
به گزارش خبرآنلاین روزنامه اعتماد نوشت: در چارچوب نظریه «چرخه های بلندمدت قدرت »که اندیشمندانی چون «ری دالیو » مطرح کرده اند، بحران هایی از جنس هرمز را می توان آزمونی برای سنجش ظرفیت قدرت های بزرگ در حفظ نظم موجود دانست .
هشدار اخیر دالیو مبنی بر اینکه بحران هرمز می تواند معادلات پیش روی امریکا را دگرگون کند، در واقع بازتاب دهنده این واقعیت است که نظم جهانی وارد دوره ای از عدم قطعیت و گذار تدریجی شده است . ازاین رو، پرسش اصلی آن نیست که آیا بحران هرمز به پایان هژمونی امریکا می انجامد یا خیر؟ بلکه این است که این بحران چگونه می تواند روند گذار تدریجی از نظم تک قطبی به نظمی متکثرتر را تسریع یا کُند نماید و بازیگران چگونه باید خود را برای آن آماده کنند؟
نخست؛ نیروهای پیشران و بازدارنده بحران - تحلیل آینده تنگه هرمز مستلزم توجه همزمان به عوامل تشدیدکننده و محدودکننده بحران است . در میان عوامل پیشران، نخست باید به تحول در ماهیت جنگ های نامتقارن اشاره کرد . توسعه توان موشکی، پهپادی و دریایی ایران هزینه هرگونه رویارویی نظامی را برای همه طرف ها افزایش داده و امکان شکل گیری جنگ های فرسایشی را بیش از گذشته مطرح ساخته است . عامل دوم، تغییرات تدریجی در نظام مالی و انرژی جهان است . گسترش استفاده از ارزهای محلی در بخشی از مبادلات میان اقتصادهای نوظهور، توسعه سامانه های پرداخت جایگزین و تلاش کشورهای عضو بریکس برای کاهش وابستگی به دلار، نشانه هایی از روند تدریجی تنوع بخشی به نظام مالی جهانی است؛ هرچند هنوز دلار جایگاه مسلط خود را حفظ کرده است . عامل سوم نیز محدودیت های مالی قدرت های بزرگ است .
افزایش بدهی عمومی امریکا و هزینه های سنگین رقابت همزمان در چند جبهه، دامنه انتخاب های راهبردی واشنگتن را محدودتر از گذشته کرده است . در مقابل، مجموعه ای از عوامل بازدارنده نیز وجود دارد . حضور گسترده نظامی امریکا و متحدانش در منطقه همچنان یکی از مهم ترین …











