
استانها
به گزارش خبرنگار تسنیم از خرمآباد، در روزگاری که بسیاری از روایتهای رسانهای با هیاهوی شبکههای اجتماعی آغاز میشوند و خیلی زود نیز به فراموشی سپرده میشوند، گاهی یک اتفاق ساده، بیآنکه برای دیده شدن طراحی شده باشد، به روایتی ماندگار تبدیل میشود.
چند روزی است تصویر دو نامه، یکی با دستخط کودکانه محمد عالیپور و دیگری با پاسخ محبتآمیز سردار سیدمجید موسوی، فرمانده نیروی هوافضای سپاه، در میان کاربران دستبهدست میشود؛ نامهای که آغازش با خرید چند بسته خوراکی بود و پایانش به نخستین سفر اربعین یک پسر 9 ساله رسید.
اما آنچه در فضای رسانهای منتشر شد، تنها بخش کوتاهی از این روایت بود؛ پشت این خبر، ماهها انتظار، پسانداز، خدمت در موکب، دغدغههای یک کودک و تصمیمی قرار داشت که حتی خانواده محمد نیز تصور نمیکردند روزی به یک روایت ملی تبدیل شود
برای شنیدن جزئیات این ماجرا، پای صحبتهای پدر و مادر محمد نشستیم؛ خانوادهای پنج نفره که حالا نام کوچکترین عضو آنها، فراتر از یک خبر، با روایت اخلاص و قدردانی گره خورده است.
منصور عالیپور، پدر محمد و کارمند دانشگاه لرستان، گفتوگو را از آرزوی قدیمی پسرش آغاز میکند؛ آرزویی که سالها در دل او مانده بود. او میگوید: محمد همیشه عاشق زیارت امام حسین بود. هر سال با نزدیکشدن اربعین از من میپرسید چرا من نباید به کربلا بروم. اما واقعیت این بود که نگران گرمای عراق و سختی مسیر برای یک کودک بودم و هر بار به او میگفتم انشاءالله چند سال دیگر با هم خواهیم رفت.
روایت یک تصمیم
اما این پاسخ برای محمد پایان ماجرا نبود. سال گذشته، زمانی که پدر بدون او راهی سفر اربعین شد، محمد تصمیم گرفت خودش هزینه این سفر را فراهم کند. پدرش میگوید: از همان موقع شروع کرد پول توجیبیها و عیدیهایش را جمع کردن. حتی یک ریال هم از آن خرج نمیکرد. گاهی خواهر و برادرش برای شوخی از او میخواستند بستنی مهمانشان کند، اما میگفت از پول کربلایم کم میشود.
حدود پنج ماه بود که محمد در کنار پدرش در یکی از موکبهای مردمی خدمت میکرد؛ حضوری که به گفته پدر، نگاه او را نسبت به بسیاری از مسائل تغییر داد. پدرش گفت: شبها وقتی از موکب برمیگشت، درباره رزمندگانی که پای لانچرها …

