
رسانه ها
شکست قمار ترامپ در خلیج فارس؛ ایران تسلیم نشد، متحدان عرب آمریکا ناامید شدند!
️پژوهشگر ارشد مؤسسه واشنگتن: ایران تسلیم نشد؛ کشورهای حاشیه خلیج فارس دیگر به ترامپ امیدی ندارند!

رسانه ها
شکست قمار ترامپ در خلیج فارس؛ ایران تسلیم نشد، متحدان عرب آمریکا ناامید شدند!
️پژوهشگر ارشد مؤسسه واشنگتن: ایران تسلیم نشد؛ کشورهای حاشیه خلیج فارس دیگر به ترامپ امیدی ندارند!

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
کیلی گریکو، عضو ارشد برنامه «بازتصور راهبرد کلان ایالات متحده» در مرکز استیمسون و ماکسیمیلیان برمر که پیشتر مدیریت بخش «برنامههای پیشرفته» نیروی هوایی آمریکا را بر عهده داشته،در الجزیره نوشتند: تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز خسارتهای قابلتوجهی به اقتصاد جهانی وارد کرده است.
به گزارش انتخاب، در ادامه این مطلب آمده: پس از گذشت پنج ماه از آغاز جنگ میان آمریکا و ایران، نشانههای آینده امنیت خلیج فارس در حال آشکار شدن است. رفتوآمد کشتیهای تجاری بر اساس ترتیباتی که هماکنون میان عمان و ایران در حال مذاکره است، از سر گرفته شده؛ ترتیباتی که بر اساس قواعد جدید، نقش مستمر تهران در تنگه هرمز را به رسمیت میشناسد.
صرفنظر از شروط نهایی این توافق، تقریباً قطعی است که ایران از این جنگ با نفوذی پایدار و مستمر بر تنگه هرمز خارج خواهد شد.
این واقعیت جدید، همزمان فرصت مناسبی را در اختیار کشورهای خلیج فارس قرار میدهد؛ زیرا نظام پس از جنگ، که در آن ایران این نفوذ را حفظ میکند، مستلزم اتخاذ رویکردی متفاوت نسبت به امنیت منطقهای است؛ رویکردی که بر ایجاد توانمندیهایی برای کشورهای خلیج فارس متمرکز باشد تا بتوانند منافع راهبردی خود را بر اساس شرایط و الزامات خودشان تأمین کنند.
این تحول، گسستی بنیادین با راهبردی خواهد بود که طی دهههای گذشته چارچوب امنیت خلیج فارس را شکل داده است. بیش از سه دهه، امنیت منطقه بر قدرت نظامی آمریکا برای بازداشتن تهدیدها و تضمین باز ماندن تنگه هرمز استوار بوده است.
اگرچه سامانههای پیشرفته پدافند هوایی و دفاع موشکی همچنان برای مقابله با موشکهای بالستیک و موشکهای کروز بسیار پیچیده اهمیت زیادی خواهند داشت، اما این سامانهها باید تنها یک لایه از یک منظومه دفاعی گستردهتر باشند، نه اینکه بار اصلی مقابله با تهدید مستمر پهپادها بر دوش آنها گذاشته شود.
با این حال، روند جنگ با ایران محدودیتهای این راهبرد و کاستیهای آن را آشکار کرد. آمریکا اگرچه بیش از ۱۳ هزار هدف را مورد حمله قرار داد، اما پهپادها و موشکهای ایران عملاً تنگه هرمز را بسته نگه داشتند و خسارتهای سنگینی به پایگاههای نظامی، زیرساختهای بخش انرژی و فرودگاههای سراسر خلیج فارس وارد کردند.
کنترل آسمان در ارتفاعات بالا هیچگاه به کنترل «سواحل هوایی» ــ یعنی فضای هوایی کمارتفاع بر فراز پهنههای آبی ــ منجر نشد؛ جایی که پهپادها و موشکهای ارزانقیمت ایران به تهدیدی فوری برای کشتیرانی تجاری تبدیل شدند.
ایران خود را به شکلی چشمگیر با تغییرات روشهای جنگ تطبیق داد، در حالی که آمریکا در این زمینه ناکام ماند. با کاهش هزینه پهپادها و موشکها، افزایش کارایی آنها و بیشتر شدن بردشان، ایران بهسرعت راهبرد خود را بر این تسلیحات بنا کرد؛ در حالی که آمریکا همچنان بر تلاش برای از بین بردن آنها با روشهای سنتی اصرار داشت؛ یعنی نابودی مواضع و سکوهای پرتاب از مبدأ.
اما این رویکرد دیگر در برابر تسلیحاتی که ارزان، پرتعداد و بهطور گسترده پراکنده هستند، کارآمد نیست. سکوهای پرتاب متحرک را میتوان بهراحتی جابهجا، پنهان و در تأسیسات زیرزمینی مستقر کرد؛ همچنین پهپادهای ارزانقیمت را میتوان تقریباً با همان سرعتی که سرنگون میشوند، جایگزین کرد. بنابراین، حملات آمریکا توانستند این تهدید را بهطور موقت محدود کنند، اما نتوانستند آن را بهطور کامل از بین ببرند.
این ضعف آشکار، ضرورت اتخاذ رویکردی متفاوت برای دفاع از خلیج فارس را نشان میدهد. کشورهای خلیج فارس نمیتوانند با اتکا به قدرت تهاجمی متعارف، نفوذ ایران در تنگه را خنثی کنند و تحولات این جنگ نیز نشان میدهد که آمریکا قادر به انجام این کار نیست.
این کشورها میتوانند با تأمین امنیت خطوط کشتیرانی و زیرساختهای حیاتی ــ تهدیدات را محدود کنند.
هرچه قابلیت کشورهای خلیج فارس برای حفاظت از این اهداف با هزینهای پایدار و قابلتحمل، قابلاعتمادتر باشد، میزان نفوذی که تهران میتواند از طریق تهدیدهای خود به دست آورد، کاهش خواهد یافت.
بدون تردید، چنین راهبردی به ترکیبی کاملاً متفاوت و بنیادین از توانمندیها در مقایسه با آنچه منطقه تاکنون بر آن تمرکز کرده، نیاز دارد. این امر مستلزم آن است که توجه از خرید جنگندههای پیشرفته و تعداد محدودی سامانههای گرانقیمت دفاع هوایی و موشکی، به سمت استفاده از شمار زیادی سامانههای کمهزینه و قابلتداوم برای دفاع از «سواحل هوایی» تغییر کند.
اگرچه سامانههای پیشرفته دفاع هوایی و موشکی همچنان برای مقابله با موشکهای بالستیک و کروز پیچیده اهمیت حیاتی خواهند داشت، اما آنها باید تنها یک لایه از یک منظومه دفاعی جامعتر باشند و نه اینکه مسئولیت اصلی مقابله با حملات مستمر پهپادی بر عهده آنها گذاشته شود.
کشورهایی که با سرعت بیشتری از جنگ اخیر درس بگیرند و منظومه دفاعی چندلایه مورد نیاز شرایط کنونی را ایجاد کنند، در خط مقدم پیشگامی در حوزه مقابله با تهدیدها قرار خواهند گرفت؛ آن هم در شرایطی که ارتشهای سراسر جهان در حال تطبیق خود با جنگهای مبتنی بر استفاده گسترده از پهپادهای ارزانقیمت و انبوه هستند.
منظومه دفاعی چندلایه
نخستین گام در چنین دفاعی، شناسایی تهدید است؛ از طریق استقرار شبکههای زمینی چندلایه متشکل از حسگرهای راداری، صوتی و بصری که با پهپادهای خودمختار تقویت میشوند. این پهپادها در آسمان گشتزنی میکنند تا پهپادهایی را که در ارتفاع پایین پرواز میکنند، شناسایی و ردیابی کنند.
پس از آن، تهدیدهای شناساییشده به لایههای متعدد دفاعی با هزینه معقول سپرده میشوند:
جنگ الکترونیک: برای ایجاد اختلال در پهپادها یا از کار انداختن آنها پیش از رسیدن به اهداف.
پهپادهای دفاعی: پهپادهایی که برای برخورد با تهدیدها یا درگیری با آنها با استفاده از موشکهای هدایتشونده و ارزانقیمت طراحی شدهاند.
سامانههای متحرک پدافند هوایی زمینی و توپهای سریعالطراحی: که آخرین لایه حفاظت پیرامون اهداف حیاتی را تشکیل میدهند.
چنین منظومه دفاعی چندلایهای میتواند حملات مکرر پهپادی را تحمل کند، بدون آنکه ذخایر موشکهای رهگیر گرانقیمت را تحلیل ببرد.
علاوه بر این، چنین توانمندیهایی میتوانند از خلیج فارس در برابر طرفهایی غیر از ایران نیز محافظت کنند. در واقع، ایران نخستین طرفی نبود که از پهپادها بهعنوان ابزاری برای حمله کردن منطقه استفاده کرد. حملات انصارالله به فرودگاهها، زیرساختهای انرژی و کشتیهای تجاری نشان داد که پهپادهای ارزانقیمت چگونه اجازه میدهند زیرساختهای منطقهای را تهدید و تجارت را مختل کنند.
از آنجا که این حملات نیز بر همان تاکتیک پرواز در ارتفاع پایین مبتنی هستند که در کارزار پهپادی ایران به کار گرفته میشود، تأمین امنیت «سواحل هوایی» میتواند مصونیتی مؤثر در برابر تهدیدها نیز فراهم کند.
هیچ طرفی بیش از خود کشورهای خلیج فارس در ایجاد چنین منظومههای دفاعی منافعی ندارد. تابآوری اقتصادهای آنها، رفاه مردمشان و امنیت زیرساختهای حیاتیشان همگی به باز ماندن تنگه هرمز و امن بودن منطقه وابسته است. این امر مستلزم توسعه توانایی تولید، نگهداری و بومیسازی مستمر این سامانهها و در صورت لزوم استفاده از شرکای خارجی است.
برخلاف جنگندههای پیشرفته یا دیگر سامانههای پیچیده، بسیاری از قابلیتهای مورد نیاز برای دفاع از «سواحل هوایی» را میتوان در داخل تولید، نگهداری و بهروزرسانی کرد؛ موضوعی که به کشورهای خلیج فارس امکان میدهد زرادخانه دفاعی خود را نوسازی کرده و در گذر زمان آن را با شرایط جدید تطبیق دهند.
در واقع، منطقه از هماکنون حرکت در این مسیر را آغاز کرده است. شرکتهایی مانند گروه ایدج (EDGE Group) در حال توسعه سامانههای بومی ضدپهپاد و تجهیزات جنگ الکترونیک هستند و مشارکتهای شکلگرفته با شرکتهای دفاعی منطقهای و بینالمللی نیز به گسترش تولید داخلی و ادغام فناوریهای پدافند هوایی کمک میکنند.
گام بعدی، تکیه بر این تلاشهای اولیه و هدایت سرمایهگذاریها به سمت تقویت ظرفیتهای تولیدی، ارتقای مهارتهای نیروی انسانی و تحکیم همکاریهای منطقهای لازم برای تداوم این رویکرد دفاعی جدید است.
با گذشت زمان، کشورهای خلیج فارس باید برنامههای ملی خود را در قالب یک پایگاه صنعتی دفاعی مشترک منطقهای ادغام کنند؛ پایگاهی که بتواند این توانمندیها را در مقیاس گسترده تولید، مستقر و با شرایط جدید تطبیق دهد.
این الگو، تصویری از ویژگیهای امنیت خلیج فارس در مرحله آینده ارائه میدهد. کشورهایی که با سرعت بیشتری از جنگ اخیر درس بگیرند و منظومه دفاعی چندلایه مورد نیاز شرایط کنونی را ایجاد کنند، در خط مقدم پیشگامی در حوزه مقابله با تهدیدها قرار خواهند گرفت؛ در شرایطی که ارتشهای سراسر جهان در حال تطبیق خود با جنگهای مبتنی بر استفاده گسترده از پهپادهای ارزانقیمت و انبوه هستند.
مهمتر از همه، این کشورها در موقعیت بهتری قرار خواهند گرفت تا از منافع راهبردی خود محافظت کنند و امنیت منطقه را بر اساس شرایط و الزامات خودشان بازتعریف کنند.

به گزارش مشرق ، تارنمای شبکه تلویزیونی جهانی چین به نقل از کنفرانس خبری امروز لین جیان و واکنش وی به مطالب ضد ایرانی اخیر دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، از طرفهای مربوطه خواست تا تنشها بر سر ایران را از طریق سیاسی و دیپلماتیک حل کنند.
جیان گفت که تحریمها و فشار به حل این مساله کمکی نمیکند.
وی افزود: چین از همه طرفهای مربوطه می خواهد تا گامهای مسئولانهای برداشته و به دنبال یک راه حل سیاسی و دیپلماتیک باشند.
رئیس جمهوری آمریکا روز چهارشنبه به وقت محلی در شبکه اجتماعی تروث سوشال خود با تکرار لفاظیهایش و درحالیکه در میانه مذاکرات به ایران تجاوز کرده است، ادعا کرد: هیچکس بیش از من به جمهوری اسلامی ایران فرصت نداده است تا به یک توافق دست پیدا کند. متاسفانه، (البته) برای آنها، این فرصت را از دست دادند.
وی که به شدت به دلیل پیامدهای تجاوز علیه ایران تحت فشار افکار عمومی مردم آمریکا و کنگره در آستانه انتخابات میاندورهای قرار دارد، مدعی شد: بنابراین، امروز خردکنندهترین عملیات اقتصادی که تاکنون علیه هر کشوری انجام شده است را اعلام میکنم!
ترامپ در حالیکه واشنگتن سالها ایران را به صورت یکجانبه تحریم کرده است، ادعا کرد: این یک جنگ اقتصادی و انزوای اقتصادی در مقیاسی بیسابقه خواهد بود.
https://news.cgtn.com/news/۲۰۲۶-۰۸-۲۰/China-calls-for-diplomacy-to-resolve-tensions-over-Iran-۱PLk۳nGKHao/p.html

به گزارش مشرق، احسان صالحی، کارشناس مسائل سیاسی در نشستی در رسانه ملی اظهار داشت: در دوره دوم ترامپ، زوج سمی ترامپ و نتانیاهو پس از آنکه در کمپین «فشار حداکثری» و ابزارهای اقتصادی به اهداف خود نرسیدند، با تصور اینکه ایران ضعیف شده است، به سمت تقابل نظامی و جنگ حرکت کردند.
وی گفت: تحلیل و برداشت اشتباه آنان بر پایه اتفاقات منطقهای در لبنان، غزه، یمن و همچنین حوادث داخلی بود که بر اساس آن ترغیب شدند دست به اقدامی جدید بزنند.
صالحی ادامه داد: برخلاف تصورات و محاسبات دشمن که گمان میکرد رفتار ایران کاملاً تحت کنترل، زیر آستانه و قابل پیشبینی خواهد بود، پاسخ و عملکرد ایران تمام طراحیهای آنان را برهم زد.
وی افزود: در حال حاضر شش ماه از این نبرد میگذرد در حالی که ترامپ در پاسخ به رسانهها – در مواجهه با این پرسش که چرا جنگی که قرار بود ظرف چهار تا شش هفته به پایان برسد شش ماه به طول انجامیده – پاسخ روشنی ندارد.
نتیجه دور قبلی جنگ اقتصادی ترامپ پیشرفت در برنامه هستهای و سرزنش شدن ترامپ بود
این کارشناس مسائل سیاسی گفت: آمریکاییها جنگی را با اهدافی علیه ایران شروع کردند که به اهدافش نرسید. ارزیابی دنیا از وضعیت فعلی آمریکا، این است که در مخمصهای بدون راه پیش و پس قرار گرفته. همین که ترامپ دیروز اعلام کرد ما وارد جنگ اقتصادی جدیدی با ایران شدیم، نشانهٔ این است که جنگ علیه ایران موفق نبوده است.
وی گفت: همچنان که این جنگ اقتصادی در ادوار قبل تجربه شده؛ سال ۹۷ در دور اول ترامپ، خروج از برجام انجام شد و به تعبیر خودشان "کمپین فشار حداکثری اقتصادی" علیه ما شروع شد با هدف این که ایران تحت فشار به خواستههای آمریکا تن بدهد.اما دور اول ترامپ در شرایطی تمام شد که جمهوری اسلامی بهخصوص انتهای سال ۹۹، وارد دور جدیدی از فعالیتهای هستهای شد و دور دوم ترامپ در شرایطی شروع شد که ایران در موضوع هستهای، حجم مواد غنیشده، میزان مواد غنیشده، دستگاههای غنیسازی و سانتریفیوژهای پیشرفته، در مرحلهٔ جلوتری بود.
ادعای باز بودن تنگه موجب تمسخر ترامپ شده است
این کارشناس مسائل سیاسی گفت: آنها مدعیاند مسئله ما تنگه هرمز بود؛ البته چارچوب اولیه آنها در این جنگ در درجه اول موضوع هستهای بود که سپس به «هرمز و هستهای» تبدیل شد و در روزهای اخیر مسئله هرمز به موضوع اول تبدیل شده است. اکنون بازنمایی میکنند که تنگه هرمز باز است و در این مقطع دنبال گفتگو با ایران نیستند.
وی گفت: باز بودن تنگه هرمز تعریف مشخصی دارد. تا پیش از ۹ اسفند، میانگین عبور روزانه از این آبراه حدود ۱۳۰ کشتی بوده است. اما دادههای مراکزی که کارشان ردیابی ناوها و کشتیهای دریایی است نشان میدهد در روزهای اخیر این تعداد به شدت کاهش یافته است؛ بهطوری که گزارش کپلر برای روز دوشنبه ۹ کشتی و برای روز سهشنبه تنها ۶ کشتی را ثبت کرده است.
صالحی ادامه داد: این ادعا که تنگه هرمز باز است را هیچکس در دنیا نمیپذیرد و وقتی ترامپ این سخنان را مطرح میکند، توجهی به آن نمیشود و این ادعاها موجب تمسخر است.
برای شکستن محاصره باید اقدام نظامی کنیم
این کارشناس مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: محاصره دریایی و نشتی نفت در بخش جنوبی تنگه هرمز، صورتی از جنگ نظامی است و جمهوری اسلامی ایران باید با تثبیت معادله «پاسخ متقابل و تشدید در برابر تشدید»، مانع پیشروی دشمن شود.
وی گفت: ناوها و ناوپیکارهای آمریکایی که دست به عملیات محاصره دریایی میزنند، واحدهای کاملاً نظامی هستند. از این رو، همان منطقی که در جنگ ۴۰ روزه برقرار کردیم—مبنی بر اینکه «تنش و تشدید را با تشدید بیشتر پاسخ میدهیم»—باید در صحنه فعلی نیز برقرار باشد.
این کارشناس سیاسی اضافه کرد: اگر نتوانیم این معادله را به صورت معتبر در برابر طرف مقابل تثبیت و برقرار کنیم، شرایط پیچیدهتر و سختتر خواهد شد و طرف مقابل مجاب میشود تا قدمهای بعدی را بردارد.