استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد،اینک که در انتهای این صف طویل ایستادهام و برای رسیدن به رواق دارالذکر از این صحن به آن صحن و از این رواق به آن رواق میروم، صحنههایی آشنا، از پس پرده خاطراتم سر برمیآورند و در ضمیرم جان میگیرند. صحنههایی از گذشتههای دور در دل یک روز تابستان.
آن روز هم صف بلند بود و بیقرار، چشمها اشکبار بود و بارانی، اما خبری از حزن و ماتم نبود. آن روز کسی برای وداع نیامده بود. همه به شوق وصال آمده بودند.
همینطور که پاهایم را قدمبهقدم بر سنگفرشهای صحن و گاه بر قالیهای سرخ میکشانم، دل غم زده و پاییزیام را برمیدارم و به دورترین بهار عمرم میبرم؛ به بهاری که هنوز هیچ برگ خزاندیدهای بر زمینش نیفتاده است. میبرمش تا مشتی از طراوت آن روز بردارم و بر زخمِ جان امروز بگذارم؛ شاید اندکی از سوزِ این داغ بکاهد. …












