
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم ، ایران آرامآرام وارد دورهای میشود که دیگر نمیتوان سالمندی جمعیت را مسئلهای مربوط به آینده دانست. آمارهای رسمی نشان میدهد سهم سالمندان از جمعیت کشور طی سالهای اخیر روندی صعودی داشته و همزمان، کاهش نرخ تولد و کوچک شدن خانوادهها، سرعت تغییر ساختار سنی کشور را بیشتر کرده است. تغییری که اگرچه حاصل افزایش امید به زندگی و بهبود شرایط بهداشتی نیز هست اما در صورت نبود برنامهریزی مناسب میتواند نظام سلامت، صندوقهای بازنشستگی، بازار کار و حتی روابط میان نسلها را با چالشهای جدی روبهرو کند.مسئله فقط بیشتر شدن تعداد افراد سالمند نیست. مسئله، تغییر چهره جامعه است.
نسلی که امروز وارد دوران سالمندی میشود، با نسلی که قرار است هزینههای اقتصادی و اجتماعی این دوران را برعهده بگیرد، تفاوتهای جدی دارد. از یک سو خانوادهها کوچکتر شدهاند و فرزندان کمتری برای مراقبت از والدین سالمند وجود دارند و از سوی دیگر، مهاجرت، اشتغال، تغییر سبک زندگی و افزایش فردگرایی، شکل سنتی مراقبت از سالمندان را نیز تغییر داده است. در چنین شرایطی، ایران با موجی روبهروست که ابعاد آن فقط در جدولهای آماری دیده نمیشود و میتواند در سالهای آینده خود را در خانهها، بیمارستانها، صندوقهای بازنشستگی و روابط خانوادگی نشان دهد.
پنج سالی که هرم سنی ایران را تغییر داد
مرور آمارهای منتشرشده در سالهای اخیر نشان میدهد جمعیت سالمند ایران با شتابی قابل توجه در حال افزایش است. بر اساس دادههای منتشرشده درباره سال 1400، جمعیت افراد 60 ساله و بیشتر حدود 8 میلیون و 860 هزار نفر برآورد شده بود که معادل حدود 10.4 درصد جمعیت کشور بود. این رقم در سالهای بعد افزایش پیدا کرد و در سال 1404، گزارشهای رسمی سهم جمعیت سالمندان را حدود 12 درصد اعلام کردند.
در تازهترین گزارش منتشرشده در سال 1405، تصویر حتی روشنتر شده است. بر اساس اعلام مسئولان، اکنون حدود 14 درصد جمعیت ایران بالای 60 سال سن دارند و کشور عملاً وارد مرحله سالمندی شده است. به این ترتیب، در فاصله حدود پنج سال، سهم جمعیت 60 سال به بالا از حدود 10.4 درصد به حدود 14 درصد رسیده است. البته باید توجه داشت که برخی گزارشهای آماری بر مبنای 65 سال به بالا منتشر میشوند و همین تفاوت سنی باعث میشود اعداد گزارشهای مختلف یکسان نباشند.
این تغییر در شرایطی اتفاق افتاده که نرخ باروری نیز همچنان پایین است. بر اساس گزارشهای رسمی، نرخ باروری در سال 1403 به حدود 1.3 فرزند به ازای هر زن رسیده و تعداد تولدها در سال 1404 برای نخستینبار به کمتر از 900 هزار تولد کاهش یافته است. کنار هم قرار گرفتن کاهش تولد و افزایش سهم سالمندان، نشان میدهد مسئله جمعیت در ایران فقط «کم شدن تعداد جمعیت» نیست، بلکه تغییر سریع ساختار سنی کشور است.
برآوردهای جمعیتی نیز چشمانداز جدیتری را نشان میدهد. دبیرخانه شورای ملی سالمندان پیشبینی کرده است جمعیت سالمندان کشور در سال 1405 به حدود 11 میلیون نفر برسد. رقمی که برای سال 1410 حدود 13 میلیون نفر و برای سال 1420 حدود 19 میلیون نفر برآورد شده است. در افق 1430 نیز برآوردها از نزدیک شدن جمعیت سالمندان به حدود 30 میلیون نفر حکایت دارد.
سالمندی در شمال ایران پررنگتر است
سالمندی البته در همه استانهای کشور با یک سرعت اتفاق نیفتاده است. دادههای دفتر جمعیت، نیروی کار و اقتصاد خانوار مرکز آمار ایران نشان میدهد در سال 1404، گیلان با سهم 11.6 درصد جمعیت 65 ساله و بیشتر، بالاترین سهم سالمندان را داشته است. پس از آن مازندران با 10.6 درصد و تهران با 9.1 درصد قرار گرفتهاند.
در سوی مقابل، سیستانوبلوچستان با 3.3 درصد، هرمزگان با 4.9 درصد و بوشهر با 5.8 درصد، جوانترین استانها از نظر سهم جمعیت 65 ساله و بیشتر بودهاند.البته در برخی گزارشهای رسمی که ملاک آنها جمعیت بالای 60 سال است، رتبهبندی و درصدها متفاوت میشود. دبیرخانه شورای ملی سالمندان پیشتر گیلان را با سهم 15.19 درصدی، مازندران را با 13.26 درصد و تهران را با 12.06 درصد در صدر استانهای سالمند کشور اعلام کرده بود. از نظر تعداد نیز تهران به دلیل جمعیت بسیار بیشتر، با بیش از یک میلیون و 700 هزار سالمند، رتبه نخست را به خود اختصاص داده بود. این تفاوت میان استانها تنها یک مسئله آماری نیست.
در استانهای سالمندتر، نیاز به خدمات مراقبتی، توانبخشی، پزشکی، حملونقل مناسب، فضاهای شهری دوستدار سالمند و حمایتهای اجتماعی زودتر و جدیتر خود را نشان میدهد. در مقابل، استانهایی مانند سیستانوبلوچستان و هرمزگان همچنان ساختار جمعیتی جوانتری دارند. به همین دلیل سیاستهای جمعیتی در کشور نمیتواند برای همه استانها نسخهای یکسان داشته باشد.
فرصت تغییر مسیر جمعیت محدود است
امیرحسین بانکیپورفرد، رئیس کمیته جمعیت و خانواده مجلس شورای اسلامی، به تسنیم گفت که فرصت برای تغییر مسیر جمعیتی کشور محدود است و بر اساس تأکیدات مطرحشده، تنها چند سال برای ایجاد تحول در این مسیر باقی مانده است.
بانکیپور با اشاره به تبعات ادامه روند فعلی، موضوع جمعیت را تنها یک مسئله آماری ندانست و آن را مرتبط با آینده خانواده، نسل جوان و نظامهای حمایتی کشور عنوان کرد.
به گفته او ادامه روند کاهش جمعیت جوان به این معناست که در آینده تعداد بیشتری از سالمندان باید از سوی جمعیت فعال کشور حمایت شوند و این مسئله میتواند صندوقهای بازنشستگی و تأمین هزینههای زندگی سالمندان را تحت فشار قرار دهد.
وی بر همین اساس، تغییر مسیر باروری و تقویت سیاستهای جمعیتی را ضروری دانست. موضوعی که نشان میدهد از نگاه مجلس نیز مسئله سالمندی دیگر یک موضوع دوردست نیست، بلکه بخشی از آینده نزدیک ساختار اجتماعی و اقتصادی کشور است.
سالمندی فقط یک مسئله فردی نیست
دکتر سجاد بهرامی، جامعهشناس در گفتوگو با تسنیم گفت: سالمندی جمعیت ایران در دل تحولات اجتماعی کشور و با سرعتی قابل توجه در حال شکلگیری است. پدیدهای که حاصل عبور تدریجی جامعه از ساختار سنی جوان به سمت ساختاری سالخورده است. افزایش امید به زندگی و پیشرفتهای پزشکی اگرچه از دستاوردهای مهم جامعه است اما سرعت سالمند شدن جمعیت ایران، فرصت برنامهریزی را محدود کرده است.
این جامعهشناس، همزمانی سالمندی جمعیت با عمیقتر شدن شکاف نسلی را یکی از مسائل مهم جامعه امروز میداند. تفاوت میان نسلی که تجربه انقلاب و جنگ را در حافظه خود دارد با نسلی که در فضای مجازی و جهان بیمرز اطلاعات رشد کرده، تنها به تفاوت سلیقه محدود نیست، بلکه ارزشها، باورها و انتظارات از زندگی را نیز تغییر داده است.
او معتقد است اگر نهادهایی مانند خانواده، مدرسه و رسانه نتوانند میان نسلها نقش واسطه و پل ارتباطی را ایفا کنند، شکاف نسلی میتواند از یک تفاوت طبیعی به یک بحران اجتماعی تبدیل شود.بهرامی همچنین تأکید دارد که سالمندی را نباید تنها یک مسئله شخصی یا خانوادگی دانست، بلکه این پدیده به یک مسئله اجتماعی و ملی تبدیل شده است. جامعه ایران در گذشته سالمند را بیشتر به عنوان نماد تجربه، خرد و تکیهگاه خانواده میدید، اما کوچک شدن خانواده، مهاجرت و تغییر سبک زندگی باعث شده بخشی از سالمندان با کاهش ارتباطات اجتماعی و احساس تنهایی روبهرو شوند؛ شرایطی که میتواند سالمندی را از یک مرحله طبیعی زندگی به مسئلهای جدی برای سیاستگذاری اجتماعی تبدیل کند.
مسئلهای که باید پیش از رسیدن، برای آن آماده شد
سالمندی جمعیت دیگر تصویری مربوط به چند دهه بعد نیست. بخشی از آن همین حالا در حال تغییر دادن چهره جامعه ایران است. افزایش سهم سالمندان در کنار کاهش تعداد فرزندان در خانوادهها، مهاجرت نسل جوان، تغییر الگوی زندگی و فشار بر صندوقهای بازنشستگی، مجموعهای از مسائل به هم پیوسته را شکل داده است.در چنین شرایطی، سیاست جمعیتی فقط به افزایش تولد محدود نمیشود.
کشوری که امروز برای تولد فرزند بیشتر برنامهریزی میکند، باید همزمان برای زندگی باکیفیت کسانی که امروز سالمند هستند نیز برنامه داشته باشد. توسعه خدمات مراقبتی، مناسبسازی شهرها، تقویت مراقبت در منزل، حمایت از خانوادههای دارای سالمند، ایجاد فرصت مشارکت اجتماعی و بازتعریف نقش سالمندان در جامعه، بخشی از این مسیر است.
آمارها درباره آینده هشدار میدهند، اما سالمندی به خودی خود بحران نیست. بحران زمانی شکل میگیرد که جمعیتی بزرگتر از سالمندان وارد جامعه شود اما ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، شهری و رفاهی کشور همچنان برای جامعهای جوان طراحی شده باشند. ایران هنوز فرصت دارد این تغییر را مدیریت کند؛ اما هرچه زمان بیشتری بگذرد، هزینه آماده شدن برای جامعه سالمند نیز بیشتر خواهد شد.
انتهای پیام/






