
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از ساری، دریای خزر فقط یک پهنه آبی در شمال ایران نیست؛ این دریا در طول بیش از دو قرن گذشته، یکی از مهمترین عرصههای تعامل، رقابت و چانهزنی میان ایران و قدرتهای شمالی بوده است. به همین دلیل، هر بحثی درباره سهم ایران از خزر، اگر بدون توجه به پیشینه تاریخی، تحولات حقوقی و واقعیتهای جغرافیایی مطرح شود، میتواند به برداشتهای نادرست و حتی روایتهای غیرواقعی منجر شود.
برای فهم دقیق وضعیت امروز خزر باید به عقب بازگردیم؛ به دورهای که ایران در نتیجه شکستهای نظامی از روسیه تزاری، بخشهایی از سرزمین خود را از دست داد و مناسبات حقوقی حاکم بر دریای خزر نیز تحت تأثیر این شکستها قرار گرفت.
از گلستان و ترکمانچای تا تغییر معادله در خزر
در دوره قاجار و پس از شکست ایران در جنگهای ایران و روس، عهدنامههای گلستان و ترکمانچای بر ایران تحمیل شد. پیامد این شکستها تنها جدایی بخشهایی از سرزمین ایران نبود؛ بلکه حقوق ایران در دریای خزر نیز تحت تأثیر مناسبات نابرابر آن دوره قرار گرفت.
یکی از مهمترین محدودیتهای ایجادشده، محرومیت ایران از حق کشتیرانی نظامی در خزر بود؛ وضعیتی که نشاندهنده برتری روسیه تزاری در آن مقطع تاریخی بود.
اما با وقوع انقلاب کمونیستی در روسیه در سال 1917، مناسبات میان دو کشور وارد مرحله تازهای شد. حکومت جدید شوروی بسیاری از قراردادهای دوران تزاری را استعماری و ناعادلانه میدانست و در سیاست خارجی خود تلاش کرد بخشی از این میراث را کنار بگذارد.
در چنین شرایطی، ایران و اتحاد جماهیر شوروی در سال 1921 عهدنامه مودت امضا کردند؛ عهدنامهای که نقطه عطفی در مناسبات دو کشور و همچنین وضعیت حقوقی کشتیرانی در دریای خزر به شمار میرفت.
با این توافق، اصل برابری حقوق ایران و شوروی در زمینه کشتیرانی در خزر مورد تأکید قرار گرفت و بخشی از محدودیتهای تحمیلشده در دوره روسیه تزاری کنار گذاشته شد، اما نکته مهم اما اینجاست: برابری حقوق کشتیرانی ایران و شوروی به معنای تقسیم 50-50 بستر و زیربستر دریای خزر نبود.
این تفکیک در بحث امروز خزر اهمیت بسیار زیادی دارد؛ چرا که گاهی در روایتهای عمومی، حق برابر ایران و شوروی در کشتیرانی با مالکیت 50 درصدی ایران بر خزر یکسان تلقی میشود؛ در حالی که …












