قیمت طلا امروز




 خبرگزاری تسنیم / ۱۴۰۵/۰۵/۱۹

تحلیلگران ترکیه درباره ائتلاف مکه چه می‌گویند|درس عبرت از گذشته؟ - تسنیم

منتقدین می‌گویند، پیمان دفاعی مکه از بسیاری جهات، یادآور ائتلاف ناکام سال 2015 است.
 تحلیلگران ترکیه درباره ائتلاف مکه چه می‌گویند|درس عبرت از گذشته؟ - تسنیم

بین الملل

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، همچنان که در بخش نخست این مطلب اشاره کردیم، رسانه‌های نزدیک به حزب حاکم ترکیه و ماشین تبلیغاتی دولت اردوغان، به دنبال آن است تا امضای توافق دفاعی مکه با مشارکت آنکارا، ریاض و اسلام آباد را مانند ائتلاف «امت» و تحت لوای مفاهیم دینی وحدت محور جا بیاندازد.

با این حال، بسیاری از تحلیلگران ترکیه درباره صحت این رویکرد تردید دارند و روزنامه ملی گازته چاپ آنکارا، توافق مکه را مانند «میدان مین» ارزیابی کرده و درباره ایران، ملاحظات مهمی دارند که دو مورد از مهمترین ملاحظات از این قرار است: اول این که به گفته تحلیلگران ملی گازته و حزب اسلامگرای سعادت، حذف ایران از معادلات امنیتی منطقه نه تنها کمکی به امنیت و ثبات منطقه نخواهد کرد، بلکه به مثابه پیروزی از سیاست‌های تفرقه اندازانه آمریکا و رژیم اسرائیل خواهد بود.

هشدار دوم این است که تحلیلگران روزنامه مزبور رسماً از دولت اردوغان پرسیده‌اند «اگر ایران در معادلات دفاعی برحق خود، در پاسخ به تهدیدات آمریکا، پایگاه های نظامی آمریکایی مستقر در عربستان را بزند، آیا در آن صورت ترکیه و پاکستان خود را ملزم می‌بینند که به منظور جبران این حمله، به خاک کشور اسلامی حمله کنند؟»

در ادامه دیدگاه‌های انتقادی، می‌توان به سخنان آردان اُزترک اشاره کرد که درباره پیامدهای این پیمان هشدار داده و می‌پرسد: «چرا عربستان بر پیوند با پاکستان هسته‌ای اصرار دارد و چرا ترکیه باید وارد چنین ساختاری شود؟ پیوند دادن امنیت ترکیه به یک معماری امنیتی جدید در خلیج فارس، می‌تواند هزینه‌های ژئوپلیتیکی مستقیمی برای آنکارا ایجاد کند. باید به روشنی بپرسیم: ترکیه در قبال تعهدات سنگینی که در پیمان مکه داده، دقیقاً چه چیزی به دست می‌آورد؟»

از سوی دیگر، برخی از تحلیلگران ترکیه، درباره کارکرد واقعی پیمان دفاعی مکه تردید دارند.

اوکتای بینگل می‌گوید: «باید به جای برخورد تبلیغاتی، مسئله را از منظر قابلیت نظامی و تعهدات دفاع جمعی ارزیابی کرد. باید دید یک توافق روی کاغذ تا چه حد می‌تواند به همکاری عملیاتی تبدیل شود؟»

کامر قاسم از دیگر تحلیلگران ترکیه نیز در رویکردی مشابه می‌گوید: «لازم است به جای آن که برای تاسیس یک بلوک جدید جشن بگیریم و اظهار خشنودی کنیم، به این موضوع بیاندیشیم که دستاورد واقعی و هدف واقعی چیست و از همه مهمتر، آیا این پیمان می‌تواند به معنای واقعی کلمه موازنه را تغییر دهد یا فقط جنبه نمادین دارد».

این تحلیلگر ترکیه‌ای، به شکل عینی و واقعبینانه می‌پرسد: «تاکنون در اغلب رسانه‌های ترکیه، شاهد یک تحلیل تکراری بوده‌ایم که معتقد است ارتش بزرگ ترکیه، بمب هسته‌ای پاکستان و پول عربستان سعودی وقتی با هم ترکیب شوند، یک ابرقدرت منطقه‌ای به وجود می‌آید! ولی این تصور واقعبینانه نیست و چنین پیمان‌هایی را نباید با این محاسبات ساده و سطحی ارزیابی کرد. در واقع برای تبدیل این منابع به قدرت مشترک، باید فرماندهی، دکترین، اطلاعات، لجستیک، تعریف دشمن، قواعد مداخله و اراده سیاسی مشترک وجود داشته باشد. اینها بسیار دشوارتر از جمع کردن سه عدد روی کاغذ هستند».

برخی دیگر از تحلیلگران ترکیه درباره پیمان مکه، به محدودیت‌های نهادی – سازمانی اشاره کرده‌اند.

سدات ارگین درباره این موضوع می‌نویسد: «ترکیه عضو پیمان غربی ناتو است. بنابراین حضور در هر پیمان دفاعی جدید را نمی‌توان مثل یک اتحاد مستقل و بدون هزینه تحلیل کرد. سؤال این است که در بحران واقعی، اگر مثلاً یکی از اعضای پیمان جدید وارد جنگ شود، رابطه آن تعهد با محاسبات ترکیه در ناتو و روابط ترکیه با آمریکا و اروپا و منافع خود ترکیه چگونه تنظیم خواهد شد؟ این نگرانی حتی در بحث عمومی پیرامون پیمان جدید هم قابل طرح است و باید پرسید: آیا عضویت ترکیه در پیمان جدید به معنای تعهد خودکار به جنگ‌های خارج از جغرافیای ناتو است؟ رسیدن به یک پاسخ حقوقی و سیاسی روشن، ساده نیست».

در تحلیل مشابه فهیم تاشتکین نیز از خطر تبدیل شدن ترکیه به بخشی از قطب‌بندی منطقه‌ای سخن به میان آورده است.

او می‌گوید: «خاورمیانه، را باید به شکل شبکه‌ای از منافع متعارض ببینیم و نه دو یا سه بلوک منظم. شاید تصور شود که نزدیکی ترکیه به عربستان و پاکستان می‌تواند باعث افزایش نفوذ ترکیه در جهان اسلام و تقویت صنایع دفاعی ما شده و همچنین منجر به افزایش وزن آنکارا در خلیج فارس شود. ولی در عین حال، باعث کاهش فضای مانور ترکیه در برابر ایران و پیچیده‌تر شدن رابطه با امارات خواهد شد».

از دیگر سو، مراد یتکین از تحلیلگران مشهور ترکیه نیز علاوه بر موضوع کارکرد واقعی، به مفهوم دستاورد پرداخته و می‌پرسد: «باید از روایت‌های شتابزده و پیروزمندانه فاصله بگیریم و هزینه‌های سیاست خارجی را هم وارد محاسبه کنیم. آیا ترکیه دارد یک ابزار جدید برای افزایش قدرت خود به دست می‌آورد، یا تعهدات امنیتی جدیدی را می‌پذیرد که در بحران بعدی می‌تواند گریبان خودش را بگیرد؟ این تفاوت بسیار اساسی است».

درس عبرت از تجربه سال 2015 میلادی

یکی دیگر از موضوعاتی که برخی از منتقدین، تحیلگران و کارشناسان سیاسی ترکیه به آن اشاره کرده‌اند، تجربه ناکام سال 2015 میلادی عربستان سعودی، برای به وجود آوردن یک ائتلاف سیاسی – دفاعی وسیع در جهان اسلام بود.

در آن سال، عربستان سعودی یک «ائتلاف نظامی اسلامی ضد تروریسم» (IMCTC) تاسیس کرد. قرار بود مرکز فرماندهی و هماهنگی آن در ریاض مستقر شود و کشورهای عضو در زمینه اطلاعات، آموزش، هماهنگی نظامی، مقابله با افراط‌گرایی و عملیات ضدتروریستی همکاری کنند.

تنها در عرض چند روز 34 کشور به آن پیوستند که از میان آنها علاوه بر خود عربستان سعودی، می‌توان به امارات، بحرین، قطر، اردن، کویت، لبنان، فلسطین، یمن، مصر، تونس، لیبی، موریتانی، مراکش، سومالی، ترکیه، پاکستان، بنگلادش و مالزی اشاره کرد. بعدها چند کشور دیگر نیز اضافه شدند و تعداد اعضا به بیش از 40 کشور رسید.

عدم حضور ایران، عراق و سوریه در ائتلاف مزبور، باعث شد که بسیاری از تحلیلگران غربی آن را ائتلاف سُنّی بنامند. اما خود سعودی‌ها تمایل داشتند از عبارت «ناتوی اسلامی» استفاده کنند. ولی طرح مزبور نهایتاً ناکام ماند و از مهمترین دلایل ناکامی، می‌توان به این موارد اشاره کرد: 

الف) در ناتو همه بر سر تهدید شوروی توافق داشتند، اما در ائتلاف ابتکاری عربستان، چنین اجماعی وجود نداشت. به عنوان مثال، خود عربستان، ایران را تهدید اصلی می‌دید ولی پاکستان نمی‌خواست وارد تقابل با ایران شود و ترکیه اولویت‌های خاص خود را در سوریه داشت. در همین حال، مصر بیشتر روی امنیت داخلی و لیبی تمرکز داشت. بنابراین هیچ دشمن مشترکی وجود نداشت.

ب) رقابت بر سر رهبری جهان اسلام، موضوع مهم دیگری بود که عملاً به یک اختلاف پنهان تبدیل شد. چرا که دست کم 4 کشور یعنی عربستان، مصر، پاکستان و ترکیه، هر کدام به دلایلی، تصور می‌کرد که او رهبر جهان اسلام است و نه کشوری دیگر! 

ج) دلیل سوم را باید در اختلافات ایدئولوژیک دید. در آن دوران، ترکیه و اردوغان به اخوان‌المسلمین نزدیک بودند اما السیسی و بن سلمان با این گرایش مخالف بودند. 

د) زمانی که در سال 2017 میلادی، عربستان، امارات، بحرین و مصر در یک اقدام عجیب، قطر را محاصره کردند، این واقعیت عیان شد که اساساً چیزی به نام ائتلاف اسلامی وجود خارجی ندارد. 

ه) از منظر فنی، ائتلاف مزبور هیچ شباهتی به ناتو نداشت و فاقد تعریف روشنی برای ساز و کار تعهد دفاع جمعی بود.

با توجه به دلایل بالا، ائتلاف پیشنهادی عربستان سعودی در سال 2015 میلادی، بیشتر یک اتاق هماهنگی، مجمع امنیتی و شبکه همکاری بود تا یک پیمان دفاعی واقعی. در نتیجه ائتلاف ناکام ماند و تنها در سطوح پایینی مانند آموزش نظامی، تبادل اطلاعات، نشست‌های فرماندهان ارتش و همکاری ضد افراط‌گرایی اقدامات محدودی انجام شد.

با آن که در سال 2017 میلادی، ژنرال راحیل شریف به فرماندهی ائتلاف مزبور منصوب شد اما رفته رفته همه آن را فراموش کردند و به یک نیروی رزمی مشترک تبدیل نشد. 

روزنامه ملی گازته چاپ آنکارا می‌گوید: «توافق‌نامه دفاع مشترک که در مکه توسط ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان امضا شد، روی کاغذ نوید یک اتحاد تاریخی را می‌دهد که قدرت تکنولوژیکی ترکیه، توانایی بازدارندگی هسته‌ای پاکستان و وزن مالی عربستان سعودی را گردهم می‌آورد. امیدواریم توافق‌نامه دفاع مشترک مکه مانند ارتش اسلامی نشود. شکست آن ائتلاف نظامی که در سال 2015 با وعده‌های بزرگ تأسیس شد، از یاد نرفته است. آن ائتلاف، در حالی که غزه ویران شده بود، حتی یک واکنش نظامی نشان نداد. در حالی که کشورهای منطقه ادعا می‌کنند که از چتر نظامی غرب رها می‌شوند و معماری امنیتی خود را ایجاد می‌کنند، سوال واقعی که مطرح می‌شود این است: آیا این امضاها در مکه به یک اراده دفاعی پایدار و مستقل تبدیل می‌شوند که از آبروی امت محافظت می‌کند، یا شکست و ناکامی دیگری خواهد بود که پس از اولین نشانه بحران، دوباره اعضای ائتلاف، وارد سکوت طولانی مدت خواهند شد؟»

تکرار تاریخ؟

فهمی کورو از تحلیلگران مشهور ترکیه ضمن یادآوری پیمان بغداد یا پیمان مرکزی سنتو می‌گوید: «آرشیو روزنامه ملیت ترکیه به تاریخ 25 فوریه 1955 را پیش روی خود دارم. تیتر روزنامه این است: پیمان ترکیه و عراق دیروز امضا شد. بلافاصله در زیر آن آمده است: این توافق‌نامه در حضور امیر عبدالله ولیعهد عراق، عدنان مندرس، نوری سعید پاشا و وزرای امور خارجه امضا شد. در کنار خبر اصلی، گزارشی منتشر شده بود که نگرانی مصر را از این تحول ابراز می‌کرد. این توافق‌نامه که به نام محل امضای آن پیمان بغداد شناخته می‌شود، بعدها پاکستان، ایران و بریتانیا را هم جذب کرد. بعدها به سنتو تغییر نام داد و هدف اصلی خود را مقابله با تهدیدات اتحاد جماهیر شوروی می‌دانست. حالا جا دارد بپرسیم: هدف این اتحاد سه عضوی که در مکه تشکیل شد چه می‌توانست باشد؟ برخی می‌گویند علیه اسرائیل است، برخی دیگر می‌گویند علیه ایران! اگر چه آمریکا در این توافق نیست، ولی یادمان باشد همین چند روز پیش با عربستان توافق هسته‌ای امضا کرد و قطعاً از این پیمان دفاعی نیز بی‌خبر نیست!»

فهمی کورو می‌گوید: «توافق‌نامه مکه از بسیاری جهات غافلگیرکننده است. چیزی که این موضوع را حتی تعجب‌آورتر می‌کند، حضور پاکستان است. پاکستان نقش میانجی را در آتش‌بس و تلاش‌های صلح با هدف پایان دادن به حملات علیه ایران بر عهده داشت؛ اکنون، این کشور یکی از اعضای بنیانگذار اتحادی است که برخی ناظران ادعا می‌کنند علیه ایران تشکیل شده است. واقعاً تعجب‌آور است. واقعاً باید محتاط باشیم».

انتهای پیام/  



۷ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

رمزگشایی از سه معادله ارتش یمن برای پایان دادن به مداخلات عربستان - تسنیم

بین الملل

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، اعلام سه معادله جدید از سوی «یحیی سریع»، سخنگوی نیروهای مسلح یمن، را نباید صرفا در چارچوب یک تهدید نظامی دیگر علیه عربستان سعودی تحلیل کرد. آنچه در این موضع‌گیری اهمیت دارد، تلاش برای تعریف قواعد جدیدی در تقابل میان صنعا و ریاض است؛ قواعدی که بر اساس آن، عربستان دیگر نمی‌تواند بدون پرداخت هزینه، از محاصره، فشار نظامی و تحرکات نیروهای وابسته خود برای تاثیرگذاری بر معادلات داخلی یمن استفاده کند.

سخنگوی نیروهای مسلح یمن سه محور را مشخص کرده است:

- محاصره در برابر محاصره؛

- هدف قرار دادن تجمعات و تحرکات نیروهای سعودی و مزدوران آنها در داخل یمن؛

- و پاسخ به هرگونه نقض حاکمیت ملی یمن.

این سه محور در هفته‌های اخیر نیز در مواضع نظامی صنعا تکرار شده‌اند.

اهمیت معادله نخست در این است که یکی از مهم‌ترین ابزارهای فشار عربستان علیه یمن را هدف قرار می‌دهد. ریاض در طول سال‌های جنگ، محاصره و محدود کردن مسیرهای ورود و خروج یمن را به عنوان یکی از ابزارهای اصلی فشار بر مردم و دولت صنعا مورد استفاده قرار داده است. اکنون انصارالله تلاش می‌کند همین منطق را در جهت معکوس به کار بگیرد؛ یعنی محاصره یمن دیگر نباید یک اقدام بدون هزینه برای طرف مقابل باشد. اعلام محاصره دریایی عربستان بر اساس معادله «محاصره در برابر محاصره» در تیرماه امسال نیز دقیقا در همین چارچوب صورت گرفت.

در اینجا یک تغییر مهم در منطق تقابل نیزاتفاق افتاده است. پیش از این، عربستان می‌توانست تصور کند که فشار بر بنادر و مسیرهای دریایی یمن، صرفا هزینه‌ای را به طرف یمنی تحمیل می‌کند. اما وقتی صنعا اعلام می‌کند که در برابر محاصره، مسیرهای دریایی مرتبط با عربستان را نیز هدف قرار خواهد داد، هزینه ادامه این سیاست برای ریاض افزایش پیدا می‌کند. حتی اگر این معادله نتواند به صورت کامل محاصره یمن را از میان بردارد، همین که محاصره را از یک ابزار یک طرفه به یک ابزار دو طرفه تبدیل کند، یک تغییر مهم در موازنه فشار ایجاد خواهد کرد.

معادله دوم نیز از همین منطق پیروی می‌کند، اما این بار در سطح زمینی. سخنان یحیی سریع درباره هدف قرار دادن هرگونه تجمع نیرو و تجهیزات سعودی در داخل یمن به این معناست که تحرکات نظامی عربستان و نیروهای وابسته به آن دیگر نمی‌توانند بدون نگرانی از پاسخ مستقیم انجام شوند. در ماه‌های اخیر نیز نیروهای مسلح یمن بر هدف قرار دادن تجمعات، انبارها، خودروها و تجهیزات نیروهای وابسته به عربستان تاکید کرده‌اند.

این مسئله برای عربستان اهمیت ویژه‌ای دارد. ریاض برای اعمال نفوذ در یمن صرفا به حملات مستقیم متکی نیست و بخش مهمی از این نفوذ از طریق نیروهای محلی و ایجاد ظرفیت‌های نظامی در داخل خاک یمن دنبال می‌شود. بنابراین اگر هرگونه اجتماع یا جابه جایی گسترده نیرو با پاسخ نظامی مواجه شود، آزادی عمل عربستان برای ساختن یک واقعیت جدید در میدان کاهش پیدا می کند. در چنین شرایطی، افزایش نیرو لزوما به معنای افزایش قدرت نخواهد بود؛ زیرا خود تجمع نیرو می‌تواند به یک نقطه آسیب‌پذیر تبدیل شود.

اما شاید مهم ترین بخش این سه گانه، معادله سوم باشد؛ یعنی پاسخ به هرگونه نقض حاکمیت یمن. این مسئله در واقع چارچوب سیاسی دو معادله دیگر را مشخص می کند. انصارالله تلاش دارد تقابل کنونی را صرفا به عنوان یک جنگ داخلی میان گروه های یمنی تعریف نکند، بلکه آن را در چارچوب مقابله با مداخله خارجی و دفاع از حاکمیت ملی قرار دهد. در این نگاه، حضور نیروهای سعودی، حمایت از نیروهای وابسته به ریاض و تلاش برای تحمیل یک وضعیت سیاسی یا نظامی از خارج، بخشی از مسئله اشغال و مداخله خارجی در یمن است.

از همین زاویه، سه معادله اعلام شده را باید در کنار هم مورد ارزیابی قرار داد. محاصره در برابر محاصره، فشار اقتصادی و دریایی عربستان را هدف قرار می‌دهد؛ هدف قرار دادن اجتماعات وابسته سعودی، آزادی عمل نظامی ریاض را محدود می‌کند؛ و دفاع از حاکمیت ملی نیز مبنای سیاسی این اقدامات را شکل می‌دهد. بنابراین موضوع فقط این نیست که انصارالله چه اهدافی را می‌تواند مورد حمله قرار دهد. مسئله اصلی این است که صنعا می‌خواهد برای رفتار عربستان یک هزینه دائمی و قابل پیش‌بینی ایجاد کند.

اگر این معادلات در میدان تثبیت شود، تاثیر آن تنها به عرصه نظامی محدود نخواهد ماند. عربستان در سال‌های گذشته تلاش کرده است از ترکیب فشار نظامی، محاصره و نفوذ سیاسی، موقعیت خود را در معادلات یمن حفظ کند. اکنون انصارالله در تلاش است این ترکیب را از بین ببرد و نشان دهد هر کدام از این ابزارها می‌تواند با یک پاسخ متقابل روبرو شود. در چنین شرایطی، ادامه مداخله برای ریاض پرهزینه‌تر خواهد شد و امکان استفاده از فشار نظامی برای تحمیل خواسته‌های سیاسی کاهش پیدا می‌کند.

البته تثبیت این معادلات به سادگی اتفاق نخواهد افتاد. عربستان همچنان از ظرفیت‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی قابل توجهی برخوردار است و می‌تواند برای تغییر شرایط میدان، مسیرهای مختلفی را امتحان کند. اما مسئله مهم این است که صنعا دیگر صرفا در حال واکنش به اقدامات عربستان نیست؛ بلکه تلاش می‌کند برای اقدامات ریاض چارچوب پاسخ تعریف کند. این تفاوت کوچکی نیست و می‌تواند در ادامه، بر محاسبات طرف مقابل تاثیر بگذارد.

در نهایت، هدف اصلی این سه معادله را باید در کاهش آزادی عمل عربستان در یمن جستجو کرد. اگر انصارالله بتواند محاصره متقابل را حفظ کند، تحرکات نظامی سعودی و مزدوران آن را با هزینه مواجه سازد و هرگونه نقض حاکمیت یمن را مستقیما پاسخ دهد، عملا بخشی از ابزارهایی که عربستان برای ادامه نفوذ خود در یمن در اختیار دارد، کارایی خود را از دست خواهد داد. پیوندهای ژئوپلیتیکی روسیه و محور مقاومت در آوردگاه یمن از جنگ مستقیم تا فتنه‌افکنی؛ فرار عربستان از مسئولیت یک دهه جنگ در یمن

 

از این منظر، سه معادله اعلام شده را باید فراتر از یک بیانیه نظامی دید. این معادلات تلاشی برای تبدیل توان نظامی یمن به یک اهرم سیاسی است؛ اهرمی که در نهایت می‌تواند عربستان را میان دو انتخاب قرار دهد: ادامه مداخله با پذیرش هزینه‌های فزاینده، یا کاهش حضور و حرکت به سمت یک راه‌حل سیاسی که در آن حاکمیت یمن بر سرنوشت خود به رسمیت شناخته شود. اگر گزینه دوم بر اثر تحولات میدان به انتخاب اجتناب‌ناپذیر ریاض تبدیل شود، سه معادله جدید صنعا می‌توانند نه فقط یک ابزار بازدارندگی، بلکه یکی از مهم‌ترین گام‌ها برای پایان دادن به سال‌ها مداخله و اشغالگری عربستان در یمن باشند.

نویسنده: احمد حاجی صادقیان، کارشناس مسائل یمن

انتهای پیام/  


۸ ساعت قبل / سایت مشرق

ارتش یمن: فرودگاه نجران و پالایشگاه آرامکو را هدف قرار دادیم

به گزارش مشرق، یحیی سریع سخنگوی نیروهای مسلح یمن گفت که نیروهای مسلح یمن با استفاده از پهپادهای تهاجمی، فرودگاه نجران و تأسیسات نفتی آرامکو را هدف قرار دادند که بنا بر گزارش‌ها، این عملیات با موفقیت کامل همراه بوده است.

سریع افزود: این حملات در واکنش مستقیم به نقض حریم هوایی یمن (استان صعده) توسط پهپادهای سعودی صورت گرفته است.




 روسیه دو شهر دیگر را تصرف کرد
۱۳ ساعت قبل / سایت هم میهن

روسیه دو شهر دیگر را تصرف کرد

روسیه از تصرف دو شهرک نیکولایپولیه و ماتیاشِوو خبر داد.

 ۲۳ کشته در تصادف بزرگراهی در برزیل
۹ ساعت قبل / سایت تابناک

۲۳ کشته در تصادف بزرگراهی در برزیل

برخورد رو در رو یک مینی‌بوس و یک کامیون در ایالت پارانا در جنوب برزیل، ۲۳ کشته و ۵ زخمی برجای گذاشت.

 ایران، تحریم‌های خصمانه جدید آمریکا را محکوم کرد - تسنیم
۸ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

ایران، تحریم‌های خصمانه جدید آمریکا را محکوم کرد - تسنیم

وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران تحریم‌های تازه آمریکا علیه اقتصاد و تجارت کشورمان را محکوم کرد.

 ادعای دو مقام آمریکایی: مذاکرات ایران و عمان شکست خورد
۱۲ ساعت قبل / سایت هم میهن

ادعای دو مقام آمریکایی: مذاکرات ایران و عمان شکست خورد

دو مقام آمریکایی مدعی شکست مذاکرات ایران و عمان درباره تنگه هرمز شدند.

 کپلر: دیروز تردد دریایی در تنگه هرمز در مقایسه با سه‌شنبه، افزایش نداشت
۱۶ ساعت قبل / سایت هم میهن

کپلر: دیروز تردد دریایی در تنگه هرمز در مقایسه با سه‌شنبه، افزایش نداشت

بر اساس داده‌های تردد دریایی، افزایشی در تردد کشتیرانی از تنگه هرمز مشاهده نشده است.

 بیانیه مشترک مصر، قطر و ترکیه علیه اسرائیل
۹ ساعت قبل / سایت تابناک

بیانیه مشترک مصر، قطر و ترکیه علیه اسرائیل

مصر، قطر و ترکیه در بیانیه‌ای مشترک، حملات اخیر رژیم صهیونیستی در نوار غزه را «به شدت محکوم» کرده و به شدت از نقضهای مستمر آتش‌بس در این باریکه ابراز نگرانی...