
استانها
به گزارش خبرنگار تسنیم از مهران، مرز مهران این روزها فقط یک گذرگاه نیست؛ ایستگاه دلدادگی است. جایی که میلیونها دل، فارغ از سن، زبان، ملیت و فاصله، در یک مقصد مشترک به هم میرسند؛ مقصدی که نامش کربلاست.
در میان انبوه جمعیتی که لحظهبهلحظه از مرز عبور میکنند، کمتر کسی را میتوان یافت که از سختی راه، گرمای هوا یا خستگی سخن بگوید. آنچه در نگاه زائران موج میزند، اشتیاقی است که با هیچ واژهای قابل توصیف نیست؛ اشتیاق رسیدن به حرم مردی که بیش از 14 قرن است دلهای آزادگان جهان را به سوی خود میکشاند.
.
پیرمردی که عصا به دست دارد، آرام قدم برمیدارد و زیر لب زیارت عاشورا زمزمه میکند. میگوید: اگر هزار بار هم توان راه رفتن را از من بگیرند، باز هم خودم را به این مسیر میرسانم. این راه، راه دل است؛ نه راه پا.
چند قدم آنسوتر، جوانی که پرچم «یالثارات الحسین» را بر دوش دارد، با لبخندی از میان جمعیت عبور میکند و میگوید: «خیلیها فکر میکنند ما برای یک سفر آمدهایم؛ اما حقیقت این است که ما برای تجدید عهد آمدهایم؛ عهدی با امام حسین(ع)، با حقیقت و با راهی که در عاشورا آغاز شد و تا امروز ادامه دارد.»
امسال نیز همانند سالهای گذشته، نه تهدیدها توانستند از شمار عاشقان بکاهند و نه فضاسازیهای دشمنان توانستند در اراده زائران خللی ایجاد کنند. در میان جمعیت، این جمله بارها و بارها تکرار میشود؛ جملهای که گویی زبان مشترک همه عاشقان است: از جنگ نمیترسیم؛ عشق امام حسین(ع) از هر تهدیدی بزرگتر است.
یکی از زائران که همراه خانوادهاش راهی کربلاست، میگوید: وقتی نام حسین(ع) در میان باشد، ترس معنا ندارد. ما آمدهایم تا نشان دهیم مسیر عاشورا با هیچ تهدیدی متوقف نمیشود. این عشق، مرز نمیشناسد و با هیچ قدرتی خاموش نمیشود.
زن میانسالی که اشک در چشمانش حلقه زده، دست دختر خردسالش را محکم گرفته و میگوید: «فرزندم باید از کودکی یاد بگیرد که راه حسین(ع)، راه عزت و آزادگی است. ما این مسیر را فقط برای زیارت نمیآییم؛ آمدهایم تا این فرهنگ را نسل به نسل منتقل کنیم.»
در میان ازدحام جمعیت، پرچمهای سرخ و سیاه در باد به اهتزاز درآمدهاند و نوای «لبیک یا حسین» از هر سو شنیده میشود. …






