
خبرگزاری مهر- گروه استانها- مهدی بخشی سورکی: شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه اسلامی در سالهای پایانی دوره حضور ائمه اطهار(ع) بهگونهای بود که عرصه بر خاندان پیامبر(ص) و پیروان آنان روزبهروز محدودتر میشد و با نزدیک شدن به دوره متأخر امامت، نظارت و فشار دستگاه خلافت بر امامان شیعه شدت بیشتری پیدا کرد.
از دوره امام جواد(ع) به بعد، این محدودیتها شکل تازهای به خود گرفت و ائمه اطهار(ع) عملاً از مدینه که مرکز حضور و ارتباط آنان با شیعیان بود، جدا شدند و تحت نظارت حکومت عباسی به مراکز قدرت منتقل شدند.
این سیاست در اواخر عمر مبارک امام جواد(ع) با انتقال ایشان به بغداد نمود بیشتری پیدا کرد و سرانجام آن حضرت در همان شهر به شهادت رسیدند و پس از ایشان نیز امام هادی(ع) از سوی حاکمان عباسی ابتدا به بغداد و سپس به سامرا منتقل شدند و تا پایان عمر در آن منطقه تحت کنترل دستگاه خلافت قرار داشتند.
امام حسن عسکری(ع) نیز بخش مهمی از دوران امامت خود را در سامرا و در شرایطی سپری کردند که ارتباط ایشان با شیعیان بهشدت تحت نظارت بود و سرانجام آن حضرت نیز در همین شهر به شهادت رسیدند.
امامان را از مدینه دور کردند تا بیشتر تحت نظر باشند
این انتقال اجباری را باید بخشی از سیاست حاکمیت عباسی برای کنترل مستقیم ائمه(ع) دانست، زیرا حضور امامان در مدینه امکان ارتباط گستردهتر آنان با مردم و شیعیان را فراهم میکرد و دستگاه خلافت برای محدود کردن این ارتباط، آنان را از مرکز اصلی فعالیتهایشان دور کرد.
کوتاهی عمر ائمه این دوره نیز یکی دیگر از نشانههای شدت فشارهای سیاسی بر خاندان اهل بیت(ع) بود بهگونهای که امام جواد(ع) در ۲۵ سالگی، امام هادی(ع) در حدود ۴۱ سالگی و امام حسن عسکری(ع) در ۲۸ سالگی به شهادت رسیدند.
این شرایط نشان میدهد که دشمن حتی تحمل حضور امامی را که به صورت مستقیم تحت مراقبت قرار داشت نداشت و استمرار حیات و فعالیت علمی و اجتماعی آنان را برای ساختار قدرت تهدیدی جدی تلقی میکرد.
در چنین فضایی این پرسش اهمیت پیدا میکند که ائمه اطهار(ع) چگونه با وجود محدودیتهای گسترده، محاصره سیاسی، کنترل ارتباطات و نظارت دستگاه خلافت، همچنان هدایت فکری و دینی جامعه شیعه را دنبال میکردند و چه شیوههایی برای استمرار این ارتباط به کار میگرفتند.
تشیع به یک مکتب منسجم و تثبیتشده تبدیل شده بود
یکی از عوامل اصلی افزایش حساسیت عباسیان نسبت به ائمه اطهار(ع)، رشد و سازمانیافتگی جریان شیعه بود.
اگرچه از دوره امام رضا(ع) به بعد فشارهای سیاسی بر شیعیان افزایش یافت، اما مجموعه فعالیتهای علمی، فرهنگی و تربیتی ائمه پیشین بهویژه در عصر امام باقر(ع) و امام صادق(ع) زمینهای فراهم کرده بود که تشیع دیگر یک جریان پراکنده و فاقد ساختار مشخص نباشد بلکه به مکتبی شناختهشده با آموزهها، مبانی و راهبردهای روشن تبدیل شود.
گسترش معارف شیعی و شکلگیری ارتباطات میان امامان و پیروانشان، ظرفیت اجتماعی قابل توجهی برای این جریان ایجاد کرده بود و همین انسجام، حساسیت دستگاه خلافت را نسبت به فعالیتهای ائمه افزایش میداد.
در نتیجه هر اندازه به دوره امام حسن عسکری(ع) نزدیکتر میشویم، فشار حکومت عباسی بر آن حضرت و یاران ایشان ابعاد گستردهتری پیدا میکند و دستگاه خلافت تلاش بیشتری برای شناسایی، کنترل و محدود کردن ارتباطات امام با شیعیان انجام میدهد.
عباسیان از تولد موعود آخرالزمان بیم داشتند
عامل مهم دیگری که در تشدید این فشارها نقش داشت، مسئله موعود آخرالزمان بود که بر اساس باور شیعیان، از نسل ائمه اطهار(ع) ظهور خواهد کرد و جهان را سرشار از عدالت و داد خواهد ساخت.
بر همین اساس، حاکمان عباسی نسبت به تولد این موعود نگرانی ویژهای داشتند و در تلاش بودند از تحقق این امر جلوگیری کنند و هرچه زمان به دوره تولد حضرت ولیعصر(عج) نزدیکتر میشد، مراقبت و فشار بر خاندان امام حسن عسکری(ع) نیز افزایش مییافت.
این نگرانی در دستگاه خلافت به اندازهای بود که وضعیت خاندان اهل بیت(ع) در آن دوره با فضای داستان حضرت موسی(ع) و نگرانی حاکم وقت از تولد فردی که آینده حکومت او را تهدید میکرد، قابل مقایسه دانسته شده است.
از همین رو امام حسن عسکری(ع) در دورهای امامت را بر عهده داشتند که علاوه بر فشارهای معمول سیاسی علیه امامان، مسئله تولد موعود نیز به یکی از مهمترین عوامل نگرانی حکومت عباسی تبدیل شده بود.
حتی در زندان نیز جاسوس در میان شیعیان حضور داشت
شدت کنترل دستگاه خلافت را میتوان در گزارشی که داوود بن قاسم جعفری نقل کرده است مشاهده کرد.
بر اساس این گزارش، هنگامی که امام هادی(ع) در زندان بودند، امام حسن عسکری(ع) نیز به آنجا آورده شدند و در همان محیط با شیعیان ارتباط داشتند و در این میان امام(ع) نسبت به حضور فردی جاسوس در جمع آنان هشدار دادند و اعلام کردند که آن فرد اخبار و اطلاعات را به دستگاه حکومت منتقل میکند.
این گزارش نشان میدهد که کنترل دستگاه خلافت تنها به فضای عمومی جامعه محدود نبود و حتی محیط زندان نیز از نظارت و نفوذ عوامل حکومت مصون نمانده بود و ارتباط شیعیان با امام با حساسیت ویژهای دنبال میشد.
نمونه دیگری از این فضای امنیتی را میتوان در ماجرای احمد بن اسحاق قمی، از اصحاب امام حسن عسکری(ع)، مشاهده کرد که درباره تشخیص نامههای منسوب به امام از ایشان درخواست نمونهای از خط مبارک حضرت را مطرح کرد.
امام حسن عسکری(ع) در پاسخ به این درخواست توضیح دادند که امکان ارائه نمونه ثابت از خط وجود ندارد، زیرا ایشان به صورت مکرر خط خود را تغییر میدهند تا امکان شناسایی و ردیابی ایشان فراهم نشود.
این ماجرا تصویری روشن از فضای خفقان و مراقبت سیاسی حاکم بر دوران امام حسن عسکری(ع) ارائه میکند و نشان میدهد که حتی شیوه نگارش و مکاتبات امام نیز باید با ملاحظات امنیتی همراه میبود.
در چنین شرایطی، استمرار ارتباط امام با شیعیان نیازمند تدابیر ویژهای بود و اقدامات آن حضرت در کنار فعالیتهای ائمه پیشین، زمینه انتقال جامعه شیعه از دوران حضور مستقیم امام به دورهای را فراهم کرد که ارتباط با امام معصوم به شکل متفاوتی دنبال میشد.
از این منظر، دوران امام حسن عسکری(ع) را میتوان یکی از حساسترین مقاطع تاریخ امامت دانست که در آن، از یک سو فشار سیاسی عباسیان به اوج رسیده بود و از سوی دیگر، شیعه پس از سالها فعالیت علمی و فرهنگی به جریانی منسجم و دارای ظرفیت اجتماعی تبدیل شده بود و مسئله موعود آخرالزمان نیز بر حساسیت حکومت نسبت به خاندان اهل بیت(ع) افزوده بود.
بررسی شیوههای رهبری امام حسن عسکری(ع) در چنین شرایطی و تدابیری که آن حضرت برای حفظ ارتباط با شیعیان و آمادهسازی آنان برای دوران پس از حضور مستقیم امام به کار گرفتند، بخش مهمی از شناخت جایگاه آن حضرت در تاریخ امامت و زمینهسازی برای عصر غیبت به شمار میرود.
امام عسکری(ع) جامعه شیعه را برای دوران غیبت آماده کرد
حجت الاسلام والمسلمین ناصر رفیعی در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به شرایط دشوار زندگی امام حسن عسکری (ع) اظهار کرد: امام حسن عسکری(ع) در میان ائمه اطهار(ع) از کوتاهترین دوران امامت برخوردار بودند و تنها شش سال در جایگاه امامت قرار داشتند.
وی افزود: آن حضرت در ۲۲ سالگی به امامت رسیدند و در ۲۸ سالگی به شهادت رسیدند و تقریباً تمام دوران امامت ایشان در شرایط محاصره و نظارت دستگاه خلافت عباسی سپری شد.
رفیعی ادامه داد: شدت محدودیتها به اندازهای بود که امام حسن عسکری(ع) امکان سفر نداشتند و حتی فرصت حضور در مکه برای انجام حج یا بازگشت به مدینه و زیارت قبر پیامبر اکرم(ص) نیز برای ایشان فراهم نشد.
وی گفت: امام هادی(ع) چهار فرزند داشتند که سیدمحمد، فرزند بزرگ ایشان، از شخصیتهای برجسته و مورد احترام بود و به دلیل جایگاه علمی و فضائل فراوان، برخی تصور میکردند پس از امام هادی(ع) او به امامت خواهد رسید اما وی در زمان حیات پدر از دنیا رفت و امام حسن عسکری(ع) از فقدان برادر خود بسیار متأثر شدند.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: دیگر فرزند امام هادی(ع)، سیدحسین بود که در منابع از او به عنوان شخصیتی عالم، فاضل، شجاع و قدرتمند یاد شده است و فرزند دیگر امام هادی(ع) جعفر بود که مسیر متفاوتی در پیش گرفت و در برابر امام حسن عسکری(ع) و مسئله امامت حضرت مهدی(عج) موضع مخالفت اتخاذ کرد.
امام عسکری(ع) آخرین حلقه امامت در میان مردم بود
رفیعی با بیان اینکه امام حسن عسکری(ع) جایگاهی ویژه در سلسله امامت داشتند، اظهار کرد: ایشان پدر امام مهدی(عج) بودند و از سالها پیش از تولد حضرت، پیامبر اکرم(ص)، ائمه اطهار(ع) و حتی انبیای پیشین درباره آمدن مصلح آخرالزمان خبر داده بودند.
وی گفت: امام مهدی(عج) شخصیتی است که بر اساس باور شیعه برای برپایی عدالت جهانی و تشکیل حکومت واحد و ریشهکن کردن ظلم ظهور خواهد کرد و به همین دلیل تولد ایشان برای دستگاه خلافت عباسی مسئلهای عادی نبود و با حساسیت ویژهای دنبال میشد.
رفیعی افزود: امام حسن عسکری(ع) آخرین امامی بودند که حضور ظاهری و مستقیم در میان مردم داشتند و پس از شهادت ایشان، دوره غیبت آغاز شد و ارتباط جامعه با امام معصوم دیگر به شکل حضور فیزیکی و عمومی ادامه پیدا نکرد.
وی با اشاره به روایات مربوط به جایگاه حضرت مهدی(عج) بیان کرد: امام رضا(ع) هنگام شنیدن نام حضرت مهدی(عج) به احترام ایشان از جای برمیخاستند و امام صادق(ع) نیز درباره حضرت مهدی(عج) سخن گفته و برای ایشان اظهار شوق و ندبه کردهاند.
این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: امیرالمؤمنین(ع) نیز در سخنان خود از مهدی موعود یاد کردهاند و شوق دیدار آن حضرت را ابراز داشتهاند و امام صادق(ع) تصریح کردهاند که اگر دوران ظهور را درک کنند، خود را در خدمت حضرت مهدی(عج) قرار خواهند داد.
امام عسکری(ع) تولد موعود را برای شیعه تبیین کرد
رفیعی با بیان اینکه یکی از مهمترین مأموریتهای امام حسن عسکری(ع) آمادهسازی جامعه شیعه برای دوران غیبت بود، اظهار کرد: مسئله اصلی این بود که از یک سو باید وجود فرزند امام حسن عسکری(ع) از دید دشمنان حفظ میشد و از سوی دیگر، جامعه شیعه باید نسبت به تولد امام مهدی(عج) و امامت ایشان اطمینان پیدا میکرد.
وی افزود: دشمن به دنبال جلوگیری از تولد این فرزند بود و در مقابل، امام حسن عسکری(ع) باید به گونهای عمل میکردند که شیعیان خاص و مورد اعتماد، حضرت مهدی(عج) را بشناسند و درباره اصل تولد و امامت ایشان دچار تردید نشوند.
رفیعی به دیدار احمد بن اسحاق قمی با امام حسن عسکری(ع) اشاره کرد و گفت: احمد بن اسحاق از نمایندگان امام در قم بود و در آخرین سفر خود به سامرا، اموال و وجوهی را که شیعیان قم برای امام فرستاده بودند به محضر ایشان برد.
وی ادامه داد: امام حسن عسکری(ع) هنگام دریافت اموال به احمد بن اسحاق فرمودند که صبر کند تا فرزندشان این اموال را تحویل بگیرد و همین موضوع موجب تعجب احمد بن اسحاق شد زیرا از وجود فرزند امام اطلاع نداشت.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: در ادامه، کودکی حدود سه ساله نزد امام حسن عسکری(ع) آمد که احمد بن اسحاق از زیبایی و نورانیت چهره او شگفتزده شد و امام عسکری(ع) فرزند خود را به عنوان امام پس از خویش و جانشین خود معرفی کردند.
امام عسکری(ع) از غیبت طولانی فرزندش خبر داد
رفیعی بیان کرد: امام حسن عسکری(ع) در همان دیدار به احمد بن اسحاق درباره غیبت حضرت مهدی(عج) هشدار دادند و فرمودند فرزندشان غیبتی خواهد داشت که در جریان آن بسیاری دچار تردید و سستی در اعتقاد خواهند شد.
رفیعی افزود: این سازمان ارتباطی علاوه بر انتقال نامه و وجوه، زمینه ارتباط اعتقادی و فکری شیعیان با امام را نیز فراهم میکرد و از این جهت یکی از اقدامات مهم امام حسن عسکری(ع) برای اداره جامعه شیعه در شرایط اختناق به شمار میآمد.
امام عسکری(ع) با جریانهای انحرافی مقابله کرد
رفیعی یکی دیگر از اقدامات مهم امام حسن عسکری(ع) را مقابله با جریانهای انحرافی دانست و اظهار کرد: در دوران آن حضرت نیز همانند دورههای دیگر، برخی افراد با وجود سابقه ظاهری در عبادت و دینداری، از مسیر صحیح اعتقادی فاصله گرفتند و زمینه شکلگیری انحرافات را فراهم کردند.
وی افزود: این موضوع اهمیت فراوانی دارد زیرا انحراف فردی که جایگاه اجتماعی یا علمی دارد، تنها به شخص او محدود نمیشود و میتواند گروهی از مردم را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
رفیعی با اشاره به ماجرای احمد بن هلال گفت: او از پیروان امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) بود و سابقه طولانی عبادت داشت و حتی حجهای متعددی انجام داده بود اما در پایان عمر دچار انحراف شد و از مسیر صحیح فاصله گرفت.
وی ادامه داد: امام حسن عسکری(ع) نسبت به این فرد هشدار جدی دادند و از شیعیان خواستند از او دوری کنند و این واکنش نشاندهنده حساسیت امام نسبت به انحرافات فکری و اعتقادی بود.
رفیعی بیان کرد: امروز نیز جامعه باید نسبت به دریافت معارف دینی از منابع ناشناخته و افراد منحرف هوشیار باشد زیرا خطای یک فرد عادی ممکن است تنها زندگی خودش را تحت تأثیر قرار دهد اما انحراف یک نویسنده، عالم، سخنران یا فرد شناختهشده میتواند بر اعتقادات شمار زیادی از مردم اثر بگذارد.
امام عسکری(ع) در جوانی به شهادت رسید
این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه با اشاره به شهادت امام حسن عسکری(ع) اظهار کرد: آن حضرت در حالی در ۲۸ سالگی به شهادت رسیدند که تمام دوران امامتشان در شرایط دشوار سیاسی و تحت نظارت شدید حکومت عباسی سپری شده بود.
وی افزود: گزارشهای مربوط به روزهای پایانی عمر امام حسن عسکری(ع) از شدت بیماری و ضعف جسمانی ایشان حکایت دارد و در همین شرایط، حضرت مهدی(عج) در کنار پدر بزرگوارشان حضور داشتند.
رفیعی ادامه داد: در نقل مربوط به لحظات پایانی عمر امام حسن عسکری(ع)، آمده است که حضرت مهدی(عج) برای پدر بزرگوارشان دعا میکردند و هنگام ناتوانی امام، ظرف آب را به ایشان رساندند.
وی گفت: این صحنه، تصویری از پیوند عاطفی و معنوی پدر و فرزند در آخرین لحظات زندگی امام حسن عسکری(ع) ارائه میکند و در عین حال پایان دوران حضور امامان شیعه در میان مردم را رقم زد.
وی گفت: در این روایت، امام حسن عسکری(ع) غیبت حضرت مهدی(عج) را به غیبت حضرت خضر(ع) تشبیه کردند و این نکته نشان میدهد که غیبت در سنت الهی سابقه داشته و موضوعی بیسابقه در تاریخ انبیا و اولیای الهی نیست.
رفیعی افزود: نمونههای دیگری نیز در قرآن کریم درباره طول عمر یا بازگشت به حیات مطرح شده است و از جمله میتوان به داستان حضرت عزیر(ع) اشاره کرد که قرآن کریم از توقف صدساله حیات او و سپس بازگشتش سخن میگوید.
وی ادامه داد: بنابراین در نگاه دینی، طولانی شدن عمر حضرت مهدی(عج) نمیتواند به عنوان امری خارج از قدرت الهی تلقی شود و نمونههایی از چنین امور خارقالعادهای در قرآن و آموزههای دینی وجود دارد.
این استاد حوزه و دانشگاه گفت: احمد بن اسحاق در همان دیدار، از حضرت مهدی(عج) نیز سخنی شنید و ایشان خود را معرفی کردند و با بیان جایگاه خویش، اطمینان احمد بن اسحاق را نسبت به هویت و امامت خود افزایش دادند.
امام عسکری(ع) شیعیان را با دوران غیبت همراه کرد
رفیعی با اشاره به دیدار عثمان بن سعید با امام حسن عسکری(ع) اظهار کرد: گروهی از شیعیان که حدود ۴۰ نفر بودند، برای شناسایی امام پس از امام حسن عسکری(ع) به محضر ایشان رفتند و امام نیز از هدف آنان آگاه بودند.
وی افزود: امام حسن عسکری(ع) در این دیدار به آنان اعلام کردند که برای شناخت حجت پس از ایشان آمدهاند و سپس حضرت مهدی(عج) را به آنان نشان دادند و این اقدام یکی از نمونههای مهم معرفی امام آینده به شیعیان خاص بود.
رفیعی ادامه داد: مجموعه این اقدامات نشان میدهد که امام حسن عسکری(ع) تنها به معرفی حضرت مهدی(عج) بسنده نکردند بلکه تلاش کردند جامعه شیعه را برای شرایطی آماده کنند که در آن دسترسی مستقیم به امام معصوم وجود نداشته باشد.
وی گفت: این مسئله اهمیت ویژهای داشت زیرا جامعه شیعه باید پس از شهادت امام حسن عسکری(ع) بتواند با وجود غیبت، اعتقاد خود را نسبت به اصل امامت حفظ کند و مسیر هدایت دینی خود را ادامه دهد.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: آمادهسازی فکری و اعتقادی شیعیان برای دوران غیبت را میتوان یکی از مهمترین اقدامات امام حسن عسکری(ع) دانست که در کنار سایر فعالیتهای آن حضرت، نقش مهمی در تداوم حیات فکری جامعه شیعه داشت.
شبکه وکالت ارتباط شیعیان با امام را حفظ کرد
رفیعی با اشاره به دومین محور فعالیتهای امام حسن عسکری(ع) اظهار کرد: پس از گذشت حدود ۲۵۰ سال از رحلت پیامبر اکرم(ص)، مکتب تشیع به رغم فشارهای فراوان سیاسی و اجتماعی، به یک جریان ریشهدار تبدیل شده بود.
وی افزود: از همان سالهای نخست پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)، دو نگاه متفاوت درباره مسئله رهبری جامعه اسلامی شکل گرفت که یکی بر امامت و دیگری بر خلافت استوار بود و جریان شیعه در طول تاریخ با فشارهای حکومتهای مختلف مواجه شد.
رفیعی ادامه داد: در دورههای مختلف، شخصیتهایی همچون میثم تمار، عمار، ابوذر و رشید هجری با فشارهای سنگین مواجه شدند و در ادامه نیز واقعه کربلا، محدودیتهای دوران امام سجاد(ع) و زندانی شدن امام موسی کاظم(ع) بخشی از همین فشار تاریخی بر جریان شیعه بود.
وی گفت: با وجود چنین فشارهایی، تشیع توانست حیات فکری و اعتقادی خود را حفظ کند و در دوران امام حسن عسکری(ع) نیز ارتباط میان امام و پیروان از طریق سازوکارهای مشخص دنبال شد.
رفیعی افزود: شبکه وکالت یکی از ابزارهای مهم ارتباط امام با شیعیان بود و نمایندگانی در شهرهای مختلف مسئولیت ارتباط با پیروان و انتقال وجوه و نامهها را بر عهده داشتند.
ارتباط با امام از مسیرهای پنهانی انجام میشد
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به نمایندگان امام حسن عسکری(ع) در شهرهای مختلف اظهار کرد: در قم احمد بن اسحاق، در بغداد عثمان بن سعید، در نیشابور ابراهیم بن عبد و در اهواز ابن مهزیار از جمله افرادی بودند که در ارتباط با شبکه وکالت امام فعالیت داشتند.
وی افزود: شرایط امنیتی حاکم بر جامعه به گونهای بود که انتقال نامه و ارتباط با امام به روشهای عادی امکانپذیر نبود و برای حفظ این ارتباط از شیوههای مختلف استفاده میشد.
رفیعی گفت: در برخی موارد نامهها را درون عصا قرار میدادند و فردی که حامل عصا بود بدون آنکه دیگران از محتوای آن مطلع شوند، پیام را به مقصد میرساند و در نمونهای دیگر نیز از ظروف روغن با ساختار دو جداره برای انتقال مخفیانه نامهها استفاده میشد.
وی ادامه داد: این شیوهها نشان میدهد که ارتباط میان امام و شیعیان در آن دوران تا چه اندازه با محدودیت و مراقبت همراه بوده است و شبکه وکالت در چنین شرایطی امکان استمرار این ارتباط را فراهم میکرد. کد مطلب 6922751






