
فرهنگی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، سید ابوالقاسم ظریف، کارشناس نقد مسیحیت صهیونیستی طی مطلبی نوشت: وقتی از پیدایش صهیونیسم سیاسی سخن گفته میشود، معمولاً نام تئودور هرتسل و کنگره اول صهیونیستی در سال 1897 به میان میآید. اما سالها پیش از آنکه هرتسل تشکیل یک دولت یهودی را بهعنوان یک برنامه سیاسی مطرح کند، در بخشهایی از مسیحیت پروتستان، جریانی مذهبی شکل گرفته بود که بازگشت یهودیان به فلسطین را بخشی از تحقق وعدههای کتاب مقدس میدانست.
این جریان که بعدها با عنوان «صهیونیسم مسیحی» شناخته شد، از دل سنتهای مسیحیت پروتستانیِ بازگشتگرا 1 پدید آمد. پیروان این جریان با خوانشی لفظی و ظاهرگرایانه از کتاب مقدس مسیحی، بازگشت یهودیان به سرزمین فلسطین را نشانهای از نزدیک شدن تحقق پیشگوییهای آخرالزمانی میدانستند. در این نگاه، مسئله فلسطین تنها یک موضوع تاریخی یا قومی نبود، بلکه جایگاهی در طرح الهی برای آینده جهان داشت. لیندسی گراهام؛ سیاستمداری در سایه الهیات آخرالزمانی
این برداشت، تفاوت مهمی با نگاه سنتی بخش بزرگی از یهودیت ارتدوکس داشت. در سنت یهودی، سرزمین صهیون پیوندی عمیق با ایمان و عهد الهی دارد، اما بازگشت کامل سیاسی به این سرزمین در بسیاری از تفسیرهای سنتی، به دوران رستگاری و اراده خداوند وابسته دانسته میشد. به همین دلیل، بخشی از خاخامهای سنتی اروپا با صهیونیسم سیاسی در سالهای نخست مخالفت کردند؛ زیرا تشکیل دولت سیاسی پیش از تحقق وعده الهی را اقدامی انسانی برای تحقق امری مقدس میدانستند.
در مقابل، جریانهای بازگشتگرای پروتستان، وعده سرزمین را به شکلی متفاوت تفسیر کردند. آنان تأکید داشتند که بازگشت یهودیان به فلسطین بخشی از روند تحقق پیشگوییهای کتاب مقدس است. همین نگاه باعث شد برخی از محافل مذهبی پروتستان، پیش از پیدایش جنبش صهیونیستی هرتسل، از ایده ایجاد یک مرکز ملی برای یهودیان در فلسطین حمایت کنند.
یکی از چهرههای شناختهشده این جریان، ویلیام بلکستون، کشیش انجیلی آمریکایی بود. او در سال 1891 طوماری تهیه کرد که در آن از حمایت آمریکا برای اسکان یهودیان در فلسطین سخن گفته شده بود. فعالیتهای بلکستون نشان میدهد که ایده حمایت سیاسی از بازگشت یهودیان به فلسطین، پیش از تبدیل شدن به برنامه …



