
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از شاهرود، هنوز ساعتی تا آغاز رسمی مراسم باقی مانده، اما خیابانهای منتهی به محل اجتماع دیگر حال و هوای یک شب عادی را ندارند؛ صدای گامها، زمزمه صلواتها و پرچمهایی که یکی پس از دیگری از میان جمعیت بالا میروند، خبر از شبی متفاوت میدهد.
مردم آرامآرام میآیند؛ خانوادهای دست در دست هم، پدری که کودک خود را همراه آورده، مادری با تصویری از شهید در دست، جوانانی با سربندهای یا حسین(ع) و پیرمردانی که با وجود دشواری راه، خود را به میدان رساندهاند.
شاهرود امشب یک تصویر واحد دارد؛ پرچم ایران، تصاویر شهدا، بیرقهای عزا و مردمی که شانهبهشانه هم ایستادهاند. اینجا مرز میان نسلها کمرنگ شده است؛ کودک کنار پدر، جوان کنار پیرمرد و مادر شهید در میان مردمی که آمدهاند بگویند داغ شهید تنها داغ یک خانواده نیست.
هرچه زمان میگذرد، جمعیت متراکمتر میشود. صدای مداحی در فضا میپیچد و چهرهها آرامآرام رنگ عزا میگیرد. برخی اشک میریزند، برخی زیر لب ذکر میگویند و برخی تصاویر شهدا را بالای سر گرفتهاند.
لحظهای بعد نام شهیدان برده میشود؛ میدان برای چند ثانیه در سکوتی سنگین فرو میرود و سپس صدای صلوات از میان جمعیت بلند میشود؛ صلواتی که انگار از هزاران حنجره یکجا بیرون آمده است.
اما این سکوت چندان دوام نمیآورد.
مجری شعار میدهد: انتقام... و پاسخ جمعیت مثل موجی سنگین از یک سوی میدان به سوی دیگر میدود: انتقام!
دوباره شعار تکرار میشود و دوباره همان پاسخ؛ بلندتر، محکمتر و یکپارچهتر.
اینجا دیگر انتقام تنها یک واژه نیست؛ برای مردمی که در میدان ایستادهاند، نشانه مطالبه پاسخ به خون شهید و تأکید بر این است که شهادت فرزندان این سرزمین در حافظه ملت باقی خواهد ماند.
مردی میانسال که پرچم ایران را در دست گرفته، به جمعیت نگاه میکند و میگوید: ما آمدهایم بگوییم خون شهید پایمال نمیشود. دشمن نباید فکر کند مردم خسته میشوند یا میدان را ترک میکنند.
کمی آنطرفتر، نوجوانی با سربند «یا حسین(ع)» ایستاده است. میگوید: «ما نسل شهدا را ندیدهایم، اما راهشان را میشناسیم. امروز آمدهایم بگوییم نسل ما هم پای ایران و پای ولایت میایستد.»
جمله کوتاه است، اما تصویر اطراف …






