قیمت طلا امروز




 خبرگزاری تسنیم / ۱۴۰۵/۰۵/۲۴

روایت رسانه قطری از مقاومت 47 ساله ایران تا بزرگترین شکست آمریکا - تسنیم

العربی‌الجدید با اشاره به عوامل پیروزی ایران اعلام کرد باید ببینیم ترامپ چه زمانی رسما به شکست اعتراف می‌کند.
 روایت رسانه قطری از مقاومت 47 ساله ایران تا بزرگترین شکست آمریکا - تسنیم

بین الملل

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، در ادامه تحلیل‌های منطقه‌ای و بین‌المللی از تحولات مربوط به جنگ منطقه‌ای و بن‌بستی که آمریکا در جنگ فرسایشی با ایران گرفتار آن شده، وب سایت قطری العربی الجدید به بررسی عوامل شکست یالات متحده در این جنگ پرداخته و در مقاله‌ای به قلم حسن نافعه، نویسنده برجسته و استاد علوم سیاسی مصری تحت عنوان «ترامپ چه زمانی شکست استراتژیک خود را در برابر ایران خواهد پذیرفت؟»، نوشت: درگیری بین ایالات متحده و ایران سابقه‌ای طولانی دارد.

تاریخ درگیری میان ایران و آمریکا بعد از پیروزی انقلاب

این درگیری پس از موفقیت انقلاب ایران در سرنگونی رژیم شاه طرفدار غرب در سال 1979 آغاز شد، به این معنی که تقریباً نیم قرن قدمت دارد. با وجود تلاش‌ها برای مدیریت این درگیری به گونه‌ای که از رویارویی نظامی مستقیم جلوگیری شود، اما ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید این وضعیت را کاملاً دگرگون کرد.

ترامپ در دوره اول ریاست جمهوری خود از توافق هسته‌ای با ایران که باراک اوباما، رئیس جمهور وقت آمریکا در سال 2015 منعقد کرده بود خارج شد و بعد از بازگشت به کاخ سفید، رویکرد تقابل نظامی مستقیم با ایران را پیش گرفت که اولین مورد آن در ژوئن 2025 بود و سپس جنگ بزرگ در فوریه 2026 اتفاق افتاد؛ بدون اینکه منجر به حل و فصل این درگیری و تحقق اهداف اعلام شده آمریکا و نیز اسرائیل شود.

در واقع، بسیاری از شاخص‌ها نشان می‌دهند که ایران شروع به کسب دست برتر در مدیریت این درگیری کرده است و دیگر بعید نیست که ترامپ در نهایت متحمل یک شکست استراتژیک بزرگ شود - پارادوکسی که سوالات زیادی را مطرح می‌کند.

از زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران و سقوط رژیم شاه که طرفدار آمریکا و غرب بود، درگیری میان ایران و ایالات متحده مراحل پرتنش زیادی را از سرگذرانده و در این چارچوب، آمریکایی‌ها که گزینه نظامی با ایران را همواره پرخطر می‌دیدند، به متحدان خود در منطقه برای مقابله با نظام ایران فشار آوردند. کشاندن عراق به جنگ علیه ایران در سال‌های اول پیروزی انقلاب و فشار برای تداوم این جنگ که 8 سال طول کشید یکی از بارزترین نمونه‌هاست.

مقاومت تاریخی ایران مقابل فشارها و توطئه‌های آمریکایی-صهیونی

اما در مقابل، نظام ایران، به نوبه خود، با ایجاد اتحاد با نیروهای سیاسی و اجتماعی متنوع در منطقه، به دنبال تشکیل خطوط دفاعی پیشرفته بود. این کشور با بهره‌برداری از اشتباهات متعدد در سیاست آمریکا در منطقه، به ویژه پس از وقایع 11 سپتامبر 2001 و حمله و اشغال عراق بهره‌برداری کرد.

تحرکات مخرب ایالات متحده در غرب آسیا موجب گسترش تدریجی نفوذ و جایگاه ایران در منطقه، به ویژه در لبنان، سوریه، عراق و یمن، و افزایش نگرانی اسرائیل از این وضعیت شد.

در این میان بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر کنونی رژیم اشغالگر که از سال 1996 بارها این منصب را بر عهده گرفته، برجسته‌ترین مقام صهیونیست است که به شدت نگران افزایش قدرت ایران در منطقه بوده و از بیش از دو دهه قبل، دولت‌های مختلف آمریکا را برای ورود به جنگ مستقیم با ایران تحت فشار قرار داده بود، تا اینکه در نهایت موفق شد دولت ترامپ را فریب داده و به این باتلاق بکشاند.

در واقع ظهور نتانیاهو در صحنه سیاسی اسرائیل منجر به تغییر تعیین‌کننده در رویکرد مدیریت درگیری بین ایالات متحده و ایران شد و به تدریج از ابزارهای سیاسی به اقدام نظامی و رویارویی مستقیم تغییر یافت. نتانیاهو کاملاً متقاعد شده بود که نظام ایران تهدیدی برای موجودیت امنیت اسرائیل است و بنابراین باید با تمام ابزارهای موجود سرنگون شود، حتی اگر مستلزم حذف آن با زور باشد.

از آنجا که نتانیاهو به خوبی می‌دانست اسرائیل نمی‌تواند به تنهایی این کار را انجام دهد، از زمان به قدرت رسیدنش، پیوسته در تلاش بوده است تا روسای جمهور متوالی ایالات متحده را در مورد لزوم مشارکت در هرگونه اقدام نظامی اسرائیل برای سرنگونی نظام ایران متقاعد کند. رسانه قطری: ایران یک پروژه انقلابی علیه امپریالیسم را به جهان هدیه داد رسانه قطری: موازنه قدرت منطقه به نفع ایران و مقاومت تغییر کرده است

نتانیاهو تلاش‌های خود برای کشاندن آمریکا به جنگ مستقیم با ایران را از دوره ریاست جمهوری جورج بوش پسر تا باراک اوباما امتحان کرد و شکست خورد، اما در دوره ترامپ موفق بود. پیروزی جو بایدن در انتخابات آمریکا در سال 2020 برای نتانیاهو یک اتفاق بد و نگران کننده بود؛ زیرا بایدن هم مانند سایر دموکرات‌ها از ورود به هرگونه درگیری مستقیم با ایران هراس داشت و آن را اقدامی بی‌ملاحظه می‌دانست که عواقب نامعلومی دارد.

باتلاقی که نتانیاهو در جنگ با ایران برای ترامپ ساخت

اما بعد از پیروزی ترامپ در انتخابات سال 2024 نتانیاهو نفس راحتی کشید و متوجه شد که ورود آمریکا به جنگ با ایران تنها مسئله زمان است؛ جنگی که طبق تصورات او در مرحله اول منجر به نابودی برنامه هسته‌ای و موشکی ایران و سپس سقوط نظام این کشور می‌شد.

طبق برنامه‌ریزی و تصورات ترامپ و نتانیاهو، مرحله اول این جنگ فقط به حملات هوایی توسط بمب‌افکن‌های سنگین آمریکایی نیاز داشت که تنها چند روز طول می‌کشید. با این حال، مرحله دوم نیاز به برنامه‌های دقیق و اطلاعات داشت تا به ترامپ اطمینان دهد که هدف در یک بازه زمانی معقول قابل دستیابی است.

نتانیاهو این اطلاعات را در جلسه‌ای که چند روز قبل از شروع جنگ در 28 فوریه 2026 در اتاق عملیات کاخ سفید برگزار شد، ارائه داده بود. اما ترامپ خیلی دیر متوجه شد که بیشتر اطلاعاتی که نتانیاهو در این جلسه تاریخی ارائه داد، نادرست است.

با این حال اعتماد کورکورانه ترامپ به اسرائیل و تمایل شخصی‌اش برای ثبت در تاریخ به عنوان اولین رئیس جمهور آمریکا که یکی از سرسخت‌ترین دشمنان آمریکا را بدون حمله زمینی سرنگون کرد، او را بیشتر وادار می‌کرد تا هر آنچه نتانیاهو می‌گوید را انجام دهد و هشدارهای نزدیک‌ترین مشاورانش را نادیده بگیرد.

اما فاجعه پیش از این رخ داده بود و ترامپ زمانی متوجه شد وارد یک مخمصه بزرگ بدون هیچ راه نجاتی شده که خیلی دیر شده بود. این دلال آمریکایی که با شعارهای جذابی مانند "اول آمریکا"، "آمریکا را دوباره بزرگ کنیم" و "دیگر جنگ‌های بزرگ بس است" وارد کاخ سفید شد، فهمید وارد یک جنگ فرسایشی طولانی شده و هیچ راهی برای فرار ندارد.

عوامل و شاخص‌های پیروزی زودهنگام ایران در جنگ با بزرگترین قدرت جهان

در واقع ترامپ متوجه شد ایران نه تنها توانسته در برابر قدرتمندترین کشور دنیا مقاومت کند، بلکه با مهارت و خلاقیت، درگیری مزمن خود با اسرائیل را نیز مدیریت کرده و مانع از دستیابی آن به هیچ یک از اهدافش، چه اعلام شده و چه اعلام نشده، شده است.

در این میان عوامل متعددی ایران را قادر ساخت تا به این نتایج قابل توجه دست یابد.

-اول، حمایت مردم از دولت، علیرغم ترور اکثر رهبران سیاسی و نظامی این کشور.

-دوم، توانایی تولید، ذخیره و استفاده از سلاح‌های کم‌هزینه - سلاح‌هایی که قادر به وارد کردن خسارت نه تنها به پایگاه‌های نظامی آمریکا در کشورهای همسایه ، بلکه به اسرائیل در دوردست نیز هستند.

-سوم، سطح بالایی از مهارت دیپلماتیک به ایران اجازه داد تا روند مذاکره را با کارایی و شایستگی استثنایی، بدون دست کم گرفتن دشمن، اغراق در توانایی‌های آن یا به خطر انداختن حقوق و کرامت مردم ایران، مدیریت کند. این امر به ایران کمک کرد تا در برابر همه اشکال فشار مقاومت کند، از افتادن در همه تله‌ها اجتناب و بر نقشه‌های فریبنده طراحی شده غلبه کند.

-چهارم، درک عمیق از اهمیت استراتژیک تنگه هرمز و ضرورت حفظ کنترل بر آن و مدیریت آن تا پایان.

حقیقتی که ایران برای دنیا فاش کرد

در اینجا باید اشاره کنیم که تبعیت آمریکا از رژیم صهیونیستی در کشیده شدن به جنگ با ایران، تصویر از پیش لکه‌دار شده ایالات متحده را بیش از پیش لکه‌دار کرد؛ چرا که همه جهانیان به ویژه بعد از جنگ غزه متوجه ماهیت جنایتکار و نژادپرست اسرائیل که سرزمین‌های عربی را اشغال ‌می‌کند و دست به ارتکاب فجیع‌ترین جنایات ضد بشری و نسل کشی علیه ملت‌های مظلوم و در راس آنها ملت فلسطین می‌زند، شدند و همین موضوع بُعد جنایتکارانه و تجاوزکارانه مضاعفی به جنگ علیه ایران بخشید.

به این ترتیب این باور در میان بخش‌های وسیعی از افکار عمومی جهان از جمله آمریکا تقویت شد که ایران جنگ طلب نیست و از حق مشروع خود برای دفاع از خود استفاده می‌کند.

ترامپ چه زمانی رسما به شکست راهبردی مقابل ایران اعتراف خواهد کرد؟

ترکیب این عوامل با یکدیگر ایران را قادر ساخت تا به توافقی با آمریکا دست یابد که اکثر خواسته‌های تهران را برآورده می‌کرد که مهم‌ترین آنها عبارتند از: توقف جنگ در تمام جبهه‌ها، از جمله جبهه‌های غزه و لبنان، لغو محاصره اعمال شده بر بنادر ایران، آزادسازی دارایی‌های مسدود شده و لغو انواع تحریم‌های اعمال شده بر آن، در ازای تعهد ایران به گشودن تنگه هرمز به روی دریانوردی.

درست است که ایالات متحده تلاش کرد برخی از تعهدات مندرج در این تفاهم‌نامه را دور بزند و با تلاش برای باز کردن یک کریدور دریایی جدید در نزدیکی سواحل عمان که توسط نیروهای آمریکایی در منطقه محافظت می‌شود، از برخی دیگر کاملاً طفره برود.

همچنین درست است که آمریکا با کشاندن دولت لبنان به توافق مستقیم با رژیم صهیونیستی تلاش کرد مسیر آتش بس لبنان را از توافق با ایران جدا کند و همچنین در پاسخ به خواسته‌های ایران در مورد آزادسازی دارایی‌های مسدود شده و لغو تحریم‌ها تعلل کرد.

اما با این حال، پاسخ ایران به این اقدامات آمریکا در مرحله از سرگیری جنگ قوی و پایدار بود و همین موضوع ایالات متحده را مجبور به ورود به مرحله دیگری از کاهش تنش کرد.

بنابراین با توجه به موارد فوق، به نظر می‌رسد که ترامپ تنها دو گزینه پیش رو دارد: یا اجرای کامل تفاهم‌نامه، که به معنای پذیرش شکست استراتژیک در برابر ایران است، یا آغاز یک حمله زمینی تمام عیار؛ کاری که او نمی‌تواند انجام دهد و با شعارهایی که قبل و بعد از ورود به کاخ سفید مطرح کرده است، در تضاد است.

بر این اساس، سوال مهمی که مطرح می‌شود این است که ترامپ چه زمانی شکست استراتژیک در برابر ایران را خواهد پذیرفت؟ و نتانیاهو چه واکنشی نشان خواهد داد؟

انتهای پیام/  



۸ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

توهم وزیر خزانه‌داری ترامپ درباره کنترل تنگه هرمز - تسنیم

بین الملل

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا امروز پنجشنبه بار دیگر با تکرار توهمات رئیس دولت تروریستی این کشور مدعی شد که تنگه هرمز در کنترل آمریکا است.

او این ادعا را در حالی مطرح کرده که امارهای تازه انتشاریافته از سوی موسسه کپلر نشان می‌دهند که در 19 روز گذشته بخش اعظم کشتی‌هایی که از تنگه هرمز عبور کرده‌اند مسیر ایران را انتخاب کرده‌اند. تنها 2 درصد کشتی ها از مسیر پیشنهادی آمریکا عبور کرده‌اند.

بسنت در بخش دیگری از اظهاراتش مدعی شد که ایالات متحده «سخت‌ترین تحریم‌ها» را علیه ایران اعمال خواهد کرد. او مدعی شد که این تحریم‌ها باعث فروپاشی حکومت ایران خواهند شد. 

ادعای وزیر خزانه‌داری آمریکا در حالی مطرح شده که بسیاری از کارشناسان مسائل تحریمی از جمله مقام‌های سابق دولت ترامپ پیشتر اعتراف کرده‌اند که تمام توان تحریمی خودشان را علیه ایران به کار گرفته‌اند.

دولت دونالد ترامپ در ماه‌های گذشته تلاش کرده با استفاده از بار روانی تحریم‌ها ایران را تحت فشار قرار دهد. ادعای باز بودن تنگه موجب تمسخر ترامپ شده است ناامیدی ترامپ؛ پشت پرده تهدیدهای مکرر علیه ایران ترامپ پس از شکست در جنگ نظامی: «علیه ایران جنگ اقتصادی اعلام می‌کنم»

ادعاهای امروز وزیر خزانه‌داری آمریکا در حالی مطرح شده که دولت دونالد ترامپ در محقق کردن اهدافش در جنگ علیه ایران شکست خورده و به همین دلیل در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره تحت فشار قرار دارد.

انتهای پیام/

   


۵ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

ناو آشوب‌زده آمریکا بالاخره راهی خانه شد - تسنیم

بین الملل

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، روزنامه نیویورک‌تایمز گزارش داده مأموریت ناو فرسوده «آبراهام لینکلن» در منطقه غرب آسیا به پایان رسید و این شناور به خانه بازگشته است.

این شناور به همراه 5 هزار ملوان خود، روز پنجشنبه پس از 9 ماه حضور روی دریا، مسیر بازگشت به بندر سان‌دیگو را در پیش گرفت. ناو هواپیمابر «جرج واشنگتن» که در ژاپن مستقر بود، جایگزین لینکلن در منطقه شده است.

یک مقام آمریکایی در گفت‌وگو با نیویورک‌تایمز خروج لینکلن را تأیید کرد.  حضور ناو آبراهام لینکلن در خاورمیانه بخشی از عملیات نظامی آمریکا علیه ایران بود.  مهر پایان «لینکلن» بر عصر سلطه بی‌دردسر آمریکا «بله‌قربان»‌گویی؛ مشکل فرهنگی ناو لینکلن ام اس ناو: ایران زنجیره تأمین ناو آبراهام لینکلن آمریکا را قطع کرد

در هفته‌های اخیر گزارش‌های متعددی از شرایط دشوار زندگی در این ناو منتشر شد؛ مشکلاتی که عمدتاً حاصل بحران‌های لجستیکی پس از انهدام پایگاه نیروی دریایی آمریکا در منامه بحرین توسط ایران بود—پایگاهی که شریان اصلی پشتیبانی نیروها محسوب می‌شد.

لینکلن 21 نوامبر سال گذشته از سان‌دیگو به راه افتاد و طی 272 روز گذشته، به جز یک توقف کوتاه در گوام و توقفی دیگر در عمان برای دریافت آذوقه، تمام مدت روی دریا سرگردان بوده است. هزاران ملوان این ناو در این مدت رنگ مرخصی را ندیده‌اند و حالا باید یک مسیر 13 هزار مایلی دیگر را طی چهار تا پنج هفته بپیمایند تا به خانه برسند.

نمایندگان دموکرات با استناد به گزارش‌های رسیده، از کمبود شدید مایحتاج اولیه، آلودگی آب آشامیدنی، خرابی سیستم‌های فاضلاب و افت شدید سلامت روان پرسنل انتقاد کرده‌اند.

انتهای پیام/  


۸ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

روابط چین و اسرائیل؛ از ازدواجی در بهشت تا واگرایی راهبردی - تسنیم

بین الملل

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، در تحولی که می‌توان آن را شاخصی برای سنجش تضعیف روابط پکن و تل آویو در بحبوحه درگیری‌های خاورمیانه تلقی کرد، چندی قبل سرکنسولگری اسرائیل در چنگدو تعطیل شده و سرکنسول آن نیز سمت خود را ترک کرده است. این اقدام، در شرایطی انجام می‌شود که چین تعاملات خود با ایران و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را تعمیق کرده است و سیاست گسترده‌تری را در قبال غرب آسیا دنبال می‌کند.

چین و رژیم صهیونیستی طی بیش از سه دهه روابط اقتصادی، فناوری و دیپلماتیک نیرومندی ایجاد کردند که به نظر می‌رسید فراتر از رقابت‌های ژئوپلیتیکی بود. در طول دست کم دو دهه گذشته سرمایه‌گذاری‌های چین به‌سوی شرکت‌های فناوری صهیونیستی سرازیر شد، تجارت دوجانبه رونق گرفت و طرفین از همکاری در حوزه‌هایی گوناگون، از نیمه‌رساناها تا فناوری کشاورزی، بهره بردند. بااین‌حال، رویدادهای اخیر این مناسبات را به‌طور اساسی تغییر داده و تنش‌هایی به وجود آورده است که هیچ‌یک از دو طرف انتظار آن را نداشت.

پس از سه سال اقدام‌های مخرب اسرائیل در غرب آسیا در سایه سیاست جنگ‌های بی‌پایان نتانیاهو، این موضوع اکنون دیگر بر همگان آشکار شده است که سیاست‌های رژیم صهیونیستی به روابط این رژیم با پکن لطمه وارد کرده است. اگرچه این روابط اساساً دچار فروپاشی نشده‌ است، اما تحولات اخیر سایه‌ای سنگین بر مناسبات میان تل‌آویو و پکن افکنده است.

افزایش تنش میان چین و اسرائیل باید در بستر ژئوپلیتیکی گسترده‌تری بررسی شود که فراتر از روابط دوجانبه آن‌هاست. تعمیق روابط پکن با تهران و تشدید رقابت چین با ایالات متحده در کانون این بستر قرار دارند. هر دو روند به‌طور مستقیم بر محیط راهبردی اسرائیل تأثیر می‌گذارند. در سه سال اخیر، روابطی که به زعم نتانیاهو «ازدواجی در بهشت» بود، اکنون با چالش‌های جدی رو به رو شده است.

رقابت آمریکا–چین و محدودیت فناوری در دایره مناسبات پکن-تل‌آویو

در گام نخست شراکت دیپلماتیک و اقتصادی چین و رژیم صهیونیستی با فشار فزاینده‌ای مواجه شده است. در حقیقت افزایش تنش میان واشنگتن و پکن، اسرائیل را ناگزیر کرده است موازنه‌ای دشوار را در پی ریزی روابط خود با چین و آمریکا برقرار کند و در ادامه رابطه‌ای که زمانی همکاری عمل‌گرایانه در زمینه فناوری و تجارت دوجانبه بود، اکنون به محاسبه‌ای پیچیده در عرصه ژئوپلیتیک تبدیل شده است؛ به‌گونه‌ای که این رژیم میان مهم‌ترین متحد خود و یکی از بزرگ‌ترین شرکای تجاری‌اش گرفتار شده است.

مهم‌ترین تأثیر تنش‌های آمریکا و چین بر اسرائیل در بخش فناوری نمایان شده است. برخی تحلیلگران از این شرایط با عنوان «مثلث فناوری آمریکا-چین-اسرائیل» یاد کرده‌اند. در چنین شرایطی واشنگتن فشار بر اسرائیل را برای محدودکردن انتقال فناوری به چین افزایش داده است. این فشارها به‌ویژه در حوزه‌های حساسی مانند نیمه‌رساناها، هوش مصنوعی و فناوری‌های دفاعی اعمال شده است که می‌توانند توانمندی‌های نظامی چین را تقویت کنند.

در سالهای اخیر نگرانی‌های آمریکا درباره دسترسی چین به فناوری‌های اسرائیلی، به‌ویژه فناوری‌های دارای کاربرد دوگانه افزایش یافته است. واشنگتن سازوکارهای گفت‌وگوی جدیدی با اسرائیل ایجاد کرده که به‌طور مشخص بر همکاری‌های فناوری و سیاست در قبال چین تمرکز دارند. این اقدام نشان‌دهنده اهمیتی است که آمریکا برای جلوگیری از انتقال فناوری‌های سودمند برای نوسازی نظامی چین قائل است.

هم‌زمان با تشدید تقابل جهانی واشنگتن با پکن، رژیم صهیونیستی نیز جایگاه خود را به‌طور مشخص در اردوگاه غرب بازتعریف می‌کند. آنچه با تبعیت آرام و تدریجی از محدودیت‌های صادراتی آمریکا و محدودکردن انتقال فناوری به چین در حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی و نیمه‌رساناها آغاز شد، اکنون به بازتنظیم گسترده‌تر تبدیل شده است. از زمان بازگشت دوباره دونالد ترامپ به کاخ سفید، مقابله با نفوذ جهانی چین، ازجمله در خاورمیانه، به یکی از اولویت‌های سیاست خارجی ایالات متحده تبدیل شده است. محدودشدن دسترسی شرکت‌های فناوری اسرائیلی به بازارهای چین هزینه‌هایی نیز داشته است، به‌ویژه با توجه به اینکه اسرائیل در پی تثبیت جایگاه خود به‌عنوان یکی از قطب‌های پیشرو فناوری در جهان است.

در نهایت، تلاش نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی برای مقصر نشان دادن چین در انزوای فزاینده جهانی اسرائیل در سطح بین المللی هم ممکن است بازتاب تلاشی راهبردی برای تقویت همسویی این رژیم با واشنگتن و جلب حمایت تندروهای ضدچین در کنگره آمریکا نیز باشد. برجسته‌کردن موضوع چین نشان‌دهنده تثبیت عمیق‌تر اسرائیل، از نظر گفتمانی و احتمالاً راهبردی، در شکاف گسترده‌تر شرق و غربی است که واشنگتن به آن دامن می‌زند.

طوفان الاقصی، بحران غزه و تغییر محاسبات دیپلماتیک پکن در قبال اسرائیل

سیاست چین در قبال مناقشه اسرائیل و فلسطین مدت‌ها با اجماع بین‌المللی همسو بوده است. پکن از زمان برقراری روابط رسمی دیپلماتیک با رژیم صهیونیستی در سال 1992، موازنه‌ای محتاطانه را حفظ کرده است: از یک سو بر روابط خود با اسرائیل تأکید کرده و از سوی دیگر همواره از راه‌حل دوکشوری مبتنی بر مرزهای پیش از سال 1967، ازجمله تشکیل کشور مستقل فلسطین به پایتختی قدس شرقی، حمایت کرده است.

چین در عین حال به‌عنوان یکی از اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل، گاه از موقعیت خود و همسویی‌ با کشورهای دارای اکثریت جمعیت مسلمان و جنوب جهانی استفاده کرده است تا انزوای نسبی ایالات متحده در مسئله فلسطین را برجسته سازد و از این طریق، تصویر خود را به‌عنوان حامی چندجانبه‌گرایی و حقوق بین‌الملل تقویت کند. چین: اسرائیل باید به آتش بس در غزه پایبند باشد

 

پس از عملیات طوفان الاقصی چین همواره اقدامات اسرائیل در جنگ غزه را به‌مثابه نقض حقوق بین‌الملل محکوم کرده است. لفاظی‌های ضداسرائیلی در چین نیز گاه به افزایش کنش‌های ضد این رژیم در رسانه‌ها و محافل دانشگاهی چین انجامیده است. واکنش پکن به این رویدادها نشان‌دهنده فاصله‌گرفتن آشکار این کشور از موضع نسبتاً بی‌طرفانه پیشین در دهه قبل است. در حقیقت در مقطع کنونی چین به‌جای حفظ موازنه دیپلماتیک، به‌تدریج بیشتر با مواضع حامی فلسطین همسو شده، اقدامات اسرائیل را محکوم و از قطعنامه‌های سازمان ملل در انتقاد از سیاست نظامی اسرائیل حمایت کرده است.

به نظر می‌رسد عملیات رزمندگان مقاومت فلسطین در اکتبر 2023 و واکنش نظامی اسرائیل در غزه، برداشت چین از اسرائیل را به‌طور اساسی تغییر داده است. حمایت پکن از قطعنامه‌های سازمان ملل در انتقاد از اسرائیل و افزایش انتقادهای علنی آن از اقدامات نظامی این رژیم، نشان‌دهنده فاصله‌گرفتن از رویکرد متوازن‌تر پیشین است‌. موضع پکن به‌خوبی با جنوب جهانی، کشورهای دارای اکثریت مسلمان و هدف گسترده‌تر آن برای معرفی خود به‌عنوان صدای جهان درحال‌توسعه هماهنگ است. چین در سازمان ملل اغلب از جایگاه خود برای برجسته‌کردن نقد آنچه «اخلاق گزینشی غرب» می‌نامد، استفاده می‌کند و درخواست‌ خود برای خویشتن‌داری را در برابر حمایت پایدار واشنگتن از اسرائیل قرار می‌دهد.

ایران؛ چالش راهبردی پیش روی آتیه روابط چین و رژیم صهیونیستی

پکن همچنین طی دو سال گذشته بارها حملات اسرائیل به یمن، ایران، سوریه، قطر و لبنان را تقبیح و آن‌ها را اقداماتی تجاوزکارانه و بی‌ثبات‌کننده توصیف کرده است. چین به‌ویژه پس از حملات اسرائیل به ایران در اکتبر 2024، ژوئن 2025 و فوریه 2026 بیانیه‌هایی صریح در دفاع از تهران صادر کرده و خواستار خویشتن‌داری در منطقه شده است. اگرچه چین و ایران متحد رسمی یکدیگر نیستند، اما در عین حال شراکتی راهبردی بر پایه منافع متقابل دارند. پکن، تهران را بازیگری محوری در غرب آسیا و یکی از اجزای مهم ابتکار کمربند و راه می‌داند. ایران نیز همانند چین، نظم تک‌قطبی تحت رهبری ایالات متحده را به چالش می‌کشد. چین: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران نامشروع است

 

محاسبات راهبردی چین نشان‌دهنده علاقه جدی این کشور به حفظ ثبات در ایران و منطقه خلیج فارس است و همین امر مخالفت قاطع آن با هرگونه اقدام نظامی اسرائیل یا آمریکا علیه ایران را توضیح می‌دهد. پکن در همین راستا به ایران در دورزدن تحریم‌ها کمک کرده و بنابر ادعای بسیاری از رسانه‌های غربی پس از دو جنگ اخیر رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران، در بازسازی توانمندی‌های نظامی ایران نیز مشارکت داشته است. در این بین اسرائیل با بدبینی فزاینده‌ای به تعمیق روابط چین و ایران می‌نگرد و همین مسئله به تغییری محسوس در نگرش آن نسبت به پکن کمک کرده است.

شراکت چین با ایران، گسل اصلی رابطه پکن و تل‌آویو به شمارمی‌رود، چرا که چین می‌خواهد ایران باثبات، مقاوم و شکست‌ناخورده باقی بماند. اسرائیل همین معادله را از زاویه‌ای معکوس می‌بیند: حمایت چین از تهران، یکی از خطرناک‌ترین دشمنان اسرائیل را تقویت می‌کند. این تفاوت در چشم‌انداز راهبردی، همکاری اقتصادی پیشین را به اصطکاک ژئوپلیتیک تبدیل کرده است.

تایوان؛ نشانه سیاسی واگرایی در مناسبات پکن-تل‌آویو

در سالهای اخیر، پرونده تایوان چالشی جدید در روابط اسرائیل و چین را رقم زده است. در این چارچوب، اقدام نمادین رژیم صهیونیستی برای نزدیک‌شدن به تایوان شایسته بررسی دقیق است. برای مثال وقتی «بوعز توپوروفسکی»، نماینده کنست رژیم صهیونیستی، در سپتامبر 2025 از تایپه دیدار کرد، پس از ملاقات‌های سطح بالا با مقام‌های ارشد، به‌طور علنی تایوان را «دوست واقعی اسرائیل» خواند. این سفر اگرچه در ظاهر اقدامی در چارچوب دیپلماسی پارلمانی به شمار می‌رفت، اما در عمل حامل پیامی ژئوپلیتیکی، به‌ویژه برای پکن، نیز بود.

دولت چین به‌سرعت این اقدام را محکوم و توپوروفسکی را «دردسرساز» خواند و اعلام کرد اقداما‌ت او اصل چین واحد را نقض کرده است. پکن همچنین هشدار داد که این سفر پیامدهای نامطلوبی برای روابط چین و اسرائیل خواهد داشت. سفیر چین در سرزمین‌های اشغالی نیز با بازنشر محکومیت این سفر از سوی سفارت خود در شبکه‌های اجتماعی، این موضوع را برجسته‌تر کرد. هشدار شدید چین به رژیم اسرائیل: از خط قرمز تایوان عبور نکنید

 

. سفر عضو کنست به تایوان در سپتامبر 2025 و توصیف این جزیره به‌عنوان «دوست واقعی اسرائیل»، امری تصادفی نبود؛ چرا که این اقدام، تحریکی عمدی و پیامی روشن به پکن بود که نشان می‌داد اسرائیل برای تأکید دوباره بر همسویی خود با غرب، حاضر است مخاطرات سیاسی تنش در روابط با پکن را بپذیرد.

چشم‌انداز پیش روی روابط پکن و تل‌آویو

آینده روابط چین و رژیم صهیونیستی بیش از هر چیز به مسیر رقابت آمریکا و چین و تحولات امنیتی غرب آسیا بستگی دارد. تا زمانی که واشنگتن مهم‌ترین شریک امنیتی اسرائیل باقی بماند، تل‌آویو نمی‌تواند بدون درنظرگرفتن حساسیت‌های آمریکا روابط خود با پکن را گسترش دهد. این محدودیت به‌ویژه در حوزه فناوری آشکارتر است. رقابت بر سر هوش مصنوعی، نیمه‌رساناها و فناوری‌های دارای کاربرد دوگانه، همکاری‌هایی را که زمانی بیشتر از منظر اقتصادی دیده می‌شدند، به موضوعی امنیتی تبدیل کرده است.

با این حال، فشار بر روابط پکن و تل‌آویو فقط از واشنگتن ناشی نمی‌شود. جنگ غزه و مواضع چین در حمایت از فلسطین، تعمیق روابط پکن با تهران و مخالفت آن با حملات اسرائیل به ایران، بر فاصله سیاسی دو طرف افزوده است. موضوع تایوان نیز به این اختلاف‌ها اضافه شده و نشان داده است که تنش میان این دو بازیگر دیگر به حوزه تجارت و فناوری محدود نیست. مجموع این تحولات، فضایی را ایجاد کرده است که در آن حتی اختلاف‌های جداگانه نیز معنایی موسع‌تر پیدا می‌کنند.

با این همه، هنوز نمی‌توان از گسست در روابط چین و اسرائیل سخن گفت. منافع اقتصادی همچنان وزن قابل‌توجهی در این مناسبات دارند. فناوری‌های پیشرفته، دانش کشاورزی و فناوری‌های آب در سرزمین‌های اشغالی همچنان برای چین جذاب است و در مقابل، بازار و ظرفیت اقتصادی چین نیز اهمیت خود را برای سردمداران صهیونیست از دست نداده است. به همین دلیل، بعید است دو طرف به‌آسانی از همکاری‌هایی که برای هر دو سودآور است، صرف‌نظر کنند.

مسئله اصلی در لایه دیگری از رابطه قرار دارد. آن اعتمادی که زمانی اجازه می‌داد همکاری اقتصادی و فناوری تقریباً جدا از اختلاف‌های سیاسی پیش برود، به‌تدریج در حال فرسایش است. رژیم صهیونیستی بیش از گذشته خود را در چارچوب ملاحظات امنیتی آمریکا تعریف می‌کند و چین نیز روابطش با ایران، کشورهای عربی و جنوب جهانی را گسترش داده است. در نتیجه، فاصله سیاسی میان پکن و تل‌آویو بیشتر شده است، حتی اگر تجارت میان آن‌ها همچنان ادامه داشته باشد.

دورانی که اسرائیل می‌توانست وابستگی امنیتی خود به آمریکا را با روابط اقتصادی گسترده با چین به‌آسانی جمع کند، تا حدی رو به پایان است. البته فشار واشنگتن در این روند نقش مهمی دارد، اما در عین حال بیانگر همه ماجرا نیست. رفتار دولت اسرائیل نشان می‌دهد که تل‌آویو نیز در سال‌های اخیر همسویی نزدیک‌تر با آمریکا را، حتی با پذیرش برخی هزینه‌ها در روابط با چین، در اولویت قرار داده است.

از سوی دیگر، پکن نیز دلایل کمتری برای حفظ همان سطح از نزدیکی سیاسی گذشته با اسرائیل دارد. جنگ غزه، روابط چین با ایران و تلاش پکن برای تقویت جایگاه خود در میان کشورهای جنوب جهانی، هزینه سیاسی نزدیکی بیش از حد به تل‌آویو را افزایش داده است. به همین دلیل، اختلاف‌های کنونی را نمی‌توان صرفاً تنش‌هایی مقطعی دانست.

احتمالاً روابط این دو بازیگر در سال‌های آینده نه قطع خواهد شد و نه به وضعیت پیشین بازخواهد گشت. همکاری اقتصادی در حوزه‌هایی که حساسیت امنیتی کمتری دارند ادامه پیدا می‌کند، اما در زمینه‌های راهبردی، به‌ویژه فناوری‌های پیشرفته و موضوعات مرتبط با امنیت، فضای همکاری محدودتر خواهد شد. اختلاف بر سر ایران، فلسطین و تایوان نیز همچنان بر رابطه سیاسی دو طرف سایه خواهد انداخت.

در نهایت، آنچه بیش از همه در روابط چین و اسرائیل تغییر کرده، نه ضرورتاً حجم تجارت، بلکه ماهیت رابطه است. منافع اقتصادی هنوز مانع فروپاشی مناسبات شده‌اند، اما بنیان راهبردی آن دیگر استحکام گذشته را ندارد. این‌که پکن و تل‌آویو تا چه اندازه بتوانند اختلاف‌های سیاسی و امنیتی خود را از همکاری اقتصادی جدا نگه دارند، تعیین خواهد کرد این رابطه در سال‌های آینده صرفاً سردتر می‌شود یا به واگرایی عمیق‌تری منجر خواهد شد.

نویسنده: علی ثمودی، کارشناس مسائل چین

انتهای پیام/  




 مرحله جدید معادلات علیه عربستان دردناک‌تر خواهد بود
۱۶ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

مرحله جدید معادلات علیه عربستان دردناک‌تر خواهد بود

منابع یمنی با اعلام جزئیات ۳ معادله خود علیه دشمن، به عربستان هشدار دادند که مرحله بعدی دردناک‌تر خواهد بود.

 فرودگاه بن‌گوریون تعطیل شد
۱۲ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

فرودگاه بن‌گوریون تعطیل شد

اعتصاب کارکنان، فرودگاه بن‌گوریون را تعطیل و ۱۰۰ هزار مسافر را سرگردان کرد. وزیر رژیم صهیونیستی کارگران را به گروگان‌گیری متهم کرد و خواستار مجازات آن‌ها شد.

 بدهی‌های آمریکا از کنترل خارج شد!
۱۷ ساعت قبل / سایت تابناک

بدهی‌های آمریکا از کنترل خارج شد!

از افزایش هزینه‌های دفاعی که آمریکا برای ادامه جنگ دونالد ترامپ علیه ایران، که نزدیک به شش ماه است ادامه دارد، به آن متکی است، گرفته تا تلاش برای کاهش هزینه...

 روسیه دو شهر دیگر را تصرف کرد
۱۵ ساعت قبل / سایت هم میهن

روسیه دو شهر دیگر را تصرف کرد

روسیه از تصرف دو شهرک نیکولایپولیه و ماتیاشِوو خبر داد.

 پاسخ گسترده کاربران به توئیت رئیس مجلس عراق + عکس
۷ ساعت قبل / سایت تابناک

پاسخ گسترده کاربران به توئیت رئیس مجلس عراق + عکس

انتشار تصویری از سوی هیبت الحلبوسی، رئیس مجلس عراق، که در آن نام جعلی به جای «خلیج فارس» درج شده است، با واکنش گسترده کاربران ایرانی و عراقی در شبکه‌های اجتم...

 کره جنوبی: پیونگ‌یانگ تا ۱۲۰ کلاهک هسته‌ای دارد
۹ ساعت قبل / سایت هم میهن

کره جنوبی: پیونگ‌یانگ تا ۱۲۰ کلاهک هسته‌ای دارد

وزیر دفاع کره جنوبی امروز گفت که تخمین زده می شود که کره شمالی بین ۸۰ تا ۱۲۰ کلاهک هسته‌ای داشته باشد. پیشتر رئیس جمهوری آمریکا مدعی شده بود که تعداد کلاهک های هسته ای پیونگ یانگ ۵۷ عدد است.