
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از نطنز، در تحلیل «سیره نبوی» از منظر نظریه زیستسیاست، پرسش اصلی آن است که پیامبر اکرم(ص) چگونه «حیات» را از یک مقوله خصوصی و زیستی به یک «میدان سیاسی» تبدیل کرد و ساز و کار مدیریت بدن و جمعیت را در جامعه اسلامی نهادینه ساخت؟!
زیستسیاست، در اندیشه نظریهپردازان، به معنای ورود «زندگی بیولوژیک» به حوزهی محاسبات قدرت است، یعنی جایی که رشد جمعیت، سلامت، بهداشت، تولیدمثل و حتی مرگ، به متغیرهایی برای سیاستگذاری تبدیل میشوند.
زیست سیاست نبوی، برخلاف مدلهای مدرن غربی که بر «انضباط و سرکوب بدن» استوار هستند، مبتنی بر «توانمندسازی حیات» است و در این مدل، هدف مدیریت زندگی، نه «سلطه بر توده»، بلکه «تعالی انسانی» است.
قبل از بعثت، شبهجزیرهی عربستان در یک «بحران زیستی» عمیق قرار داشت به نحوی که دخترکشی نشانه آن بود که ارزش حیات با «جنس زیستی» و «توان اقتصادی» و نه با کرامت انسانی سنجیده میشود.
نظام بردهداری، بدن انسان را به «ابزار کار و جنگ» تنزل داده بود و جنگهای خونین چندساله مانند جنگهای اوس و خزرج در حال «نابودی جمعیت» بود و پیامبر اکرم(ص) با این وضعیت، یک «پارادایمِ زیستیِ جدید» عرضه کرد.
مهمترین اقدام زیستسیاسی پیامبر (ص)، بازتعریف «واحد بقای جامعه» بود به نحوی که پیش از اسلام واحد بقا، «قبیله» بود که با پیوند خونی تعریف میشد و پس از اسلام واحد بقا، «امت» شد که با پیوند عقیدتی و اخلاقی تعریف میشود.
قرآن کریم این تحول را اینگونه در آیه 10 سوره مبارکه حجرات اینگونه بیان میکند که «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» و این «اخوتِ ایمانی»، نه شعاری عاطفی، بلکه یک بازآرایی ساختاری حیات بود که از طریق «عقد مؤاخات» در مدینه به صورتِ عملیاتی درآمد.
مهاجر و انصار، با این عقد، به لحاظ «حقوق زیستی» شامل ارث، نصرت، همسایگی به برادر یکدیگر تبدیل شدند و از سوی دیگر زیست سیاست نبوی، «بدن» را به عرصه مهمی برای سیاستگذاری تبدیل کرد.
بهداشت در آن زمان به مثابه عبادت بود به نحوی که احکام طهارت، وضو، غسل و نظافت در اسلام عزیز، «بدن مومن» را به یک «مکان مقدسِ» قابل مدیریت تبدیل کرد که باید از آلودگی حفظ شود.
نهادینهسازی …













