قیمت طلا امروز




 خبرگزاری تسنیم / ۳۷ ساعت قبل

ستون فقرات آرامکو در بانک اهداف یمن/ اهمیت حمله به پالایشگاه جیزان - تسنیم

پالایشگاه جیزان که در بانک اهداف یمن قرار گرفته جایگاه ویژه‌ای در پروژه‌های اقتصادی عربستان دارد.
 ستون فقرات آرامکو در بانک اهداف یمن/ اهمیت حمله به پالایشگاه جیزان - تسنیم

بین الملل

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، در چارچوب معادلات صنعا علیه عربستان سعودی، نیروهای مسلح یمن هفته‌هاست که علاوه بر محاصره دریایی ضد سعودی‌ها، به هدف قرار دادن تاسیسات حیاتی انرژی آنها نیز ادامه می‌دهند که از جمله برجسته‌ترین آنها پالایشگاه جیزان است.

اما انتخاب این هدف از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا این پالایشگاه یکی از مهمترین پروژه‌های اقتصادی بزرگ در عربستان سعودی به شمار می‌رود. پالایشگاه جیزان یک پروژه عظیم نفتی متعلق به شرکت آرامکوی سعودی در منطقه اقتصادی جیزان، واقع در دریای سرخ در سواحل غربی عربستان سعودی، ساخته شده است.

ستون اقتصاد عربستان در بانک اهداف یمن

این پالایشگاه یک پروژه بزرگ و ستون اساسی اقتصاد عربستان سعودی محسوب می‌شود و به عنوان محرک اصلی سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در آینده عربستان عمل می‌کند.

این پالایشگاه در شهر صنعتی جیزان ، مشرف به دریای سرخ در جنوب غربی عربستان سعودی واقع شده است و با مساحت 12 کیلومتر مربع،ظرفیت پالایش 400000 بشکه در روز را به همراه یک ترمینال و یک کارخانه فرآوری گاز یکپارچه دارد.

پالایشگاه جیزان هنگام کار با ظرفیت کامل برای تولید طیف وسیعی از محصولات، از جمله بنزین و گازوئیل با گوگرد بسیار کم، بنزن و پارازایلین طراحی شده است و همچنین خوراک یک نیروگاه سیکل ترکیبی یکپارچه و گازی‌سازی را که برق و گازهای صنعتی تولید می‌کند، تأمین می‌کند.

همچنین به عنوان بخشی از استراتژی توسعه پالایش، فرآوری و بازاریابی آرامکوی سعودی، این پالایشگاه پنجمین پالایشگاه کاملاً متعلق به عربستان است که به تأمین تقاضای این کشور برای محصولات تصفیه شده و برق و حمایت از رشد اقتصادی کمک می‌کند.

اما علاوه بر پالایشگاه و تأسیسات مرتبط با آن، آرامکوی سعودی در حال اجرای تعدادی پروژه کلیدی و پشتیبانی است. این موارد شامل توسعه زیرساخت‌های شهر صنعتی جیزان برای صنایع اولیه و پایین‌دستی، ساخت یک کارخانه گازسازی یکپارچه، ساخت یک نیروگاه تولید برق، یک بندر تجاری و یک کارخانه نمک‌زدایی، و همچنین گسترش جاده‌ها، شبکه‌های آب و فاضلاب و تأمین برق است.

این پروژه‌ها در کنار هم، پایه محکمی برای سرمایه‌گذاری در صنایع سنگین و ثانویه، پتروشیمی، متالورژی و سایر سرمایه‌گذاری‌ها که از منابع معدنی و کشاورزی منطقه بهره می‌برند، فراهم می‌کنند. حمله پهپادی ارتش یمن به پالایشگاه آرامکو در جیزان عربستان جیزان همچنان در آتش خشم انصاراللّه می‌سوزد

جایگاه ویژه پالایشگاه جیزان در اقتصاد عربستان و چشم‌انداز 2030

به طور کلی پالایشگاه جیزان دارای ویژگی‌های متعددی است که آن را به یکی از مهم‌ترین پالایشگاه‌های عربستان سعودی و منطقه تبدیل می‌کند. از جمله برجسته‌ترین ویژگی‌های آن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

- ظرفیت تولید انبوه، این پالایشگاه را در میان بزرگترین پروژه‌های داخلی شرکت آرامکو قرار داده و جایگاه ممتازی به آن در بخش پالایش انرژی عربستان می‌دهد.

-تولید سوخت‌های پاک و کم گوگرد برای مطابقت با استانداردهای جهانی محیط زیست و کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای، ادغام صنعتی با کارخانه IGCC برای تولید برق، بخار، هیدروژن و گازهای صنعتی از ویژگی‌های بارز این پالایشگاه است.

- این پالایشگاه همسویی کامل با چشم‌انداز 2030 عربستان سعودی با افزایش ارزش افزوده و کاهش وابستگی به صادرات نفت خام دارد و از توسعه اقتصادی در جنوب عربستان با ایجاد هزاران شغل پشتیبانی می‌کند.

-پالایشگاه جیزان با وجود اینکه بزرگترین پالایشگاه عربستان نیست، نقشی متمایز و استراتژیک ایفا می‌کند و از جدیدترین فناوری‌های پالایش یکپارچه استفاده می‌کند و شامل بزرگترین کارخانه گازسازی سیکل ترکیبی IGCC در جهان است.

این پالایشگاه همچنین با برنامه‌های شرکت آرامکو برای افزایش ارزش افزوده و حمایت از توسعه در جنوب، علاوه بر توسعه صنایع انرژی پاک، همسو است.

شرکت آرامکوی سعودی، بزرگترین تولیدکننده نفت جهان، مالک تعدادی پالایشگاه نفت است که برخی از آنها کاملاً متعلق به عربستان و برخی دیگر از طریق سهام است. این شرکت قصد دارد ظرفیت پالایش خود را تا سال 2030 به 8 تا 10 میلیون بشکه در روز افزایش دهد.

شرکت آرامکو قصد دارد طیف گسترده‌ای از فرآورده‌های نفتی را از طریق بهره‌برداری از پالایشگاه جیزان تولید کند که برای بازار داخلی در نظر گرفته شده است و هرگونه مازاد آن صادر می‌شود. این محصولات شامل بنزین، گازوئیل با گوگرد بسیار کم و پارازایلین است.

شرکت آرامکو، نیروگاه وابسته به پالایشگاه جیزان را بزرگترین نیروگاه در نوع خود در جهان توصیف می‌کند که قادر به تولید تقریباً 3.8 گیگاوات برق برای تأمین انرژی صنایع محلی و خانه‌های این منطقه است.

طبق اطلاعات موجود در وب‌سایت آرامکو که توسط واحد تحقیقات انرژی بررسی شده است، پس از این پالایشگاه، تعدادی اسکله دریایی وجود دارد که وظیفه تأمین نفت خام و صادرات فرآورده‌های تصفیه‌شده را بر عهده دارند.

بنابراین، ناظران معتقدند که زیرساخت‌ها و تأسیسات حیاتی نفتی عربستان که خط قرمز این کشور نیز محسوب می‌شود، دیگر مصونیتی در برابر حملات یمنی‌ها نخواهد داشت و اگر ریاض قصد ادامه محاصره و تجاوزاتش علیه یمن را داشته باشد، در واقع به تثبیت معادله بازدارندگی جدید صنعا که مبتنی بر هدف قراردادن مواضع حساس عربستان است، کمک کرده است.

عملیاتهای نظامی که زیرساخت‌های نفتی عربستان سعودی را هدف قرار می‌دهد، از یک روش دقیق و سنجیده مبتنی بر استراتژی فشار اقتصادی تدریجی پیروی می‌کند. این عملیات‌ها با حملات مستقیم به میادین نفتی اصلی یا منابع آنها آغاز نشده‌اند، بلکه از آخرین نقطه در زنجیره‌های توزیع و انتقال نفت خام عربستان سعودی شروع شده و به شرکت‌های نفتی صادرکننده مانند آرامکو رسیده‌اند.

ناظران پیش‌بینی می‌کنند که در صورت ادامه تجاوزات و محاصره عربستان علیه یمن، عملیات‌های صنعا وارد مرحله جدید که بنادر پالایشگاه‌های حیاتی را هدف قرار خواهد داد می‌شود و بعد از آن به میادین نفتی اصلی مانند بقیق، خریص، شیبه و بقیه میادین سعودی خواهد رسید.

علاوه بر آن، عملیات‌های یمن می‌تواند شرکت آرامکو را مجبور به نقدکردن دارایی‌های خود و فروش سهام برای پوشش ضررهای بازار و کسری مالی فزاینده خود کند. باید توجه داشته باشیم که عملیات‌های یمن دیگر محدود به هدف قراردادن تانکرهای نفتی نیست، بلکه به پالایشگاه‌ها و تأسیسات حیاتی عربستان نیز گسترش یافته است و ناگزیر منجر به پر شدن مخازن ذخیره‌سازی محلی باقی‌مانده می‌شود که ظرفیت تقریبی 120 میلیون بشکه را دارند.

انتهای پیام/  



۳۴ دقیقه قبل / روزنامه ستاره صبح

انصارالله یمن: طی دو حمله پهپادی، موقعیت‌های حساس در فرودگاه ابها و تأسیسات آرامکو در عربستان را هدف قرار دادیم

انصارالله یمن اعلام کرد که طی دو حمله پهپادی، موقعیت‌های حساس در عربستان را هدف قرار داده است.

به گزارش انتخاب، انصارالله یمن اعلام کرد که در دو حمله پهپادی، اهدافی را در عربستان سعودی هدف قرار داده‌اند؛ این حملات یک موقعیت حساس در فرودگاه ابها و یک تأسیسات آرامکو در ابها را هدف قرار داده است.

این گروه اعلام کرد که این حملات در پاسخ به نقض حریم هوایی یمن بر فراز استان صعده توسط یک پهپاد سعودی انجام شده است.


۸ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

روابط چین و اسرائیل؛ از ازدواجی در بهشت تا واگرایی راهبردی - تسنیم

بین الملل

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، در تحولی که می‌توان آن را شاخصی برای سنجش تضعیف روابط پکن و تل آویو در بحبوحه درگیری‌های خاورمیانه تلقی کرد، چندی قبل سرکنسولگری اسرائیل در چنگدو تعطیل شده و سرکنسول آن نیز سمت خود را ترک کرده است. این اقدام، در شرایطی انجام می‌شود که چین تعاملات خود با ایران و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را تعمیق کرده است و سیاست گسترده‌تری را در قبال غرب آسیا دنبال می‌کند.

چین و رژیم صهیونیستی طی بیش از سه دهه روابط اقتصادی، فناوری و دیپلماتیک نیرومندی ایجاد کردند که به نظر می‌رسید فراتر از رقابت‌های ژئوپلیتیکی بود. در طول دست کم دو دهه گذشته سرمایه‌گذاری‌های چین به‌سوی شرکت‌های فناوری صهیونیستی سرازیر شد، تجارت دوجانبه رونق گرفت و طرفین از همکاری در حوزه‌هایی گوناگون، از نیمه‌رساناها تا فناوری کشاورزی، بهره بردند. بااین‌حال، رویدادهای اخیر این مناسبات را به‌طور اساسی تغییر داده و تنش‌هایی به وجود آورده است که هیچ‌یک از دو طرف انتظار آن را نداشت.

پس از سه سال اقدام‌های مخرب اسرائیل در غرب آسیا در سایه سیاست جنگ‌های بی‌پایان نتانیاهو، این موضوع اکنون دیگر بر همگان آشکار شده است که سیاست‌های رژیم صهیونیستی به روابط این رژیم با پکن لطمه وارد کرده است. اگرچه این روابط اساساً دچار فروپاشی نشده‌ است، اما تحولات اخیر سایه‌ای سنگین بر مناسبات میان تل‌آویو و پکن افکنده است.

افزایش تنش میان چین و اسرائیل باید در بستر ژئوپلیتیکی گسترده‌تری بررسی شود که فراتر از روابط دوجانبه آن‌هاست. تعمیق روابط پکن با تهران و تشدید رقابت چین با ایالات متحده در کانون این بستر قرار دارند. هر دو روند به‌طور مستقیم بر محیط راهبردی اسرائیل تأثیر می‌گذارند. در سه سال اخیر، روابطی که به زعم نتانیاهو «ازدواجی در بهشت» بود، اکنون با چالش‌های جدی رو به رو شده است.

رقابت آمریکا–چین و محدودیت فناوری در دایره مناسبات پکن-تل‌آویو

در گام نخست شراکت دیپلماتیک و اقتصادی چین و رژیم صهیونیستی با فشار فزاینده‌ای مواجه شده است. در حقیقت افزایش تنش میان واشنگتن و پکن، اسرائیل را ناگزیر کرده است موازنه‌ای دشوار را در پی ریزی روابط خود با چین و آمریکا برقرار کند و در ادامه رابطه‌ای که زمانی همکاری عمل‌گرایانه در زمینه فناوری و تجارت دوجانبه بود، اکنون به محاسبه‌ای پیچیده در عرصه ژئوپلیتیک تبدیل شده است؛ به‌گونه‌ای که این رژیم میان مهم‌ترین متحد خود و یکی از بزرگ‌ترین شرکای تجاری‌اش گرفتار شده است.

مهم‌ترین تأثیر تنش‌های آمریکا و چین بر اسرائیل در بخش فناوری نمایان شده است. برخی تحلیلگران از این شرایط با عنوان «مثلث فناوری آمریکا-چین-اسرائیل» یاد کرده‌اند. در چنین شرایطی واشنگتن فشار بر اسرائیل را برای محدودکردن انتقال فناوری به چین افزایش داده است. این فشارها به‌ویژه در حوزه‌های حساسی مانند نیمه‌رساناها، هوش مصنوعی و فناوری‌های دفاعی اعمال شده است که می‌توانند توانمندی‌های نظامی چین را تقویت کنند.

در سالهای اخیر نگرانی‌های آمریکا درباره دسترسی چین به فناوری‌های اسرائیلی، به‌ویژه فناوری‌های دارای کاربرد دوگانه افزایش یافته است. واشنگتن سازوکارهای گفت‌وگوی جدیدی با اسرائیل ایجاد کرده که به‌طور مشخص بر همکاری‌های فناوری و سیاست در قبال چین تمرکز دارند. این اقدام نشان‌دهنده اهمیتی است که آمریکا برای جلوگیری از انتقال فناوری‌های سودمند برای نوسازی نظامی چین قائل است.

هم‌زمان با تشدید تقابل جهانی واشنگتن با پکن، رژیم صهیونیستی نیز جایگاه خود را به‌طور مشخص در اردوگاه غرب بازتعریف می‌کند. آنچه با تبعیت آرام و تدریجی از محدودیت‌های صادراتی آمریکا و محدودکردن انتقال فناوری به چین در حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی و نیمه‌رساناها آغاز شد، اکنون به بازتنظیم گسترده‌تر تبدیل شده است. از زمان بازگشت دوباره دونالد ترامپ به کاخ سفید، مقابله با نفوذ جهانی چین، ازجمله در خاورمیانه، به یکی از اولویت‌های سیاست خارجی ایالات متحده تبدیل شده است. محدودشدن دسترسی شرکت‌های فناوری اسرائیلی به بازارهای چین هزینه‌هایی نیز داشته است، به‌ویژه با توجه به اینکه اسرائیل در پی تثبیت جایگاه خود به‌عنوان یکی از قطب‌های پیشرو فناوری در جهان است.

در نهایت، تلاش نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی برای مقصر نشان دادن چین در انزوای فزاینده جهانی اسرائیل در سطح بین المللی هم ممکن است بازتاب تلاشی راهبردی برای تقویت همسویی این رژیم با واشنگتن و جلب حمایت تندروهای ضدچین در کنگره آمریکا نیز باشد. برجسته‌کردن موضوع چین نشان‌دهنده تثبیت عمیق‌تر اسرائیل، از نظر گفتمانی و احتمالاً راهبردی، در شکاف گسترده‌تر شرق و غربی است که واشنگتن به آن دامن می‌زند.

طوفان الاقصی، بحران غزه و تغییر محاسبات دیپلماتیک پکن در قبال اسرائیل

سیاست چین در قبال مناقشه اسرائیل و فلسطین مدت‌ها با اجماع بین‌المللی همسو بوده است. پکن از زمان برقراری روابط رسمی دیپلماتیک با رژیم صهیونیستی در سال 1992، موازنه‌ای محتاطانه را حفظ کرده است: از یک سو بر روابط خود با اسرائیل تأکید کرده و از سوی دیگر همواره از راه‌حل دوکشوری مبتنی بر مرزهای پیش از سال 1967، ازجمله تشکیل کشور مستقل فلسطین به پایتختی قدس شرقی، حمایت کرده است.

چین در عین حال به‌عنوان یکی از اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل، گاه از موقعیت خود و همسویی‌ با کشورهای دارای اکثریت جمعیت مسلمان و جنوب جهانی استفاده کرده است تا انزوای نسبی ایالات متحده در مسئله فلسطین را برجسته سازد و از این طریق، تصویر خود را به‌عنوان حامی چندجانبه‌گرایی و حقوق بین‌الملل تقویت کند. چین: اسرائیل باید به آتش بس در غزه پایبند باشد

 

پس از عملیات طوفان الاقصی چین همواره اقدامات اسرائیل در جنگ غزه را به‌مثابه نقض حقوق بین‌الملل محکوم کرده است. لفاظی‌های ضداسرائیلی در چین نیز گاه به افزایش کنش‌های ضد این رژیم در رسانه‌ها و محافل دانشگاهی چین انجامیده است. واکنش پکن به این رویدادها نشان‌دهنده فاصله‌گرفتن آشکار این کشور از موضع نسبتاً بی‌طرفانه پیشین در دهه قبل است. در حقیقت در مقطع کنونی چین به‌جای حفظ موازنه دیپلماتیک، به‌تدریج بیشتر با مواضع حامی فلسطین همسو شده، اقدامات اسرائیل را محکوم و از قطعنامه‌های سازمان ملل در انتقاد از سیاست نظامی اسرائیل حمایت کرده است.

به نظر می‌رسد عملیات رزمندگان مقاومت فلسطین در اکتبر 2023 و واکنش نظامی اسرائیل در غزه، برداشت چین از اسرائیل را به‌طور اساسی تغییر داده است. حمایت پکن از قطعنامه‌های سازمان ملل در انتقاد از اسرائیل و افزایش انتقادهای علنی آن از اقدامات نظامی این رژیم، نشان‌دهنده فاصله‌گرفتن از رویکرد متوازن‌تر پیشین است‌. موضع پکن به‌خوبی با جنوب جهانی، کشورهای دارای اکثریت مسلمان و هدف گسترده‌تر آن برای معرفی خود به‌عنوان صدای جهان درحال‌توسعه هماهنگ است. چین در سازمان ملل اغلب از جایگاه خود برای برجسته‌کردن نقد آنچه «اخلاق گزینشی غرب» می‌نامد، استفاده می‌کند و درخواست‌ خود برای خویشتن‌داری را در برابر حمایت پایدار واشنگتن از اسرائیل قرار می‌دهد.

ایران؛ چالش راهبردی پیش روی آتیه روابط چین و رژیم صهیونیستی

پکن همچنین طی دو سال گذشته بارها حملات اسرائیل به یمن، ایران، سوریه، قطر و لبنان را تقبیح و آن‌ها را اقداماتی تجاوزکارانه و بی‌ثبات‌کننده توصیف کرده است. چین به‌ویژه پس از حملات اسرائیل به ایران در اکتبر 2024، ژوئن 2025 و فوریه 2026 بیانیه‌هایی صریح در دفاع از تهران صادر کرده و خواستار خویشتن‌داری در منطقه شده است. اگرچه چین و ایران متحد رسمی یکدیگر نیستند، اما در عین حال شراکتی راهبردی بر پایه منافع متقابل دارند. پکن، تهران را بازیگری محوری در غرب آسیا و یکی از اجزای مهم ابتکار کمربند و راه می‌داند. ایران نیز همانند چین، نظم تک‌قطبی تحت رهبری ایالات متحده را به چالش می‌کشد. چین: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران نامشروع است

 

محاسبات راهبردی چین نشان‌دهنده علاقه جدی این کشور به حفظ ثبات در ایران و منطقه خلیج فارس است و همین امر مخالفت قاطع آن با هرگونه اقدام نظامی اسرائیل یا آمریکا علیه ایران را توضیح می‌دهد. پکن در همین راستا به ایران در دورزدن تحریم‌ها کمک کرده و بنابر ادعای بسیاری از رسانه‌های غربی پس از دو جنگ اخیر رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران، در بازسازی توانمندی‌های نظامی ایران نیز مشارکت داشته است. در این بین اسرائیل با بدبینی فزاینده‌ای به تعمیق روابط چین و ایران می‌نگرد و همین مسئله به تغییری محسوس در نگرش آن نسبت به پکن کمک کرده است.

شراکت چین با ایران، گسل اصلی رابطه پکن و تل‌آویو به شمارمی‌رود، چرا که چین می‌خواهد ایران باثبات، مقاوم و شکست‌ناخورده باقی بماند. اسرائیل همین معادله را از زاویه‌ای معکوس می‌بیند: حمایت چین از تهران، یکی از خطرناک‌ترین دشمنان اسرائیل را تقویت می‌کند. این تفاوت در چشم‌انداز راهبردی، همکاری اقتصادی پیشین را به اصطکاک ژئوپلیتیک تبدیل کرده است.

تایوان؛ نشانه سیاسی واگرایی در مناسبات پکن-تل‌آویو

در سالهای اخیر، پرونده تایوان چالشی جدید در روابط اسرائیل و چین را رقم زده است. در این چارچوب، اقدام نمادین رژیم صهیونیستی برای نزدیک‌شدن به تایوان شایسته بررسی دقیق است. برای مثال وقتی «بوعز توپوروفسکی»، نماینده کنست رژیم صهیونیستی، در سپتامبر 2025 از تایپه دیدار کرد، پس از ملاقات‌های سطح بالا با مقام‌های ارشد، به‌طور علنی تایوان را «دوست واقعی اسرائیل» خواند. این سفر اگرچه در ظاهر اقدامی در چارچوب دیپلماسی پارلمانی به شمار می‌رفت، اما در عمل حامل پیامی ژئوپلیتیکی، به‌ویژه برای پکن، نیز بود.

دولت چین به‌سرعت این اقدام را محکوم و توپوروفسکی را «دردسرساز» خواند و اعلام کرد اقداما‌ت او اصل چین واحد را نقض کرده است. پکن همچنین هشدار داد که این سفر پیامدهای نامطلوبی برای روابط چین و اسرائیل خواهد داشت. سفیر چین در سرزمین‌های اشغالی نیز با بازنشر محکومیت این سفر از سوی سفارت خود در شبکه‌های اجتماعی، این موضوع را برجسته‌تر کرد. هشدار شدید چین به رژیم اسرائیل: از خط قرمز تایوان عبور نکنید

 

. سفر عضو کنست به تایوان در سپتامبر 2025 و توصیف این جزیره به‌عنوان «دوست واقعی اسرائیل»، امری تصادفی نبود؛ چرا که این اقدام، تحریکی عمدی و پیامی روشن به پکن بود که نشان می‌داد اسرائیل برای تأکید دوباره بر همسویی خود با غرب، حاضر است مخاطرات سیاسی تنش در روابط با پکن را بپذیرد.

چشم‌انداز پیش روی روابط پکن و تل‌آویو

آینده روابط چین و رژیم صهیونیستی بیش از هر چیز به مسیر رقابت آمریکا و چین و تحولات امنیتی غرب آسیا بستگی دارد. تا زمانی که واشنگتن مهم‌ترین شریک امنیتی اسرائیل باقی بماند، تل‌آویو نمی‌تواند بدون درنظرگرفتن حساسیت‌های آمریکا روابط خود با پکن را گسترش دهد. این محدودیت به‌ویژه در حوزه فناوری آشکارتر است. رقابت بر سر هوش مصنوعی، نیمه‌رساناها و فناوری‌های دارای کاربرد دوگانه، همکاری‌هایی را که زمانی بیشتر از منظر اقتصادی دیده می‌شدند، به موضوعی امنیتی تبدیل کرده است.

با این حال، فشار بر روابط پکن و تل‌آویو فقط از واشنگتن ناشی نمی‌شود. جنگ غزه و مواضع چین در حمایت از فلسطین، تعمیق روابط پکن با تهران و مخالفت آن با حملات اسرائیل به ایران، بر فاصله سیاسی دو طرف افزوده است. موضوع تایوان نیز به این اختلاف‌ها اضافه شده و نشان داده است که تنش میان این دو بازیگر دیگر به حوزه تجارت و فناوری محدود نیست. مجموع این تحولات، فضایی را ایجاد کرده است که در آن حتی اختلاف‌های جداگانه نیز معنایی موسع‌تر پیدا می‌کنند.

با این همه، هنوز نمی‌توان از گسست در روابط چین و اسرائیل سخن گفت. منافع اقتصادی همچنان وزن قابل‌توجهی در این مناسبات دارند. فناوری‌های پیشرفته، دانش کشاورزی و فناوری‌های آب در سرزمین‌های اشغالی همچنان برای چین جذاب است و در مقابل، بازار و ظرفیت اقتصادی چین نیز اهمیت خود را برای سردمداران صهیونیست از دست نداده است. به همین دلیل، بعید است دو طرف به‌آسانی از همکاری‌هایی که برای هر دو سودآور است، صرف‌نظر کنند.

مسئله اصلی در لایه دیگری از رابطه قرار دارد. آن اعتمادی که زمانی اجازه می‌داد همکاری اقتصادی و فناوری تقریباً جدا از اختلاف‌های سیاسی پیش برود، به‌تدریج در حال فرسایش است. رژیم صهیونیستی بیش از گذشته خود را در چارچوب ملاحظات امنیتی آمریکا تعریف می‌کند و چین نیز روابطش با ایران، کشورهای عربی و جنوب جهانی را گسترش داده است. در نتیجه، فاصله سیاسی میان پکن و تل‌آویو بیشتر شده است، حتی اگر تجارت میان آن‌ها همچنان ادامه داشته باشد.

دورانی که اسرائیل می‌توانست وابستگی امنیتی خود به آمریکا را با روابط اقتصادی گسترده با چین به‌آسانی جمع کند، تا حدی رو به پایان است. البته فشار واشنگتن در این روند نقش مهمی دارد، اما در عین حال بیانگر همه ماجرا نیست. رفتار دولت اسرائیل نشان می‌دهد که تل‌آویو نیز در سال‌های اخیر همسویی نزدیک‌تر با آمریکا را، حتی با پذیرش برخی هزینه‌ها در روابط با چین، در اولویت قرار داده است.

از سوی دیگر، پکن نیز دلایل کمتری برای حفظ همان سطح از نزدیکی سیاسی گذشته با اسرائیل دارد. جنگ غزه، روابط چین با ایران و تلاش پکن برای تقویت جایگاه خود در میان کشورهای جنوب جهانی، هزینه سیاسی نزدیکی بیش از حد به تل‌آویو را افزایش داده است. به همین دلیل، اختلاف‌های کنونی را نمی‌توان صرفاً تنش‌هایی مقطعی دانست.

احتمالاً روابط این دو بازیگر در سال‌های آینده نه قطع خواهد شد و نه به وضعیت پیشین بازخواهد گشت. همکاری اقتصادی در حوزه‌هایی که حساسیت امنیتی کمتری دارند ادامه پیدا می‌کند، اما در زمینه‌های راهبردی، به‌ویژه فناوری‌های پیشرفته و موضوعات مرتبط با امنیت، فضای همکاری محدودتر خواهد شد. اختلاف بر سر ایران، فلسطین و تایوان نیز همچنان بر رابطه سیاسی دو طرف سایه خواهد انداخت.

در نهایت، آنچه بیش از همه در روابط چین و اسرائیل تغییر کرده، نه ضرورتاً حجم تجارت، بلکه ماهیت رابطه است. منافع اقتصادی هنوز مانع فروپاشی مناسبات شده‌اند، اما بنیان راهبردی آن دیگر استحکام گذشته را ندارد. این‌که پکن و تل‌آویو تا چه اندازه بتوانند اختلاف‌های سیاسی و امنیتی خود را از همکاری اقتصادی جدا نگه دارند، تعیین خواهد کرد این رابطه در سال‌های آینده صرفاً سردتر می‌شود یا به واگرایی عمیق‌تری منجر خواهد شد.

نویسنده: علی ثمودی، کارشناس مسائل چین

انتهای پیام/  


۹ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

رمزگشایی از سه معادله ارتش یمن برای پایان دادن به مداخلات عربستان - تسنیم

بین الملل

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، اعلام سه معادله جدید از سوی «یحیی سریع»، سخنگوی نیروهای مسلح یمن، را نباید صرفا در چارچوب یک تهدید نظامی دیگر علیه عربستان سعودی تحلیل کرد. آنچه در این موضع‌گیری اهمیت دارد، تلاش برای تعریف قواعد جدیدی در تقابل میان صنعا و ریاض است؛ قواعدی که بر اساس آن، عربستان دیگر نمی‌تواند بدون پرداخت هزینه، از محاصره، فشار نظامی و تحرکات نیروهای وابسته خود برای تاثیرگذاری بر معادلات داخلی یمن استفاده کند.

سخنگوی نیروهای مسلح یمن سه محور را مشخص کرده است:

- محاصره در برابر محاصره؛

- هدف قرار دادن تجمعات و تحرکات نیروهای سعودی و مزدوران آنها در داخل یمن؛

- و پاسخ به هرگونه نقض حاکمیت ملی یمن.

این سه محور در هفته‌های اخیر نیز در مواضع نظامی صنعا تکرار شده‌اند.

اهمیت معادله نخست در این است که یکی از مهم‌ترین ابزارهای فشار عربستان علیه یمن را هدف قرار می‌دهد. ریاض در طول سال‌های جنگ، محاصره و محدود کردن مسیرهای ورود و خروج یمن را به عنوان یکی از ابزارهای اصلی فشار بر مردم و دولت صنعا مورد استفاده قرار داده است. اکنون انصارالله تلاش می‌کند همین منطق را در جهت معکوس به کار بگیرد؛ یعنی محاصره یمن دیگر نباید یک اقدام بدون هزینه برای طرف مقابل باشد. اعلام محاصره دریایی عربستان بر اساس معادله «محاصره در برابر محاصره» در تیرماه امسال نیز دقیقا در همین چارچوب صورت گرفت.

در اینجا یک تغییر مهم در منطق تقابل نیزاتفاق افتاده است. پیش از این، عربستان می‌توانست تصور کند که فشار بر بنادر و مسیرهای دریایی یمن، صرفا هزینه‌ای را به طرف یمنی تحمیل می‌کند. اما وقتی صنعا اعلام می‌کند که در برابر محاصره، مسیرهای دریایی مرتبط با عربستان را نیز هدف قرار خواهد داد، هزینه ادامه این سیاست برای ریاض افزایش پیدا می‌کند. حتی اگر این معادله نتواند به صورت کامل محاصره یمن را از میان بردارد، همین که محاصره را از یک ابزار یک طرفه به یک ابزار دو طرفه تبدیل کند، یک تغییر مهم در موازنه فشار ایجاد خواهد کرد.

معادله دوم نیز از همین منطق پیروی می‌کند، اما این بار در سطح زمینی. سخنان یحیی سریع درباره هدف قرار دادن هرگونه تجمع نیرو و تجهیزات سعودی در داخل یمن به این معناست که تحرکات نظامی عربستان و نیروهای وابسته به آن دیگر نمی‌توانند بدون نگرانی از پاسخ مستقیم انجام شوند. در ماه‌های اخیر نیز نیروهای مسلح یمن بر هدف قرار دادن تجمعات، انبارها، خودروها و تجهیزات نیروهای وابسته به عربستان تاکید کرده‌اند.

این مسئله برای عربستان اهمیت ویژه‌ای دارد. ریاض برای اعمال نفوذ در یمن صرفا به حملات مستقیم متکی نیست و بخش مهمی از این نفوذ از طریق نیروهای محلی و ایجاد ظرفیت‌های نظامی در داخل خاک یمن دنبال می‌شود. بنابراین اگر هرگونه اجتماع یا جابه جایی گسترده نیرو با پاسخ نظامی مواجه شود، آزادی عمل عربستان برای ساختن یک واقعیت جدید در میدان کاهش پیدا می کند. در چنین شرایطی، افزایش نیرو لزوما به معنای افزایش قدرت نخواهد بود؛ زیرا خود تجمع نیرو می‌تواند به یک نقطه آسیب‌پذیر تبدیل شود.

اما شاید مهم ترین بخش این سه گانه، معادله سوم باشد؛ یعنی پاسخ به هرگونه نقض حاکمیت یمن. این مسئله در واقع چارچوب سیاسی دو معادله دیگر را مشخص می کند. انصارالله تلاش دارد تقابل کنونی را صرفا به عنوان یک جنگ داخلی میان گروه های یمنی تعریف نکند، بلکه آن را در چارچوب مقابله با مداخله خارجی و دفاع از حاکمیت ملی قرار دهد. در این نگاه، حضور نیروهای سعودی، حمایت از نیروهای وابسته به ریاض و تلاش برای تحمیل یک وضعیت سیاسی یا نظامی از خارج، بخشی از مسئله اشغال و مداخله خارجی در یمن است.

از همین زاویه، سه معادله اعلام شده را باید در کنار هم مورد ارزیابی قرار داد. محاصره در برابر محاصره، فشار اقتصادی و دریایی عربستان را هدف قرار می‌دهد؛ هدف قرار دادن اجتماعات وابسته سعودی، آزادی عمل نظامی ریاض را محدود می‌کند؛ و دفاع از حاکمیت ملی نیز مبنای سیاسی این اقدامات را شکل می‌دهد. بنابراین موضوع فقط این نیست که انصارالله چه اهدافی را می‌تواند مورد حمله قرار دهد. مسئله اصلی این است که صنعا می‌خواهد برای رفتار عربستان یک هزینه دائمی و قابل پیش‌بینی ایجاد کند.

اگر این معادلات در میدان تثبیت شود، تاثیر آن تنها به عرصه نظامی محدود نخواهد ماند. عربستان در سال‌های گذشته تلاش کرده است از ترکیب فشار نظامی، محاصره و نفوذ سیاسی، موقعیت خود را در معادلات یمن حفظ کند. اکنون انصارالله در تلاش است این ترکیب را از بین ببرد و نشان دهد هر کدام از این ابزارها می‌تواند با یک پاسخ متقابل روبرو شود. در چنین شرایطی، ادامه مداخله برای ریاض پرهزینه‌تر خواهد شد و امکان استفاده از فشار نظامی برای تحمیل خواسته‌های سیاسی کاهش پیدا می‌کند.

البته تثبیت این معادلات به سادگی اتفاق نخواهد افتاد. عربستان همچنان از ظرفیت‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی قابل توجهی برخوردار است و می‌تواند برای تغییر شرایط میدان، مسیرهای مختلفی را امتحان کند. اما مسئله مهم این است که صنعا دیگر صرفا در حال واکنش به اقدامات عربستان نیست؛ بلکه تلاش می‌کند برای اقدامات ریاض چارچوب پاسخ تعریف کند. این تفاوت کوچکی نیست و می‌تواند در ادامه، بر محاسبات طرف مقابل تاثیر بگذارد.

در نهایت، هدف اصلی این سه معادله را باید در کاهش آزادی عمل عربستان در یمن جستجو کرد. اگر انصارالله بتواند محاصره متقابل را حفظ کند، تحرکات نظامی سعودی و مزدوران آن را با هزینه مواجه سازد و هرگونه نقض حاکمیت یمن را مستقیما پاسخ دهد، عملا بخشی از ابزارهایی که عربستان برای ادامه نفوذ خود در یمن در اختیار دارد، کارایی خود را از دست خواهد داد. پیوندهای ژئوپلیتیکی روسیه و محور مقاومت در آوردگاه یمن از جنگ مستقیم تا فتنه‌افکنی؛ فرار عربستان از مسئولیت یک دهه جنگ در یمن

 

از این منظر، سه معادله اعلام شده را باید فراتر از یک بیانیه نظامی دید. این معادلات تلاشی برای تبدیل توان نظامی یمن به یک اهرم سیاسی است؛ اهرمی که در نهایت می‌تواند عربستان را میان دو انتخاب قرار دهد: ادامه مداخله با پذیرش هزینه‌های فزاینده، یا کاهش حضور و حرکت به سمت یک راه‌حل سیاسی که در آن حاکمیت یمن بر سرنوشت خود به رسمیت شناخته شود. اگر گزینه دوم بر اثر تحولات میدان به انتخاب اجتناب‌ناپذیر ریاض تبدیل شود، سه معادله جدید صنعا می‌توانند نه فقط یک ابزار بازدارندگی، بلکه یکی از مهم‌ترین گام‌ها برای پایان دادن به سال‌ها مداخله و اشغالگری عربستان در یمن باشند.

نویسنده: احمد حاجی صادقیان، کارشناس مسائل یمن

انتهای پیام/  




 کوشنر با چراغ صلح آمد، اما سایه جنگ ماند
۱۵ ساعت قبل / سایت نورنیوز

کوشنر با چراغ صلح آمد، اما سایه جنگ ماند

سفر جرد کوشنر به مصر و سرزمین‌های اشغالی، در ظاهر برای احیای طرح صلح غزه انجام شد؛ اما همزمانی گفت‌وگو با حماس و حمایت از شروط تل‌آویو، دوگانگی راهبرد آمریکا و نیاز ترامپ به دستاوردسازی سیاسی را آشکارتر هم کرد.

 ثروتمندترین مرد آسیا به حبس ابد محکوم شد
۱۳ ساعت قبل / سایت هم میهن

ثروتمندترین مرد آسیا به حبس ابد محکوم شد

بنیان‌گذار گروه «اورگرند» چین که زمانی ثروتمندترین مرد آسیا بود، روز پنجشنبه از سوی دادگاهی در چین به حبس ابد محکوم شد؛ پنج سال پس از آنکه فروپاشی این شرکت، اقتصاد و بازارهای مالی چین را تحت تاثیر قرار داد.

 فرودگاه بن‌گوریون تعطیل شد
۱۲ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

فرودگاه بن‌گوریون تعطیل شد

اعتصاب کارکنان، فرودگاه بن‌گوریون را تعطیل و ۱۰۰ هزار مسافر را سرگردان کرد. وزیر رژیم صهیونیستی کارگران را به گروگان‌گیری متهم کرد و خواستار مجازات آن‌ها شد.

 وقوع سانحه هوایی مرگبار در آمریکا
۵ ساعت قبل / سایت تابناک

وقوع سانحه هوایی مرگبار در آمریکا

در پی برخورد یک بالگرد پلیس ایالتی با یک هواپیمای کوچک در جریان یک مانور آموزشی در فرودگاهی در پنسیلوانیا در شامگاه ۱۹ آگوست، یک خلبان کشته و دو افسر پلیس زخ...

 وزیر خارجه عربستان: دیپلماسی، گفت‌وگو و ابزارهای مسالمت‌آمیز، اولویت‌های ما در منطقه هستند
۱۸ ساعت قبل / سایت هم میهن

وزیر خارجه عربستان: دیپلماسی، گفت‌وگو و ابزارهای مسالمت‌آمیز، اولویت‌های ما در منطقه هستند

وزیر امور خارجه عربستان بر لزوم باز، امن و عاری‌بودن تنگه هرمز، باب‌المندب و تمام مسیرهای دریایی از هر گونه تهدید تأکید کرد.

 تصادف مشکوک در جاده بلخ - سمنگان افغانستان
۱۱ ساعت قبل / سایت تابناک

تصادف مشکوک در جاده بلخ - سمنگان افغانستان

در پی وقوع یک حادثه جاده‌ای در جاده بلخ-سمنگان در شمال افغانستان دست کم سه نفر جان باختند. علت دقیق تصادف هنوز مشخص نیست و مسئولین در حال بررسی هستند.