ ساحلنشینان استان با آن گره خورده است.
اما این سفره طبیعی، برخلاف تصور برخی، بیانتها نیست و اگر برداشت از ذخایر از ظرفیت بازسازی طبیعی آنها فراتر رود، دیر یا زود آثار آن در کاهش صید و آسیب به معیشت صیادان نمایان خواهد شد.
در چنین شرایطی، صیدهای غیرمجاز و روشهای مخرب صیادی تنها یک تخلف معمولی محسوب نمیشوند؛ این اقدامات مستقیماً سرمایههای طبیعی و حقوق صیادانی را هدف قرار میدهد که با رعایت مقررات، فصلهای مجاز، محدودههای تعیینشده و ابزارهای قانونی به دریا میروند.
«صید محاصرهای» از جمله روشهایی است که تداوم آن میتواند نگرانیهای جدی درباره وضعیت ذخایر آبزیان ایجاد کند. زمانی که عملیات صید با گستردگی و شیوهای انجام شود که امکان تفکیک و انتخاب آبزیان را کاهش دهد، خطر گرفتار شدن آبزیان نابالغ، گونههای غیرهدف و مولدهای ذخایر افزایش مییابد و همین مسئله میتواند روند بازسازی طبیعی جمعیت آبزیان را با مشکل مواجه کند.
موضوع فقط امروز و فردای یک صیاد نیست. اگر ذخایر دریایی تضعیف شوند، نخستین گروهی که هزینه آن را میپردازند، خود جامعه صیادی و خانوادههای وابسته به دریا هستند. کاهش ذخایر یعنی کاهش صید، افزایش هزینههای فعالیت، طولانیتر شدن زمان حضور در دریا و در نهایت فشار بیشتر بر معیشت صیادان.
از سوی دیگر، فعالیت متخلفان نوعی بیعدالتی در دریا ایجاد میکند. صیادی که به قانون احترام میگذارد و برای حفظ منابع آبزی حاضر به رعایت محدودیتهاست، نباید شاهد آن باشد که فرد دیگری با روش غیرمجاز، سهم بیشتری از منابع عمومی را برداشت کند و بدون نگرانی از تبعات قانونی به فعالیت خود ادامه دهد.
اگر قرار است صیادی در بوشهر پایدار بماند، باید میان «حق برداشت» و «مسئولیت حفاظت» تعادل برقرار شود. هیچکس نمیتواند مدعی مالکیت بر ذخایر عمومی دریا باشد و به بهانه تأمین معاش، بیش از ظرفیت طبیعی منابع برداشت کند. حمایت از معیشت صیادان، اتفاقاً در گرو برخورد با کسانی است که با تخریب ذخایر، آینده همین جامعه را تهدید میکنند.





