
رسانه ها
به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، در سالهای اخیر درباره رابطه ایران و چین دو تصویر تقریباً متضاد در فضای عمومی ما شکلگرفته است. در یک تصویر، چین قدرتی است که میتواند بخش بزرگی از محدودیتهای ناشی از تحریم را برای ایران بیاثر کند؛ بازاری بزرگ برای نفت و محصولات ایرانی، منبع سرمایه برای پروژهها و شریکی که به دلیل رقابت با آمریکا باید در کنار ایران بایستد. در تصویر مقابل، هر بار که بخشی از این انتظارات محقق نمیشود، نتیجه گرفته میشود که چین شریک قابلاعتمادی نیست. به اعتقاد من، هر دو تصویر بخشی از واقعیت را نادیده میگیرند.
چین برای ایران یک شریک بسیار مهم است. این کشور یکی از اصلیترین مقاصد نفت ایران است، بازار مهمی برای محصولات پتروشیمی ما محسوب میشود و در شرایطی که مسیرهای معمول تجارت خارجی ایران محدود شده، حفظ رابطه اقتصادی با چین اهمیت راهبردی دارد؛ اما شریک مهم الزاماً به معنای متحدی نیست که حاضر است هزینههای ما را بپردازد. سیاست خارجی چین پیچیدهتر از این معادله است. پکن همزمان که با آمریکا رقابت میکند، رابطه اقتصادی خود با واشنگتن را نیز حفظ کرده است؛ بهطوریکه حجم تجارت چین و آمریکا همچنان صدها میلیارد دلار در سال است؛ بنابراین منطقی نیست انتظار داشته باشیم چین برای گسترش رابطه با ایران، وارد یک تقابل مستقیم و پرهزینه با آمریکا شود. این واقعیت را میتوان در حوزه بانکی هم دید.
در ماههای اخیر گاهی از پیوستن بانکهای ایرانی به سامانه پرداخت بینبانکی فرامرزی چین، موسوم به CIPS، بهگونهای صحبت شده که گویی با این اتصال، مشکل نقلوانتقال پول ایران حل میشود. CIPS بدون تردید یکی از مهمترین زیرساختهای پرداخت فرامرزی به یوان است و تا پایان ژوئن 2026 بیش از 210 عضو مستقیم و بیش از 1600 عضو غیرمستقیم داشته؛ اما CIPS کلیدی برای خاموشکردن تحریمها نیست.
بانکی که بخواهد عضو این سامانه شود باید الزامات فنی، تسویه یوان، مدیریت نقدینگی، اعتبارسنجی و کنترل ریسک را بپذیرد؛ در نتیجه مسئله فقط این نیست که ایران درخواست عضویت بدهد. سؤال مهمتر این است که کدام بانک بزرگ چینی حاضر است رابطه مالی لازم را بپذیرد و ریسک تحریمهای ثانویه را مدیریت کند. تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده حتی شرکتها و بانکهای چینی، در صورت …












