
فرهنگی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، تاریخ همیشه مجموعهای از نامها، تاریخها و اتفاقات دور از زندگی امروز نیست. آنچه روایتهای تاریخی را برای مخاطب جذاب میکند، بازگشت به پرسشهایی است که هنوز هم به زندگی انسان معاصر مربوطاند؛ از قدرت و تعصب گرفته تا عشق، قضاوت و انتخاب. سریال «رویای نیمهشب» به کارگردانی حسن آخوندپور از همین مسیر وارد قصه میشود. داستان در قرن هشتم هجری و شهر حِلّه میگذرد؛ جایی که حاکمی مستبد بر شهر حکومت میکند و اختلافات مذهبی و اجتماعی بر زندگی مردم سایه انداخته است.
سریال از صحنهای پرتنش آغاز میشود؛ سه نفر به اتهام «بدعت در دین» قرار است در میدان شهر اعدام شوند، اما مردم حکم را ناعادلانه میدانند و با برهم زدن مراسم، مانع اجرای آن میشوند. همین نقطه آغاز، مخاطب را وارد فضای داستان و مناسبات شهر میکند و از همان ابتدا نشان میدهد که قرار است قدرت، مردم و باورهای مذهبی در کنار قصه شخصیتها حضور داشته باشند.
در ادامه، قصه به رابطه فتاح و تلما میرسد؛ عشقی که اختلاف مذهبی و فضای متعصبانه جامعه آن را با موانعی جدی روبهرو میکند. با این حال، تقلیل سریال به یک داستان عاشقانه، بخش مهمی از ظرفیت آن را نادیده میگیرد. قدرت، تعصب، مجازات، توطئه و مناسبات اجتماعی، در کنار رابطه این دو شخصیت، موتورهای دیگر روایتاند.
نقطه قابل توجه «رویای نیمهشب» همینجاست؛ سریال تلاش میکند به جای آنکه تاریخ را صرفاً در قالب دکور و لباس بازسازی کند، از دل یک دوره تاریخی، مسئلههایی را بیرون بکشد که همچنان برای مخاطب امروز قابل فهماند.
فتاح و تلما در واقع فقط دو عاشق در یک داستان تاریخی نیستند؛ آنها با جامعهای مواجهاند که بخشی از مسیر زندگیشان را پیشاپیش تعیین کرده است. کشمکش آنها میان خواست شخصی و قواعد تحمیلشده، همان چیزی است که فاصله چند قرن را برای مخاطب کمتر میکند.
البته سریال در قسمتهای ابتدایی هنوز برای رسیدن به روایتی منسجمتر و دور شدن از برخی تأکیدهای مستقیم و موقعیتهای قابل پیشبینی، مسیر پیش رو دارد. جذابیت «رویای نیمهشب» بیش از هر چیز زمانی پررنگ میشود که شخصیتها و موقعیتها به جای توضیح مستقیم پیام، خودشان آن را به مخاطب منتقل کنند. آزمون جدی سریالهای جدید سیما برای شکستن یک معادله
تلویزیون …












