
بین الملل
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، از جنگ جهانی دوم به بعد، جهان وارد نظمی شد که قواعد آن را قدرتهای غربی نوشتند و اجرا کردند. هر جا که به ضررشان بود، تفسیر متفاوتی از قوانین ارائه دادند و هر جا که به نفعشان بود، همان قوانین را علیه کشورهای مخالف خود به کار گرفتند. اما جنگ اخیر ایران و آمریکا، این معادله را برای همیشه تغییر داده است.
آمریکا همواره خود را ضامن جریان آزاد تجارت در جهان معرفی میکرد؛ به گونهای که اگر تجارت جهانی –بهویژه آنهایی که با آمریکا و قدرتهای غربی در ارتباط است– به هر دلیلی دچار اختلال شود، ایالات متحده خود را مسئول میدانست و به صورت سخت یا نرم مداخله میکرد تا عامل اختلال را برطرف کند. اما در جنگ اخیر، آمریکا علیرغم تمام هیاهوها و استفاده از انواع راهکارهای نرم و سخت، ناتوان از بازگشایی تنگه هرمز ماند و نتوانست اراده خود را به تهران تحمیل کند.
واقعیت این است که تنگه هرمز از یک مسیر دریایی به یک سلاح ژئوپلیتیک تبدیل شده است. روزانه حدود 17 تا 20 میلیون بشکه نفت (حدود یکسوم نفت دریایی جهان) از این تنگه عبور میکند. ایران به سلاحی خطرناکتر از بمب اتم دست یافته است؛ نه با تولید بمب، بلکه با کنترل یک آبراه حیاتی که توقف آن، قیمت نفت را به سطحی بیسابقه خواهد رساند و رکودی سنگین در غرب ایجاد میکند. به همین دلیل، تحلیلگران معتقدند که هرمز امروز از بسیاری از زرادخانههای هستهای هم تأثیرگذارتر است.
در همین راستا نشریه آمریکایی «فارن افرز» در تازهترین تحلیل خود صراحتاً اعلام کرده که جنگ علیه ایران نقطه عطفی در تضعیف نظم منطقهای به رهبری آمریکا بوده است. این نشریه مینویسد: «ناتوانی ایالات متحده در محافظت از متحدان خود در خلیج فارس در برابر حملات ایران یا باز نگه داشتن تنگه هرمز، به توافق امنیتی محوری که توجیهکننده شبکه پایگاههای نظامیاش در منطقه بود، ضربهای مهلک وارد کرد».
آمریکای مغرور با اتکا به برتری نظامیاش وارد جنگ با ایران شد، اما ماهها بعد بر همگان آشکار شده است که ارتش تروریستی تا بن دندان مسلح آمریکا در باتلاقی راهبردی گرفتار شده است. اهداف اولیهی جنگ –تسلیم ایران، تغییر رژیم و جلوگیری دائمی تهران از دستیابی به سلاح هستهای– اکنون یکی پس از دیگری کنار گذاشته شدند. حال حتی جی.دی. …












