
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از ساری، در جنگ ها، هر نبردی میتواند با پیروزی یا شکست همراه باشد؛ اما سرنوشت یک ملت را نمیتوان صرفاً با نتیجه یک عملیات یا حتی یک دوره از درگیریهای نظامی سنجید. برتری استراتژیک، در افق بلندمدت شکل میگیرد؛ جایی که اراده، روحیه و توان ایستادگی یک ملت از محاسبات نظامی یک دشمن مهمتر میشود.
در جریان جنگ سوم تحمیلی علیه ایران _ جنگ رمضان، حمله گسترده آمریکا به زیرساختهای حیاتی کشور و موجی از عملیاتهای نظامی سنگین، به یکی از پرتنشترین دورههای تاریخ معاصر منطقه تبدیل شد. در این دوره، شماری از سرداران ارشد و چهرههای کلیدی نظامی و همچنین رهبر امت در اثر حملات هدفمند به شهادت رسیدند؛ رخدادی که فضای سیاسی و امنیتی منطقه را بهشدت تحت تأثیر قرار داد. همزمان، ایران نیز در پاسخ به این تجاوزات، با حملات موشکی گسترده به پایگاههای آمریکا در منطقه واکنش نشان داد و بخشی از توان نظامی و لجستیکی این پایگاهها را هدف قرار داد.
در ادامه این درگیریها، حدود 40 روز بمباران سنگین و بیوقفه علیه نقاط مختلف ایران ادامه یافت؛ دورهای که از نظر شدت و گستره حملات، یکی از بیسابقهترین مقاطع تنش نظامی در منطقه توصیف شد.
در مقابل، چرخهای از حملات متقابل و موشکباران پایگاههای آمریکا نیز شکل گرفت که نشاندهنده گسترش دامنه درگیری به سطوح فرامنطقهای بود.
با این حال، با وجود این حجم از درگیریهای نظامی، تخریبها و تلفات متقابل، بسیاری از تحلیلگران تأکید میکنند که این رخدادها بهتنهایی تعیینکننده معادله نهایی قدرت نیستند. زیرا اهمیت راهبردی واقعی در جای دیگری شکل میگیرد. گاهی یک ملت در میدان نبرد هزینه میدهد، اما در میدان اراده پیروز میشود؛ زیرا اجازه نمیدهد ترس بر تصمیم، امید بر یأس و استقلال بر تسلیم غلبه کند.
آنچه در بلندمدت ماندگار میشود، فقط تعداد پیروزیها یا شکستهای نظامی نیست؛ آنچه ماندگار میشود، روحیه مقاومت است. روحیهای که به یک جامعه میآموزد قدرت دشمن، هرقدر بزرگ باشد، نباید به ترس و تسلیم تبدیل شود.
در همین چارچوب، شاید یکی از مهمترین نتایج راهبردی این جنگ، به چالش کشیدهشدن هژمونی آمریکا در منطقه باشد. هژمونیای که طی دههها …








