خبرگزاری تسنیم / ۱۴۰۵/۰۵/۱۳
اربعین؛ آینۀ ظهور - تسنیم
اربعین میگوید گرچه شمشیر ستم بر گلوی حق نشست؛ اما این خون بود که بر شمشیر پیروز شد.

ویژه نامهها
خبرگزاری تسنیم ـ حسن یونسی*؛ اینجا، در میان این دریای بیکران خلایق که گویی از کرانههای تاریخ به حرکت درآمدهاند، اربعین حسینی پیش از آنکه یک مناسک زمانمند باشد، تجلیگاه حقیقتی ازلی است. امسال نیز، به لطف و توفیق پروردگار، این فرصت مغتنم دست داد تا بار دیگر در این مسیر نورانی قدم بردارم و آنچه را که در این سالها در اعماق جانم رسوخ کرده بود، با وضوحی کمنظیر به تماشا بنشینم. حس میکنم اربعین، چیزی فراتر از یک راهپیمایی عظیم است؛ گویی تابلویی است زنده و جاندار از زندگی مهدوی، که در آن میتوان بشارت ظهور را در تکتک نگاهها و قدمها جستجو کرد.
در این مسیر ملکوتی، لحظهبهلحظه، نجوای دلدادگی به خورشید ولایت، آن شهید راه قدس و حرم، طنینی آشنا دارد. ارادت زائران به آن پیشوای برحق، تنها در کلام و شعار خلاصه نمیشود، بلکه در عمق رفتار و نگاهشان نقش بسته است. چهرهها از همان نورانیتی سخن میگویند که او سالها از آن دم میزد؛ صداقت، صلابت، و عشق به مردم. و در همین میانه، نمود ارادت خالصانه به آیتالله سید مجتبی خامنهای را نیز به وضوح میتوان دید؛ گویی مردم، با بصیرتی برگرفته از مکتب حسین، پاسدار حرمت پدر در قامت فرزند هستند و این وفاداری هوشمندانه را بیهیچ چشم داشتی به نمایش میگذارند.
شاید یکی از باشکوهترین جلوههای این همایش عظیم انسانی، اهتزاز پرچمهای ایران در کنار پرچمهای عزا و ولایت باشد. اینجا حرمت پرچم ایران، نه به عنوان یک نماد سیاسی صرف، بلکه به مثابه پرچمدار حماسۀ عشق و غیرت، بر بلندای دستها و دلها خودنمایی میکند. احترامی که به مردم ایران گذاشته میشود، انعکاسی از تصویر یک ملت مؤمن و فداکار است که در این زیارت عظیم، نقش محوری خود را به رخ جهانیان میکشد. این تکریم، ماحصل سالها پایمردی و محبتی است که در این خاک مقدس ریشه دوانده.
اما آنچه بیش از همه مرا مبهوت میسازد، نظام تربیتی شگفتانگیزی است که در موکبهای مردمی جاری است. اینجا کودکان را نه با شعار، که با عمل، برای خادمی اهل بیت (ع) پرورش میدهند. صحنههایی را شاهد بودم که گویی کلاس درس عشق و ایثار بود؛ کودکانی که با دستان کوچک خود، عاشقانه از زائران پذیرایی میکنند. نکته حیرتانگیز و درسآموز اینجاست که وقتی پای پذیرایی از زائر در میان باشد، حتی اگر فرزند خودشان هم چیزی بخواهد، با مهربانی میگویند: «نه عزیزم، این مال زوار آقا اباعبدالله است.» این نهایت تربیت برای خادمی است؛ ایثاری که از کودکی در جانشان نهادینه میشود تا بیاموزند بخشیدن به مهمان امام، بر خواستۀ نفس و فرزند اولویت دارد. این همان شکوه اخلاقی است که تمدنها از آفرینش آن عاجزند.
این حجم از عظمت و ازدحام، این خیل به هم پیوستۀ عاشقان، تنها یک چیز را فریاد میزند: ارادت بیمرز و پایانناپذیر به آقا اباعبدالله الحسین(ع). این اجتماع میلیونی نشان میدهد که اگرچه در برههای از تاریخ، شمشیر ستم بر گلوی حقیقت نشست و در ظاهر، حق شکست خورد، اما در حقیقت ماجرا، این خون بود که بر شمشیر پیروز شد و نام و راه حسین را تا ابد جاودانه ساخت. اینجاست که در مییابیم پیروزی نهایی، نه در تصرف خاک، که در تسخیر قلبهاست.
لحظات شیرین این زیارت، ساعاتی است که با هیچ مقیاس مادی و لذت دنیوی قابل قیاس نیست. طعم اشک، گرمای همنفسی با برادران دینی، و نسیم معرفتی که در فضای کربلا میوزد، تجربهای است که توصیفش در قالب الفاظ محدود بشری نمیگنجد. در یک نگاه عمیقتر، اربعین حسینی شبیهترین اتفاق عالم به دوران ظهور حضرت حجت(عج) است. همان عدالت، همان برادری، همان خدمت بیمنت و همان ذوب شدن تمام مرزهای جغرافیایی، زبانی و طبقاتی در برابر خورشید امامت. اربعین، تمرین زیستن در دولت کریمۀ مهدوی است؛ آینهای تمامنما که در آن میتوان طلوع خورشید ولایت عظمی را به انتظار نشست. اینجا، جهان، تصویری کوچک از آن عدالت موعود را در چشمان پرمهر خادمان و زائران حسینی به تماشا نشسته است.
*پژوهشگر انقلاب اسلامی
انتهای پیام/
اگر مسجد برای ما جا داشت میآمدیم!
سایت جوان آنلاین / ۱۳ دقیقه قبل
یک عصر گرم تابستان، اگر از کنار مسجدهای محلههای مختلف شهر رد شویم، احتمالاً با صحنههای متفاوتی روبهرو میشویم. بعضی مسجدها درهایشان باز است
جوان آنلاین: یک عصر گرم تابستان، اگر از کنار مسجدهای محلههای مختلف شهر رد شویم، احتمالاً با صحنههای متفاوتی روبهرو میشویم. بعضی مسجدها درهایشان باز است و چند نوجوان گوشه حیاط یا شبستان نشستهاند و برخی دیگر در ساعتی که مدرسه تعطیل است و وقت آزاد جوانها و نوجوانها بیشتر از همیشه است، تقریباً خالیاند. همین تصویر ساده، یک سؤال قدیمی را دوباره زنده میکند که چرا بخشی از نوجوانها و جوانها کمتر از گذشته با مسجد ارتباط دارند و اگر قرار باشد دوباره به مسجد برگردند، از آن چه میخواهند. برای پیدا کردن جواب، بهتر است این بار به جای مدیران و مسئولان و کارشناسان، سراغ خود نوجوانها و جوانها برویم. نه اینکه از آنها بپرسیم «چرا مسجد نمیروید» و منتظر فهرستی از جوابهای آماده باشیم، بلکه بپرسیم اگر مسجد محله قرار بود بخشی از زندگی آنها باشد، چه شکلی پیدا میکرد. جوابها شبیه هم نیستند. یکی از کمبود برنامه میگوید و دیگری از زیاد بودن برنامههای رسمی و یکی از رفتار بزرگترها گلایه دارد و یکی دیگر مسجد را دوست دارد، اما میگوید مسجد محلهشان جایی برای نسل او ندارد.
حس میکنم مسجد بیشتر برای بزرگترهاست
سارا، ۱۶ ساله، از آن دسته نوجوانهایی است که گاهی همراه مادرش به مسجد میرود، اما خودش را مسجدی نمیداند. وقتی از او میپرسیم چرا، قبل از جواب دادن کمی فکر میکند و میگوید: «من با خود مسجد مشکلی ندارم، ولی وقتی وارد مسجد میشوم، بیشتر آدمهای بزرگتر را میبینم و برنامهها هم معمولاً برای آنها طراحی شده است. اگر یک نوجوان هم باشد، باید خودش را با همان فضا وفق بدهد.»
او میگوید: اگر قرار باشد بیشتر به مسجد برود، دوست دارد «یک فضای واقعی برای نوجوانها» وجود داشته باشد و توضیح میدهد «نه اینکه یک اتاق بدهند و بگویند این هم فضای نوجوانان و بعد باز هم یک بزرگتر بیاید و بگوید چه کار کنید. دوست دارم خودمان هم در تصمیمگیری نقش داشته باشیم.»
از نظر او مسجد میتواند محلی برای گفتوگو و فعالیتهای مختلف باشد و فقط برنامههای مذهبی نداشته باشد. او میگوید: «مثلاً دوست دارم با چند نفر از بچههای محله یک کار رسانهای انجام بدهیم و از آدمهای قدیمی محله فیلم بگیریم یا برای بچههای کوچکتر برنامه برگزار کنیم. اگر قرار باشد فقط بنشینیم و گوش بدهیم، احتمالاً خیلی زود خسته میشوم.»
مشکل من این است که هر وقت میروم، امر و نهی میشنوم!
امیر، ۱۸ ساله، چند سال قبل بیشتر به مسجد میرفته است، اما حالا به گفته خودش «تقریباً فقط در بعضی مناسبتها» سراغ مسجد میرود.
دلیلش را اینطور توضیح میدهد «گاهی آدم حس میکند بیشتر از اینکه با او حرف بزنند، دارند به او میگویند چه کار نکند. گوشی دستت نباشد، اینطور ننشین، اینطور حرف نزن، لباس اینطور نباشد. خب وقتی یک نوجوان یا جوان هر بار که وارد جایی میشود منتظر تذکر باشد، طبیعی است که کمتر برود.»
او تأکید میکند که منظورش بیقانونی نیست و میگوید «هر جایی قانون دارد، اما فرق است بین اینکه قانون داشته باشی و اینکه نوجوان احساس کند از همان اول متهم است.» امیر میگوید اگر قرار باشد مسجد برای جوانها جذابتر شود، «باید اول اعتماد شکل بگیرد» و ادامه میدهد: «اگر یک جوان را مسئول یک کار کنید، خودش بیشتر مراقب رفتار و کارش است، ولی اگر از اول فکر کنید قرار است خرابکاری کند، هیچ وقت احساس نمیکند اینجا برای خودش است.»
من اگر مسجد بروم، دوست دارم دوستم هم آنجا باشد
محمد، ۱۴ ساله، نگاه سادهتری دارد. او بیشتر از هر چیز دنبال جایی برای بودن با دوستانش است و میگوید «من مسجد را بد نمیدانم، ولی خب دوستهایم آنجا نیستند. اگر دوستم باشد، من هم میروم.»
وقتی میپرسیم در مسجد چه کاری دوست دارد انجام دهد، میخندد و میگوید: «ورزش، بازی، مسابقه، هر چیزی که با بچهها باشد.»
بعد خودش اضافه میکند که مسجد برایش نباید فقط محل کلاس باشد و میگوید: «اگر مثلاً عصرها بتوانیم برویم فوتبال یا بازی کنیم و بعد نماز هم بخوانیم، خوب است، ولی اگر فقط بگویند بیا کلاس فلان، شاید نروم.»
برای محمد، مسئله چندان پیچیده نیست. مسجد باید جایی باشد که دوستانش را ببیند و بتواند چند ساعت در آن بماند.
برای دخترها هم باید جایی برای ماندن باشد
نگار، ۲۱ ساله، دانشجو است و میگوید در کودکی رابطه بیشتری با مسجد داشته است. به گفته او، یکی از تفاوتهای امروز با گذشته این است که «بعضی مسجدها برای دخترها برنامه دارند، اما کمتر فضایی دارند که دختر جوان بتواند خودش در آن فعالیت کند.»
او میگوید: «گاهی برنامه برای دخترها برگزار میشود، ولی طراحی برنامه را بزرگترها انجام میدهند و ما فقط شرکتکننده هستیم. اگر قرار باشد جوانها جذب شوند، باید بتوانند چیزی را خودشان بسازند.»
نگار معتقد است مسجد میتواند برای دختران هم پاتوق اجتماعی باشد، البته به شرطی که «پاتوق را فقط با چند کلاس اشتباه نگیریم.»
او پیشنهاد میکند دخترهای جوان مسجد بتوانند گروههای کتابخوانی و فعالیت اجتماعی و خیریه و رسانهای راه بیندازند و میگوید: «اگر دخترها قرار باشد فقط برای شرکت در مراسم دعوت شوند، ارتباطشان با مسجد محدود میماند.»
متولیان مسجد باید بفهمند جوان امروز چه دغدغهای دارد
رضا، ۲۶ ساله، خودش را نه مسجدگریز میداند و نه مسجدی و میگوید در سالهای مختلف زندگیاش ارتباطش با مسجد کم و زیاد شده است.
از نظر او، یکی از مشکلات این است که «گاهی متولیان مسجد درباره چیزهایی با جوان حرف میزنند که مسئله اصلی زندگی او نیست.» او توضیح میدهد: «جوان امروز ممکن است دغدغه کار و آینده شغلی داشته باشد، درباره ازدواج و رابطه و خانواده سؤال داشته باشد، اضطراب داشته باشد، درباره مهاجرت فکر کند و هزار مسئله دیگر داشته باشد. اگر مسجد فقط بخواهد درباره موضوعات کلی با او حرف بزند، ارتباط برقرار نمیشود.»
رضا میگوید مسجد میتواند «محل گفتوگو درباره زندگی واقعی» باشد و اضافه میکند: «مثلاً یک شب چند جوان بنشینند و درباره کار و مهارت و آینده شغلی حرف بزنند و یک آدم متخصص هم دعوت شود. یک شب درباره مسائل خانواده حرف بزنند. یک شب فیلم ببینند و دربارهاش بحث کنند. اینها هم میتواند بخشی از زندگی مسجد باشد.»
من مسجد میروم، چون آنجا آدمهایی هستند که میشناسم
در میان این حرفها، علی ۱۹ ساله، نظر متفاوتی دارد. او همیشه به مسجد محلهشان میرود و دلیلش را نه برنامه خاصی میداند و نه امکانات.
او میگوید: «من از بچگی آنجا بودم و آدمهای مسجد را میشناسم. وقتی میروم، احساس غریبی نمیکنم.»
او معتقد است همین حس آشنایی برای یک نوجوان مهم است و میگوید: «اگر یک نوجوان وارد مسجد شود و کسی او را نشناسد و فقط بگویند ساکت باش و این کار را نکن، احتمالاً دفعه بعد نمیآید. ولی اگر یک نفر اسمش را بداند و احوالش را بپرسد، فرق میکند.»
علی حتی معتقد است مسجد میتواند جایی باشد که نوجوان «یک بزرگتر قابل اعتماد» پیدا کند و میگوید: «گاهی آدم با خانوادهاش درباره بعضی چیزها راحت نیست و شاید با معلم هم نتواند حرف بزند. اگر در مسجد یک آدم مطمئن باشد که فقط نصیحت نکند و واقعاً گوش بدهد، خیلی چیزها عوض میشود.»
برنامه زیاد داریم، ولی چیزی که خودمان بخواهیم کم داریم
مریم، ۱۷ ساله، برخلاف تصور رایج معتقد است مشکل کمبود برنامه نیست. او میگوید: «اتفاقاً بعضی مسجدها برنامه زیاد دارند. مشکل این است که برنامهها را برای ما طراحی میکنند، نه با ما!»
او میگوید اگر از نوجوانها قبل از برنامه سؤال شود، ممکن است پیشنهادهای متفاوتی داشته باشند و ادامه میدهد: «مثلاً شاید ما اصلاً کلاس دیگری نخواهیم. شاید بخواهیم یک اردو برویم یا یک گروه درست کنیم و یک کار اجتماعی انجام بدهیم یا یک فیلم بسازیم.»
از نظر او، «اعتماد» مهمتر از جذابیت ظاهری برنامه است و میگوید: «اگر به من اعتماد کنند، احتمالاً خودم هم برای مسجد وقت میگذارم.»
گاهی فقط میخواهم یک جایی باشد که دور هم بنشینم
شاید سادهترین حرف را یک نوجوان ۱۵ ساله میزند که ترجیح میدهد نامش در گزارش نیاید.
او میگوید: «گاهی آدم فقط میخواهد با دوستش یکجا بنشیند و حرف بزند. همه جا هم که نمیشود رفت. بعضی جاها باید پول خرج کنی. اگر مسجد طوری باشد که بتوانیم عصر برویم آنجا و کسی هم کاری به کارمان نداشته باشد، خوب است.»
بعد از کمی مکث اضافه میکند: «البته اگر یک برنامه هم باشد که دوست داشته باشیم، شرکت میکنیم.»
این شاید همان چیزی باشد که در تعریف رسمی از اوقات فراغت کمتر دیده میشود و نوجوان همیشه برای بودن در یک مکان، به برنامه مشخص نیاز ندارد.
گاهی فقط به یک جای امن و آشنا برای بودن نیاز دارد.
مسئله فقط «آمدن» نیست
حرفهای این نوجوانها و جوانها یک جواب واحد برای سؤال «چرا مسجد نمیروید» نمیسازد. یکی از فضای رسمی فاصله گرفته و دیگری از تذکرهای مداوم خسته شده است و یکی مسجد را متعلق به بزرگترها میداند و دیگری میگوید دوستانش آنجا نیستند و یکی برنامههای مسجد را کافی نمیداند و دیگری معتقد است برنامه زیاد است، اما سهم نوجوان در طراحی آن کم است. در میان این تفاوتها، اما چند خواسته مشترک دیده میشود و نوجوانها بیش از آنکه دنبال یک مسجد متفاوت باشند، دنبال رابطه متفاوتی با مسجد هستند.
میخواهند دیده شوند و حرفشان شنیده شود و در تصمیمگیری سهم داشته باشند و مسئولیت بگیرند و بتوانند بخشی از وقتشان را آنجا بگذرانند و مسجد برایشان فقط محل حضور در یک مراسم نباشد.
شاید به همین دلیل، سؤال مهمتر از «چرا به مسجد نمیآیی» این باشد که «اگر قرار باشد مسجد محلهات را برای خودت تعریف کنی، چه چیزی را در آن تغییر میدهی.»
جواب این سؤال شاید مسیر متفاوتی پیش پای مسجد بگذارد. مسجدی که نوجوان در آن فقط مخاطب نباشد و بتواند عضو باشد و مسجدی که فقط برای او برنامه نگذارد و بخشی از برنامه را به خود او بسپارد و مسجدی که از نوجوان فقط حضور نخواهد و به او نقش بدهد.
شاید مسئله در نهایت این نباشد که نوجوانها مسجد را نمیخواهند. شاید مسئله این باشد که هنوز دقیقاً نمیدانند در مسجدی که برایشان ساخته شده است، چه جایگاهی دارند؛ و اگر قرار باشد مسجد دوباره پاتوق جوانهای محله شود، شاید اولین قدم نه یک برنامه تازه و نه یک تبلیغ تازه، بلکه یک سؤال ساده باشد که واقعاً از خودشان پرسیده شود و جوابش هم واقعاً شنیده شود.
مسجد بهترین پاتوق برای دورهمی سالم و سازنده نسل جوان است
سایت جوان آنلاین / ۳۱ دقیقه قبل
جوان امروز میل دارد در ساختن فضا و برنامهای که به او مربوط است، سهم واقعی داشته باشد. اگر تنها دریافتکننده پیام باشد، ارتباط او محدود و موقتی میشود، اما ا...
جوان آنلاین: حجتالاسلام یاسین حسینآبادی، معاون فرهنگی مسجد جمکران، در گفتوگو با «جوان» میگوید: در آستان مقدس مسجد جمکران، یکی از ضرورتهای جدی در حوزه فرهنگی این است که شیوه ارتباط با نسل جوان، متناسب با زبان، ذائقه، سرعت دریافت و افق ذهنی او بهروز شود. مشروح گفتوگو با وی را در ادامه میخوانید.
با توجه به اینکه تابستان فرصت فراغت بیشتری برای جوانان ایجاد میکند، مسجد مقدس جمکران برای جذب و حضور پررنگتر جوانان در این ایام چه برنامههای ویژهای دارد؟
ما در آستان مقدس مسجد جمکران، فصل تابستان را صرفاً یک بازه زمانی برای پر کردن اوقات فراغت نمیدانیم، بلکه آن را یک فرصت تربیتی و معرفتی بسیار ارزشمند تلقی میکنیم؛ فرصتی که میتواند به تعمیق ارتباط جوانان با معارف دینی، هویت ایمانی و بهویژه با وجود نازنین حضرت ولیعصر (عجلالله تعالی فرجه الشریف) منجر شود. بر همین اساس، تلاش ما این است که برنامههای تابستانی آستان، ترکیبی از معرفت، ایجاد انس، جذابیت، مشارکت و نشاط معنوی باشد. در این چارچوب، برنامههایی مانند نشستهای معرفتی مهدوی، حلقههای گفتوگوی صمیمی، کارگاههای مهارتهای فردی و اجتماعی، برنامههای فرهنگی و رسانهای، فعالیتهای گروهی و جمعهای خدمترسان، در کنار محافل دعا و زیارت، مورد توجه قرار میگیرد. رویکرد ما این است که جوان وقتی وارد فضای مسجد میشود، احساس نکند با یک برنامه صرفاً رسمی و مناسبتی مواجه است، بلکه دریابد که مسجد میتواند پاسخگوی بخشی از نیازهای فکری، روحی و اجتماعی او باشد.
در طراحی برنامههای فرهنگی مسجد، جوان امروز با چه ویژگیها و نیازهایی دیده میشود؟ آیا برنامهها بر اساس شناخت واقعی از دغدغهها و سبک زندگی نسل جدید طراحی میشوند؟
یکی از اصول مهم در برنامهریزی فرهنگی این است که جوان امروز را آنگونه که هست بشناسیم، نه آنگونه که صرفاً در ذهن ما ترسیم شده است. جوان امروز نسلی باهوش، پرسشگر، حساس، جستوجوگر و در عین حال در معرض حجم زیادی از پیامها، شبهات، جذابیتهای رسانهای و الگوهای متنوع هویتی است. بنابراین اگر بخواهیم با او ارتباط مؤثر برقرار کنیم، باید نیازهای واقعی او را درک کنیم. از نگاه ما جوان امروز بیش از هر چیز نیازمند هویت روشن، امید پایدار به آیندهای روشن، احساس تعلق، فرصت نقشآفرینی و فضایی برای گفتوگوی صادقانه است.
مسجد جمکران بهعنوان یکی از مهمترین مراکز مذهبی کشور، چه تجربهای از ارتباط با جوانان دارد و مهمترین عواملی که باعث میشود یک جوان به این فضا جذب یا از آن فاصله بگیرد، چیست؟
نسل جوان، علیرغم همه پیچیدگیها و دگرگونیهای محیطی، همچنان ظرفیت بسیار بالایی برای ارتباط با معنویت، حقیقت و محبت اهلبیت (ع) خاصه مهدویت دارد؛ به شرط آنکه این ارتباط، صادقانه، عمیق و متناسب با نیازهای واقعی او برقرار شود. جوان اگر احساس کند در یک فضا مورد احترام است، شنیده میشود، برای فکر و حضورش ارزش قائل هستند و میتواند در یک مسیر روشن و امیدبخش حرکت کند، با رغبت به آن فضا نزدیک میشود. در مقابل، آنچه معمولاً موجب فاصلهگیری جوانان میشود، نه اصل دین و معنویت، بلکه نوع مواجهههای کلیشهای، یکسویه، شعاری و گاه بیاعتنا به واقعیتهای زیست جوانانه است. اگر برنامهها فقط جنبه تکرار داشته باشند و نتوانند با مسائل ملموس جوان در حوزه هویت، آینده، روابط، امید، نشاط و مسئولیت پیوند برقرار کنند، طبعاً جذابیت لازم را نخواهند داشت.
آیا رویکرد مسجد در قبال جوانان صرفاً دعوت به حضور در برنامههای مذهبی است، یا تلاش شده مسجد به یک پایگاه اجتماعی، فرهنگی، آموزشی و حتی تفریحی برای جوانان تبدیل شود؟
ما معتقدیم که مسجد در تراز اسلامی و مهدوی، باید کارکردی فراتر از یک مکان برگزاری مراسم داشته باشد. مسجد میتواند و باید به پایگاهی برای تربیت انسان، تقویت هویت، رشد عقلانی، مسئولیتپذیری اجتماعی، همافزایی فرهنگی و شکلگیری روابط سالم انسانی تبدیل شود. بر همین اساس، در آستان مقدس مسجد جمکران تلاش میشود بسترهایی فراهم آید که جوان در کنار بهرهمندی از فضای عبادی و معنوی، امکان یادگیری، مشارکت اجتماعی، فعالیت فرهنگی، گفتوگوی فکری، رشد مهارتی و تجربه جمعی سالم را نیز داشته باشد. مقصود ما از این نگاه، آن است که مسجد در ذهن و زندگی جوان، از یک مکان صرفاً آیینی به یک زیستبوم رشد تبدیل شود؛ زیستبومی که در آن، پیوند با امام زمان (عج) فقط در سطح یک احساس مقطعی باقی نماند، بلکه به یک مسیر تربیتی و اجتماعی ماندگار تبدیل شود.
چه برنامههایی برای تبدیل مسجد به یک «پاتوق فرهنگی و اجتماعی سالم» برای جوانان، بهویژه در فصل تابستان، در نظر گرفته شده است؟
اگر قرار است مسجد برای جوانان به یک پاتوق فرهنگی و اجتماعی سالم تبدیل شود، باید حضور در آن برای آنان معنا، جذابیت، آرامش و امکان نقشآفرینی ایجاد کند. پاتوق سالم، صرفاً جایی برای تجمع نیست، بلکه فضایی است که در آن فکر، دل، هویت و روابط انسانی جوان نیز تغذیه و هدایت شود. از این منظر، برنامههایی مانند حلقههای گفتوگو پیرامون مسائل فکری و هویتی، جلسات پاسخ به پرسشها و شبهات، محافل انس با قرآن و دعا، کارگاههای مهارتی، فعالیتهای گروهی، برنامههای هنری و رسانهای، نشستهای کتابخوانی، جمعهای خدمترسان و فعالیتهای داوطلبانه، همگی میتوانند در شکلگیری چنین فضایی نقش داشته باشند. ویژگی مهم این برنامهها آن است که جوان در آنها صرفاً مصرفکننده محتوا نباشد، بلکه احساس کند در یک جمع سالم، محترم، باهویت و رو به رشد حضور دارد. در واقع، هدف ما این است که آستان مقدس مسجد جمکران برای جوان، هم پناهگاه معنوی باشد، هم مدرسه معرفتی و هم محیطی امن برای شکلگیری رفاقتهای سالم و مسئولانه.
یکی از نقدهای مطرح این است که بخشی از برنامههای فرهنگی مساجد همچنان با زبان و ذائقه نسل جدید فاصله دارد. مسجد جمکران برای بهروز کردن شیوه ارتباط با جوانان چه اقداماتی انجام داده است؟
در آستان مقدس مسجد جمکران، یکی از ضرورتهای جدی در حوزه فرهنگی این است که شیوه ارتباط با نسل جوان، متناسب با زبان، ذائقه، سرعت دریافت و افق ذهنی او بهروز شود. بدیهی است که صرف برخورداری از محتوای غنی، بدون توجه به شیوه عرضه، برای ارتباطگیری پایدار کافی نیست. نسل جدید در معرض سبکهای متنوع ارتباطی و رسانهای است و اگر پیام دینی بخواهد در ذهن و دل او اثرگذار باشد، باید هم از حیث محتوا عمیق باشد و هم از حیث بیان، فهمپذیر، صمیمی و متناسب با واقعیتهای زمانه. به همین جهت تلاش میکنیم از قالبهای متنوعتر، گفتوگوهای تعاملی، روایتهای واقعی، محتوای کوتاه و اثرگذار، ابزارهای رسانهای نو و نیز شیوههایی استفاده کنیم که جوان بتواند با آنها ارتباط طبیعیتری برقرار کند. در عین حال، نکته مهم این است که بهروز شدن به معنای عدول از اصالتهای معرفتی نیست، بلکه به معنای یافتن زبانی کارآمدتر برای انتقال همان حقیقت ناب است. هدف ما این است که معارف مهدوی و فرهنگ انتظار، نه در قالبی دور از ذهن و انتزاعی، بلکه بهعنوان حقیقتی زنده، امیدبخش و راهگشا در زندگی امروز جوان عرضه شود.
جوانان امروز فقط مخاطب برنامههای فرهنگی نیستند؛ چقدر از آنها در ایدهپردازی، طراحی و اجرای برنامههای مسجد نقش داده میشوند؟
هر اندازه نقش جوان از مخاطب منفعل به همراه فعال و عنصر اثرگذار ارتقا پیدا کند، میزان موفقیت برنامهها نیز بیشتر خواهد شد. جوان امروز میل دارد در ساختن فضا و برنامهای که به او مربوط است، سهم واقعی داشته باشد. اگر تنها دریافتکننده پیام باشد، ارتباط او محدود و موقتی میشود، اما اگر در ایدهپردازی، طراحی و اجرا مشارکت کند، احساس تعلق، مسئولیت و هویت جمعی در او تقویت میشود. از این رو، تلاش میشود در بخشهایی از فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی آستان، از ظرفیت فکری، اجرایی و خلاقیت جوانان استفاده شود. این مشارکت، صرفاً یک تدبیر اجرایی نیست، بلکه خود یک فرایند تربیتی است. وقتی جوان در مسیر خدمت به مسجد، خدمت به مردم و ترویج فرهنگ مهدویت و انتظار وارد میدان میشود، عملاً در حال تجربه نوعی تربیت اجتماعی و ایمانی است.
مسجد چه نقشی میتواند در حل مسائل اجتماعی جوانان، از هویت و امید گرفته تا اوقات فراغت، آسیبهای اجتماعی و تقویت مشارکت اجتماعی، ایفا کند؟
مسجد اگر بهدرستی شناخته و فعال شود، میتواند یکی از مؤثرترین نهادهای اجتماعی در مواجهه با مسائل جوانان باشد. بسیاری از مسائل نسل جوان، هرچند در ظاهر اجتماعی یا روانی به نظر میرسد، اما در عمق خود با بحران معنا، ضعف هویت، تنهایی، بیافقی، گسست ارتباطی و کمرنگ شدن پیوندهای سالم انسانی در ارتباط است. مسجد میتواند در برابر این وضعیت، یک کانون بازسازیکننده باشد. مسجد با فراهم آوردن فضای تعلق، امید، گفتوگو، راهنمایی، همدلی و ارتباط سالم، میتواند بخشی از خلأهای مهم زندگی جوان را جبران کند. همچنین از طریق برنامههای هدفمند، میتوان اوقات فراغت جوانان را از حالت رها و بیجهت خارج کرد و به فرصتی برای رشد، یادگیری، خدمت و خودسازی تبدیل نمود.
اگر بخواهیم از مسجد فقط بهعنوان محل برگزاری مراسم عبادی عبور کنیم و آن را به یک نهاد مؤثر اجتماعی و فرهنگی تبدیل کنیم، از نگاه شما اقدامات فوری و ضروری چیست؟
برای آنکه مسجد بتواند نقش حقیقی خود را در عرصه فرهنگی و اجتماعی ایفا کند، سه اقدام فوری و بنیادین ضرورت دارد. نخست، شناخت دقیق، میدانی و بیواسطه از نسل جوان و نیازهای واقعی اوست. تا زمانی که فهم روشنی از مسائل، زبان، نگرانیها، امیدها و افق فکری جوان نداشته باشیم، برنامهریزیها غالباً کلی و کماثر خواهد بود. دوم، تولید و طراحی برنامههایی است که در عین جذابیت و نوآوری، از عمق معرفتی و تربیتی نیز برخوردار باشد. برنامه موفق، برنامهای نیست که صرفاً جمعیت ایجاد کند، بلکه برنامهای است که بتواند در ذهن، دل و سبک زندگی مخاطب اثر بگذارد و او را یک قدم به رشد معنوی و اجتماعی نزدیکتر کند. سومین اقدام، اعتماد به جوانان و واگذاری بخشی از مسئولیتها به خود آنان است. مسجدی که جوان در آن نقش واقعی دارد، برای او به خانه، مدرسه، میدان تمرین مسئولیت و پایگاه هویت تبدیل میشود. این سه محور، در کنار هم، میتواند مسجد را به نهادی زنده، اثرگذار و متناسب با اقتضائات امروز بدل سازد.
اگر یک جوان امروز به شما بگوید «چرا باید مسجد را برای گذران اوقات فراغت و زندگی اجتماعیام انتخاب کنم؟»، پاسخ شما چیست؟
مسجد، اگر درست شناخته شود، فقط محل حضور برای یک مناسک عبادی محدود نیست، بلکه میتواند جایی برای آرامش، معنا، رشد، رفاقت سالم، یادگیری، خودشناسی و آیندهسازی باشد. بسیاری از فضاهای امروز، ممکن است برای ساعتی سرگرمی ایجاد کنند، اما لزوماً به انسان جهت، عمق، امید و هویت نمیدهند. مسجد از این جهت تفاوت دارد که هم دل انسان را به خدا پیوند میزند و هم او را در مسیر ساختن یک زندگی متعادل، مسئولانه و روشن قرار میدهد. اگر جوان امروز در جستوجوی آرامش، هویت، امید، دوستی سالم و مسیر درست زندگی است، مسجد میتواند یکی از اصیلترین و مطمئنترین پاسخها به این نیازها باشد.
مسجدی که جای جوانها را به صندلیها داد!
سایت جوان آنلاین / ۳۱ دقیقه قبل
میتوان برای کودکان فضای مشخصی در نظر گرفت. میتوان برنامههای متناسب با سن کودک و نوجوان طراحی کرد. میتوان خادمان و فعالان مسجد را برای مواجهه درست با خان...
جوان آنلاین: وقتی دخترم نوزاد بود او را همراه خودم برای نماز به مسجد میبردم. بچههای کمی بزرگتر دورش جمع میشدند، با او بازی میکردند و از خندههای دخترم ذوقزده میشدند. صحنه، صحنهای زیبا بود. کودکی در آغوش مادر و چند کودک دیگر که با شوق دور او جمع شده بودند، اما در کنار این تصویر شیرین، یک نگرانی هم همیشه وجود داشت. بچهها باید مراقب نگاههای حاجخانمهای مسن میبودند تا مبادا صدای بازی و خندهشان آرامش نمازگزاران را برهم بزند. گاهی حضور کودک در مسجد، بیشتر به عنوان مزاحمت دیده میشد تا فرصتی برای تربیت. با این حال، آن روزها مسجد هنوز پر از جوان بود. جوانهایی که روی زمین نماز میخواندند، بدون صندلی و امکانات خاص، اما با شور و انرژی. مادرها فرزندانشان را همراه خود میآوردند و کودکان، حتی اگر چیزی از نماز و آداب مسجد نمیفهمیدند، کمکم با فضای مسجد، جمع مؤمنانه و سبک زندگی دینی آشنا میشدند.
سالها بعد، مسجدی دیگر
سالها گذشت تا اینکه چندی پیش دوباره به همان مسجد رفتم، اما این بار برای پیدا کردن جایی برای نماز، بهسختی توانستم خودم را میان صندلیها جا کنم. چیزی که بیشتر از کمبود جا توجهم را جلب کرد، نه صندلیها که غیبت جوانان و نوجوانان بود. مسجدی که روزی حضور جوان و نوجوان در آن پررنگ بود، حالا پر شده بود از صندلیهایی که برای نماز سالخوردگان چیده شده بود، اما خبری از نسلهایی که قرار است آینده مسجد و جامعه را بسازند، نبود. همین صحنه ساده، یک سؤال در ذهنم ساخت و اینکه آیا فقط باید از جوانانی که به مسجد نمیآیند گلایه کنیم یا باید از خودمان هم بپرسیم که مسجد را تا چه اندازه برای حضور نسل جدید آماده کردهایم؟
وقتی نبودن نسل جدید را فقط گردن خودش میاندازیم
مسئله فقط یک مسجد یا یک محله نیست. این صحنه میتواند نشانه یک مسئله بزرگتر در نسبت میان خانواده، مسجد و تربیت نسل آینده باشد. اگر قرار است مسجد در جامعه دینی فقط محل اقامه نماز نباشد و نقش تربیتی و اجتماعی خود را نیز ایفا کند باید بتواند خانواده را با خود همراه کند. کودکی که امروز همراه مادرش وارد مسجد میشود، ممکن است فردا نوجوان، جوان، مربی، خادم و فعال اجتماعی همان مسجد باشد، اما این اتفاق به خودی خود رخ نمیدهد. کودکی که نخستین تجربههایش از مسجد با تذکر، اخم، نگاههای سنگین و این احساس همراه باشد که «اینجا جای تو نیست»، ممکن است خیلی زود مسجد را از دایره تجربههای زندگیاش حذف کند. در مقابل، مسجدی که بتواند حضور کودک را به یک تجربه شیرین تبدیل کند، به او خاطرهای مثبت میدهد. خاطرهای که میتواند سالها بعد او را دوباره به مسجد برگرداند و حتی باعث شود فرزند خودش را نیز با خود همراه کند. اینجاست که مسئله مسجد، به مسئله سبک زندگی گره میخورد.
سبک زندگی دینی، در محیط زندگی شکل میگیرد
سبک زندگی دینی فقط با توصیه و آموزش شکل نمیگیرد. انسان باید ارزشها را در محیط زندگی خود تجربه کند. خانواده، مدرسه، محله، هیئت و مسجد، هر کدام بخشی از این زیست تربیتی را میسازند. اگر مسجد از زندگی خانواده حذف شود، یکی از مهمترین محیطهای تجربه اجتماعی دین نیز از دست میرود. کودکی که مسجد را فقط در قالب یک ساختمان و محل اقامه نماز میشناسد، با کودکی که در مسجد دوست پیدا کرده، بازی کرده، در برنامهای شرکت کرده، کنار خانوادهاش نشسته و بعدها مسئولیتی برعهده گرفته، تجربه یکسانی از مسجد ندارد. البته حفظ حرمت نماز، آرامش عبادت و نظم مسجد ضروری است. هیچکس نمیگوید مسجد باید به محل بینظمی تبدیل شود. مسئله، انتخاب میان نظم و حضور خانواده نیست، مسئله این است که میتوان برای هر دو راهحلی پیدا کرد.
تغییر از یک نگاه ساده شروع شود
میتوان برای کودکان فضای مشخصی در نظر گرفت. میتوان برنامههای متناسب با سن کودک و نوجوان طراحی کرد. میتوان خادمان و فعالان مسجد را برای مواجهه درست با خانوادهها آموزش داد. میتوان مادران را به حضور در مسجد تشویق کرد و حتی در معماری، چیدمان و امکانات مسجد، نیازهای خانوادهها را دید. گاهی برای جذب نسل جدید، لازم نیست کار عجیب و پرهزینهای انجام دهیم. شاید اولین قدم این باشد که کودکی که وارد مسجد میشود، احساس نکند حضورش مزاحمت است. شاید لازم باشد به جای اینکه همیشه از کودک بخواهیم خودش را با مسجد تطبیق دهد، کمی هم از مسجد بخواهیم خودش را با نیازهای کودک و خانواده هماهنگ کند.
مسجد آینده، مسجد خانواده است
در نگاه آیندهنگرانه به جامعه اسلامی، جوان فقط مخاطب برنامههای فرهنگی نیست، صاحب آینده و یکی از سازندگان آن است. اگر قرار است نسل جدید در ساخت آینده جامعه نقشآفرین باشد، باید از کودکی فرصت حضور، تجربه و مشارکت پیدا کند. مسجد نیز اگر میخواهد در این آینده سهمی داشته باشد، نمیتواند فقط منتظر جوانی باشد که از قبل با مسجد پیوند خورده است. باید خودش زمینه این پیوند را از سالهای کودکی فراهم کند و باید از سالهای کودکی آغاز کرد. باید مادر را با کودک پذیرفت، کودک را با نوجوان پیوند داد، نوجوان را به میدان مسئولیت آورد و به جوان فرصت نقشآفرینی داد. در این نگاه، مسجد صرفاً یک ساختمان برای اقامه نماز نیست، یک محیط تربیتی و اجتماعی است. محیطی که میتواند خانوادهها را به هم پیوند دهد، سرمایه اجتماعی ایجاد کند، مسئولیتپذیری را تمرین دهد و نسل جدید را با معنای مشارکت و زندگی مؤمنانه آشنا کند.
شاید روزی دوباره به همان مسجد بروم و اینبار، پیش از آنکه صندلیهای پرشمار را ببینم، چشمم به نوجوانها و جوانهایی بیفتد که در کنار خانوادههایشان نشستهاند، کودکانی که دیگر لازم نیست از نگاه سنگین کسی بترسند و جوانهایی که مسجد را نه یک فضای متعلق به نسلهای گذشته، که بخشی از زندگی خودشان میدانند.
*فعال فرهنگی و پژوهشگر خانواده
زندگی زیر گنبدهای فیروزهای
سایت جوان آنلاین / ۱ ساعت قبل
مسجد برای بسیاری از ما فقط یک ساختمان با گنبد فیروزهای و محراب نیست؛ بخشی از خاطرات محله است. جایی که آدمها یکدیگر را میدیدند، از حال هم باخبر میشدند
جوان آنلاین: مسجد برای بسیاری از ما فقط یک ساختمان با گنبد فیروزهای و محراب نیست؛ بخشی از خاطرات محله است. جایی که آدمها یکدیگر را میدیدند، از حال هم باخبر میشدند، در شادی و غم هم شریک میشدند و گاهی برای سادهترین مسائل زندگی، راهی برای کمک به یکدیگر پیدا میکردند. برای خیلیها، مسجد همان جایی بود که نخستین دوستانشان را پیدا کردند، در یک اردوی چندروزه شرکت کردند، فوتبال بازی کردند، در یک برنامه فرهنگی مسئولیتی برعهده گرفتند یا برای نخستین بار فهمیدند که میتوانند برای محله و آدمهای اطرافشان کاری انجام دهند، اما رابطه بخشی از نوجوانان و جوانان امروز با مسجد دیگر به سادگی گذشته نیست. نوجوانی که بخش بزرگی از روز خود را در فضای مجازی میگذراند، با صدها نوع سرگرمی و محتوای فرهنگی روبهروست و میتواند در چند ثانیه با دوستانش در هر نقطهای از شهر یا حتی دنیا ارتباط برقرار کند، طبیعی است که با مسجدی ارتباط بیشتری برقرار کند که بتواند بخشی از نیازهای واقعی او را بشناسد و پاسخ دهد.
مسئله شاید این نباشد که چگونه نوجوان را به مسجد «بکشانیم». سؤال مهمتر این است که چگونه مسجد را دوباره به جایی تبدیل کنیم که نوجوان دلش بخواهد در آن حضور داشته باشد. این تفاوت کوچکی نیست. اجبار ممکن است حضور ایجاد کند، اما تعلق ایجاد نمیکند. آنچه نسل نوجوان و جوان امروز نیاز دارد، تجربهای از مسجد است که در آن هم معنویت وجود داشته باشد، هم دوستی، هم نشاط، هم یادگیری، هم گفتوگو و هم احساس مفید بودن.
مسجد میتواند یکی از مهمترین فضاهای عمومی هر محله باشد؛ فضایی که در آن گروههای مختلف اجتماعی کنار هم قرار میگیرند و فرصتی برای ارتباط میان نسلها شکل میگیرد، اما برای رسیدن به چنین نقشی، مسجد نباید فقط در ساعتهای برگزاری نماز فعال باشد. مسجد زنده، مسجدی است که زندگی در آن جریان دارد.
این زندگی میتواند شکلهای مختلفی داشته باشد؛ از یک کلاس آموزشی و مسابقه ورزشی گرفته تا نمایش فیلم، کتابخوانی، کارگاه مهارتهای زندگی، آموزش هنر، فعالیتهای داوطلبانه، اردوهای فرهنگی و تفریحی و حتی یک دورهمی ساده برای گفتوگو درباره دغدغههای نوجوانان.
در چنین نگاهی، فعالیت فرهنگی و تفریحی رقیب فعالیت دینی نیست، میتواند پلی برای رسیدن به آن باشد. نوجوانی که برای یک برنامه ورزشی وارد مسجد میشود، شاید در همانجا با یک دوست جدید آشنا شود. جوانی که برای یک کارگاه فیلمسازی آمده، شاید در یک فعالیت اجتماعی محله مشارکت کند. دختری که برای کتابخوانی به مسجد میآید، ممکن است بعدها خودش برگزارکننده یک برنامه فرهنگی شود. گاهی یک رابطه عمیق با یک مکان، از یک اتفاق بسیار ساده آغاز میشود.
تابستان از این منظر یک فرصت کمنظیر است. تعطیلی مدارس، افزایش اوقات فراغت و فاصله گرفتن نوجوانان از برنامه روزمره مدرسه، زمان بیشتری در اختیار خانوادهها و مراکز فرهنگی قرار میدهد، اما اوقات فراغت اگر درست مدیریت نشود، خیلی زود به «وقت تلفشده» تبدیل میشود. امروز یک نوجوان میتواند ساعتها در فضای مجازی بماند، بازی کند، ویدئو ببیند و با دیگران ارتباط داشته باشد، بدون اینکه حتی از اتاقش خارج شود. فناوری بخشی از زندگی اوست و قرار نیست با توصیه و نصیحت از این واقعیت عبور کنیم. مسئله این است که در کنار دنیای مجازی، چه تجربه واقعی و جذابی برای او میسازیم. اینجا مسجد میتواند یک فرصت جدی باشد.
یک حیاط برای ورزش، یک اتاق برای فعالیت فرهنگی، چند مربی خوشبرخورد، یک کتابخانه کوچک و چند جوان داوطلب، میتواند شروع یک برنامه تابستانی موفق باشد. قرار نیست همه مساجد امکانات یکسانی داشته باشند. گاهی آنچه یک نوجوان را جذب میکند، نه تجهیزات گرانقیمت، بلکه احساس دیده شدن و پذیرفته شدن است. مسجدی که در تابستان برای نوجوانان برنامه دارد، در واقع فقط اوقات فراغت آنها را پر نمیکند؛ بخشی از سبک زندگی آنان را شکل میدهد.
نوجوان باید مسجد را با خاطره خوب به یاد بیاورد. این شاید یکی از مهمترین اصول ارتباط نسل جدید با مسجد باشد. نمیتوان انتظار داشت نوجوانی که تجربهای سرد، رسمی یا سرشار از محدودیت از یک محیط دارد، به شکل طبیعی به آن احساس تعلق پیدا کند.
برای نزدیکشدن نوجوان به مسجد، شاید بهتر باشد ابتدا تجربهای خوب از حضور در آن برایش ساخته شود. نوجوانی که در مسجد دوست پیدا میکند، در یک اردوی خوب شرکت میکند، مربیای دارد که حرفش را میشنود، در یک مسابقه ورزشی هیجانانگیز حضور پیدا میکند یا برای برگزاری یک برنامه مسئولیت میگیرد، مسجد را دیگر فقط به عنوان یک مکان نمیبیند. مسجد تبدیل به بخشی از زندگی اجتماعی او میشود.
در این میان، رفتار بزرگسالان اهمیت زیادی دارد. گاهی یک برخورد ساده میتواند نوجوانی را به مسجد نزدیک یا از آن دور کند. نوجوان به سرعت متوجه میشود که آیا واقعا برای حضورش ارزش قائلند یا فقط قرار است مخاطب یک برنامه از پیش تعیینشده باشد. مسجدی که نوجوان در آن احساس کند «خودش» است، شانس بیشتری برای ساختن یک رابطه ماندگار با او دارد.
یکی از مهمترین تغییرات مورد نیاز، شاید تغییر در شیوه مواجهه با نوجوان باشد. اگر قرار است برای نوجوان برنامهریزی کنیم، باید بخشی از این برنامهریزی را با خود او انجام دهیم. از او بپرسیم چه چیزی دوست دارد یاد بگیرد، چه ورزشی را دوست دارد، چه کتابی میخواند، چه چیزی در فضای مجازی توجهش را جلب میکند، چه دغدغهای دارد و حتی چه چیزی در یک محیط فرهنگی باعث میشود احساس راحتی نکند. این گفتوگوها ممکن است پاسخهایی داشته باشد که برای بزرگسالان غیرمنتظره باشد. شاید نوجوان به جای یک کلاس رسمی، یک کارگاه تولید محتوای دیجیتال بخواهد. شاید به جای سخنرانی، یک نشست صمیمی با یک ورزشکار، هنرمند یا کارآفرین برایش جذابتر باشد.
اینها تهدیدی برای هویت مسجد نیستند؛ راههایی برای ارتباط با نسلی هستند که زبان ارتباطی متفاوتی دارد.
شاید یکی از مهمترین تغییرات این باشد که نوجوان و جوان در مسجد فقط «مخاطب» نباشد، بلکه «عضو» باشد. اگر نوجوان و جوان همیشه روی صندلی بنشیند و برنامهای را که بزرگسالان طراحی کردهاند تماشا کند، خیلی زود احساس میکند اینجا متعلق به او نیست، اما اگر خودش پوستر یک برنامه را طراحی کند، فیلم کوتاه بسازد، مسابقه برگزار کند، تیم رسانهای مسجد را مدیریت کند، در برگزاری اردو نقش داشته باشد یا حتی مسئولیت بخشی از یک برنامه را برعهده بگیرد، احساس متفاوتی پیدا میکند. تعلق معمولاً از جایی آغاز میشود که فرد احساس کند حضورش اهمیت دارد.
این موضوع درباره دختران نوجوان و جوان نیز اهمیت ویژهای دارد. مسجد میتواند با طراحی فضاها و برنامههای مناسب، زمینه حضور فعالتر دختران و پسران را در فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی فراهم کند و از ظرفیتهای آنان برای ساختن زندگی فرهنگی محله استفاده کند.
نسل جوان اگر فقط مصرفکننده برنامههای فرهنگی باشد، خیلی زود خسته میشود، اما اگر فرصت پیدا کند چیزی بسازد، مسئولیتی برعهده بگیرد و نتیجه کار خودش را ببیند، رابطهاش با آن فضا عمیقتر میشود.
وقتی از «سبک زندگی سالم» حرف میزنیم، معمولاً ذهنمان به تغذیه، ورزش و پرهیز از عادتهای ناسالم میرود، اما سلامت اجتماعی و فرهنگی هم بخشی از همین مفهوم است. نوجوانی که امکان ورزش گروهی دارد، دوستان سالم پیدا میکند، مهارت گفتوگو میآموزد، مسئولیت اجتماعی تجربه میکند، با کتاب و هنر ارتباط دارد و فرصت پیدا میکند درباره دغدغههایش با یک بزرگسال قابل اعتماد حرف بزند، در حال یادگیری بخش مهمی از یک زندگی سالم است. مسجد میتواند چنین بستری را فراهم کند؛ نه با نصیحتهای طولانی، بلکه با ساختن موقعیتهای واقعی برای تجربه کردن.
به جای اینکه فقط درباره کمک به دیگران صحبت شود، گروهی از نوجوانان میتوانند یک روز را برای کمک به سالمندان محله اختصاص دهند. به جای سخنرانی درباره محیط زیست، میتوان یک برنامه پاکسازی پارک یا فضای سبز محله برگزار کرد. به جای توضیح درباره کار گروهی، نوجوانان میتوانند خودشان یک رویداد فرهنگی یا ورزشی را طراحی و اجرا کنند. وقتی ارزشها به تجربه تبدیل میشوند، ماندگارترند.
نوجوان و جوان امروز با زبان دیگری با دنیا ارتباط برقرار میکند. او در معرض فیلم، موسیقی، بازی، شبکههای اجتماعی و روایتهای متنوعی قرار دارد و پرسشهایش نیز با نسلهای قبل تفاوتهایی دارد. این به معنای آن نیست که مسجد باید شبیه شبکه اجتماعی شود یا برای جذب جوانان از هویت خود فاصله بگیرد. اتفاقاً مسجد بیش از هر چیز به هویت و اصالت خودش نیاز دارد، اما اصالت با فاصله گرفتن از زمانه فرق دارد.
مسجد میتواند هویت خود را حفظ کند و در عین حال زبان نسل جدید را بشناسد. میتواند درباره موضوعاتی صحبت کند که برای جوان و نوجوان واقعیاند؛ از آینده شغلی و اضطراب و دوستی گرفته تا فضای مجازی، ورزش، هنر، خانواده و روابط اجتماعی.
شنیدن در این مسیر شاید مهمتر از سخن گفتن باشد. جوان و نوجوانی که احساس کند در مسجد فقط قرار است به او گفته شود چه کاری درست و چه کاری غلط است، ممکن است خیلی زود فاصله بگیرد، اما اگر احساس کند میتواند سؤال بپرسد، حتی سؤال سخت و مخالف، و کسی قرار نیست او را به خاطر پرسیدن قضاوت کند، احتمال شکلگیری یک رابطه واقعی بیشتر میشود.
مسجد در بهترین شکل خود فقط یک مکان نیست؛ یک شبکه انسانی است. شبکهای که میتواند میان نسلها ارتباط ایجاد کند، تنهایی را کاهش دهد، مشارکت اجتماعی را بالا ببرد و به محله هویت بدهد. اگر بخواهیم نوجوانان و جوانان را به مسجد نزدیک کنیم، شاید لازم نباشد همیشه از آنها بخواهیم خودشان را با مسجد تطبیق دهند. گاهی لازم است مسجد نیز بخشی از شیوه حضور خود در جامعه را با نیازهای زمانه هماهنگ کند؛ نه با کنار گذاشتن کارکرد معنوی خود، بلکه با گسترش آن به حوزههای اجتماعی، فرهنگی و انسانی.
مسجد میتواند محل نماز باشد و در عین حال محل ورزش. میتواند جای عبادت باشد و در کنار آن کتابخانه، کارگاه مهارتی و فضای گفتوگو داشته باشد. میتواند در کنار مناسک دینی، به مسائل واقعی محله هم توجه کند؛ از محیط زیست و سالمندان گرفته تا آموزش، آسیبهای اجتماعی، نشاط جوانان و حمایت از خانوادهها.
این نگاه البته به معنای تبدیل مسجد به یک فرهنگسرا نیست. مسجد همچنان مسجد است و هویت اصلی خود را دارد، اما میتواند در کنار نقش عبادی، نقش اجتماعی و فرهنگی پررنگتری نیز ایفا کند.
شاید بازگرداندن نوجوانان به مسجد، از جایی آغاز شود که مسجد دوباره به زندگی روزمره آنها بازگردد. تابستان فرصت خوبی برای شروع این مسیر است. فرصتی برای اینکه درهای مسجد فقط به روی نمازگزاران باز نباشد، بلکه به روی نوجوانی که میخواهد فوتبال بازی کند، جوانی که میخواهد مهارتی یاد بگیرد، دختری که میخواهد کتاب بخواند، گروهی که میخواهد یک کار داوطلبانه انجام دهد و خانوادهای که دنبال محیطی سالم برای فراغت فرزندش میگردد نیز باز باشد. مسجد اگر بتواند دوباره به «پاتوق» محله تبدیل شود، دیگر لازم نیست از نوجوان بخواهیم «به مسجد بیاید.» او خودش میداند که بخشی از زندگی اجتماعیاش در همینجا جریان دارد.
شاید معنای واقعی مسجد در دنیای امروز همین باشد، خانهای برای عبادت، اما نه جدا از زندگی؛ فضایی برای معنویت، اما در کنار شادی و نشاط؛ جایی برای ارتباط با خدا، اما همزمان جایی برای ارتباط انسانها با یکدیگر.
مسجد زمانی زنده میماند که زندگی در اطراف آن جریان داشته باشد؛ و شاید بهترین راه برای اینکه نسل آینده مسجد را دوست داشته باشد، این باشد که بخشی از بهترین خاطرات نوجوانیاش را در همان جا بسازد.