
اقتصادی
خبرگزاری تسنیم، بنزین در اقتصاد ایران پرونده بازی است که از دولتی به دولت منتقل میشود. پروندهای که نه با یک دولت آغاز شده و نه با یک دولت قابل بستن است. اگر بخواهیم صادقانه به عقب نگاه کنیم، ردپای این ناترازی را هم در سالهای پیش از انقلاب میبینیم و هم در چهار دهه پس از آن. اما اگر به همین سالهای اخیر بسنده کنیم: در دولت سیزدهم، موضوع ناترازی بنزین بهطور جدی روی میز قرار گرفت و حتی تصمیمهایی در حال شکلگیری بود، اما پیش از آنکه به جمعبندی نهایی برسد، دولت نیمهکاره تمام شد. در دولت چهاردهم نیز از همان روزهای نخست، بحران انرژی در جبهههای بنزین، گاز و گازوئیل خودنمایی میکرد و مسئولان از همان ابتدا با ابعاد آن آشنا بودند. پس باید از همان ابتدا یک چیز را روشن کنیم: ما امروز با هیچ «غافلگیری» روبهرو نیستیم؛ آنچه پیش روی ماست، نتیجه سالها غفلت تدریجی و دیر تصمیم گرفتن است.
فراموشی بحرانها و بازگشت به آن به صورت دورهای
متأسفانه یکی از آسیبهای ساختاری در جامعه ما، فراموشی سریع بحرانهاست. هر چند وقت یکبار، بنا بر اقتضایی یا با جرقهای خاص، ناگهان همه به یک موضوع میپردازند و آن را برجسته میکنند؛ درحالیکه بحران بنزین امری مستمر است و باید بهطور پیوسته درباره آن گفتوگو شود، راهحل ها بررسی گردد و آمار تولید و مصرف با جزئیاتِ قابلتفسیر، رصد شود.
ضرورت تصمیمگیری مبتنی بر اطلاعات دقیق
در ادامه، باید تأکید بیشتری بشود که بدون داشتن اطلاعات موثق، تصمیمگیری ممکن نیست. صورتمسئلهای به نام ناترازی بنزین وجود دارد؛ به این معنا که شکافی میان تولید و مصرف ایجاد شده و مصرف از تولید پیشی گرفته است. این موضوع در طول سالهای مختلف وجود داشته و دولتها به روشهای گوناگونی (اعم از واردات، افزایش تولید یا مدیریت مصرف) آن را کنترل میکردند.
شفافیت آماری کجاست؟
موضوع بنزین بیش از هر چیز نیازمند آمار دقیق است. دولت مسئله ناترازی را مطرح میکند، اما مشخص نمیسازد تولید واقعی چقدر است، زیرساختهای تولیدی چه وضعیتی دارند (برای مثال، آسیبدیدگی در شرایط جنگی بر چه مبنایی ارزیابی شده و آیا بیشبرآورد یا کمبرآورد شده است) و آیا اصلاً امکان …








