استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، در پیام اخیر رهبر انقلاب، تعبیری بهکار رفته است که اگر با دقت مفهومی فهم شود، میتواند تلقی رایج ما از جایگاه تعلیم و تربیت در نظام حکمرانی را بهصورت اساسی تغییر دهد: «توجه فراراهبردی به مسئله فرهنگ، تعلیم و تربیت».
اهمیت این عبارت در توضیحی است که بلافاصله پس از آن آمده است: «تعبیر فراراهبردی به معنای آن است که تنظیم راهبردهای دیگر باید با ملاحظه این مسئله باشد.»
«فراراهبردی» در این بیان، صفتی مبالغهآمیز برای نشان دادن اهمیت تعلیم و تربیت نیست. مقصود آن نیست که تعلیم و تربیت یکی از مهمترین راهبردهای کشور یا حتی مهمترینِ آنهاست. مسئله، تغییر مرتبه منطقی تعلیم و تربیت است؛ تعلیم و تربیت نه راهبردی در کنار سایر راهبردها، بلکه یکی از مبادی تنظیم، داوری و هماهنگسازی آنهاست.
اگر این تمایز نادیده گرفته شود، «فراراهبردی» به همان «اولویت راهبردی» ترجمه خواهد شد و نتیجه آن نیز، در بهترین حالت، افزایش بودجه، گسترش برنامهها یا مطالبه توجه بیشتر از دستگاهها خواهد بود. اما اگر معنای دقیق آن فهم شود، باید معماری تصمیمگیری عمومی دگرگون شود؛ زیرا دیگر نمیتوان ابتدا راهبرد اقتصادی، صنعتی، رسانهای، فناورانه و شهری را مستقلاً طراحی کرد و سپس از نهاد تعلیم و تربیت خواست پیامدهای انسانی آن را ترمیم کند.
در ادبیات مدیریت استراتژیک، راهبرد را نمیتوان صرفاً مجموعهای از اهداف و برنامهها دانست. از منظر مایکل پورتر، جوهر راهبرد در «انتخاب»، پذیرش مبادلهها و ایجاد سازگاری میان منظومهای از فعالیتهاست؛ یعنی راهبرد همانقدر که درباره آن چیزی است که باید انجام شود، درباره اموری نیز هست که آگاهانه نباید انجام شوند.
فراراهبرد، در قیاس با راهبرد، نه یک برنامه وسیعتر و نه نام دیگری برای کلانراهبرد یا Grand Strategy است. فراراهبرد در مرتبه «قواعد انتخاب راهبرد» قرار میگیرد. راهبرد تعیین میکند که برای تحقق یک موقعیت مطلوب، چه انتخابهایی باید انجام دهیم؛ فراراهبرد تعیین میکند که راهبردهای متعدد را با کدام غایت، بر اساس کدام تصویر از انسان و با چه قواعدی انتخاب، هماهنگ و بازتنظیم کنیم. …














