قیمت طلا امروز




 خبرگزاری تسنیم / ۱۴۰۵/۰۵/۲۴

«کلاغ» آرام آمد، اما «تاسیان» را به چالش کشید - تسنیم

سریال «کلاغ» بی‌سروصدا آمد، اما با تصویری متفاوت از ساواک، روایت پرهیاهوی «تاسیان» را به چالش کشید.
 «کلاغ» آرام آمد، اما «تاسیان» را به چالش کشید - تسنیم

فرهنگی

گروه فرهنگی خبرگزاری تسنیم- مجتبی برزگر؛ محمدباقر صنیعی‌منش: «کلاغ» برخلاف «تاسیان» با سر و صدا نیامد. نه موج گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی به راه انداخت و نه از همان ابتدا به یکی از بحث‌برانگیزترین سریال‌های نمایش خانگی تبدیل شد. آرام شروع کرد و حتی ممکن است خیلی‌ها هنوز آن را جدی دنبال نکرده باشند. اما همین سریال کم‌حاشیه، یک تفاوت مهم با «تاسیان» دارد؛ در بازسازی سال‌های پایانی حکومت پهلوی، چندان علاقه‌ای ندارد گذشته را بزک کند یا از دل یک قصه عاشقانه، تصویری نرم و نوستالژیک از آن دوران بسازد.

شاید به همین دلیل است که «کلاغ» را نمی‌شود فقط یک سریال دیگر درباره دهه 50 دانست. این مجموعه، چه آگاهانه و چه ناخواسته، وارد گفت‌وگویی شده که «تاسیان» پیش‌تر آغاز کرده بود: وقتی قرار است تاریخ معاصر را در قالب یک درام روایت کنیم، مرز میان جذابیت و حقیقت کجاست؟

هر دو سریال تقریباً به یک زمین وارد شده‌اند؛ سال‌های پایانی حکومت پهلوی، فضای سیاسی و امنیتی آن روزها و البته مأمور ساواکی که درگیر یک رابطه عاطفی می‌شود. حتی در مرکز هر دو قصه، مأموری قرار دارد که میان وظیفه سازمانی و احساس شخصی گرفتار شده است. همین شباهت کافی است تا مخاطب به‌صورت طبیعی این دو اثر را کنار هم بگذارد.

اما از همین‌جا مسیر «کلاغ» و «تاسیان» از هم جدا می‌شود.

در «تاسیان»، قصه عاشقانه موتور اصلی روایت است. تاریخ بیشتر در خدمت درام قرار می‌گیرد و فضای سیاسی و امنیتی دهه 50، بستری برای پیش رفتن داستان شخصیت‌هاست. همین انتخاب باعث شد سریال از نظر قصه‌گویی، ارتباط با مخاطب و ایجاد تعلیق، دست بالاتری داشته باشد. شخصیت‌ها زودتر جان می‌گیرند، روابط برای مخاطب ملموس‌تر می‌شود و سریال بلد است تماشاگر را برای قسمت بعد نگه دارد.

اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که این جذابیت، تصویری از واقعیت تاریخی ارائه می‌دهد که به گفته کارشناسان، رسما واورنه نمایی است. «تاسیان» در بخش‌هایی از روایت خود، ساواک را بیش از آنکه یک ساختار امنیتی و سرکوبگر نشان دهد، به مجموعه‌ای از آدم‌هایی تبدیل می‌کند که دغدغه‌های شخصی، عاشقانه و انسانی دارند. البته مأمور امنیتی هم انسان است و نمی‌توان او را صرفاً به یک شخصیت تک‌بعدی تبدیل کرد؛ مسئله اینجاست که وقتی وجه انسانی آن‌قدر پررنگ می‌شود که ساختار سرکوب به حاشیه می‌رود، درام دیگر فقط بازسازی یک دوره تاریخی نیست؛ بلکه ناخواسته در حال ساختن تصویری تازه از آن دوره است.

اینجاست که «کلاغ» اهمیت پیدا می‌کند.

با پایان «کلاغ» می‌توان آن را یکی از آثار خوش‌ریتم، قصه‌گو و در عین حال باورپذیر و نزدیک به واقعیت در سال‌های اخیر دانست؛ سریالی که حرفش را به‌اندازه می‌زند، از شعارزدگی فاصله می‌گیرد و در بزنگاه‌های مهم، نکته‌سنج و دقیق ظاهر می‌شود. اهمیت «کلاغ» فقط در روایت یک داستان تاریخی نیست؛ این سریال توانسته برخی پرسش‌ها و دغدغه‌های مهم جامعه امروز را در قالب یک درام جذاب و قابل دنبال کردن مطرح کند.

البته این توصیف به معنای بی‌نقص و جامع بودن تازه‌ترین اثر محمدحسین مهدویان نیست؛ اما برای ارزیابی «کلاغ» باید آن را در امتداد کارنامه فیلمسازی دید که از همان «آخرین روزهای زمستان» و «ایستاده در غبار» علاقه و توانایی خود را در بازخوانی تاریخ معاصر نشان داد و با «ماجرای نیمروز» و «رد خون» این مسیر را به یکی از مهم‌ترین وجوه هویتی سینمای خود تبدیل کرد. مهدویان در «درخت گردو» نیز نشان داد که می‌تواند تاریخ را از سطح یک روایت سیاسی فراتر ببرد و به تجربه‌ای انسانی و عاطفی تبدیل کند. در ادامه نیز با «زخم کاری» ثابت کرد که صرفاً فیلمسازی تاریخی و سیاسی نیست و در خلق یک درام پرکشش، شخصیت‌محور و مخاطب‌پسند نیز توانایی ویژه‌ای دارد.

«کلاغ» البته بخش جریان انقلابی را در حساس‌ترین و مهم‌ترین روزهای سرنوشت‌ساز ایران در سال‌های منتهی به 1357 روایت نمی‌کند و دقیقاً هم مشخص نیست که داستان سریال در چه مقطع زمانی می‌گذرد. با این حال، روایت و داستان آن نیز معطوف به درگیری‌ها و ارتباطات ساواک با جریان انقلابی نیست؛ بلکه با یک داستان و درام عاشقانه مواجهیم که از دل دنیای سیاه ساواک و سلطنت، به یک جنایت اخلاقی و انسانی می‌رسد؛ روایتی غیرمستقیم از فساد، خشونت و ناجوانمردی.

البته مخاطب نمی‌تواند به‌تمامی در کنار جلال بایستد و رفتار پنهانی او را تأیید کند، اما او در دیالوگی به بهروزی می‌گوید: «زندگی‌ای که دخترت برای من ساخته، یک جهنم بود»؛ جهنمی که البته در سایه و تحت سلطه بهروزی شکل گرفته است.

سریال روایت تاریخی و سیاسی هوشمندانه‌ای دارد و به‌جای آنکه مخاطب را به دل فضای ملتهب و پرفرازونشیب ماجراهای سیاسی آن روزها ببرد، از زاویه داستان یک انسان روایت می‌کند؛ انسانی که درگیر کار سیاسی و امنیتی خود، عاشق شده است. ایده‌ای قدیمی که نمونه آن را در فیلم‌هایی مانند «به رنگ ارغوان» دیده‌ایم، اما «کلاغ» نشان می‌دهد که می‌توان این ایده را از زوایای دیگری و با ترکیب آن با مسائل و موضوعات دیگر، همچنان جذاب و تازه روایت کرد.

این انتخاب از چه رو انجام شده است؟ به نظر می‌رسد پاسخ را باید در اهمیت و دغدغه کارگردان برای گفتن حرفی مهم جست‌وجو کرد؛ حرفی که برای بیان آن باید با تدبیر و هوشمندی پیش رفت: رونمایی از تباهی دستگاه امنیتی چاپلوس، دروغگو و خائن به انسانیت در دوران پهلوی.

این واقعیت اگرچه به‌تدریج و در خلال سریال، در شخصیت بهروزی و برخی از کارگزارانش به چشم می‌آید، اما نقطه اوج آن در قسمت پایانی و با برملا شدن هویت بسیار شرور رئیس ساواک نمایان می‌شود؛ شخصیتی که به نظر می‌رسد الهام‌گرفته از پرویز ثابتی رئیس مخوف ساواک، است. ساواکی‌ای که برای منافع شخصی خود، با وجود آنکه در ظاهر انسانی خانواده‌دوست به نظر می‌رسد، حاضر است حتی یک انسان بی‌گناه را به قتل برساند.

مهدویان دست روی یک نکته مهم گذاشته است؛ نشان دادن ماهیت حقیقی سلطنت و دستگاه هوادار و خشن آن دوران، یعنی ساواک. دستگاهی که جنایتش تنها به ناخن کشیدن و شکنجه‌های دردناک محدود نمی‌شد، بلکه شیادی و دغل‌بازی ننگینی بود که با پرونده‌سازی و ادعای حذف عناصر مخالف سلطنت، دست به کار می‌شد؛ اما در حقیقت و پشت پرده، حتی آدم‌های بی‌گناه و بی‌پناه را نیز از میان می‌برد.

البته این هدف، اگرچه در نهایت خوب و تمیز از آب درآمده، می‌توانست با وارد کردن شخصیت اصلی به پشت پرده پرونده‌های دیگر، هم جذابیت و تعلیق بیشتری به اثر اضافه کند و هم ایده و هدف فکری کار را بیشتر بپروراند. با این حال، مهدویان همواره تلاش کرده است آثارش را با نوعی مینیمالیسم بسازد؛ رویکردی که گاهی به اثر آسیب می‌زند، مانند «مرد بازنده»، و گاهی نیز می‌تواند به نتیجه‌ای مطلوب منجر شود؛ مانند «کلاغ».

یک نکته مهم دیگر در سریال، توجه به تباهی و پوچی احزاب و گروه‌های سیاسی است؛ گروه‌هایی که با داشتن نگرشی نادرست، در پی براندازی دستگاه سیاسی پهلوی بودند، اما نه‌تنها به این هدف نرسیدند، بلکه خود نیز از درون دچار فروپاشی شدند.

سایه تنها قربانی ساواک نیست؛ او قربانی جریان‌های چپ نیز هست. نگرشی که از عقیده‌ای درست و ریشه‌دار برخوردار نبود و در نهایت به هدر رفتن زندگی و جوانی بسیاری از جوانان در دهه 50 انجامید. پروژه عادی‌سازی ناهنجاری‌ها در نمایش‌خانگی؛ ورژن جدید «کوری»!

اتفاقی که در نهایت رخ می‌دهد، تصویری مهم از اهمیت سرباز بودن و ارتشی بودن در دفاع از وطن ارائه می‌کند. صحبت‌های جلال، با بازی هادی حجازی‌فر، تلاش دارد این نکته را بیان کند که ترور بهروزی صرفاً یک اقدام و کنش شخصی نیست، بلکه اقدامی انسانی و حتی وطن‌دوستانه برای حذف آدم‌های پلیدی است که دستشان به خون انسان‌های بی‌گناه آلوده است. این رویکرد، در کنار تصویری که سریال به‌تدریج از سلطنت و هواداران آن ارائه می‌دهد، به «کلاغ» جنبه‌ای تاریخی و مهم می‌بخشد تا صرفاً با یک سریال جنایی و تریلر مواجه نباشیم.

«کلاغ» امروز مهم است که دیده شود؛ تا عقبه تاریخی و تصویری از ماهیت حقیقی سلطنت و سلطنت‌طلبان، به‌ویژه آنچه در سال گذشته و سپس در جریان جنگ از خود نشان دادند، روشن‌تر شود و در مقابل، تصویر صورتی‌ای که برخی سریال‌های تحریف‌گر از آنان ارائه کرده‌اند، به چالش کشیده شود. در واقع «کلاغ» استعاره‌ای از همان آدم‌ها و جنس سیاه و شوم آنان است؛ آدم‌هایی که زیر برف مانده‌اند، اما هنوز سایه حضورشان بر روایت امروز ما سنگینی می‌کند.

اما اگر بخواهیم با جزئیات بیشتری وارد تحلیل این سریال شویم، باید گفت مهدویان این بار تصمیم گرفته است از زاویه‌ای متفاوت به ماجرا نزدیک شود. او ساواک را پشت یک رابطه عاشقانه پنهان نمی‌کند. فضای امنیتی، بازجویی، شکنجه و ترس، بخشی جدایی‌ناپذیر از جهان سریال است و مأمور ساواک، هرچقدر هم که احساسات و تردیدهای شخصی داشته باشد، همچنان عضوی از یک ساختار امنیتی است.

البته این تفاوت با «تاسیان» ساخته تینا پاکروان، به‌تنهایی «کلاغ» را به سریال بهتری تبدیل نمی‌کند. اتفاقاً یکی از مسائل اصلی «کلاغ» دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود؛ جایی که آنچه از نظر تاریخی به نقطه قوت سریال تبدیل شده، گاهی به ضرر وجه دراماتیک آن تمام می‌شود.

اما «کلاغ» در بخش‌هایی بیش از اندازه توضیح می‌دهد. نریشن و اطلاعات مستقیم، گاهی جای کشف تدریجی را می‌گیرند. مخاطب به جای اینکه بخشی از شخصیت و موقعیت را از رفتار آدم‌ها بفهمد، گاهی توضیح آن را آماده دریافت می‌کند. این همان جایی است که سریال از مهدویانِ «زخم کاری» فاصله می‌گیرد؛ کارگردانی که زمانی بلد بود با یک نگاه، یک سکوت یا یک رفتار، اطلاعات زیادی به مخاطب منتقل کند.

به نظر می‌رسد ضعف اصلی «کلاغ» همین است؛ سریال می‌خواهد هم تاریخ را توضیح دهد، هم شخصیت بسازد، هم فضای امنیتی را نشان دهد و هم قصه عاشقانه‌اش را پیش ببرد. نتیجه این شده که در برخی قسمت‌ها، هیچ‌کدام آن‌قدر که باید پررنگ نمی‌شوند.

با این حال، یک امتیاز مهم دارد که نباید نادیده گرفت: «کلاغ» برای تطهیر پهلوی ساخته نشده است. هنر عجیب «تاسیان» در سفیدشویی هم‌زمان ساواک و چپ‌ها

این نکته شاید در فضای امروز که بخشی از روایت‌های مربوط به پیش از انقلاب در شبکه‌های اجتماعی با نوستالژی و حسرت بازنشر می‌شوند، اهمیت بیشتری پیدا کند. روایت تاریخی قرار نیست به تبلیغات سیاسی تبدیل شود؛ اما قرار هم نیست برای جذاب شدن، بخش‌های ناخوشایند تاریخ را حذف کند.

از این منظر، «کلاغ» انتخاب متفاوتی کرده است. سریال حتی اگر در قصه‌گویی کم‌رمق‌تر از «تاسیان» باشد، دست‌کم تلاش می‌کند تماشاگر را با یک مسئله جدی‌تر روبه‌رو کند: آیا می‌توان از مأمور ساواک یک شخصیت انسانی ساخت، بدون اینکه سازمانی را که در آن فعالیت می‌کرد تطهیر کرد؟

پاسخ به این سؤال ساده نیست. هر مأمور امنیتی، قبل از آنکه یک ابزار باشد، یک انسان با ترس، عشق، طمع، تردید و ضعف است. نشان دادن این وجوه انسانی، به خودی خود تحریف تاریخ نیست. تحریف زمانی اتفاق می‌افتد که همین وجوه انسانی، جای واقعیت تاریخی را بگیرد و ساختار قدرت و سرکوب به حاشیه رانده شود.

در نهایت، مسئله اصلی نه «کلاغ» است و نه «تاسیان». مسئله، شیوه روایت تاریخ است.

مخاطب امروز نه به یک تاریخ‌نامه تلویزیونی احتیاج دارد و نه به قصه‌ای که فقط از گذشته یک تصویر زیبا بسازد. او می‌تواند هم قصه خوب بخواهد و هم حقیقت را. هنر واقعی دقیقاً همین‌جاست؛ جایی که فیلمساز بتواند تاریخ را آن‌قدر جذاب روایت کند که مخاطب پای قصه بماند، بدون اینکه برای جذابیت، حقیقت را قربانی کند.

شاید «کلاغ» هنوز به این نقطه نرسیده باشد، اما دست‌کم یک کار مهم کرده است: آرام و بی‌هیاهو، دوباره این سؤال را وسط گذاشته که وقتی دوربین به گذشته برمی‌گردد، قرار است حقیقت تاریخ را ببینیم یا تصویری را که دوست داریم از تاریخ ببینیم؟

انتهای پیام/  



۱۱ دقیقه قبل / خبرگزاری ایلنا

سریال «دکتر آسورا» از شبکه سلامت پخش می شود

به گزارش ایلنا به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی سیما، داستان این سریال درام، محصول ۲۰۲۵ ژاپن؛ درباره آنو شورا، پزشک ۳۹ ساله‌ی اورژانس است که عهد بسته هیچ بیماری را اعم از فقیر، مجرم و ... رد نکند. همین تعهد، اورژانس را به پناهگاه بیماران بحرانی شهر بدل کرده. در هر قسمت بحران تازه‌ای پیش روی اورژانس قرار می‌گیرد.

این سریال با به تصویر کشیدن فداکاری و تعهد پزشکان اورژانس، اهمیت نجات جان انسان‌ها و احساس مسئولیت در حرفه پزشکی را برجسته می‌کند. شخصیت اصلی با حفظ آرامش و تمرکز در بحرانی‌ترین شرایط، الگویی از شجاعت، مهارت و تصمیم‌گیری سریع ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد که دانش، تجربه و کار گروهی نقش مهمی در موفقیت عملیات درمانی دارند. داستان بر ارزش‌هایی مانند نوع‌دوستی، از خودگذشتگی، پشتکار و تلاش بی‌وقفه برای حفظ جان انسان ها تأکید دارد و مخاطب را با دشواری‌ها و فشارهای کاری کادر درمان آشنا می‌سازد. همچنین همکاری میان پزشکان، پرستاران و دیگر کارکنان بیمارستان اهمیت هماهنگی و اعتماد متقابل را در مدیریت شرایط اضطراری نشان می‌دهد. سریال مخاطب را به احترام گذاشتن به حرفه پزشکی، حفظ امید حتی در سخت‌ترین موقعیت‌ها و اهمیت تلاش برای نجات جان انسان‌ها تشویق می‌کند و نقش اخلاق حرفه‌ای، مسئولیت‌پذیری و تعهد به خدمت را به‌عنوان ارزش‌های اصلی داستان برجسته می‌سازد.

گفتنی است سریال «دکتر آسورا» با گویندگی ۴۸ نفر از گویندگان گفتار فیلم در واحد دوبلاژ اداره کل تامین و رسانه بین الملل سیما دوبله شده و مدیر دوبله این سریال مهسا عرفانی و صدابردار آن سهیل عابدی است. مهناز آبادیان، شیلا آژیر، رضا آفتابی، زهره اسدی، سحر اطلسی، ارغوان افراسیاب، آزاده اکبری، رضا الماسی، دانیال الیاسی، محمد بهاریان، کریم بیانی، علی بیگ محمدی، مریم جلینی، ارسلان جولایی، شراره حضرتی، امیر حکیمی، مونا خجسته، حسین خدادادبیگی، شهریار ربانی، سیما رستگاران، سمیه رهنمون، آرزو روشناس، حسین سرآبادانی، لادن سلطان پناه، ابوالفضل شاه بهرامی، مریم شاهرودی، پریا شفیعیان، خشایار شمشیرگران، محمد صادقیان، فاطمه صبا، سحر صحامیان، نغمه عزیزی پور، بهروز علی محمدی، پویا فهیمی، کوروش فهیمی، امیربهرام کاویانپور، امیرصالح کسروی، نسرین کوچک خانی، مریم معینیان، ملیکا ملک نیا، امیر منوچهری، علی همت مومیوند، بهمن هاشمی، علیرضا ناصحی، صنم نکواقبال، حسین نورعلی، نازنین یاری و مهسا عرفانی صداپیشه های این اثر بوده اند.

  انتهای پیام/


۱۳ دقیقه قبل / خبرگزاری ایلنا

پخش سریال «محمد رسول‌الله (ص)» از شبکه امید

به گزارش ایلنا به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی سیما، شبکه امید به مناسبت هفته وحدت، مجموعه سینمایی «محمد رسول‌الله(ص)» به کارگردانی مجید مجیدی را روی آنتن می‌برد.

این اثر سینمایی با تمرکز بر دوران کودکی پیامبر اکرم(ص) و بازنمایی شرایط اجتماعی و تاریخی سده ششم میلادی، روایتی از زندگی حضرت محمد(ص) در سال‌های پیش از بعثت ارائه می‌کند و از آثار شاخص سینمای ایران در حوزه تاریخ اسلام به شمار می‌رود.

مجموعه سینمایی «محمد رسول‌الله(ص)» از دوشنبه ۲ شهریورماه تا یکشنبه ۸ شهریورماه، هر شب ساعت ۱۹:۱۵ از شبکه امید پخش خواهد شد.

  انتهای پیام/


۵۱ دقیقه قبل / خبرگزاری دانشجو

رونمایی از تیزر رسمی سریال «اکسیر» / سریال اکسیر از اول شهریور روی آنتن

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، نخستین تیزر رسمی سریال «اکسیر» به تهیه‌کنندگی و کارگردانی احمد درویشعلی‌پور و نویسندگی محمد درویشعلی‌پور منتشر شد.

سریال تلویزیونی «اکسیر» از اول شهریور روانه آنتن شبکه دو می‌شود. این سریال یک‌شنبه‌ها، سه‌شنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها ساعت ۲۱:۱۵ پخش می‌شود.

این مجموعه یک کمدی فانتزی خانوادگی درباره «پیروز»، عطرسازی سنتی است که یک اتفاق غیرمنتظره، زندگی او و خانواده‌اش را وارد مسیری تازه می‌کند؛ مسیری که او را بیش از گذشته با دنیای نسل جدید و تغییراتی که چندان برایش آشنا نیست، روبه‌رو می‌کند.

این سریال در دل موقعیت‌های طنز و ماجرا‌های فانتزی، به فاصله میان نسل‌ها، میل به جوان ماندن و ارزش زمان می‌پردازد و قصه خانواده‌ای را روایت می‌کند که باید با شرایط تازه‌ای در زندگی‌شان کنار بیایند. کد ویدیو دانلود ویدیو فیلم اصلی

بازیگران: داریوش فرضیایی، مهلقا باقری، حامد وکیلی، سوسن پرور، سپیده خداوردی، فرهاد بشارتی، ترنم کرمانیان، آرین محمودی، سروش جمشیدی، هلیا امامی، محمدرضا داودنژاد، میرطاهر مظلومی، سارا مقدم، پرسام همتیان، معین خدیوی، کیانوش جواد اسلامی، بهنام عمو خلیلی، پیمان مرادی، هادی آبیار، عرفان آبکار و علی جنت

دیگر عوامل: مدیر فیلمبرداری: مجید گل‌سفیدی، مدیر تولید: سعید عطایی، مدیر صدابرداری: میثم یاردیلو، سرپرست گروه کارگردانی: مجید موثق، آهنگساز: مهرداد نصرتی، طراح چهره‌پردازی: شهرام خلج، مجریان گریم: معصومه گیوه‌چی، صنامحمودی و حمید صدیق، طراح صحنه: قاسم ترکاشوند، طراح لباس: سحر گوران، جلوه‌های ویژه بصری: فائزه نظیری، تدوین: امید شهالیی، صداگذار: امیرحسین صادقی، فیلمبردار: هادی رامندی، دستیار اول کارگردان: رضا راستی، منشی صحنه: المیرا امیریان و عکاس: پیموده باران.




 نقشی را به‌اجبار نپذیرفتم
۹ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

نقشی را به‌اجبار نپذیرفتم

آیین رونمایی و نقد و بررسی کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» نوشته بیژن شکرریز که گفت‌وگویی بلند با ایرج راد است برگزار شد. ایرج راد در این مراسم گفت: در این کتاب تلاش کردم همه‌ چیز را با صداقت کامل بیان کنم، هر کار و نقشی را که انتخاب کردم، از روی اجبار نبوده است؛ آن اثر را خوانده‌ام، دوست داشته‌ام و با علاقه پذیرفته‌ام که با آن گروه و آن افراد همکاری کنم. اگر نقشی زمانی ضعیف اجرا شد، تقصیر دیگران نبوده است؛ زیرا این من بوده‌ام که آن انتخاب را با عقل، منطق و درایت خود انجام داده‌ام. بنابراین از همه همکارانم سپاسگزارم.

 پیمان معادی مدل برند ایتالیایی شد+عکس
۲ ساعت قبل / سایت تابناک

پیمان معادی مدل برند ایتالیایی شد+عکس

پیمان معادی، بازیگر ایرانی، در همکاری جدید خود با برند ایتالیایی «ایزایا» به‌عنوان مدل جلوی دوربین رفت.

 بابک زمانی؛ داستان‌های نورولوژیست در فغان از جنگ
۱۶ ساعت قبل / سایت عصرایران

بابک زمانی؛ داستان‌های نورولوژیست در فغان از جنگ

اختصاص نشست عصر یکشنبۀ بخارا به کتاب «فعان ز جنگ» بهانه ای برای این یادآوری است که وقتی پزشکی می‌نویسد اولا در کار خود هم ذوقی دارد و ثانیا در رشتۀ تخصصی خود...

 محکومیت خواننده‌ زن به 4 سال حبس
۹ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

محکومیت خواننده‌ زن به 4 سال حبس

آرمان امروز : هیوا سیفی‌زاده که در جریان تک‌خوانی در «عمارت روبرو» در اسفند ۱۴۰۳ بازداشت شده بود، اعلام کرد در دادگاه بدوی برای او حکم چهار سال حبس صادر شده است. هیوا سیفی‌زاده که در جریان تک‌خوانی در «عمارت روبرو» در اسفند ۱۴۰۳ بازداشت شده بود، اعلام کرد در دادگاه بدوی برای او حکم [ ]

 آغاز فصل سوم «کارآگاه علوی»
۹ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

آغاز فصل سوم «کارآگاه علوی»

سریال «کارآگاه علوی» به کارگردانی سیدجمال سیدحاتمی روی آنتن رفت. فصل اول این مجموعه در سال ۱۳۷۵ و فصل دومش در سال ۱۳۸۷ روی آنتن رفت و توانست توجه مخاطبان را به خود جلب کند. این مجموعه حالا پس از نزدیک به دو دهه به ایستگاه فصل سوم رسیده است.

 ماجرای تغییر سنگ مزار اکبر عبدی و اهدای یادگاری‌هایش به موزه چیست؟
۱۵ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

ماجرای تغییر سنگ مزار اکبر عبدی و اهدای یادگاری‌هایش به موزه چیست؟

بخشی از وسایل شخصی زنده‌یاد اکبر عبدی برای نگه‌داری به یک موزه‌ در اردبیل سپرده شده است.