
اقتصادی
یادداشت اقتصادی - امیرحسین تقی پور
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بامداد پنجشنبه از اجرای آنچه خود «خردکنندهترین عملیات اقتصادی» علیه یک کشور توصیف کرده، علیه ایران خبر داد؛ اقدامی که محورهایی مانند محدودسازی صادرات نفت، قطع یا محدود کردن کانالهای ارزی، فشار بر صرافیها، محدودیت ثبت کشتیها و برخورد با شرکتهای صوری را دربرمیگیرد.
لازم به ذکر است فارغ از اینکه این تهدیدها تا چه اندازه در عمل قابلیت اجرا دارند، یک واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت: ایران وارد مرحله تازهای از فشار اقتصادی شده است؛ مرحلهای که در آن، اقتصاد بیش از گذشته به یکی از اصلیترین میدانهای تقابل ایران و آمریکا تبدیل خواهد شد. ببینید|تحریمهای اقتصادی جدید آمریکا سناریوی تبلیغاتی یا بحران جدید؟
اما سؤال اصلی این است که آیا تشدید فشار اقتصادی میتواند اقتصاد ایران را به نقطه تسلیم برساند؟
تجربه چهار دهه گذشته نشان داده که پاسخ به این سؤال چندان ساده نیست. ایران سالهاست با تحریم، محدودیتهای مالی و بانکی، دشواری در فروش نفت و موانع تجارت خارجی مواجه است و در این مدت، سازوکارهای متعددی برای تطبیق با این شرایط ایجاد کرده است.
از طرف دیگر، اقتصاد ایران اگرچه در برابر تحریمها آسیبپذیر است، اما ظرفیتهایی برای دور زدن محدودیتها و تغییر مسیر تجارت خارجی نیز دارد. به همین دلیل، تصور اینکه صرفاً با افزایش فشار اقتصادی میتوان اقتصاد ایران را از کار انداخت، با واقعیتهای موجود فاصله دارد.
البته این به معنای کماهمیت بودن تهدید جدید نیست. برعکس، اگر فشارهای جدید آمریکا بتواند همزمان صادرات نفت، درآمدهای ارزی، تجارت خارجی و مسیرهای انتقال پول را هدف قرار دهد، هزینههای قابلتوجهی به اقتصاد ایران تحمیل خواهد کرد.
بنابراین، مسئله اصلی برای سیاستگذار این نیست که آیا تحریمها اثر دارند یا نه؛ بلکه این است که چگونه میتوان میزان آسیبپذیری اقتصاد ایران را کاهش داد؟
مقاومت اقتصادی نباید به معنای تحمل صرف باشد
به اعتقاد من، نخستین گام، بازتعریف مفهوم «مقاومت اقتصادی» است. مقاومت اقتصادی نباید صرفاً به این معنا باشد که اقتصاد در برابر فشار خارجی دوام بیاورد. اگر قرار باشد تحریمها هر بار بهانهای برای تعویق اصلاحات اقتصادی شوند، …












