
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، آیات ۲۵ تا ۲۹ سوره حدید، در ادامه بحثهای این سوره درباره نسبت ایمان با عمل، عدالت، جهاد و دنیا، یک منظومه فکری منسجم میسازند، از «قسط» و عدالت اجتماعی آغاز میکنند، به نقش قدرت و «حدید» میرسند، سپس تاریخ انبیا و سرنوشت پیروان ادیان را مرور میکنند و در پایان، مسئله فضل الهی و این تصور را که رحمت خدا در انحصار گروهی خاص است، به چالش میکشند.
عدالت فقط یک توصیه اخلاقی نیست
آیه ۲۵ با یکی از مهمترین اهداف بعثت پیامبران آغاز میشود «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ».
بنابر روایت فارس، از نگاه علامه طباطبایی، ارسال پیامبران تنها برای آن نیست که انسانها مجموعهای از باورهای ذهنی را بپذیرند بلکه هدف نهایی، برپا شدن «قسط» در زندگی انسانهاست.
در این آیه سه ابزار در کنار هم قرار گرفتهاند «بیّنات»، «کتاب» و «میزان».
بینات، حجتها و دلایل روشن الهیاند، کتاب، مجموعه معارف و قوانین الهی را در اختیار انسان میگذارد و میزان، معیار سنجش و برقراری حق و عدالت است. بنابراین، جامعه مطلوب قرآنی جامعهای نیست که صرفاً اهل عبادت باشد، بلکه جامعهای است که مناسبات انسانی در آن بر مدار قسط قرار بگیرد.
این نکته مهم است که قرآن نمیگوید پیامبران آمدند تا خودشان عدالت را به جای مردم اجرا کنند، بلکه میگوید «لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» یعنی مردم خودشان برای عدالت قیام کنند. عدالت، زمانی ماندگار میشود که به مطالبه و رفتار عمومی تبدیل شود.
وقتی عدالت به قدرت نیاز پیدا میکند
اما بلافاصله پس از «کتاب» و «میزان»، سخن از «حدید» به میان میآید «وَأَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ».
قرار گرفتن آهن در کنار کتاب و میزان، از نکات قابل تأمل آیه است.
علامه طباطبایی بر این ارتباط توجه میدهد که زندگی اجتماعی انسان تنها با شناخت حق و توصیه به عدالت سامان پیدا نمیکند، در عالم اجتماع نیروهایی وجود دارند که در برابر حق میایستند و مانع تحقق عدالت میشوند. از همین رو، قدرت و ابزار دفاع نیز در ساختار جامعه …






