
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از یزد، علامه ملاعبدالله بهابادی یزدی را نمیتوان صرفاً بهعنوان دانشمندی صاحباثر در علم منطق یا مدرس یکی از حوزههای علمی عصر صفوی مطالعه کرد. اهمیت تاریخی او در آن است که فعالیت علمی، آموزشی و دینی وی در شبکهای گسترده از ارتباطات میان ایران، عراق و جبل عامل تحقق یافت؛ شبکهای که در سده دهم قمری به یکی از مهمترین بسترهای انتقال دانش، تربیت عالمان و بازتولید هویت علمی تشیع تبدیل شده بود.
در این دوره، جهان تشیع از پیوند چند قطب علمی شکل میگرفت. ایران، بهویژه یزد، شیراز و اصفهان، در پرتو رسمیتیافتن تشیع در عصر صفوی، به حوزهای رو به گسترش تبدیل شده بود. عراق، بهویژه نجف، کربلا و حله، میراثدار سنت دیرپای آموزش فقه، کلام، حدیث و علوم عقلی بود. جبل عامل نیز یکی از کانونهای مهم پرورش عالمان امامی به شمار میرفت و شماری از عالمان آن، در پیوند با ایران و عراق، در تحولات علمی و دینی عصر صفوی نقشآفرین شدند.
این مراکز از طریق مهاجرت عالمان، سفرهای علمی، مکاتبات، اجازهنامههای روایی، روابط استاد ـ شاگردی، انتقال نسخههای خطی و رواج متون آموزشی با یکدیگر ارتباط داشتند. ازاینرو، حوزههای علمی شیعه را نباید مجموعهای از مراکز جدا و محلی دانست؛ بلکه باید آنها را اجزای یک شبکه فراملی دانست که در انتقال دانش و حفظ انسجام علمی و هویتی تشیع نقش داشت.
ملاعبدالله بهابادی یزدی در این شبکه، جایگاهی چندلایه داشت. نخستین بُعد نقش او، به تألیف و استمرار متون آموزشی مربوط میشود. حاشیه بر تهذیب المنطق و الکلام او به یکی از متون مهم آموزشی در حوزههای شیعی تبدیل شد و نسلهای متعدد عالمان و طلاب با آن سروکار یافتند. اهمیت این اثر تنها در محتوای منطقی آن نبود، بلکه رواج آن به ایجاد زبان علمی مشترک میان مراکز مختلف کمک کرد. طلاب و عالمان در ایران، عراق و جبل عامل، با اصطلاحات و ساختارهای استدلالی مشترک آموزش میدیدند و همین امر، امکان گفتوگوی علمی میان حوزههای گوناگون را افزایش میداد.
وجه دوم، پیوند دادن علوم عقلی با علوم دینی بود. در سنت علمی ملاعبدالله، منطق دانشی منفک از فقه، کلام و معارف دینی نبود؛ بلکه ابزاری برای فهم دقیق متون، تنظیم استدلالهای کلامی و تقویت روش اجتهادی به شمار میرفت. از این منظر، آثار او در …












