قیمت طلا امروز




 خبرگزاری تسنیم / ۱۴۰۵/۰۵/۱۷

اینفوگرافیک| رسانه در تراز قرآن - تسنیم

رسانه در منطق قرآن صرفاً ابزار انتقال خبر نیست؛ بلکه امانتی است که می‌تواند منجر به هدایت یا گمراهی جامعه شود.
 اینفوگرافیک| رسانه در تراز قرآن - تسنیم

فرهنگی

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری تسنیم، رسانه در منطق قرآن، صرفاً ابزار انتقال خبر نیست؛ بلکه امانتی است که می‌تواند جامعه را به سوی حقیقت هدایت کند یا با انتشار یک خبر نادرست، زمینه‌ساز بی‌اعتمادی و فتنه شود. قرآن کریم در آیه 6 سوره حجرات، یک اصل بنیادین برای خبررسانی ترسیم می‌کند: «إِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا»؛ اگر فردی فاسق خبری آورد، درباره آن تحقیق و بررسی کنید.

این آیه برای فعال رسانه‌ای یک پیام روشن دارد: سرعت نباید بر صحت غلبه کند. خبر پیش از انتشار باید راستی‌آزمایی شود و خبرنگار نباید صرفاً به دلیل جذابیت، التهاب یا بازدید بیشتر، خبری را که از صحت آن اطمینان ندارد منتشر کند.

از سوی دیگر، قرآن کریم در آیه 36 سوره اسراء هشدار می‌دهد: «وَلَا تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ»؛ از چیزی که به آن علم و اطمینان نداری پیروی نکن. این اصل، مسئولیت رسانه را در برابر شایعه، تحلیل‌های بی‌پایه و اخبار تأییدنشده دوچندان می‌کند.

رسانه قرآنی همچنین باید به دنبال قول احسن باشد؛ چنان‌که خداوند در آیه 17 سوره زمر می‌فرماید: «فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ». بنابراین، رسالت رسانه تنها انتشار صداها نیست؛ بلکه کمک به جامعه برای شنیدن، سنجیدن و انتخاب بهترین سخن است.

رسانه در تراز قرآن، رسانه‌ای حقیقت‌جو، دقیق، مسئول و اخلاق‌مدار است؛ رسانه‌ای که خبر را امانت می‌داند، پیش از انتشار تحقیق می‌کند و هرگز حقیقت را قربانی سرعت، هیجان و منافع زودگذر نمی‌کند.

طراح اینفوگرافیک: مریم مرتضوی

انتهای پیام/  



۱۱ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

چرا رسانه‌های داخلی مرجعیت ندارند؟

به گزارش تجارت نیوز، نشست «بن‌بست اطلاع‌رسانی» با محوریت بررسی چالش‌های اطلاع‌رسانی دولت، تغییرات محیط ارتباطی جامعه و ضرورت حرکت از اطلاع‌رسانی یک‌سویه به ارتباطی دوسویه میان دولت و مردم برگزار شد.

این نشست که در روز سه‌شنبه ـ ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ ـ از ساعت ۱۰ تا ۱۳ در دفتر توسعه رسانه برگزار شد، با حضور نمایندگانی از رسانه‌ها همراه بود.

در این نشست محمد خدادی، روزنامه‌نگار و معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت دوازدهم، احسان صالحی، روزنامه‌نگار و دبیر شورای اطلاع‌رسانی دولت سیزدهم و محمد گلزاری، روزنامه‌نگار و دبیر شورای اطلاع‌رسانی دولت چهاردهم، از زوایای مختلف به موضوع مورد بحث پرداختند.

وقتی افکار عمومی از روایت رسمی جلو می‌زند

در این نشست مطرح شد که محیط ارتباطی جامعه نسبت به گذشته دستخوش تغییرات اساسی شده و سرعت گردش اطلاعات در شبکه‌های اجتماعی به اندازه‌ای افزایش یافته است که در بسیاری از موارد، افکار عمومی پیش از اعلام رسمی نهادهای دولتی درباره یک موضوع شکل می‌گیرد. بر همین اساس، گاهی یک خبر یا روایت پیش از آنکه از سوی نهادهای رسمی اعلام شود، در شبکه‌های اجتماعی به مسئله‌ای عمومی تبدیل می‌شود.

در این نشست با اشاره به تجربه دولت‌های گذشته، از جمله دولت‌های حسن روحانی، ابراهیم رئیسی و مسعود پزشکیان، تأکید شد که یکی از مشکلات تکرارشونده در مواجهه با بحران‌ها، وجود حلقه مفقوده در حوزه اطلاعات و ارتباطات بوده است. حتی دولت‌هایی که از تریبون‌های رسمی بیشتری برخوردار بوده‌اند نیز در برخی بحران‌ها نتوانسته‌اند همگام با سرعت شکل‌گیری روایت‌ها در جامعه حرکت کنند.

بر اساس مباحث مطرح‌شده، بخش قابل توجهی از عملکرد دولت‌ها در مواجهه با بحران‌ها ماهیتی واکنشی داشته و کمتر شاهد رویکردهای پیش‌بینانه و کنشی بوده‌ایم. در چنین شرایطی، مسئله اطلاع‌رسانی تنها به این موضوع محدود نمی‌شود که دولت چه پیامی را منتقل می‌کند، بلکه زمان اطلاع‌رسانی، زبان مورد استفاده، مسیر انتقال پیام و میزان توانایی دولت در برقراری ارتباط با جامعه نیز اهمیت پیدا می‌کند.

یکی از پرسش‌های محوری این نشست این بود که آیا مشکل اصلی اطلاع‌رسانی دولت، کمبود اطلاعات و پیام است یا اینکه مسئله عمیق‌تر بوده و به کاهش اعتماد عمومی، فاصله گرفتن زبان رسمی از زبان جامعه و ضعف در شنیدن و درک افکار عمومی بازمی‌گردد.

بن‌بست اطلاع‌رسانی؛ چرا روایت رسمی همیشه عقب‌تر است؟

در ادامه عنوان شد که انتخاب عنوان «بن‌بست اطلاع‌رسانی» نیز با هدف بررسی همین چالش صورت گرفته است؛ اینکه چرا اطلاع‌رسانی دولت‌ها در بسیاری از مواقع واکنشی است، چرا روایت رسمی گاهی از روایتی که پیش‌تر در جامعه شکل گرفته عقب می‌ماند و چگونه می‌توان اطلاع‌رسانی صرف را به ارتباطی دوسویه میان دولت و مردم تبدیل کرد.

هدف از برگزاری این نشست، مقایسه دولت‌ها یا ارزیابی عملکرد افراد عنوان نشد، بلکه تمرکز اصلی بر شناخت ریشه‌های مشکلات اطلاع‌رسانی دولت، موانع ارتباط مؤثر میان دولت و جامعه و تغییرات مورد نیاز در ساختار و شیوه اطلاع‌رسانی بود.

 

سرمایه‌اجتماعی؛ گمشدهٔ اصلی نظام اطلاع‌رسانی

 

احسان صالحی ـ دبیر شورای اطلاع رسانی دولت سیزدهم ـ درخصوص ارتباط دولت و رسانه و سرمایه اجتماعی گفت: ما در حوزه اطلاع‌رسانی و در نهاد حاکمیت از جمله دولت، می‌توانیم در سه سطح ساختاری، سیاسی و رویکردی و کارگزاری که ابزاری که در اختیار اوست و مسئولیت دارد صحبت کنیم.

صالحی با توجه به اهمیت سرمایه اجتماعی ادامه داد: این سه سطح، یک مقدمه و زمینه‌ای دارند که به نظرم بر همه آنها حاکم است و آن، سرمایه اجتماعی است. اگر همه این عوامل وجود داشته باشند، میزان اثرگذاری آنها متناسب با میزان سرمایه اجتماعی خواهد بود. ما در تجربه‌های مختلف نیز این مسئله را دیده‌ایم. هر زمان سرمایه اجتماعی کشور و دستگاه‌های مختلف دچار فراز و فرود شده، به همان نسبت، وثاقت و ارتباط افکار عمومی مردم با سیستم اطلاع‌رسانی و خروجی‌های اطلاع‌رسانی نیز کم و زیاد شده است. در مقاطع مختلفی مانند افزایش تحریم‌ها در سال ۹۷ و خروج ترامپ از برجام و آبان ۹۸ و گرانی بنزین شاهد همین اشکالات در کارکرد نظام ارتباطی و تضعیف سرمایه اجتماعی بودیم.

 

دبیر شورای اطلاع رسانی دولت سیزدهم با اشاره به تعدد ساختارها و موازی‌کاری در اطلاع رسانی گفت: در مقاطع مختلف، وقتی احساس کرده‌ایم یک ساختار موجود کارایی لازم را ندارد، به جای اصلاح و تقویت آن، به سمت ایجاد یک ساختار جدید رفته‌ایم. هر چه بحران‌ها غلیظ‌تر شده‌اند ساختارهای جدیدی ایجاد شدند و نمی‌خواهم بگویم بی‌اثر بوده‌اند اما در برخی موارد، این ساختارها به جای تکمیل یکدیگر، وارد حوزه فعالیت یکدیگر شده و عملاً دست‌وپای همدیگر را بسته‌اند.

موازی‌کاری؛ وقتی ساختارها دست و پای هم را می‌بندند

صالحی با بیان این که موازی‌کاری یکی از پیامدهای تعدد ساختارهاست تصریح کرد: برای مثال، وقتی یک بحران امنیتی می‌شود، دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی فعال می‌شود. وقتی موضوع به فضای مجازی مربوط می‌شود، ساختارهای مرتبط با فضای مجازی وارد می‌شوند. دستگاه‌های امنیتی نیز برای خود ساختارهایی دارند. در کنار آنها شورای اطلاع‌رسانی دولت و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در این حوزه فعال هستند.

در نتیجه، مجموعه‌ای از ساختارها شکل گرفته که در برخی موارد باعث موازی‌کاری شده و در نهایت مشخص نیست متولی اصلی کیست و چه کسی باید پاسخگو باشد. اکنون با توجه به تجربه انباشته‌ای که طی سال‌های گذشته به دست آمده، باید یک بازنگری جدی در ساختارهای موجود انجام و مشخص شود که اساساً چه ساختارهایی مورد نیاز هستند و هرکدام دقیقاً چه حوزه‌ای را باید بر عهده داشته باشند.

وی افزود: باید تقسیم کار مشخصی میان دستگاه‌ها صورت گیرد و از ابتدا روشن باشد که پیش از وقوع یک بحران، در زمان وقوع آن و پس از بحران، مسئولیت هر دستگاه چیست. همچنین لازم است یک دستگاه مشخص، مسئولیت هماهنگی و پاسخگویی در قبال تصمیمات این حوزه را بر عهده داشته باشد.

 

تصمیم‌گیری بدون پیوست رسانه‌ای؛ فاجعه‌ای تکرارشونده

احسان صالحی یکی از مشکلات اصلی را نحوه تصمیم‌گیری در دستگاه‌های دولتی عنوان کرد و گفت: وجود تأکیدهای مکرر بر اهمیت رسانه، افکار عمومی و «پیوست رسانه‌ای»، در بسیاری از موارد تصمیمات بدون ارزیابی دقیق پیامدهای اجتماعی و رسانه‌ای آنها اتخاذ می‌شوند و رسانه پس از نهایی شدن تصمیم وارد میدان می‌شود تا پیامدهای آن را مدیریت کند.

وی تاکید کرد: باید رویکرد از حالت پسینی به پیشینی تغییر کند؛ به این معنا که کارشناسان رسانه و افکار عمومی باید پیش از اتخاذ تصمیمات مهم، در فرآیند تصمیم‌سازی حضور داشته باشند و پیامدهای احتمالی تصمیم بر افکار عمومی را بررسی کنند.

همچنین با اشاره به فضای حاکم بر برخی اتاق‌های تصمیم‌گیری، گفته شد:‌ گاهی مباحث بیشتر در جهت تأیید تصمیم موجود پیش می‌رود و نقدها، سناریوهای مخالف و ارزیابی واکنش افکار عمومی به اندازه کافی مورد توجه قرار نمی‌گیرد.

احسان صالحی با توجه به تجربیات خود در دولت سیزدهم گفت: در مسائلی مثل تایر و گازوئیل و نان از تصمیمات باخبر شدیم و با تشکیل جلسات از تصمیماتی که بدون در نظر گرفتن پیامدهای رسانه‌ای ما را در عمل انجام شده قرار می‌داد جلوگیری کردیم.

۹ ساعت در شبکه‌های اجتماعی؛ واقعیتی که نمی‌شود نادیده گرفت

او در توضیح تاثیر شبکه‌های اجتماعی بر مردم و ارتباط موثر با جامعه گفت: امروز بخش مهمی از زندگی اجتماعی مردم در فضای مجازی جریان دارد و طبق اظهارات یکی از مسئولان مرکز ملی فضای مجازی، میانگین حضور روزانه مردم در شبکه‌های اجتماعی حدود هفت ساعت است که این میزان در میان نوجوانان به حدود ۹ ساعت می‌رسد.

این کارشناس حوزه ارتباطات ادامه داد: این آمار نشان می‌دهد که نمی‌توان فضای مجازی را نادیده گرفت. روش‌های سلبی نیز در سال‌های گذشته نتایج مطلوبی نداشته و در مواردی حتی نتیجه معکوس ایجاد کرده است.

وی با اشاره به محدودیت‌های اعمال‌شده بر برخی شبکه‌های اجتماعی در سال ۱۴۰۱ گفت: در آن مقطع، دسترسی به پلتفرم‌هایی مانند واتساپ و اینستاگرام محدود شد، در حالی که اینستاگرام در آن زمان حدود ۴۰ میلیون کاربر در ایران داشت و برای بخش قابل توجهی از مردم، ارتباطات، تعاملات، سرگرمی و بخشی از زندگی روزمره در این فضا شکل گرفته بود.

وی تأکید کرد: وقتی یک پدیده به یک واقعیت اجتماعی تبدیل شده و زندگی مردم در آن شکل گرفته است، نمی‌توان صرفاً با مسدود کردن آن با مسئله برخورد کرد. مردم نیاز به سرگرمی دارند و باید این نیاز اجتماعی را به رسمیت شناخت.

وی افزود: باید نیازهای مردم و افکار عمومی در فضای مجازی به‌درستی تشخیص داده شود و تا حد امکان برای پاسخ به این نیازها برنامه‌ریزی شود یا دست‌کم مانعی در برابر آنها ایجاد نشود.

تصمیم‌گیرانی که از زندگی مردم فاصله گرفته‌اند

دبیر شورای اطلاع رسانی دولت سیزدهم همچنین با انتقاد از فاصله برخی تصمیم‌گیران با تجربه زیسته، گفت: در برخی اتاق‌های تصمیم‌گیری، افرادی حضور دارند که نیازها و دغدغه‌هایشان با اکثریت جامعه متفاوت است و این مسئله می‌تواند بر کیفیت تصمیمات اثر بگذارد.

وی ادامه داد: کسی که درباره معیشت مردم تصمیم می‌گیرد، باید درک واقعی از خرید روزمره و مدیریت هزینه‌های زندگی داشته باشد. در حوزه فضای مجازی نیز اگر قرار است درباره باز یا بسته بودن یک پلتفرم تصمیم‌گیری شود، تصمیم‌گیران باید شناخت واقعی از این فضا و تجربه حضور در آن داشته باشند.

وی گفت: اگر بخش قابل توجهی از تصمیم‌گیرندگان اساساً در فضای مجازی حضور نداشته باشند و تجربه زیسته‌ای از این محیط نداشته باشند، طبیعی است که ممکن است تصمیمات آنها با واقعیت اجتماعی این فضا فاصله داشته باشد.

صداوسیما؛ وقتی یک رسانه ملی به بحران هویتی می‌رسد

احسان صالحی با اشاره به وضعیت صداوسیما در سال‌های اخیر گفت: آنچه طی چند سال گذشته و به‌ویژه در دوره اخیر در صداوسیما اتفاق افتاده، نیازمند بررسی دقیق است. یکی از مسائل مهم، نادیده گرفتن برخی نیازهای واقعی مردم در حوزه رسانه، از جمله نیاز به سرگرمی و اطلاع‌رسانی است.

وی افزود: آسیب ناشی از تضعیف صداوسیما صرفاً متوجه خود این سازمان نیست بلکه به کلیت ارتباط حاکمیت با افکار عمومی نیز آسیب می‌زند. صداوسیما یکی از مسیرهای ارتباطی حاکمیت با مردم است و وقتی این مسیر دچار اختلال شود، بخشی از ظرفیت ارتباطی حاکمیت با جامعه نیز از بین می‌رود.

دبیر شورای اطلاع‌رسانی دولت سیزدهم ادامه داد: رسانه می‌تواند به حاکمیت نشان دهد مردم چه می‌خواهند، چه دغدغه‌ای دارند و دنبال چه چیزی هستند. وقتی این مسیر ارتباطی ضعیف شود، فرآیندی که می‌توانست از برخی اتفاقات جلوگیری کند یا آنها را به شکل بهتری مدیریت کند نیز دچار اختلال می‌شود.

 

این کارها دیگر جواب نمی‌دهد!

محمد خدادی ـ معاون مطبوعاتی دولت دوازدهم ـ در سخنان خود با انتقاد از ساختار فعلی اطلاع‌رسانی کشور گفت: «بپذیریم که کارهایی که داریم انجام می‌دهیم، دیگر کارایی لازم را ندارد و باید سراغ روش دیگری برویم.» به گفته او، ساختارهایی مانند شوراهای اطلاع‌رسانی، قرارگاه‌ها و مجموعه‌های متعدد معاونتی و مدیریتی، متعلق به دوره‌ای هستند که شرایط ارتباطی جامعه متفاوت بود و امروز نیازمند بازنگری جدی‌اند.

وی با بیان اینکه «باید از این دایره بیرون بیاییم»، یکی از مشکلات اصلی جریان رسانه‌ای کشور را درگیری رسانه‌ها با یکدیگر دانست و گفت: بخش قابل توجهی از رسانه‌ها بیش از آنکه با مسائل و دغدغه‌های مردم درگیر باشند، با یکدیگر و با جریان‌های سیاسی و حاکمیتی درگیرند و در این میان، مردم بیشتر نقش تماشاگر را پیدا کرده‌اند.

خدادی ادامه داد: دولت، مجلس، قوه قضاییه و سایر نهادها هرکدام جریان اطلاع‌رسانی و رسانه‌ای خود را دارند و حتی وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های مختلف نیز به ایجاد خبرگزاری و رسانه اختصاصی روی آورده‌اند. به گفته او، گسترش این رسانه‌های وابسته به دستگاه‌ها نه‌تنها مشکل اطلاع‌رسانی را حل نکرده، بلکه می‌تواند به کاهش اعتماد عمومی منجر شود.

پایان دوران رسانه‌های دولتی؛ یک هشدار جدی

وی با اشاره به ایجاد رسانه‌های اختصاصی از سوی دستگاه‌های مختلف اظهار کرد: «وقتی تو خودت از خودت تعریف می‌کنی، اثر ندارد.» او تأکید کرد که تعریف یک دستگاه از عملکرد خودش نمی‌تواند همان تأثیری را داشته باشد که روایت یک رسانه مستقل یا فردی خارج از آن مجموعه ایجاد می‌کند.

این روزنامه‌نگار با بیان اینکه باید «پایان دوران رسانه‌های دولتی» را به رسمیت شناخت، گفت: یکی از عوامل کاهش اعتماد عمومی این است که به جای آنکه دیگران درباره عملکرد دولت و دستگاه‌ها صحبت کنند، خود دستگاه‌ها دائماً درباره خودشان اطلاع‌رسانی می‌کنند.

خدادی افزود: در دنیای امروز، رسانه دولتی به معنای سنتی آن دیگر نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای ارتباطی جامعه باشد و حتی وجود رسانه‌های دولتی می‌تواند یکی از عوامل تضعیف سرمایه اجتماعی دولت‌ها باشد.

 

وقتی همه درباره همه‌چیز اظهارنظر می‌کنند

وی همچنین سیاسی شدن جریان رسانه‌ای را یکی دیگر از مشکلات اساسی دانست و گفت: در بسیاری از موارد، رسانه‌های تخصصی و دستگاهی نیز به جای تمرکز بر حوزه تخصصی خود، وارد مسائل سیاسی و امنیتی می‌شوند و در نهایت، همه درباره همه‌چیز اظهارنظر می‌کنند.

خدادی با اشاره به حجم بالای اظهارنظرهای مسئولان در رسانه‌ها اظهار کرد: در بسیاری از کشورهای دنیا، مقامات دولتی تا این اندازه درباره موضوعات مختلف صحبت نمی‌کنند. به گفته او، در ایران اظهارنظرهای متعدد مسئولان، از نمایندگان مجلس تا مدیران و فرماندهان، گاهی به شکل گسترده در رسانه‌های داخلی و حتی بین‌المللی بازتاب پیدا می‌کند.

وی تأکید کرد که انتشار بدون ملاحظه برخی اظهارنظرها می‌تواند پیامدهایی فراتر از فرد گوینده داشته باشد و بر سرمایه اجتماعی یک مجموعه یا نهاد نیز اثر بگذارد.

 

سرمایه‌ اجتماعی؛ نتیجه عمل است، نه اعلام

خدادی در ادامه با اشاره به مفهوم سرمایه اجتماعی گفت: «بی‌خود دنبال این نگردیم؛ اصل خودمانیم.» به گفته او، سرمایه اجتماعی با تعداد خبرها، گفت‌وگوها و گزارش‌های رسانه‌ای ایجاد نمی‌شود، بلکه ریشه آن در صداقت با مردم و نحوه رفتار با جامعه است.

وی تأکید کرد: اگر میان آنچه مسئولان می‌گویند و آنچه مردم در زندگی روزمره خود تجربه می‌کنند فاصله وجود داشته باشد، افزایش حجم تولیدات رسانه‌ای نمی‌تواند این شکاف را جبران کند و مسئله اصلی همچنان به اعتماد و سرمایه اجتماعی بازمی‌گردد.

محمد خدادی در ادامه سخنان خود، نحوه بازتاب اخبار فساد و اتهامات در رسانه‌ها را یکی دیگر از عوامل مؤثر بر سرمایه اجتماعی دانست و گفت: «وقتی دستگاه‌های رسمی، اتهام فساد علیه مسئولان و مدیران را با تبلیغات گسترده منتشر می‌کنند اما در صورت اثبات بی‌گناهی یا تبرئه افراد، همان میزان توجه رسانه‌ای وجود ندارد، این روند می‌تواند به اعتماد عمومی آسیب بزند. اگر فردی متهم شود و بعد مشخص شود که اتهام وارد نبوده است، خبر تبرئه نیز باید به همان اندازه خبر اولیه مورد توجه قرار گیرد؛ در غیر این صورت، فرد و مجموعه مربوطه ممکن است برای مدت طولانی تحت تأثیر یک اتهام اثبات‌نشده قرار بگیرند.

کار عادی خبر نیست؛ مأموریت‌های روزمره را دستاورد جلوه ندهیم

این روزنامه‌نگار همچنین با تأکید بر اینکه انجام وظایف عادی دستگاه‌های دولتی نباید به عنوان دستاورد ویژه تبلیغ شود، گفت: «کار عادی که خبر نیست.» به گفته وی، وقتی وزارتخانه‌ای برای انجام وظایف قانونی خود بودجه دریافت می‌کند و مأموریتش تولید خدمت است، انجام همان وظایف نباید به عنوان اقدامی فوق‌العاده به مردم عرضه شود.

وی افزود: آنچه می‌تواند سرمایه اجتماعی ایجاد کند، «تلاش روزافزون» و اقداماتی است که مردم بتوانند آثار آن را در زندگی و جامعه مشاهده کنند.

خدادی در ادامه با اشاره به جنگ ۴۰ روزه، نمونه‌ای از شکل‌گیری سرمایه اجتماعی از مسیر عمل را مطرح کرد و گفت: در چنین شرایطی، عملکرد و فداکاری برخی افراد برای مردم قابل مشاهده بود و نیازی به تبلیغات گسترده رسانه‌ای برای اثبات آن وجود نداشت.

به گفته او، زمانی که مردم عملکرد، سبک زندگی و فداکاری یک فرد را در عمل مشاهده می‌کنند، سرمایه اجتماعی شکل می‌گیرد.

وی تأکید کرد: «سرمایه اجتماعی نتیجه عمل است، نه اعلام.» به اعتقاد خدادی، مسئولان نباید همواره به دنبال اعلام اقدامات خود باشند، چرا که در برخی موارد، کمتر اطلاع‌رسانی کردن و اجازه دادن به مردم برای مشاهده نتایج عملکرد، می‌تواند اثر بیشتری داشته باشد.

رسانه باید به کف زندگی مردم برود

خدادی با اشاره به تجربه حضور خود در نیویورک و مقایسه رسانه‌های محلی و ملی آمریکا گفت: در برخی شبکه‌های تلویزیونی محلی، موضوعاتی مانند تصادف، مشکلات خیابان‌ها و مسائل روزمره مردم در اولویت قرار دارد در حالی که روزنامه‌هایی مانند نیویورک‌تایمز و واشنگتن‌پست بیشتر به مسائل کلان کشور و جهان می‌پردازند.

وی افزود: رسانه‌های داخلی نیز باید میان رسانه ملی و رسانه محلی تفکیک قائل شوند و به جای تمرکز دائمی بر موضوعات کلان و سیاسی، به مسائل ملموس و روزمره مردم توجه بیشتری داشته باشند.

معاون پیشین مطبوعاتی وزیر ارشاد، با بیان اینکه «دلار و بازار سهام لزوماً دغدغه آدم عادی نیست»، گفت: رسانه باید در جایی وارد شود که جامعه در کف زندگی روزمره خود به اطلاعات و پاسخ نیاز دارد.

از مردم نترسیم؛ آنها بیشتر از ما اعتماد دارند

وی در ادامه با تأکید بر ضرورت اعتماد متقابل میان رسانه و مردم اظهار کرد: «ما از مردم می‌ترسیم و نمی‌توانیم راحت با آنها حرف بزنیم؛ اتفاقاً مردم بیشتر به ما اعتماد دارند تا ما به مردم.»

خدادی با اشاره به تجربه اطلاع‌رسانی در ماجرای سهمیه‌بندی بنزین در دولت حسن روحانی گفت: در آن مقطع، انتشار یک خبر درباره افزایش قیمت بنزین موجب تشدید نگرانی و واکنش عمومی شد و حتی موضوع تا حدی پیش رفت که بحث لغو تصمیم در ساعات پایانی شب مطرح شد.

او افزود: در آن مقطع، با رسانه‌های مختلف، خبرگزاری‌ها، روزنامه‌ها و حتی ادمین‌های کانال‌های تلگرامی و حساب‌های توییتری تماس گرفته و از آنها خواسته شد تا درباره تصمیم بنزین پیش از زمان مقرر خبر منتشر نکنند.

خدادی این تجربه را نشانه‌ای از ظرفیت رسانه برای همراهی با تصمیم‌های حساس دانست و گفت: «جریان رسانه ما بیشتر از اینکه حرف بزند، گوش می‌دهد.» به گفته وی، رسانه و مسئولان باید به جای ترس از جامعه، ارتباط واقعی‌تری با مردم برقرار کنند و دغدغه‌های آنها را بشنوند.

 

این مسیر به پایان رسیده است!

او در بخش پایانی سخنان خود با تأکید بر ضرورت تغییر رویکرد در مواجهه با افکار عمومی گفت: «ما باید یک بازخوانی، بازنگری و دگردیسی در مواجهه با افکار عمومی داشته باشیم.»

وی افزود: اصلاح ساختار اطلاع‌رسانی کشور صرفاً با جابه‌جایی یا ادغام چند سازمان و دستگاه حل نمی‌شود و مسئله عمیق‌تر از تغییرات شکلی در ساختارهای موجود است.

خدادی با اشاره به تغییرات اساسی در محیط ارتباطی جامعه اظهار کرد: برخی ساختارها و سازمان‌ها متعلق به دوره‌ای هستند که شرایط ارتباطی متفاوت بوده و امروز دیگر کارکرد گذشته خود را ندارند. به گفته او، در کشور گاهی ساختارها آن‌قدر بدون بازنگری ادامه پیدا می‌کنند تا در نهایت کارکرد خود را از دست بدهند و دیگران پایان عمر آنها را تعیین کنند.

وی با اشاره به نمونه‌هایی از ساختارهای قدیمی که با وجود تغییر شرایط همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهند، تأکید کرد: «ما تاریخ مصرف‌مان را خودمان تعیین نمی‌کنیم؛ دیگران برایمان تعیین می‌کنند.»

خدادی در پایان گفت: در حوزه سرمایه اجتماعی، اطلاع‌رسانی و معرفی دستاوردها نیز نمی‌توان با همان روش‌ها و ساختارهای گذشته ادامه داد و «این مسیر به پایان رسیده است.»به گفته او، مواجهه با افکار عمومی نیازمند بازنگری اساسی و طراحی رویکردی متناسب با شرایط جدید ارتباطی جامعه است.

نگاه به مردم؛ کلید اصلی حل بحران ارتباطات دولتی

محمد گلزاری، دبیر شورای اطلاع رسانی دولت چهاردهم با توجه به شعار دولت چهاردم و تاکید بر شنیدن صدای مردم گفت: مسئله اصلی در حوزه ارتباطات دولت و حاکمیت، نوع نگاه به مردم و افکار عمومی است و تا زمانی که این نگرش اصلاح نشود، ایجاد ساختارها و نهادهای جدید نمی‌تواند مشکل نظام ارتباطی کشور را حل کند.

وی ادامه داد: همین نگاه در بسیاری از قوانین و آیین‌نامه‌هایی که طی سال‌های گذشته تدوین شده نیز قابل مشاهده است. مسئله به یک دولت یا دو دولت محدود نیست، بلکه با یک مسئله نگرشی مواجه هستیم که طی سال‌های مختلف تداوم داشته است.

محمد گلزاری افزود: حتی امروز نیز زمانی که طرحی در مجلس مطرح می‌شود، پیش از آنکه مراحل تصویب خود را طی کند، بازتاب آن در افکار عمومی و افزایش نگرانی‌ها نشان می‌دهد که همچنان با این مسئله مواجه هستیم.

 

وی با اشاره به تکرار انتقادها درباره عملکرد اطلاع‌رسانی دولت‌ها گفت: مسئله اطلاع‌رسانی دولت، موضوعی محدود به یک دولت خاص نیست و در دولت‌های مختلف تکرار شده است. و حتی با توجه به تاکید رهبر شهید بعد از سال ۱۳۸۳ ، دولت‌ها همچنان ضعف‌هایی در توضیح تلاش‌های خود برای مردم دارند.

مطالعه ۲۳ کشور؛ چه راه‌حلی برای ایران؟

محمد گلزاری با اشاره به فعالیت شورای اطلاع‌رسانی دولت در زمینه بازطراحی نظام ارتباطی کشور گفت: این موضوع با مصوبه هیات وزیران مورد بررسی قرار گرفت و تلاش شد نظام جامع ارتباطی دولت بازطراحی شود.

وی توضیح داد: در این پروژه، نظام ارتباطات دولتی ۲۳ کشور مورد بررسی و مطالعه تطبیقی قرار گرفت. این کشورها بر اساس نوع نظام سیاسی و شرایط مختلف دسته‌بندی شدند و در کنار کشورهای مختلف، نمونه‌هایی از کشورهای همسایه و کشورهایی با ساختار سیاسی نزدیک به ایران نیز مورد بررسی قرار گرفتند.

محمد گلزاری مهم‌ترین نتایج این پژوهش را ضرورت تجمیع نهادهای موازی اطلاع‌رسانی دانست و گفت: باید این کار از دولت آغاز شود و سپس به سایر بخش‌های حاکمیتی تسری پیدا کند.

وی تأکید کرد: وقتی از ارتباطات دولتی صحبت می‌کنیم، نمی‌توان سیاست‌گذاری‌های پراکنده داشت و اجازه داد افراد و نهادهای متعدد، هر کدام به صورت جداگانه تصمیم بگیرند.

جنگ ۱۲ روزه؛ نمایشی از چابکی نظام ارتباطی ایران

محمد گلزاری با اشاره به تجربه جنگ ۱۲ روزه گفت: این اتفاق نشان داد که در حوزه اطلاع‌رسانی و ارتباطات، زمانی می‌توان عملکرد متفاوتی داشت و حتی در سطح جهانی دیده شد که نظام ارتباطی کشور چابک باشد.

وی افزود: در شرایط جنگ، افراد و مجموعه‌ها به سرعت به یکدیگر دسترسی داشتند و به جای برگزاری جلسات متعدد، در کوتاه‌ترین زمان ممکن تصمیم‌گیری می‌کردند. شرایط به گونه‌ای بود که همه احساس نیاز می‌کردند با همگرایی بالا و در هماهنگی با یکدیگر عمل کنند.

به گفته وی، نتیجه این هماهنگی در حوزه ارتباطی نیز قابل مشاهده بود و حتی برخی رسانه‌های خارجی و مقامات آمریکایی به موفقیت ایران در این زمینه اذعان کردند.

وی ادامه داد: در آن شرایط، حتی سفارتخانه‌های ایران نیز پیام‌ها و تولیدات متفاوتی ارائه کردند. این اتفاق نتیجه احساس همبستگی، همگرایی و چابکی بود و نشان داد که اگر نظام ارتباطی کشور بتواند سریع و هماهنگ عمل کند، امکان دستیابی به نتایج متفاوت وجود دارد.

 

 

روابط‌عمومی؛ ضعیف‌ترین بخش ساختار اداری کشور

محمد گلزاری با توجه به نقش روابط عمومی‌ها گفت: یکی از مسائل مهم در حوزه ارتباطات دولتی، تکثر ساختارها و تعدد بخش‌های تصمیم‌گیر است. در کنار این مسئله، وضعیت روابط عمومی‌ها نیز نیازمند توجه جدی است.

گاهی در کنار بحث روابط عمومی، بلافاصله از «ناکارآمدی» صحبت می‌شود اما واقعیت این است که روابط عمومی در ساختار نظام اداری کشور، یکی از ضعیف‌ترین بخش‌هاست.

بر اساس اطلاعاتی که از سازمان اداری و استخدامی وجود دارد، حدود ۵۰۰۰ شغل مرتبط با روابط عمومی در کشور تعریف شده است که از این تعداد، حدود ۳۰۰۰ نفر در پُست‌های مرتبط مشغول به کار هستند. بخش قابل توجهی از نیروهای فعال نیز اساساً نیروهای تخصصی حوزه ارتباطات و روابط عمومی نیستند و از حوزه‌های دیگری وارد این بخش شده‌اند. ضمن اینکه ضعف‌های جدی‌ای نیز در جایگاه شغلی و حرفه‌ای و آموزشی روابط عمومی‌ وجود دارد.

محمد گلزاری با توجه به موضوع اقتصاد رسانه گفت: ما به دلایل مختلف، به‌تدریج اقتصاد رسانه را تضعیف کرده‌ایم و در نتیجه، مرجعیت رسانه نیز آسیب دیده است. رسانه‌ای که از نظر اقتصادی ضعیف باشد، نمی‌تواند نیروی حرفه‌ای خود را حفظ کند، نمی‌تواند روی تولید محتوای باکیفیت سرمایه‌گذاری کند و نمی‌تواند برای توسعه فعالیت خود برنامه‌ریزی بلندمدت داشته باشد. امروز بسیاری از خبرنگاران و نیروهای تحریریه مجبورند در چند رسانه فعالیت کنند تا بتوانند حداقل‌های زندگی خود را تأمین کنند. اگر این وضعیت را با دهه‌های گذشته مقایسه کنیم، در دهه ۷۰ و حتی سال‌های ابتدایی فعالیت حرفه‌ای روزنامه‌نگاران، کار کردن در یک یا دو رسانه می‌توانست شرایط اقتصادی قابل قبولی ایجاد کند اما امروز شرایط به گونه‌ای تغییر کرده که بسیاری از نیروهای رسانه‌ای برای تأمین حداقل‌ها مجبور به چندشغله بودن هستند.

محمد گلزاری در ادامه گفت: در کنار مشکلات اقتصادی، نقش و جایگاه رسانه نیز به‌تدریج تضعیف شده است. رسانه‌ها را تا حد زیادی به پوشش‌دهنده اخبار مقامات و رویدادهای رسمی تبدیل کرده‌ایم و بعد از آنها می‌پرسیم چرا مرجعیت رسانه‌ای ندارند و چرا مردم اخبار خود را از منابع دیگری دریافت می‌کنند. اگر می‌خواهیم رسانه مرجعیت داشته باشد، باید امکان فعالیت حرفه‌ای و اقتصادی برای آن فراهم کنیم. چطور انتظار داریم رسانه‌های داخلی در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی رشد کنند و اثرگذار باشند، وقتی اقتصاد رسانه در داخل کشور تضعیف شده است؟ امروز باید از خودمان بپرسیم چرا رسانه منطقه‌ای و بین‌المللی قدرتمند نداریم و چرا رسانه‌های ما نمی‌توانند هم‌پای رسانه‌های منطقه رشد کنند.

صداوسیما؛ مسئله‌ای فراتر از سیاست

محمد گلزاری با توجه به مشکلات ساختاری و محتوایی صداوسیما گفت:

مسئله صداوسیما نیز فقط یک مسئله سیاسی نیست؛ این موضوع هم ابعاد سیاسی دارد و هم ابعاد عملکردی و ارتباطی.

وی افزود: مسئله فقط اختلاف سیاسی نیست. کاهش مخاطب، افت برخی برنامه‌ها و کاهش جذابیت رسانه ملی نیز باید جدی گرفته شود. امروز باید پرسید مردم تا چه اندازه حاضرند بخش قابل توجهی از زمان خود را برای تماشای برنامه‌های صداوسیما اختصاص دهند. حتی در برنامه‌های مهمی مانند مسابقات ورزشی جام جهانی با خبرنگاری مواجه بودیم که می‌خواست از اخبار سیاسی بگوید.

حکمرانی جدید؛ ستون اصلی‌اش رابطه با مردم است

وی در جمع‌بندی سخنان خود تأکید کرد: اگر قرار است در حکمرانی جدید تحول بزرگی ایجاد شود، در کنار مسائلی مانند اقتصاد و انرژی، یکی از ستون‌های اصلی این تحول باید نحوه شکل‌گیری رابطه میان حاکمیت و مردم باشد.

محمد گلزاری گفت: این رابطه بدون یک نظام ارتباطی و اطلاع‌رسانی کارآمد شکل نمی‌گیرد و به همین دلیل نظام ارتباطی و اطلاع‌رسانی کشور نیازمند تغییرات بنیادی است.

به گفته وی، در حوزه ارتباطات دولتی باید ساختارها اصلاح، موازی‌کاری‌ها کاهش، جایگاه روابط عمومی‌ها تقویت، آموزش‌ها به‌روز و شبکه ارتباطی دولت از مرکز تا روستا منسجم شود.

وی افزود: در حوزه اطلاع‌رسانی نیز باید اقتصاد رسانه تقویت شود، مرجعیت رسانه‌ای بازسازی شود، نسبت صداوسیما با دولت و جامعه مورد بازنگری قرار گیرد و درباره فضای مجازی نیز از رویکردهای صرفاً سلبی عبور کنیم.

او در پایان تأکید کرد: اگر هدف، تقویت رابطه حاکمیت با مردم و بازسازی سرمایه اجتماعی است، نظام ارتباطی و اطلاع‌رسانی باید یکی از اولویت‌های اصلی اصلاحات در حکمرانی جدید باشد.

منبع: ایسنا


۱۲ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

سیری در القاب امام زمان (عج)؛ منتظر واقعی کنشگر است یا منزوی؟ - تسنیم

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، همه ما در عمق وجودمان آرزوی روزی را داریم که ترس و تبعیض جای خود را به آرامش و برابری بدهد. اما سال‌هاست که صحبت درباره «منجی» گاهی آنقدر با اصطلاحات پیچیده و فضاهای عرفانی دور از دسترس آمیخته شده که انسان امروزی احساس می‌کند این موضوع، ارتباطی با زندگی روزمره او ندارد. درحالیکه شناخت درست منجی، دقیقاً همان نقشه راهی است که می‌تواند به زندگی پرمشغله ما معنا و جهت بدهد.

برای گره‌گشایی از این موضوع، به سراغ دکتر فاطمه محقق، پژوهشگر حوزه دین و اندیشه، رفته‌ایم. در این گفت‌وگوی پیوسته، مانند دانه‌های یک تسبیح، از معنای نام‌های زیبای امام زمان (عج) آغاز می‌کنیم، به شیوه درست «انتظار» می‌رسیم و در نهایت، تصویر روشن آن حکومت جهانی پر از مهر را ترسیم خواهیم کرد.

نام‌ها و القاب پیامبران و ائمه اطهار علیهم السلام در فرهنگ قرآنی، مانیفست و نقشه راهی برای مردم هستند. در عین حال مفهوم منجی در ادیان و مکاتب گوناگون مطرح شده است. اگر بخواهید از میان این اقیانوس بیکران عناوین، به ویژه لقب شریف «صاحب‌الزمان» و «بقیه‌الله»، عیار تفاوت نگاه تشیع به منجی را با سایر مکاتب تبیین کنید، این نام‌ها چگونه جهان‌بینی ما را نسبت به زمان و حضور دگرگون می‌کنند؟

دقت کنید، برای انسان معمولی، زمان مثل یک رودخانه خروشان است که او را با خود می‌برد و هر لحظه، یک قدم به پیری و فرسودگی نزدیک‌تر می‌کند. اما وقتی می‌گوییم امام، «صاحب‌الزمان» است، یعنی او اسیر ساعت و تقویم نیست. برای او، زمان مثل یک لباس است؛ هر وقت اراده کند، این لباس زمان و مکان را از تن درمی‌آورد و لباسی از جنس ابدیت می‌پوشد. در واقع این زمان است که تحت فرمان اوست، نه او که تحت فشار زمان باشد.

برای درک بهتر، باید بدانیم جهان دو لایه دارد: لایه آشکار (طبیعت) و لایه پنهان (عالم غیب). ما با ابزارهای علمی می‌توانیم لایه آشکار را بشناسیم، اما لایه پنهان جهانی وسیع‌تر و مسلط بر این دنیاست.

قرآن کریم به زیبایی از سرعت و قدرت این عالم پنهان پرده برمی‌دارد و می‌فرماید: «وَمَا أَمْرُنَا إلَّا وَاحدَةٌ كَلَمْحٍ بالْبَصَر »؛ یعنی در آن عالم، کار خدا به اندازه یک چشم‌برهم‌زدن انجام می‌شود. امام ما به دلیل اتصال قلبی به این عالم پنهان، محدودیت‌های ما را ندارد.

از این منظر، تفاوت ما با ادیان دیگر چیست؟

دقیقاً فرق بزرگ ما با دیگران همین جا مشخص می‌شود. بسیاری از مکاتب، منجی را فقط یک «آرزوی آینده» یا یک «ایده قشنگ» می‌دانند که روزی خواهد آمد. اما ما با افتخار می‌گوییم منجی ما، یک انسان کاملاً واقعی، با نام، نشان و ویژگی‌های مشخص است که همین امروز هم «زنده» است.

در صحن مطهر پیامبر (ص) روی کاشی دوازدهم، به جای اسم، کلمه «الحیّ» (زنده) نوشته شده بود تا تأکید کند او حیات دارد و از همین حالا، جامعه از انرژی معنوی او بهره می‌برد.

این حیات مستمر، ما را به لقب دوم یعنی «بقیه‌الله» می‌رساند. قرآن در ماجرای حضرت شعیب می‌فرماید: «بَقیَّهُ اللَّه خَیْرٌ لَكُمْ إنْ كُنْتُمْ مُؤْمنینَ » (آنچه از سوی خدا باقی مانده، برای شما بهتر است). امام، همان خیر برتر و ذخیره ارزشمند خداست که اگر نباشد، زمین و اهالی‌اش فرو می‌ریزند. حال که فهمیدیم او زنده و حاضر است، سوال بعدی این است: ما به عنوان پیروان او، برای ساختن آن جامعه ایده‌آل، باید چه فرمولی را اجرا کنیم؟

  پشت پرده رنج مؤمنان؛ چرا هرچه ادعا بزرگ‌تر، امتحان سخت‌تر؟

 

اشاره بسیار ظریفی بود. اگر بپذیریم که او حاضر و ناظر است، پس ما به عنوان یک جامعه دینی، برای رسیدن به آن تمدن نوین اسلامی، نیازمند یک الگوی مدیریتی و جامعه‌شناختی هستیم. در سوره نور، خداوند عوامل رسیدن به این حاکمیت آرمانی را در چند کلمه کلیدی خلاصه می‌کند. اما در دوره امروز که انسان مدرن، از هرگونه «اطاعت محض» فراری است، چطور می‌توانید منطق «عصمت» و اطاعت از رهبر الهی را برای انسان پرسشگر امروز تشریح کنید؟

دغدغه شما، دغدغه انسان امروز است که طعم تلخ استبداد بشری را چشیده و از هر نوع تسلیم شدن در برابر یک انسان دیگر، هراس دارد.

اما بیایید به نسخه‌ای که خداوند در سوره نور برای رستگاری جامعه بشری پیچیده است، نگاهی کنیم. خداوند می‌فرماید: «وَأَقیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطیعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ». این سه ضلع یک مثلث نجات است، یعنی: نماز، برای پاکسازی فرد و اتصال روح به بی‌نهایت؛ زکات، برای مهندسی اقتصاد و زدودن ریشه‌های فقر و تبعیض؛ اطاعت از رسول، برای اینکه این انرژی عظیم معنوی و مادی، در یک مسیر صحیح اجتماعی هدایت شود.

چرا اطاعت؟

دقت کنید معنی اطاعت در اسلام با آن چیزی که امروز بین مردم و مسئولان رایج است، فرق دارد. در منطق اسلام اطاعت از پیشوای معصوم، به معنی سلب اختیار و آزادی نیست. بلکه پناه بردن به یک راهنمای بی‌خطا در طوفان فتنه‌هاست. اصل «عصمت» هم یک امتیاز جادویی نیست. این تصور غلط است که ما عصمت را یک جادوی خدایی بدانیم.

عصمت نتیجه علم حضوری و اتصال تام وجود معصوم به عالم غیب است. انسانی که پرده‌های تاریک ماده را دریده و به شهود حقایق هستی رسیده است، وقتی فرمانی می‌دهد، بر اساس نقشه دقیق مهندس هستی عمل می‌کند. اطاعت از او، در واقع اطاعت از عقلانیت محض و فرار از استبداد هوای نفس حاکمان ظالم است.

وقتی جامعه این سه عامل را درونی کرد، در طیف رحمت خدا قرار می‌گیرد و این، مقدمه رسیدن به مظهریت اسم «الرحمن» است. اما این فرآیند تکاملی و اطاعت آگاهانه، نیازمند یک موتور محرک دائمی است. ما نمی‌توانیم در خانه خودمان بنشینیم و فقط به آینده دل خوش کنیم. در اینجا مفهوم «انتظار» وارد میدان می‌شود. اما نه آن انتظاری که در فرهنگ عامیانه ما گاهی به انفعال و گوشه‌گیری تعبیر شده است.

اینجاست که چند نظر مطرح می‌شود. اینکه آیا انتظار در فرهنگ شیعه، یک احساس قلبی صرف است یا یک کنش اجتماعی تمام‌عیار؟ و اگر یک کنش است، شاخصه‌های یک منتظر واقعی در سبک زندگی فردی و اجتماعی‌اش چگونه باید باشد.

دقیقاً به نقطه دردناک فرهنگ دینی ما اشاره کردید. متاسفانه گاهی «انتظار» را با «انفعال» اشتباه گرفته‌ایم. با تکیه بر روایات و به ویژه توصیفاتی که قرآن از «عبادالرحمن» دارد، چگونه می‌توانید انتظار را به عنوان یک «رفتار عملی و انقلابی» تعریف کنید؟

بسیار عالی. بیایید یک بار برای همیشه این سوءتفاهم تاریخی را کنار بزنیم. در روایات معتبر، از انتظار فرج نه به عنوان «برترین نیّت‌ها» یا «عالی‌ترین اندیشه‌ها» بلکه به عنوان «أفضلُ الأعمال» (برترین کارها و افعال) یاد شده است.

کلمه «عمل» بار حرکت و تغییر وضعیت موجود را در خود دارد. لقب «منتظَر» برای امام در واقع آینه‌ای است که وظیفه «منتظِران» را نشان می‌دهد. وظیفه ما حفظ ایمان به عالم غیب در عصر سیطره ماتریالیسم، کسب معرفت عمیق به جایگاه ولایت و حفظ اسرار تشیع در پیچ‌وخم فتنه‌هاست. این‌ها هیچ‌کدام با خواب و بی‌تفاوتی به دست نمی‌آید.

آیا این انسان عمل‌گرا در دوران غیبت امام زمان (عج) در قرآن ترسیم شده است؟

بله؛ برای ترسیم چهره این انسان عمل‌گرا باید به تابلوی بی‌نظیر «عبادالرحمن» در سوره فرقان نگاه کنیم. خداوند، بندگان منتظر ظهور حضرت ولیّ‌عصر (عج) را این طور ترسیم می‌کند: «کسانی که در زمین با تواضع و سبکباری راه می‌روند، در برابر جهل جاهلان با سلامت نفس و گذشت برخورد می‌کنند، و شب‌ها در خلوت با خدا، دغدغه رستگاری همگان را دارند.» این‌ها همان‌هایی هستند که در رفتار و منش و همه کارها، میانه‌رو هستند و از هرگونه گناه، شرک و بیهودگی که به پیکره جامعه لطمه می‌زند، روی‌گردان‌اند.

دقت کنید؛ این اوصاف نشان می‌دهد که یک منتظر واقعی، یک راهب گوشه‌نشین نیست؛ انسان منتظر در متن جامعه فعالیت می‌کند و در همه رفتار و کارهایش تعهد و مسئولیت و کنشگری دینی دارد. چنین فردی برای ظهور تلاش می‌کند تا ظرفیت جامعه را با بندگی خدا و قرار گرفتن در مسیر مستقیم بالا ببرد.

در همین راستا، لقب «قائم» برای امام زمان (عج) به معنی قیام‌کننده و بیدارگر است، اما ایشان در غیبت به سر می‌برند. بسیاری از منتقدان می‌پرسند غیبت چه نسبتی با قیام دارد؟ اگر ایشان غایب‌اند، چگونه می‌توانند جامعه انسانی را بیدار کنند؟

برای پاسخ به این شبهه، باید از سطح ظاهری کلمات عبور کنیم و به عمق هستی‌شناسی ولایت نفوذ کنیم. خواجه عبدالله انصاری، اولین منزل سلوک الی‌الله را «یقظه» یا همان بیداری می‌داند و به آیه «أَنْ تَقُومُوا للَّه مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ » استناد می‌کند.

قیام برای خدا، یعنی هوشیار شدن به این حقیقت که انسان در این کاروانسرای دنیا رها نشده است. «قائم» یعنی کسی که برپادارنده حق است، حتی اگر تمام عالم بر خلاف او بچرخند.

اما درباره غیبت؛ بیایید به تاریخ صدر اسلام بنگریم. امیرالمؤمنین امام علی (ع) بیست و پنج سال تمام، از خلافت ظاهری دور ماند و در خانه‌اش را بر روی مردم بست. آیا این غیبت، ذره‌ای از جایگاه او به عنوان «ولی‌الله» و «داعی‌الی‌الله» کم کرد؟ خیر.

غیبت، یک سنت الهی برای حفظ جان امام و آزمایش بصیرت مردم است. خورشید پشت ابر، هرچند دیده نمی‌شود، اما این زمین است که از جاذبه او بهره می‌برد و حیاتش را مدیون اوست. امام حتی در غیبت هم «داعی» و دعوت‌کننده به سوی خیر مطلق است.

طور دیگری بگویم. ماهیت دین چیزی جز دعوت به سوی خیر محض نیست. پیامبر و امام در حقیقت وجودی خود، تجسم این دعوتند. غیبت جسمانی مانع از جریان نور ولایت در جامعه نمی‌شود. بلکه برعکس، این غیبت موتور محرک بیداری یقظه در دل شیعیان است. آنها می‌دانند که برای رسیدن به آن بیداری بزرگ باید از همین امروز، در مکتب این معلم غایب حاضر، تلاش کنند و درس صلاح و اصلاح را بیاموزند.

این کلمه «صلاح» ما را به یکی از زیباترین و پرمعناترین کنیه‌های امام زمان (عج) می‌رساند؛ کنیه‌ای که راز وراثت زمین و شرط تحقق آن تمدن بزرگ را در خود پنهان کرده است. بیایید از منظر «اباصالح» این موضوع را بررسی کنیم. می‌دانیم که «اباصالح» یعنی پدر صالحان. این لقب بار عاطفی و در عین حال بار سنگین مسئولیتی را بر دوش ما می‌گذارد. چرا «پدر»؟ و این لقب چگونه با وعده قطعی قرآن مبنی بر به ارث بردن زمین توسط صالحان پیوند می‌خورد و مسیر رسیدن به آن آرمان‌شهر جهانی را ترسیم می‌کند؟

در ادبیات قرآن کلمه «أب» فقط نشان‌دهنده یک نسبت ژنی و مادی نیست، بلکه نماد ریشه، اصالت، سرپرستی و معماری یک هویت است. همان طور که از حضرت ابراهیم به عنوان «پدر» معنوی تمام انبیاء و موحّدان یاد می‌شود: «ملَّةَ أَبیكُمْ إبْرَاهیمَ »، امام زمان هم «اباصالح» است؛ یعنی الگو و سرچشمه هر حرکت اصلاحی واقعی در عالم. او پدری است که فرزندانش را با تزکیه و تأسی به خود پرورش می‌دهد.

از طرف دیگر این نکته هم مهم است، اینکه خداوند در قرآن یک قانون تغییرناپذیر در تاریخ را بیان می‌کند: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا منْكُمْ وَعَملُوا الصَّالحَات لَیَسْتَخْلفَنَّهُمْ فی الْأَرْض ». دقت کنید وراثت زمین، یک موهبت رایگان و بدون شرط نیست. شرطش ترکیب ایمان و عمل صالح است. عمل صالح هم فقط یک کار خوب ساده نیست، بلکه عملی است که هم حسن فاعلی (انجام از روی خلوص و معرفت) داشته باشد و هم حسن فعلی (انجام به درست‌ترین روش و در مناسب‌ترین زمان).

انسان فطری وقتی به برزخ اعمال خود نگاه می‌کند، حسرت می‌خورد که چرا فرصت عمرش را صرف کارهای بیهوده کرده و آرزوی بازگشت می‌کند تا «عَمَلًا صَالحًا» انجام دهد. حضرت اباصالح به ما می‌آموزد که نمی‌توان با ابزار فساد، جامعه‌ای صالح ساخت. نمی‌شود با دروغ، تهمت و بی‌قیدی، منتظر ظهور منجی بود.

پدر صالحان به ما می‌گوید که اگر می‌خواهید وارثان زمین باشید، باید از همین امروز در مدار صلاح فردی و اجتماعی بچرخید. هر گره‌ای که شما از کار یک مؤمن باز می‌کنید، هر دروغی که ترک می‌کنید و هر تلاشی که برای اصلاح محیط اطراف خود می‌کنید، در واقع لبیک است به حضرت اباصالح و تلاش به سوی آن حکومت جهانی است.

این حکومت جهانی، در نهایت، تجلی چه صفتی از خداوند خواهد بود؟

به اوج این گفت‌وگو رسیدیم: «خلیفه‌الرحمن».

به نام خداوند بخشنده مهربان. ما بحث را با رحمت آغاز کردیم و به رحمت ختم می‌کنیم. «خلیفه‌الرحمن» یعنی نماینده خدا بر روی زمین، نه برای انتقام‌جویی، نه برای اعمال قدرت، بلکه برای جاری کردن «رحمت واسعه».

در نظام‌های بشری حاکمیت بر پایه زور، سرمایه یا آرای اکثریت استوار است که همگی رنگ تغییر و زوال دارند. اما حاکمیت خلیفه‌الرحمن بر پایه مهربانی مطلق الهی بنا شده است.

خداوند در وعده استخلاف، سه دستاورد بزرگ را تضمین می‌کند: امنیت روانی و اجتماعی، تمکین دین و رسیدن به توحید خالص: «یَعْبُدُونَنی لَا یُشْركُونَ بی شَیْئًا ». عدالت در عصر ظهور فقط به معنای تقسیم مساوی ثروت یا اجرای خشک قوانین حقوقی نیست؛ بلکه عدالت وجودی است. یعنی هر موجودی در جایگاه واقعی و شایسته خود قرار بگیرد. چشم‌ها عادلانه می‌بینند، گوش‌ها عادلانه می‌شنوند و قلب‌ها، بدون کینه و حسادت، عادلانه می‌تپند.

در حال حاضر ما در عصر تکثیر وحدت زندگی می‌کنیم، یعنی پراکندگی، تضاد و چندپارگی. اما در عصر ظهور «توحید کثره» رخ می‌دهد. یعنی تمام استعدادهای متنوع، قومیت‌ها و رنگ‌ها بدون اینکه هویت خود را از دست بدهند، مثل پرتوهای یک منشور به یک مرکز واحد نورانی برمی‌گردند. انسان، چهره خدا را در آینه چهره امام خود خواهد دید.

انتهای پیام/  


۲۱ ساعت قبل / سایت تابناک

محفل اربعین؛ به یاد قرآنی‌ترین رهبر جهان اسلام

به گزارش تابناک به نقل از ایرنا؛ شب گذشته، عرصه میدان شهدای مشهد میزبان «محفل اربعین» بود؛ برنامه‌ای که با حضور میزبانان برنامه «محفل» و قاریان بین‌المللی برگزار شد تا یاد رهبر شهید انقلاب را با تلاوت قرآن گرامی بدارد. انتخاب این قالب برای مراسم اربعین، فقط یک انتخاب مناسبتی نیست. مشهد، سال‌ها پیش از آنکه نام رهبر شهید با عالی‌ترین جایگاه نظام اسلامی گره بخورد، شاهد بخشی از زندگی قرآنی او بوده است؛ جلسات قرآنی، ارتباط با قاریان و توجهی که بعد‌ها در سطح ملی به گسترش فرهنگ قرآن تبدیل شد.

 

برای فهم اینکه چرا امروز قرآن می‌تواند زبان یک مراسم اربعین باشد، باید به یک سؤال ساده برگشت: قرآن در زندگی رهبر شهید چه جایگاهی داشت که امروز جامعه قرآنی، یاد او را با آیات الهی روایت می‌کند؟

 

پاسخ را می‌توان در مجموعه‌ای از رفتارها، توصیه‌ها و سیاست‌هایی دید که یک ویژگی مشترک دارند: قرآن نباید فقط خوانده شود؛ باید وارد زندگی شود.

 

قرآن باید از روی رحل، وارد زندگی مردم شود

 

در توصیه‌های رهبر شهید انقلاب، بار‌ها بر استمرار ارتباط با قرآن تأکید شده بود؛ ارتباطی که قرار نبود به ماه رمضان، محافل قرآنی یا مناسبت‌های مذهبی محدود بماند. ایشان بر تلاوت روزانه قرآن تأکید داشتند و حتی خواندن چند آیه یا یک صفحه در روز را راهی برای حفظ این ارتباط می‌دانستند.

 

اما این نگاه به قرآن، در توصیه‌های ایشان به قاریان نیز وجه دیگری پیدا می‌کند؛ جایی که اثرگذاری تلاوت بر مخاطب بیش از صرف زیبایی اجرا مورد توجه قرار می‌گیرد. در دیدار سال ۱۴۰۱ با قاریان قرآن، رهبر شهید ۱۴ توصیه درباره تلاوت مطرح کردند؛ از ضرورت پیشروی و تکامل قاری و مهندسی تلاوت پیش از اجرا، تا انتخاب لحن متناسب با مضمون آیات و توجه به کیفیت القای آن به مستمع.

 

در میان این توصیه‌ها، بر یک نکته بیش از همه تأکید شده بود: تلاوت نباید به یک هنر صرف تبدیل شود. ایشان تصریح کردند که «هنر تلاوت باید در خدمت ذکر و دعوت باشد» و قاری باید به‌گونه‌ای بخواند که مستمع متذکر شود و به یاد خدا و قیامت بیفتد. همچنین تأکید داشتند: «وقتی شما قرآن می‌خوانید ایمان مستمعتان بایستی افزایش پیدا کند.»

 

مجموعه این ۱۴ توصیه، تصویری روشن از انتظاری که ایشان از تلاوت داشت ارائه می‌دهد؛ قاری فقط نباید خوب بخواند، بلکه باید بتواند قرآن را به دل و ذهن مخاطب برساند.

 

وقتی اهل قرآن از انس رهبر شهید با قرآن می‌گویند

 

برای شناخت نسبت رهبر شهید انقلاب با قرآن، روایت کسانی که سال‌ها در محافل قرآنی و دیدار‌های جامعه قرآنی با ایشان همراه بوده‌اند، تصویر روشن‌تری ارائه می‌کند؛ روایتی که از یک علاقه شخصی فراتر می‌رود و از حضور قرآن در اندیشه و سبک زندگی ایشان حکایت دارد.

 

محمدمهدی بحرالعلوم، استاد حفظ قرآن و دبیر ستاد راهبری طرح ملی حفظ قرآن کریم، می‌گوید: «این ارتباط به سال‌های پیش از انقلاب بازمی‌گردد؛ زمانی که رهبر شهید در مشهد جلسات قرآن برگزار می‌کردند. این اهتمام پس از انقلاب نیز ادامه یافت؛ از حضور در مسابقات قرآن تا دیدار‌های سالانه با قاریان، حافظان و فعالان قرآنی.»

 

به گفته بحرالعلوم، ایشان حفظ و قرائت را فعالیتی جدا از زندگی نمی‌دانستند، بلکه خود بر اساس قرآن زندگی می‌کردند و دیگران را نیز به چنین سبکی دعوت می‌کردند.

 

آیت‌الله احمد مروی، تولیت آستان قدس رضوی، نیز تأکید می‌کند که قرآن در زندگی رهبر شهید فقط در حد تلاوت نبود؛ آیات قرآن در سخنرانی‌ها، مواضع و جهت‌گیری‌های فکری و اجتماعی او حضور داشت. مروی همچنین گسترش فرهنگ قرآنی و تربیت نسل جدیدی از قاریان و حافظان را از آثار این اهتمام می‌داند.

 

سیدعلی سرابی، قائم‌مقام شورای عالی قرآن، نیز مهم‌ترین مطالبه قرآنی رهبر شهید را ساخت جامعه‌ای مأنوس و عامل به قرآن می‌داند؛ جامعه‌ای که قرآن را نه فقط بخواند، بلکه آن را در زندگی فردی و اجتماعی خود به کار بگیرد. از نگاه او، همین هویت قرآنی بود که رهبر شهید را برای بسیاری از جوانان جهان اسلام، فراتر از یک رهبر سیاسی و به عنوان شخصیتی تربیت‌یافته در مکتب قرآن معرفی کرد.

 

محفل اربعین؛ روایتی قرآنی از یک رهبر قرآنی / محفل اربعین؛ به یاد قرآنی‌ترین رهبر جهان اسلام

 

«زندگی با آیه‌ها»؛ تحقق یک خواست قرآنی رهبر شهید

 

اینکه قرآن فقط خوانده شود، پایان این مسیر نیست؛ مسئله اصلی، ماندن آیات در ذهن و رسیدن آنها به موقعیت‌های واقعی زندگی است؛ اینکه انسان در مواجهه با مسائل مختلف، بتواند آیه‌ای از قرآن را به یاد بیاورد و با معنای آن ارتباط برقرار کند. حجت‌الاسلام محمد قمی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، می‌گوید این همان دغدغه‌ای بود که رهبر شهید انقلاب بار‌ها بر آن تأکید داشتند؛ اینکه مفاهیم قرآن به مسلمات ذهنی جامعه تبدیل شود و مردم برای مسائل مختلف زندگی، به آیات قرآن رجوع کنند.

 

در امتداد همین دغدغه، نهضت مردمی «زندگی با آیه‌ها» شکل گرفت؛ حرکتی که بنا داشت قرآن را از محدوده تلاوت فراتر ببرد و به متن زندگی مردم بیاورد. قمی تأکید می‌کند که این حرکت، صرفاً یک برنامه برای بیشتر خواندن قرآن نبود، بلکه قرار بود جامعه با قرآن زندگی کند؛ هدفی که مورد تشویق و تحسین رهبر شهید قرار گرفت و ایشان از خادمان این عرصه حمایت و تقدیر کردند.

 

به گفته رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، اصل این حرکت به عنایت رهبر شهید بازمی‌گردد و ایشان از شکل‌گیری آن خرسند بودند. به گفته قمی نهضت ملی زندگی با ایه‌ها اکنون بیش از ۴۰ میلیون نفر را مخاطب خود کرده است؛ گستره‌ای که نشان می‌دهد یک حرکت قرآنی، وقتی با زبان زندگی مردم و با تکیه بر ظرفیت‌های مردمی پیش برود، می‌تواند از مرز محافل رسمی عبور کند و به بخش‌های مختلف جامعه برسد.

 

برای اولین بار در جهان اسلام؛ انتشار تلاوت اعجازانگیز قرآن کریم

 

توسعه دیپلماسی قرآنی از طریق معرفی و ترویج فرهنگ قرآن کریم به عنوان محور وحدت امت اسلامی از جمله مطالبات و منویات رهبر شهید انقلاب بود؛ مطالبه‌ای که در سال ۱۴۰۳ در حکم انتصاب سفیر قرآنی جمهوری اسلامی ایران نیز مورد تأکید قرار گرفت.

 

حاصل این رویکرد، یکی از کم‌سابقه‌ترین پروژه‌های تلاوت قرآن در جهان اسلام است؛ دو سال کار مداوم برای ضبط کامل قرآن کریم، از «فاتحةالکتاب» تا «الناس». در این پروژه، تمام آیات قرآن به‌صورت استودیویی و به شیوه تحقیق ضبط شده و برای نخستین‌بار دوره کامل آن به‌صورت تصویری نیز تولید شده است.

 

ویژگی دیگر اثر، استفاده از مقامات مختلف قرآنی در بخش‌های گوناگون تلاوت است؛ به‌گونه‌ای که مخاطب در شنیدن کل قرآن، با مجموعه‌ای متنوع از ظرفیت‌های موسیقایی تلاوت نیز روبه‌رو می‌شود. این اثر قرار است تمام قرآن را با یک روایت صوتی و تصویری واحد در اختیار مخاطب قرار دهد و قطعات آن به‌تدریج در بستر‌های مختلف منتشر خواهد شد.

این پرونده سرانجام جمعه ۲۳ مردادماه بسته شد؛ روزی که شاکرنژاد در پیامی نوشت:

 

«امروز ۲۳ مرداد ۱۴۰۵ مهم‌ترین پرونده عمرم بسته شد. یک دوره کامل تلاوت استودیویی قرآن کریم از «فاتحةالکتاب» تا «الناس» سجده شکر بر خداوندی که این توفیق را ارزانی داشت...

 

امیدوارم این مجموعه شایسته گوشه چشم پیامبر اکرم و خاندان پاک آن حضرت باشد؛ و تشکر از خانواده محفل که همراه این مسیر بودند.

 

همچنین لازم می‌دانم از کسی که حتی تا آخرین روز‌های عمر شوق بزرگی برای من و همه اهالی قرآن این مرز و بوم بود یاد کنم «شهید آیت‌الله سیدعلی حسینی خامنه‌ای» برای ایشان بالاترین درجات بهشت و همنشینی با بهترین بندگان را آرزو می‌کنم.

 

ان‌شاءالله مقبول قرآن کریم و موجب رضایت امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه الشریف واقع شود.»




 اهدای نشان افتخاری «قلب سارایوو» و بزرگداشت کارنامه سینمایی اصغر فرهادی
۱۵ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

اهدای نشان افتخاری «قلب سارایوو» و بزرگداشت کارنامه سینمایی اصغر فرهادی

اصغر فرهادی، فیلمساز شناخته‌شده ایرانی و برنده دو جایزه اسکار، در سی‌ودومین جشنواره فیلم سارایوو حضور یافت و جایزه افتخاری «قلب سارایوو» را دریافت کرد.

 محکومیت خواننده‌ زن به 4 سال حبس
۶ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

محکومیت خواننده‌ زن به 4 سال حبس

آرمان امروز : هیوا سیفی‌زاده که در جریان تک‌خوانی در «عمارت روبرو» در اسفند ۱۴۰۳ بازداشت شده بود، اعلام کرد در دادگاه بدوی برای او حکم چهار سال حبس صادر شده است. هیوا سیفی‌زاده که در جریان تک‌خوانی در «عمارت روبرو» در اسفند ۱۴۰۳ بازداشت شده بود، اعلام کرد در دادگاه بدوی برای او حکم [ ]

 انیمیشن چینی سودآورترین فیلم تاریخ سینما شد
۱۷ ساعت قبل / سایت هم میهن

انیمیشن چینی سودآورترین فیلم تاریخ سینما شد

انیمیشن چینی Niu Lai با بودجه‌ای ناچیز و فروش میلیونی، لقب سودآورترین اثر تاریخ سینما را به خود اختصاص داد.

 آغاز فصل سوم «کارآگاه علوی»
۶ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

آغاز فصل سوم «کارآگاه علوی»

سریال «کارآگاه علوی» به کارگردانی سیدجمال سیدحاتمی روی آنتن رفت. فصل اول این مجموعه در سال ۱۳۷۵ و فصل دومش در سال ۱۳۸۷ روی آنتن رفت و توانست توجه مخاطبان را به خود جلب کند. این مجموعه حالا پس از نزدیک به دو دهه به ایستگاه فصل سوم رسیده است.

 اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت
۱۷ ساعت قبل / سایت تابناک

اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت

اصغر فرهادی، کارگردان ایرانی و برنده دو جایزه اسکار، در مراسمی در تئاتر ملی سارایوو، جایزه افتخاری «قلب سارایوو» را به پاس «سهم برجسته‌اش در هنر سینما» دریاف...

 جایگاه آموزش هنر در حکمرانی فرهنگی
۱۵ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

جایگاه آموزش هنر در حکمرانی فرهنگی

آموزش به عنوان زیربنای مستحکم حوزه فرهنگ و هنر محسوب می شود و از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است، بنابراین آموزش هنر بایستی در سیاستگذاری و خط مشی گذاری فرهنگیِ کشور مورد توجه جدی متولیان و سیاستگذاران قرار گیرد.