
امیرمسعود عابدین: طراحی خودروهای امروزی برای جلب توجه دست به هر کاری میزند؛ از جلوپنجرههای غولپیکر و نوارها و لوگوهای نورانی گرفته تا چراغهایی که هنگام باز کردن درها رقص نور اجرا میکنند. اما در این میان، یکی از اصیلترین و جذابترین المانهای طراحی تاریخ صنعت خودروسازی یعنی مجسمههای روی کاپوت، تقریبا به طور کامل محو شدهاند. روزگاری فرشته بالدار کادیلاک، چیتای در حال پریدن جگوار، ستاره سه پر مرسدس بنز و مجسمه رولزرویس به خودروها هویت و شخصیت میبخشیدند؛ اما به مرور زمان و با تغییر معیارها، این مجسمههای کرومی دوستداشتنی جای خود را به لوگوهای تخت دادند. هدف اولیه مجسمهها؛ قطعهای کاربردی یا تزئینی؟
براساس گزارش motor۱، شاید جالب باشد بدانید که مجسمههای اولیه روی کاپوت اصلا برای زیبایی ساخته نشده بودند. در خودروهای قدیمی، درپوش رادیاتور بهصورت بیرونی و دقیقا در جلوی دید راننده قرار داشت. شرکتها با نصب قطعاتی مانند درجه حرارت روی درپوش رادیاتور، امکان پایش دمای موتور و جلوگیر از داغ شدن آن را برای رانندگان فراهم میکردند. به مرور زمان، خودروسازان و شرکتهای جانبی تصمیم گرفتند این درپوشهای کاربردی را با اشکال هنری مانند بال، حیوانات و نمادهای اساطیری تزئین کنند. بعدها با انتقال درجه حرارت به پشت آمپر و رفتن درپوش رادیاتور به زیر کاپوت، جنبه کاربردی این قطعه از بین رفت اما زیبایی آن باقی ماند. امضای اختصاصی و نماد غرور مالکان
در دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ میلادی، این مجسمهها به تندیسهای کوچکی تبدیل شدند که هویت برند را فریاد میزدند. کادیلاک از «الهه پرواز» استفاده میکرد و رولزرویس در سال ۱۹۱۱ مجسمه معروف «روح اکستازی» را معرفی کرد. یک مجسمه خاص روی کاپوت میتوانست حتی پیش از دیده شدن کامل خودرو، برند آن را معرفی کند. علاوه بر این، شکل مجسمه نشاندهنده شخصیت مالک بود؛ یک حیوان در حال جهش نماد سرعت بود، یک پیکر بالدار حس زیبایی و شکوه را منتقل میکرد و یک ستاره بزرگ کرومی اعلام میکرد که شما سوار بر یک مرسدس بنز هستید.
قوانین سختگیرانه ایمنی و خطر برای عابران پیاده
همان شکل سهبعدی و برجستهای که باعث جذابیت خودروها میشد، به مرور به یک مشکل بزرگ ایمنی تبدیل شد. یک مجسمه فلزی و صلب در جلوی کاپوت، هنگام تصادف با عابر …





