
ویژه نامهها
خبرگزاری تسنیم ـ سجاد انجمشعاع*؛ در تاریخ معاصر غرب آسیا، برخی شخصیتها از مرز رهبری یک جریان یا تأسیس یک نهاد فراتر میروند و به صورت نیرویی تاریخساز، در بازآرایی مناسبات سیاسی و اجتماعی منطقه نقش میآفرینند؛ امام موسی صدر بیتردید در زمره این شخصیتهاست.
اهمیت او در مسئله فلسطین و مبارزه با رژیم صهیونیستی، تنها در مواضع سیاسی یا سخنرانیهای ضداسرائیلی خلاصه نمیشود. نقش او در طراحی الگویی نهفته است که بعدها یکی از پایههای شکلگیری جبهه مقاومت در لبنان و غرب آسیا شد: تبدیل جامعه محروم و پراکنده به جامعهای سازمانیافته، خودآگاه، مقاوم و برخوردار از ظرفیت کنش سیاسی-امنیتی.
این نکته، کلید فهم نسبت امام موسی صدر با آرمان قدس است.
صدر در سال 1338 به لبنان رفت؛ کشوری که در آن زمان، شیعیان در ساختار سیاسی و اقتصادی آن از کمترین وزن برخوردار بودند و جنوب لبنان نیز در مجاورت فلسطین اشغالی، به یکی از شکنندهترین نقاط امنیتی منطقه تبدیل شده بود. او خیلی زود دریافت که مسئله اسرائیل را نباید صرفاً در سطح مناقشه اعراب و اسرائیل درنظر گرفت. اسرائیل برای جنوب لبنان یک مسئله ژئوپلیتیکی مستقیم بود. زیرا هرگونه ضعف دولت مرکزی، فقر جنوب و فقدان سازمان اجتماعی در میان شیعیان، عملاً خلأ قدرتی ایجاد میکرد که میتوانست به تهدیدی علیه تمامیت اجتماعی و امنیتی لبنان تبدیل شود. از همین منظر، یکی از مهمترین ابتکارات امام موسی صدر «اجتماعیسازی مقاومت» بود.
او پیش از آنکه از مقاومت نظامی سخن بگوید، به سراغ فقر، بیسوادی، بیکاری، فروپاشی اجتماعی و بیهویتی رفت. شبکه مؤسسات خیریه، آموزشی، حرفهای و عمرانی که در سراسر لبنان ایجاد کرد، صرفاً پروژههای رفاهی نبودند، این اقدامات به تدریج ظرفیت بسیج اجتماعی ایجاد میکردند. در ادبیات علوم سیاسی، قدرت یک جنبش به میزان سرمایه اجتماعی، انسجام هویتی، ظرفیت سازمانی و مشروعیت عمومی آن وابسته است است. صدر دقیقاً در همین نقطه حرکت میکرد.
تأسیس مجلس اعلای شیعیان لبنان در سال 1348، در همین چارچوب معنا پیدا میکند. صدر جامعهای را که تا پیش از آن بیشتر در حاشیه ساختار قدرت قرار داشت، به یک فاعل سیاسی تبدیل کرد. این تحول بسیار مهمتر از یک نهادسازی اداری بود؛ زیرا جامعه شیعه لبنان برای …












