
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از گرگان، صدای «لبیک یا حسین» که در کوچهها و خیابانهای شهر میپیچد، برای خیلیها یادآور مسیری است که امسال قسمت نشد که در آن قدم بگذارند؛ مسیری که از نجف آغاز میشود، از کنار عمودهای بیشمار میگذرد و در نهایت به گنبد طلایی سیدالشهدا(ع) ختم میشود.
اما همه عاشقان حسین(ع) این روزها در جاده نجف تا کربلا نیستند؛ بسیاری از آنها کیلومترها دورتر، در شهرهای خودشان، با چشمانی خیس و دلهایی پر از حسرت، راهی مسیری میشوند که مقصدش همان کربلاست.
اینجا خبری از گذرنامه و مرز نیست، اما دلها از مرزهای جغرافیایی عبور کردهاند. اینجا زائری نیست که چمدان بسته باشد، اما هر قدمش پر از شوق زیارت است. اینجا کسانی آمدهاند که شاید امسال حسرت نفس کشیدن و قدم زدن در بین الحرمین را در سینه دارند، اما نخواستند اربعین را بدون قدمی برای حسین(ع) پشت سر بگذارند.
پیادهروی جاماندگان اربعین، روایت آدمهایی است که جسمشان در شهر ماند، اما دلشان همراه میلیونها عاشق در مسیر کربلا حرکت کرد.
صبح اربعین، شهر حال و هوای دیگری دارد. خیابانهایی که روزهای معمول محل رفتوآمد خودروها و مردم است، امروز رنگ دیگری گرفته است. پرچمهای سیاه، نوای روضه و ذکر یا حسین، موکبها همه و همه مسیری شبیه مشایه خلق کرده است.
در میان جمعیت، همه حضور دارند؛ کودکانی که دست در دست پدر و مادر آمدهاند، جوانانی که با شور و انرژی قدم برمیدارند، مادرانی که چادر به سر گرفتهاند و آرام اشک میریزند و سالمندانی که با وجود سختی راه، خود را به این مسیر رساندهاند؛ هرکدام قصهای دارند.
یکی از آنها شاید تمام سال انتظار این روز را کشیده بود، اما مشکلات مالی، شرایط خانوادگی یا محدودیتهای دیگر اجازه سفر به عراق را نداده است. دیگری شاید سالهاست آرزوی دیدن بینالحرمین را دارد و هنوز فرصت آن فراهم نشده، اما امروز میخواهد نشان دهد که فاصله، مانع عشق نیست.
مردی میانسال در حالی که آرام قدم برمیدارد، میگوید: هر سال تصاویر زائران کربلا را میبینم و دلم میخواهد آنجا باشم. امسال هم قسمت نشد، اما نمیخواستم از قافله اربعین جا بمانم. گفتم همین قدمها را به نیت زیارت برمیدارم.
این جمله، خلاصه حال بسیاری …


