
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از کردستان، شهدا را نمیتوان تنها با تاریخ شهادت و محل عروجشان شناخت؛ هر شهید، قصهای از زندگی دارد؛ قصهای از سالهایی که در کنار خانواده نفس کشید، لبخند زد، برای آینده برنامه ریخت و در میان عزیزانش خاطره ساخت. روایت شهدا، روایت انسانهایی است که پیش از رسیدن به قله شهادت، در زندگی روزمره خود نیز نشانههایی از بزرگی، اخلاص و مسئولیتپذیری را به نمایش گذاشتهاند.
پروژه «خونهای ماندگار» با هدف ثبت ناگفتههای زندگی شهدای گرانقدر جنگ تحمیلی رمضان در استان کردستان، در یازدهمین روایت خود به سراغ خانواده شهید جمشید غلامی رفت؛ پاسداری از دیار دهگلان که سالها در سنگر خدمت به نظام و مردم ایستاد و سرانجام در مسیر دفاع از میهن، به آرزوی دیرینهاش رسید.
این بار روایت زندگی شهید را از زبان همسرش، خانم هوشمند شنیدیم؛ زنی که از 16 سال زندگی مشترک با مردی گفت که به گفته او، حتی یک بار دل پدر و مادرش را نرنجاند، برای خانوادهاش احترام ویژهای قائل بود و عشق به همسر و دو دخترش، بخش جداییناپذیر زندگیاش بود.
از دهگلان تا سنندج؛ مسیر زندگی مردی که پاسداری را انتخاب کرد
شهید جمشید غلامی فرزند احمد در 27 اردیبهشت سال 1364 در شهرستان قروه متولد شد، اما نام او با دهگلان گره خورد؛ شهری که خانوادهاش در آن سکونت داشتند و بعدها پیکر مطهرش نیز در این دیار آرام گرفت.
وی دوران تحصیل خود را در دهگلان گذراند و پس از ادامه تحصیلات دانشگاهی در رشته مهندسی بیمه، مسیر زندگیاش را به سمت خدمت در مجموعه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هدایت کرد.
جمشید از سال 1391 وارد مجموعه سپاه بیتالمقدس کردستان شد و سالها در لباس پاسداری خدمت کرد؛ شغلی که به گفته خانواده، تنها یک حرفه برای او نبود، بلکه آن را یک مسئولیت و افتخار میدانست.
همسر شهید در گفتوگو با خبرنگار تسنیم کردستان میگوید: «جمشید واقعاً به کارش علاقه داشت. پاسداری را دوست داشت و به وظیفهای که بر عهده گرفته بود، با تمام وجود پایبند بود.»
مردی که احترام به پدر و مادر را فراموش نکرد
یکی از ویژگیهایی که همسر شهید از آن با افتخار یاد میکند، احترام عمیق جمشید به والدینش بود.
«در …





