قیمت طلا امروز




 خبرگزاری تسنیم / ۱۴۰۵/۰۵/۲۰

سیمای پیامبر(ص) در آیینه شعر فارسی - تسنیم

رضا اسماعیلی در یادداشتی به تشریح سیر شعر نبوی در ادب فارسی پرداخته است.
 سیمای پیامبر(ص) در آیینه شعر فارسی - تسنیم

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، رضا اسماعیلی، شاعر و منتقد ادبی، در یادداشتی به سیر شعر نبوی از ادبیات کلاسیک فارسی تا امروز پرداخته است. یادداشت او که برای انتشار در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار گرفته به این شرح است:

اشاره‌ای به پیشینه «شعر نبوی» 

در بررسی کارنامه شعر آیینی به این نتیجه می‌رسیم که تا زمان تیموریان و پیش از صفویه، اشعار کمی در باره اهل بیت(ع) سروده شده است. اما در دوران صفویه شعر آیینی به ویژه «شعر نبوی» قد می‌کشد و به بلوغ و بالندگی می‌رسد. 

شعر نبوی در ادب فارسی کارنامه خوب و درخشانی دارد. این اشعار مدایح ثبت ‌شده‌ای هستند که می‌توان به دو گونه آنها را بررسی کرد. در بخشی از آنها، شاعران با نام بردن از پیامبر(ص) به ساحت ملکوتی حضرت عرض ارادت می‌کنند و بخش دیگری از شاعران نیز در سروده‌های خود به بیان فضایل نبوی، سجایای اخلاقی، کرامت‌های الهی و انسانی پیامبر پرداخته‌اند. 2 داستان خواندنی درباره پیامبر(ص) در یک کتاب

اگر دواوین شاعران مسلمان پارسی زبان - چه شیعه و چه سنی - را مرور کنیم، خواهیم دید که از زمان شکل‌گیری ادبیات فارسی تا به امروز همه شاعران مسلمان - بلا استثناء - اشعاری را به ساحت ملکوتی پیامبر اکرم(ص) تقدیم کرده‌اند، شاعران بزرگی همچون فردوسی، سنایی، عطار، مولانا و... 

قله‌های شعر و ادب پارسی به خاطر ارادت و محبتی که نسبت به اهل بیت(ع) داشته‌اند، مدح و منقبت خاندان رسالت را افتخار خود می‌دانسته‌ و بر این اعتقاد و باور بودند که «مادح خورشید، مداح خود است». مثلا در قرن هفتم و هشتم که ادبیات فارسی لهجه عارفانه و عاشقانه دارد، شاعرانی چون حافظ و سعدی در قالب غزل، محبت خود را نسبت به پیامبر اکرم (ص) ابراز می‌کنند. برای مثال سعدی بزرگ در نعت پیامبر اکرم(ص) می‌گوید:

 سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی 

عشق محمد بس است و آل محمد

 

و یا حضرت حافظ در غزل درخشانی می‌گوید:

 ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد 

دل رمیده ما را رفیق و مونس شد، 

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت 

به غمزه مسئله‌آموز صد مدرس شد

سیمای پیامبر اکرم(ص) در قاب شعر پارسی

در شعر قله‌های شعر و ادب پارسی، شاعرانی مانند فردوسی، سنایی، عطار، مولانا، سعدی و حافظ، تصویری که از پیامبر اکرم(ص) ارائه می شود، تصویری منطبق با سنت و سیره عملی پرچمدار توحید و یکتاپرستی است. تصویری برگرفته از بطن و متن آیات و روایات اسلامی و آموزه های اصیل توحیدی.

در شعر شاعران روز و روزگار ما اما به ویژه در سال های اخیر، به جای پرداختن به آموزه های نبوی و مکارم اخلاق، شعر نبوی بیشتر در دایره مدح و منقبت صرف حرکت کرده است. یعنی شاعران بیشتر به صورت نبوی پرداخته اند تا سیرت و حقیقت نبوی. به عبارت دیگر لحن و لهجه بیشتر شعرها توصیفی - عاطفی است و جان و جهان آنها از قرائت و گفتمان اصیل توحیدی خالی است. یعنی در حوزه بیان شاعرانه متن احادیث و روایات و سیره عملی بزرگان دینی فقیر هستیم و دستمان خالی است.

در شعر آیینی بخصوص شعر نبوی ضروری است که از منزل «محبت» عبور کنیم و به منزل «معرفت» برسیم. یعنی گذر از برونه دین و رسیدن به درونه آن. باید در حوزه شعر آیینی و دینی تلاش کنیم که آموزه‌های دینی و احکام انسان‌ساز مکتب اسلام در قالب قرآن، عترت، روایت و احادیث به یادگار بماند و در قالب شعر بیان شود. چون معارف آل‌الله، انسان‌ساز و راهگشا هستند و می‌توانند برای انسان معاصر درس‌آموز باشند. این معارف راه سعادت و رستگاری را پیش پای انسان امروز می‌گذارند و پرداختن به آنها در شعر دینی و آیینی این روز و روزگار ضروری است.

باید فروتنانه بپذیریم که ما در «شعر نبوی» هنوز به نقطه مطلوب نرسیده ایم و در این زیرشاخه شعر آیینی با نارسایی‌هایی در دو حوزه فرم و محتوا – و بیشتر در حوزه محتوا و مضمون – مواجه‌ایم. چرا که فراز و نشیب‌های زندگی پیامبر اکرم (ص) به عنوان پرچمدار توحید و خاتم سلسله پیامبران الهی، آن گونه که شایسته و بایسته است در شعر دینی و آیینی روزگار ما منعکس نشده و به شیوه شاعرانه مورد تبیین، تحلیل و واکاوی قرار نگرفته است.

آنچه که در آیینه شعر نبوی روزگار ما از پیامبر اکرم(ص) برجسته شده است، معرفی پیامبر به عنوان یک «اسطوره» دست نایافتنی است تا یک «اسوه» قابل پیروی. حال آن که خدا در قرآن، پیامبر را به عنوان «اسوه حسنه» معرفی می کند و در آیه 110 سوره کهف خطاب به رسول اکرم(ص) می فرماید: «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحی: بگو جز این نیست که من هم مانند شما بشرم (لکن) به من وحی می شود».

 به رغم توصیه و تاکید قرآن بر اسوه بودن پیامبر اکرم(ص)، گاهی منِ شاعر برای جلوه فروشی و به رخ کشیدن هنر صنعتگری و قدرت سخنوری خویش، بیش تر دوست دارم که به معجزات و کرامات ماورایی مقام رسالت بپردازم تا خواننده را با سحر کلام خویش شگفت‌زده و انگشت به دهان سازم و از این نمد کلاهی برای خویش ببافم!

غفلت از «توحید» در شعر آیینی بعد از انقلاب 

 بدیهی است وقتی مباحثی مثل «توحید» و «عبودیت» در شعر آیینی ما کمرنگ می شود و مورد بی مهری قرار می گیرد، خود به خود شعر نبوی و متعلقات آن نیز از دایره توجه شاعران خارج می شود. در حقیقت این غفلت ریشه در فراموشی «شعر نبوی» دارد. متاسفانه در شعر آیینی روزگار ما به دو اصل «توحید» و «عبودیت» به شیوه شایسته و بایسته پرداخته نشده است.

حال آن که «توحید» از اصول دین است و باید پیش و بیش از هر موضوع دیگری برجسته شود و در مرکز توجه و تامل شاعران آیینی روزگار ما قرار گیرد.

و اما در پاسخ به این سوال که در شعر دینی و آیینی روزگار ما، توجه به چه وجوهی از شخصیت معنوی و انسانی پیامبر رحمت ضرورت بیشتری دارد باید گفت: عبودیت و بندگی، دعوت به توحید و یکتاپرستی، و «وحدت». پیامبراکرم (ص) با عبودیت و بندگی به مقام معراج دست یافت، چنان که حضرت امام خمینی(ره) در کتاب آداب الصلوة می فرماید باید دانست که عبودیت مطلقه از اعلی مراتب کمال و ارفع مقامات انسانیت است که جز اکمل خلق اللّه محمد(ص)، بالاصالة و دیگر اولیای کمّل بالتبعیّة، کسی دیگر را از آن نصیبی نیست، و دیگران را پای عبودیت لنگ است و عبادت و عبودیت آن‌ها معلّل است، و جز با قدم عبودیت نتوان به معراج حقیقی مطلق رسید... قدم عبودیت و جذبۀ ربوبیت سیر داد، آن ذات مقدس را به معراج قرب و وصول؛ و در «تشهد» نماز که رجوع از فنای مطلق است که در سجده حاصل شده باز توجه به عبودیت قبل از توجه به رسالت است، و ممکن است اشاره به آن باشد که مقام رسالت نیز در نتیجۀ جوهرۀ عبودیت است.

شعر آیینی باید پرچمدار «توحید» باشد

به خاطر بی توجهی به این ظرایف و دقایق، متاسفانه گاهی در شعرها با اغراق در توصیف پیامبر اکرم(ص) و دادن نسبت «الوهیت» و «ربوبیت» به آن حضرت، که بزرگ ترین پرچمدار توحید و یکتاپرستی است، در مسیری مخالف با آموزه‌های اصیل توحیدی حرکت می‌کنیم. غافل از این که رسالت اصلی پیامبر، مبارزه با ظلمت جهل و خرافه و ننگ بت و بتگری و بت‌پرستی است. گاهی یادمان می‌رود که هدف بعثت رسول اکرم انتشار نور دانایی و بینایی و احیای کرامت‌های انسانی و اخلاقی است، چنان که در روایتی نبوی می‌خوانیم: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ: من برای احیای مکارم اخلاقی مبعوث شدم».

بی هیچ تردیدی، اگر به این سه اصل مهم - عبودیت، توحید و وحدت - توجه شود، شعر آیینی ما از رخوت و سطحی ‌نگری بیرون می‌آید و به اصل خودش برمی‌گردد. ضرورت امروز شعر آیینی، فاصله گرفتن از صورت زدگی و سطحی نگری دینی و پرداختن پیش از پیش به «سیرت» و «حقیقت» دین و آیین محمدی است. تا زمانی که ما از «سیرت» و «بصیرت» غافل، و بر حسب عادت به «صورت» مشغولیم، در شعر آیینی راهی به دهی نخواهیم برد و روز به روز از «سنت و سیره نبوی» و «عدالت علوی» دور خواهیم شد. شاعران و ذاکران خاندان رسالت برای ره بردن به سرمنزل مقصود، باید پرچمدار «توحید»، «عبودیت» و «وحدت» امت اسلامی باشند تا بتوانند این میراث معنوی را پاس بدارند و به آیندگان بسپارند. 

«شعر نبوی» بعد از انقلاب 

در بررسی کارنامه شعر نبوی بعد از انقلاب اگر بگوییم «شعر نبوی» در مقایسه با سایر زیرشاخه‌های شعر آیینی، در سال‌های بعد از انقلاب جُثه‌ای نحیف‌تر و ضعیف‌تر داشته است، اغراق نکرده‌ایم. فقط کافی است تا مروری اجمالی بر دفترهای شعر شاعران مذهبی بعد از انقلاب داشته باشیم، تا به درستی این گفته پی ببریم. البته این سخن به معنای نفی و انکار آثار درخشان و خوبی نیست که توسط شاعران توانمند و ارجمند نسل انقلاب هر ساله تولید و عرضه می‌شود. آنچه که بیش تر مورد نظر است، کمیت و کیفیت شعرهای خوب نبوی در مقایسه با دیگر زیرشاخه‌های شعر آیینی است که به راستی نسبت معقول و قابل قبولی نیست.  

در آثار شاعران آیینی بعد از انقلاب کمتر می توان شعری همتراز و هم شأن شعر شاعران متقدم در نعت و منقبت پیامبر اکرم (ص) پیدا کرد. بیش تر شعرهایی نیز که پیشانی نوشت «نبوی» دارند، به اعتبار موضوع در شمار شعرهای نبوی قرار گرفته اند، نه از منظر «موضع».

اگر در این معدود سروده‌ها نیز تامل کنیم، به روشنی درخواهیم یافت که اکثر آنها لهجه‌ای توصیفی دارند و نگاه شاعر به پیامبر صرفا نگاهی «تجلیلی» است تا تحلیلی و کاربردی. حال آن که نیاز امروز جامعه دینی ما پیش و بیش از «تجلیل» که افراط در آن همیشه به «تحریف» می انجامد، «تحلیل»، «تبیین» و «تعریف» است.

برای مسلمان معاصر دانستن این که «پیامبر که بود؟ چه کرد؟ و چه گفت؟» مهم تر از دانستن رنگ چشم و سیاهی گیسو و زور بازوست. ولی دریغ و درد که پرداختن به «صورت»، «آب و رنگ» و «خط و خال» بزرگان دین، ذهن و زبان بسیاری از شاعران را مشغول کرده و آنان را از پرداختن به «سیرت» و «حقیقت» نبوی باز داشته است، در حالی که سیره و سنت نبوی، حقیقت روشنی است که در بیت‌هایی از قبیل بیت زیر متجلی شده است که بسیاری از ما از آن غافلیم: 

در جهان شمع حیات افروختی 

«بندگان» را خواجگی آموختی 

(علامه اقبال لاهوری)

«وحدت» ضرورت هنوز و همیشه جهان اسلام

بی هیچ تردیدی باید گفت که «وحدت» ضرورت هنوز و همیشه جهان اسلام است. با توجه به این مهم، همچنان که اشاره شد حنجره شعر آیینی باید منادی «وحدت» باشد، نه بلندگوی اختلاف و تفرقه و حنجره‌ای برای دمیدن در تنور عصبیت‌های دینی و مذهبی. از این منظر شایسته است که شاعر آیینی نه تنها به مقدسات اهل تسنن، بلکه به مقدسات سایر ادیان الهی نیز احترام بگذارد.

آموزه‌های وحیانی و قرآنی، ما را از دشنام دادن به مقدسات سایر ادیان الهی نهی می‌کند. چرا که از نظر اسلام، بی احترامی به مقدسات سایر ادیات و فرق اسلامی، شیوه مناسبی برای ارشاد و هدایت دیگران نیست، و آنان را نسبت به دین اسلام و تشیع بدبین و وادار به مقابله به مثل می کند. توجه به این اصل از چنان اهمیتی برخوردار است که خدا در قرآن مسلمانان را حتی از دشنام دادن نسبت به بت‌های مشرکان نهی فرموده است: «وَلَا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ کَذَلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَی رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُمْ بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ: به معبود کسانی که غیر خدا را می‌خوانند دشنام ندهید، مبادا آنها(نیز) از روی(ظلم و) جهل، خدا را دشنام دهند». / سوره انعام -108

با وجود همه این تاکیدات، متاسفانه معدودی از شاعران به خاطر غفلت از این مهم و به خاطر نگاه گزینشی و تبعیض‌آمیز به بزرگان دینی، گاهی در شعر آیینی سلسله انبیاء الهی را از دایره اسلام خارج و اسلام را تنها در چهارده معصوم (علیهم السلام) خلاصه می‌کنند. علی رغم چنین تصوری، همه انبیاء الهی جزو خانواده اسلامند و تعظیم و تکریم آنان واجب. همچنان که در صلوات می‌گوییم: « الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»، و منظور از «آل محمد» سلسله انبیاء الهی است.

شایسته نیست در شعر آیینی به بزرگان دینی دیگر ادیان توحیدی به اعتبار این که نسبت مستقیمی با اسلام و تشیع ندارند، با نگاهی تبعیض آمیز و به چشم غیرخودی و غریبه بنگریم و با عبارات و تعابیری غیرفاخر و در مواردی توهین‌آمیز، تحقیر کنیم؛ در حالی که اسلام هرگز به ما چنین اجازه ای نداده است که به دیده تحقیر به بزرگان سایر ادیان الهی نگاه کنیم.

اکثر علما به احترام گذاشتن به مقدسات سایر ادیان تأکید دارند. رهبر شهید انقلاب نیز بارها در بیانات خویش صریحاً فرموده‌اند توهین به مقدسات سایر مذاهب حرام شرعی است. وقتی ما در صلوات بر رسول خدا از عبارت «آل‌ محمد» استفاده می‌کنیم در واقع این عبارت به تمام اولیاء الهی اشاره دارد که پیامبر اکرم(ص) خاتم راه توحیدی آنهاست، و حضرت عیسی و موسی (ع) و همه انبیاء الهی و همچنین حضرت مریم (س) نیز در ذیل سلسله نورانی «آل محمد» قرار می‌گیرند که احترام و تکریم آنان واجب است. در دین مبین اسلام همه ادیان الهی، هم خانواده و هم ریشه‌اند، و رسالت شاعران آیینی نیز حرکت هوشمندانه در این مسیر برای برای رونمایی از حقیقت محمدی و خنثی کردن توطئه «اسلام ستیزی» است.

با توجه به نقش حیاتی «وحدت» در انسجام بخشی به امت اسلامی و تعامل سازنده با ادیان توحیدی، شایسته است در شعر آیینی از طرح و بزرگنمایی مسائلی که به اختلافات شیعه و سنی دامن می‌زند، و یا باعث تحریک عصبیت های مذهبی و بدبینی پیروان سایر ادیان به اسلام می شود، شدیداً بپرهیزیم. چنان که رهبر شهید انقلاب نیز در این مورد صریحاً فرموده‌اند آن کسی که ندای تفرقه‌ بین شیعه و سنی را سر می‌دهد و به بهانه‌ مذهب، می‌خواهد وحدت ملی را به هم بزند، چه شیعه باشد و چه سنی، مزدور دشمن است؛ چه بداند، چه نداند. گاهی بعضی‌ها مزدور دشمنند و خودشان نمی‌دانند. آن مرد شیعی هم که می‌رود به مقدسات اهل سنت اهانت می‌کند و دشنام می‌دهد، او هم مزدور دشمن است، ولو نداند که چه می‌کند.

حرکت در مسیر "اعتدال"

جان کلام آن که با یک ارزیابی اجمالی از وضعیت کنونی شعر آیینی می توان گفت، قافله شعر آیینی در حال پشت سر گذاشتن دوران «افراط و تفریط»، فاصله گرفتن از برزخ «غالی گری»، حرکت به سمت «وضعیت مطلوب» - و نه ایده آل - و بازگشت به «نقطه اعتدال» است؛ پشت سر گذاشتن مرحله کودکی و «پیلگی»، و رسیدن به ملکوت بلوغ و «پروانگی». با این تاکید که هنوز تا رسیدن به «نقطه مطلوب» و «وضعیت ایده آل» راه زیادی باقی مانده است.

این پوست اندازی خجسته به خاطر روشنگری‌های دغدغه‌مندان و شاعران دین آگاه و روشن‌اندیشی همچون استاد محمدعلی مجاهدی، محمدرضا سنگری و دیگر پیران و پیشکسوتان این عرصه مقدس است. پرداختن مسئولانه شاعران و پژوهشگران دردآشنا به آسیب شناسی ادبیات دینی در سال های اخیر نیز در سالم سازی فضای شعر آیینی خیلی موثر بوده است. شاعران اصیل، فهیم و فرهیخته آیینی در طول سال‌های اخیر با عنایت به رهنمودهای سازنده و راهگشای رهبر شهید انقلاب و سایر دغدغه مندان این حوزه، نهایت تلاش خود را برای پالایش و پیرایش اشعار دینی از کژتابی‌های مضمونی و اعتقادی و خلق و آفرینش آثاری فاخر و منطبق بر مولفه‌های وحیانی و قرآنی به کار برده‌اند. توجه به این ظرایف و دقایق توسط بخشی از جامعه شاعران اصیل دینی و آیینی و تلاش برای ارائه آثاری انسان ساز در تراز اسلام ناب محمدی(ص) جای تقدیر و تشکر فراوان دارد.

انتهای پیام/  



۱۴ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

ثبت رسمی طراشعر ؛ یک جریان تازه در شعر تصویری ایران - تسنیم

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، سبک «طراشعر» به نام امین افضل‌پور، نویسنده، شاعر و نظریه‌پرداز شعر تصویری ـ گرافیکی معاصر ایران، در دفتر حقوقی و مالکیت فکری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسید؛ ثبت رسمی‌ای که بر اساس آن، اثر «کتاب با عنوان #طراشعر» تحت شماره 11015 ـ 1405 در تاریخ 5 مرداد 1405 به ثبت رسیده است.

بر اساس آگهی منتشرشده در روزنامه رسمی، این ثبت در پی درخواست‌نامه شماره 50025 ـ 1404 مورخ 27 بهمن 1404 امین افضل‌پور و به استناد بند 1 ماده 2 قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان مصوب 1348 انجام شده است.

«طراشعر» جریانی است که افضل‌پور آن را سبک ادبی و جریان نوین شعر تصویری و گرافیکی ایران و جهان معرفی می‌کند؛ جریانی که به گفته او با هدف بازتعریف رابطه میان شعر، زبان، تصویر، فرم و نشانه شکل گرفته و تلاش دارد شعر را از محدوده صرفاً شنیداری به تجربه‌ای دیداری، چندلایه و گرافیکی ارتقا دهد. تبریک علی‌اکبر شکارچی به پورناظری/سرافراز بماند ایران و موسیقی ایران!

از شعر و ادبیات تا پیوند زبان و تصویر

امین افضل‌پور مؤلف 13 کتاب در حوزه شعر و ادبیات است و در کنار فعالیت‌های شعری، در زمینه پیوند میان ادبیات، هنرهای دیداری، نشانه‌شناسی و ساختارهای بصری زبان نیز به پژوهش و نظریه‌پردازی پرداخته است.

مهم‌ترین دستاورد نظری او، بنیان‌گذاری «طراشعر» و تدوین مبانی این جریان در قالب مانیفستی مستقل عنوان شده است. «مانیفست طراشعر» به عنوان نخستین مانیفست شعر تصویری ـ گرافیکی ایران، چارچوب نظری این جریان را ارائه می‌کند و به تبیین جایگاه حرف، تصویر، فرم، ترکیب و معنا در ساختار جدید شعر می‌پردازد.

در تعریف طراشعر، این جریان بر حضور هم‌زمان «زبان» و «تصویر» در فرآیند آفرینش شعری تأکید دارد. در این نگاه، شعر تنها مجموعه‌ای از واژه‌ها و آواها نیست، بلکه ساختاری دیداری است که عناصر مختلف آن، از جمله حرف، فرم، چیدمان، فاصله، تصویر و نشانه، در تولید معنا نقش دارند.

در چنین رویکردی، حرف از جایگاه یک عنصر صرفاً نوشتاری خارج می‌شود و به واحدی مستقل و زیبایی‌شناختی تبدیل می‌شود؛ عنصری که می‌تواند دیده شود، هویت بصری پیدا کند و حامل معناهای تازه باشد.

«جانشینی هویتی حروف»؛ وقتی حرف به تصویر تبدیل می‌شود

یکی از مفاهیم محوری مطرح‌شده در نظریه طراشعر، «جانشینی هویتی حروف» است. در این فرآیند، حرف ضمن حفظ قابلیت خوانش خود، می‌تواند در هیأت شیء، اندام، نماد یا تصویر ظاهر شود و هم‌زمان در تولید معنا مشارکت کند.

به این ترتیب، مرز میان نشانه زبانی و عنصر دیداری کاهش می‌یابد و زبان حضوری ملموس‌تر در صفحه پیدا می‌کند.

طراشعر همچنین ماده شعر را گسترش می‌دهد؛ به گونه‌ای که حرف، تصویر، فرم، فضا، سکوت بصری، فاصله و آرایش صفحه نیز به عناصر سازنده شعر تبدیل می‌شوند. در نتیجه، شعر از یک ساختار صرفاً زبانی به شبکه‌ای چندلایه از روابط میان زبان، تصویر و ادراک تبدیل می‌شود.

شعر به مثابه یک «رویداد ادراکی»

در بخش دیگری از نظریه طراشعر، تحول اصلی در حوزه هستی‌شناسی شعر تعریف شده است. بر این اساس، این جریان می‌کوشد به پرسش «شعر چیست؟» پاسخی تازه ارائه دهد.

در این نگاه، شعر صرفاً یک متن زبانی نیست، بلکه یک «رویداد ادراکی» است که در تعامل میان زبان، تصویر، فضا، زمان و مخاطب تحقق پیدا می‌کند.

بر این اساس، معنا تنها در واژه‌ها قرار ندارد، بلکه در فرآیند مواجهه و کشف شکل می‌گیرد. طراشعر با گذار از بازنمایی به حضور، امکان می‌دهد بخشی از آنچه زبان به آن اشاره می‌کند، در ساختار خود اثر حاضر شود.

از سوی دیگر، این جریان تنها ساختار شعر را تغییر نمی‌دهد، بلکه شیوه دریافت آن را نیز دگرگون می‌کند. در طراشعر، معنا نه پس از خوانش، بلکه از لحظه مواجهه دیداری با اثر آغاز می‌شود؛ مخاطب پیش از آنکه شعر را بخواند، آن را می‌بیند و نخستین لایه‌های معنا در لحظه رؤیت شکل می‌گیرند.

از «رؤیت» تا «کشف» معنا

در این نظریه، بخشی از تجربه شعر پیش از ترجمه شدن به زبان و از طریق دیدن، فرم، تصویر و ساختار بصری اثر شکل می‌گیرد؛ فرآیندی که از آن با عنوان «ادراک پیشازبانی» یاد شده است.

در این فرآیند، مخاطب تنها خواننده نیست، بلکه مشاهده‌گر و کشف‌کننده معناست و ادراک شعر از یک مسیر خطی به فرآیندی چندلایه تبدیل می‌شود:

رؤیت ← ادراک پیشازبانی ← کشف روابط دیداری و حرفی ← خوانش ← تأویل و بازسازی معنا

از این منظر، شعر در طراشعر تنها خوانده نمی‌شود، بلکه دیده، تجربه و کشف می‌شود و مخاطب در تحقق معنای اثر نقش فعال پیدا می‌کند.

شش «انقلاب» در ساختار طراشعر

در نظریه طراشعر، برای این جریان چند تحول بنیادین تعریف شده است. نخست، «انقلاب در جایگاه حرف» است؛ به این معنا که حرف تنها کوچک‌ترین واحد نوشتاری یا نشانه‌ای برای تولید صدا نیست و می‌تواند به عنصری مستقل و زیبایی‌شناختی تبدیل شود.

دومین تحول، «انقلاب در معنا» است. در اینجا معنا تنها از مسیر واژه و جمله شکل نمی‌گیرد، بلکه از تعامل میان حرف، تصویر، فرم، نشانه و ساختار بصری ایجاد می‌شود.

سومین تحول به «فرم و ترکیب» مربوط است. در طراشعر، ترکیب تنها حاصل پیوند واژه‌ها نیست و می‌تواند میان حرف، تصویر، شیء، نماد، رنگ و فضا شکل بگیرد. صفحه، فاصله‌ها، فضای سفید، جایگاه عناصر و مسیر حرکت نگاه نیز در معماری شعر نقش دارند.

چهارمین تحول، «انقلاب در زبان» عنوان شده است. طراشعر در نظریه خود چهار مرحله برای تحول زبان شعری پیشنهاد می‌کند: زبان شنیداری، زبان دیداری، زبان تجسمی و زبان عینی.

بر اساس این نگاه، طراشعر مرحله چهارم، یعنی «زبان عینی» را مطرح می‌کند؛ مرحله‌ای که در آن زبان تنها شنیده یا خوانده نمی‌شود، بلکه بخشی از ساختار آن در تجربه ادراکی مخاطب کیفیتی دیداری و عینی پیدا می‌کند.

پنجمین تحول به «انقلاب در آرایه‌های ادبی» مربوط است. در این بخش، مفاهیمی همچون جانشینی هویتی حروف، جناس سه‌وجهی، مراعات نظیر تصویری، استعاره دیداری و ترکیب‌سازی دیداری مطرح شده‌اند.

و در نهایت، «انقلاب در رابطه مخاطب و اثر» مطرح می‌شود؛ جایی که مخاطب دیگر تنها دریافت‌کننده معنا نیست، بلکه در فرآیند کشف و شکل‌گیری معنا مشارکت می‌کند و میان حرف، تصویر، فرم و نشانه‌ها حرکت می‌کند تا تجربه شعری را کامل سازد.

طراشعر در مرز ادبیات، هنر و فناوری

طراشعر خود را محدود به شعر دیداری، شعر کانکریت، تایپوگرافی یا هنر گرافیک نمی‌داند، بلکه تلاشی برای شکل‌دهی به یک مدیوم مستقل در مرز میان ادبیات، هنرهای تجسمی، نشانه‌شناسی و فناوری‌های نوین معرفی شده است.

تفاوت بنیادین آن با رویکردهای صرفاً تصویری، در این تعریف است که تصویر تنها در کنار متن قرار نمی‌گیرد، بلکه وارد ساختار درونی زبان می‌شود. حرف، تصویر، فرم و معنا در یک نظام واحد با یکدیگر تعامل می‌کنند و ساختاری چندلایه از تجربه شعری شکل می‌دهند.

در این نگرش، شعر از یک متن خطی به یک میدان ادراکی تبدیل می‌شود؛ میدانی که در آن زبان، تصویر، نشانه، فضا، زمان و نگاه مخاطب هم‌زمان در ساخت معنا حضور دارند.

به این ترتیب، ثبت رسمی «طراشعر» به نام امین افضل‌پور، در کنار انتشار مانیفست مستقل این جریان، گامی در جهت معرفی این سبک به عنوان رویکردی تازه در شعر تصویری ـ گرافیکی معاصر ایران عنوان شده است؛ رویکردی که می‌کوشد رابطه میان حرف، تصویر، فرم، نشانه و ادراک را از نو تعریف کند و شعر را از صرف شنیدن و خواندن، به سوی تجربه‌ای دیداری، ادراکی و گرافیکی حرکت دهد.

انتهای پیام/  


۱۶ ساعت قبل / خبرگزاری دانشجو

رونمایی از کتاب «تجرد» مجموعه شعر احمد صالحی‌نژاد در باغ کتاب برگزار می‌شود

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، نشست ادبی منظومه عصر شنبه ۳۱ شهریور میزبان جشن رونمایی از مجموعه شعر احمد صالحی‌نژاد با عنوان تجرد است.

میزبانی این جلسه را امیرعلی سلیمانی به عهده دارد و شاعر اثر در جلسه حاضر خواهد بود. حضور و شعرخوانی در این جلسه آزاد است.

نشست ادبی منظومه دورهمی شاعرانه باغ کتاب عصر‌های شنبه در سروستان باغ کتاب برگزار می‌شود.


۳۱ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

افشین علا با کدام شعر بیشتر برای امام شهید گریسته است؟ - تسنیم

فرهنگی

افشین علا در این شماره از برنامه غمزه خبرگزاری تسنیم به بیتی که با آن به یاد رهبر شهید انقلاب گریسته است اشاره کرد .

ای جان نثار خفته کشور دوست

گودال قتلگاه تو را نازم

 

.

 

 

انتهای پیام/  




 اهدای نشان افتخاری «قلب سارایوو» و بزرگداشت کارنامه سینمایی اصغر فرهادی
۱۴ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

اهدای نشان افتخاری «قلب سارایوو» و بزرگداشت کارنامه سینمایی اصغر فرهادی

اصغر فرهادی، فیلمساز شناخته‌شده ایرانی و برنده دو جایزه اسکار، در سی‌ودومین جشنواره فیلم سارایوو حضور یافت و جایزه افتخاری «قلب سارایوو» را دریافت کرد.

 «کیفیت، عدالت، هویت»؛ شعارهایی که در اجلاس آموزش و پرورش گم شدند
۱۸ ساعت قبل / سایت عصرایران

«کیفیت، عدالت، هویت»؛ شعارهایی که در اجلاس آموزش و پرورش گم شدند

آیا مدیران آموزش‌وپرورش، از سطح ستاد تا استان و منطقه، در میان برنامه‌های فشرده، تشریفات رسمی، دیدارها، سخنرانی‌ها و ملاحظات ناشی از میزبانی این حجم از مسئول...

 اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت
۱۶ ساعت قبل / سایت تابناک

اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت

اصغر فرهادی، کارگردان ایرانی و برنده دو جایزه اسکار، در مراسمی در تئاتر ملی سارایوو، جایزه افتخاری «قلب سارایوو» را به پاس «سهم برجسته‌اش در هنر سینما» دریاف...

 شفافیت دولت در موضوع بنزین و چند خبر خوب دیگر...
۹ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

شفافیت دولت در موضوع بنزین و چند خبر خوب دیگر...

ماجرای بنزین این روزها حسابی سر زبان‌ها افتاده و مردم را نگران کرده است. امروز در همین راستا سخنگوی دولت تاکید بر شفاف‌سازی داشت.

 نمی‌توانیم بگوییم چه کسی در تئاتر باشد و چه کسی نباشد! | مجموعه رسانه ای صبا
۲۰ ساعت قبل / سایت صبانیوز

نمی‌توانیم بگوییم چه کسی در تئاتر باشد و چه کسی نباشد! | مجموعه رسانه ای صبا

فرزانه سعادتی/صبا، در سال‌های اخیر، صحنه تئاتر ایران بیش از گذشته شاهد حضور بازیگران شناخته‌شده سینما و تلویزیون بوده است؛ چهره‌هایی که گاهی با سابقه طولانی در سینما و تلویزیون وارد تئاتر می‌شوند و گاهی نیز پس از سال‌ها دوری از صحنه، حضور خود را با یک نمایش تازه از سر می‌گیرند. این روند اگرچه

 برگزاری همایش ملی بزرگداشت بیهقی در سال آینده
۵ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

برگزاری همایش ملی بزرگداشت بیهقی در سال آینده

آرمان امروز : در دیدار شهردار ششتمد با رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، برگزاری همایش ملی بزرگداشت فریدالدین ابوالحسن علی بن زید بیهقی، مورد توافق و تأکید قرار گرفت. در دیدار شهردار ششتمد با رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، برگزاری همایش ملی بزرگداشت فریدالدین ابوالحسن علی بن زید بیهقی، مشهور به ابن‌فندق در [ ]