
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از ساری، تحولات خونین و تلخ سالهای اخیر در منطقه غرب آسیا، از غزه و لبنان تا ایران، تجربهای پیش روی ملتهای منطقه قرار داده که نمیتوان به سادگی از کنار آن عبور کرد؛ تجربهای که بیش از هر چیز، ضرورت بازخوانی مفهوم اعتماد در مناسبات بینالمللی و بهویژه در تعامل با آمریکا و رژیم صهیونیستی را یادآور میشود.
در غزه، هزاران انسان بیگناه قربانی جنگ و جنایت شدند و چهرههایی از جریان مقاومت از جمله اسماعیل هنیه و یحیی سنوار به شهادت رسیدند. پس از آن، دامنه درگیریها به لبنان کشیده شد و شمار زیادی از نیروهای مقاومت، از جمله سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزبالله لبنان، به شهادت رسیدند.
در ادامه، رژیم صهیونیستی در شرایطی به ایران حمله کرد که مسیر گفتوگو و مذاکره با آمریکا در جریان بود. در جریان این حملات، شماری از فرماندهان ارشد نظامی و دانشمندان هستهای ایران به شهادت رسیدند؛ رخدادی که بار دیگر این پرسش را به میان آورد که جایگاه مذاکره و گفتوگو در محاسبات طرف مقابل چیست و آیا میتوان میان میز مذاکره و میدان اقدام نظامی تفکیکی قائل شد؟
در مرحلهای دیگر نیز حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، همزمان با روند مذاکرات، به شهادت شماری از فرماندهان، مردم بیگناه و دانشآموزان انجامید و نشان داد که دشمنان ایران، حتی در شرایطی که ادعای گفتوگو و دیپلماسی مطرح است، از ابزار نظامی و اقدامات تروریستی برای پیشبرد اهداف خود چشمپوشی نمیکنند.
اکنون پرسش اساسی این است: با چنین تجربهای و در برابر طرفی که سابقه تهدید، تحریم، فشار، نقض توافقات و اقدام نظامی دارد، بر اساس کدام اصل مسلم روابط بینالملل میتوان به تعهدات و تفاهمات آمریکا اعتماد کرد؟
مذاکره فینفسه نه خیانت است و نه نشانه ضعف. دیپلماسی یکی از ابزارهای مهم تأمین منافع ملی است و هر کشوری میتواند برای کاهش تنش، رفع اختلافات و تأمین منافع خود از این ابزار استفاده کند. اما مذاکره زمانی میتواند به نتیجه پایدار منجر شود که طرفین، حداقلی از اراده واقعی برای اجرای توافقات و احترام به تعهدات داشته باشند.
مسئله دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود؛ وقتی طرف مقابل همزمان با گفتوگو، فشار اقتصادی، تحریم، تهدید نظامی و عملیات امنیتی را ادامه میدهد، طبیعی است که …












