
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، فرهنگ رایج جهانی، فرهنگ مدرن یا همان فرهنگ عرفی و دنیویِ بهاصطلاح مکدونالد است که از غرب تا شرق را فراگرفته است. بسیاری از اندیشمندان علوم اجتماعی، اصل این فرهنگ، دنیوی بودن این فرهنگ، و شمولیت آن را برگشتناپذیر دانستهاند؛ لیکن به نظر میرسد ظهور اربعین و پهنای گسترده و جهانگیر آن، در برگشتناپذیر بودن فرهنگ جهانی سکولار تردیدهایی ایجاد کرده است.
این یادداشت درصدد اشاره به برخورد و تصادم دو فرهنگ جهانی، یعنی فرهنگ عرفی مدرن از یک سو و فرهنگ قدسی اربعین از سوی دیگر است.
اربعین و صیرورت فرهنگ جدید جهانی
جهانی بودن فرهنگ اربعین را صرفاً و ضرورتاً نباید در مشارکت ملیتهای مختلف و صاحبان ادیان و مذاهب گوناگون در این مراسم جستوجو کرد، بلکه جهانی بودن آن را باید در پیامهای انسانی اربعین (یعنی پیام توحید الهی و تعارف انسانی «انا جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا»، پیام تحرک، تحمل، و تحول، پیام تعامل و تعاون در معروف، پیام خلوص و بیپیرایگی، پیام همدلی و همزیستی، و پیام اوج آرامش در نبودِ آسایش) نیز دنبال کرد. جهانی بودن فرهنگ اربعین در همین معناست که امروزه درباره هر یک از این پیامها میتوان با جهانهای دیگر «تحدّی» کرده و فرهنگ اربعین را به آنها «تسرّی» داد. بیشک چنین عناصر حیاتبخش در اربعین، میتواند راههای برونرفت از وضعیت دنیویشده و فرورفته در جهان ماده را برای انسان معاصر هموار کند و چشمانداز جدیدی را فراروی دنیای کنونی بازبگشاید.
در این میان، هرچند فرهنگ انسانی و معنوی اربعین در بستر اجتماعی و فرهنگی عراق سیر میکند و در آن زائرانی بسیار از سرزمینهای مختلف شرکت میکنند، لیکن وجود فرهنگ عربی، ترکی، فارسی، و غیره صبغههای توحیدیِ فرهنگ اربعین را کمفروغ نمیکند. فرهنگ توحیدی اربعین آنچنان بر این تنوع فرهنگی و مذهبی سایه میاندازد که دینی غیر از محبت در اربعین باقی نمیگذارد («و هل الدین الا الحب»).
به بیان دیگر، در فرهنگ جهانی اربعین، فرهنگ قومی و ملی (فرهنگ بهمثابه فعل انسان) مغلوبِ فرهنگ الهی (فرهنگ بهمثابه فعل خدا) میشود که البته باید گفت سیطره فرهنگ الهی بر فرهنگ قومی و بومی نه به معنای تقابل بین فرهنگ الهی با فرهنگ انسانی، بلکه به معنای شکوفایی و تکامل فرهنگ زمینی انسانها …




![[سیدمسعود رضوی] جنگ، رنج و سربلندی](/news/u/2026-08-22/ettelaat-2f7sv.jpg)

