قیمت طلا امروز




 سایت خبرآنلاین / ۱۳ ساعت قبل

نبض و گرمای حضور بازیگر خلاق

این شب‌ها در تهران نزدیک به ۱۰۰ اجرا روی صحنه می‌رود اما مانند دهه ۸۰ به ندرت می‌توان نمایشی درخور را در این میان پیدا کرد که تماشاگر با حال خوب از سالن خارج شود و تا مدت‌ها نمایش را با خود دوره کرده و از به خاطر آوردن آن لذت برد.
 نبض و گرمای حضور بازیگر خلاق

تئاتر هم مانند خیلی چیزهای دیگر به معضلات امروزمان از جمله روزمرگی، بی‌فکری، بی‌خردی، بی‌دانشی، کاسب‌کاری و.... مبتلا شده که خیلی هم نمی‌توان برایش چاره‌اندیشی کرد. چراکه معدود آدم‌هایی در این حرفه باقی‌ ماندند که تئاتر را برای تئاتر بخواهند نه درآمد و یا کسب پول و شهرت. آن‌هایی که چشم و دلشان سیر باشد و عمری را به پای این هنر صرف کرده باشند هنوز برایش دل می‌سوزانند، به آن تعصب دارند، کم‌فروشی نمی‌کنند و استاندارهای خود را زیر پا نمی‌گذارند.

حسن معجونی یکی از همین آدم‌هاست. او از جوانی روی صحنه بوده، درخشیده و نگاه‌ها را به خود جلب کرده. آن هم تنها با توانایی، دانش، سختکوشی و پشتکارش. دور از حاشیه‌ها و ابتلائات روزگار کار کرده، بهترین نمایش‌ها را روی صحنه برده و درخشان‌ترین بازی‌ها را از خود به جا گذاشته است. یکی از موفق‌ترین گروه‌های تئاتر را تاسیس کرده، گروهی از جوانان مستعد و باانگیزه را پرورش داده و راهی تئاتر، سینما و پلتفرم‌ها کرده و در زمان خود جشنواره مونولوگی را به راه انداخته که تا امروز نظیرش تکرار نشده است. در واقع معجونی در تمام این سال‌ها در سخت‌ترین شرایط و نابه‌سامان‌ترین روزها تنها کار کرده و کار. تا وقتی شرایط برای کار در تئاتر برایش فراهم باشد، آن را به هر هنر دیگری ترجیح می‌دهد و وقتی اوضاع را آن‌قدر مساعد و مناسب نمی‌بیند به ناچار به مدیوم‌های دیگر سرک می‌کشد. بدون جار و جنجال و غرهای مرسوم در میان هنرمندان کار کرده و زندگی می‌کند. بدون اینکه از کسی یا جایی طلب داشته باشد، با کار کردن درآمد کسب کرده و زندگی خود را پیش می‌برد. وقتی شرایطش مهیا باشد به تربیت نسل جوان می‌پردازد، اگر نباشد، با انتخاب و شناخت جوان‌های باانگیزه، طور دیگری آن‌ها را حمایت می‌کند و در این میان هم با انتخاب نقش‌هایی که می‌تواند در اجرای آن‌ها بخشی از هنر خود را به نمایش درآورد، بیکار نمی‌ماند و هنر خود را صرف می‌کند.

ما که بازی‌های حسن معجونی را از اجراهای علی رفیعی، امیررضا کوهستانی، زنده‌یادان داوود رشیدی و آتیلا پسیانی و... به خاطر می‌آوریم، تمایل داریم که او را مدام روی صحنه ببینیم و با حضور او دلخوش باشیم که نمایش خوبی روی صحنه است و با خیال راحت می‌توانیم یک یا چند بار به تماشای این اجرا بنشینیم، اما خودش بهتر از هرکس دیگری می‌داند چه زمانی باید روی صحنه باشد و چه موقع از آن فاصله بگیرد.

تا همین چند شب پیش معجونی در نمایشی با نام «براساس دایی وانیا از آنتوان چخوف» در تماشاخانه لبخند روی صحنه بود. اثری که خود حدود یک دهه پیش آن را روی صحنه برد اما متفاوت‌تر از همه اجراهای این متن که تا پیش از آن دیده بودیم. نگاه معجونی به چخوف با اکثر کارگردانانی که متن‌های این نویسنده را به اجرا درمی‌آوردند تفاوت عمده‌ای دارد. اجراهای معجونی پرخون و گرم و طنازانه‌ است و هیچ خبری از فضای سرد و خموده و افسرده‌ای که در نوشته‌های چخوف وجود دارد، نیست. در اجراهای مشابه کارگردانان دیگر، سردی و بی‌روحی در آثار چخوف موج می‌زند و تماشاگر با تماشای آن‌ها، همراه با احساس یخ‌زدگی از سالن خارج می‌شود. اما معجونی معتقد است، چخوف همین است که او به نمایش می‌گذارد. با شخصیت‌های طناز و البته سیاس. هیچ نشانی از سردی و روزمرگی و بی‌نشاطی در اجراهای معجونی از چخوف نیست و تمامی آثاری که از این نویسنده به صحنه برده این نگاه را با خود به همراه دارد. از «مثل خون برای استیک» تا «خرس و خواستگاری» و «مرغ دریایی» و «در مضار توتون» و همین «دایی وانیا» و یا «سه خواهر».

اجرایی که تا همین چند شب پیش با بازی معجونی و هوتن شکیبا با نویسندگی و کارگردانی یوسف باپیری روی صحنه رفت هم واجد همین ویژگی‌ها بود. یکی از همان اجراهایی که تماشاگر از تماشایش لذت می‌برد و پس از خارج شدن از سالن تا روزها و هفته‌های بعد آن را مرور می‌کند و سرشار از لذت تماشا می‌شود. باپیری متنی طراحی کرده که دو بازیگر، اجرای چندین نقش را برعهده دارند و به این شیوه نمایش پرپرسوناژ «دایی وانیا» را به اجرا درمی‌آورند. این خود ایده جذابی است اما عملی شدن آن تنها با دو بازیگر توانمند ممکن خواهد بود که خود سرشار از ایده و خلاقیت باشند. هوتن شکیبا بازیگر ثابت نمایش‌های این کارگردان است و رفاقت و سابقه همکاری زیادی با او دارد. باپیری پس از اینکه موفق می‌شود رضایت معجونی را برای بازی در نمایشش جلب کند،‌ در واقع کار خود را انجام شده دریافته چراکه ترکیب این دو بازیگر هرآنچه لازم است را به نتیجه می‌رساند. تنها ایده‌هایی که این دوبازیگر برای اجرای متن چخوف با خود به همراه می‌آورند، برای به صحنه آوردن نمایش با این شکل و شمایل سخت و دشوار کفایت می‌کند و «دایی وانیا» را به سر منزل مقصود می‌رساند.

به همین خاطر است که نمایش بیش از آنچه به حس و حال باپیری و سابقه کارگردانی‌اش شبیه باشد به اجراهای معجونی که اتفاقا شکیبا هم در آنها بازی کرده است، نزدیک است. البته نشانه‌هایی از باپیری در اجرا وجود دارد مانند همان نمایشنامه‌ای که از دیوید هر در وسط اجرا نامش مطرح می‌شود و شکیبا بخش‌هایی از آن را که مربوط به جنگ اعراب و صهیونیست‌ها است وسط اجرای متن چخوف تک‌خوانی می‌کند! اما نکته مهم در این نمایش فاصله‌گذاری غریب و شگفت‌انگیزی است که بازیگران در اجرای شخصیت‌ها از خود ارائه می‌دهند. این فاصله‌گذاری از پیش از آمدن بازیگران روی صحنه آغاز می‌شود و انگار کارگردان و بازیگران با تماشاگران از همان ابتدا شرط می‌کنند که منتظر تماشای یک نمایش خطی و سرراست نباشید. در واقع این فاصله‌گذاری آنقدر نامحسوس و غیرمنتظره است که گاهی اوقات تنها تماشاگر باهوش و حواس‌جمع می‌تواند از آن سر دربیاورد و گیج نشود. معجونی و شکیبا بدون اینکه تغییری در صدا و لباس خود به وجود بیاورند با تمهیداتی مانند کمی تغییر لحن و یا ادبیات متفاوت و تغییرات فیزیکال، نقش زنان نمایش را هم به اجرا درمی‌آورند، بدون اینکه توی ذوق بزند و نیازی به تمهیدات زنانه برای اجرای این نقش‌ها باشد.

نکته مهم این است که تماشاگر هم به خوبی متوجه تغییر کاراکترها می‌شود. هرچند شاید فهم نمایش برای تماشاگر توریستی که تنها برای مواجهه با بازیگران شاخص به تماشای اجرا نشسته باشد، کمی گیج‌کننده باشد اما او هم متوجه روند داستان و رودرویی کاراکترها می‌شود و این کار دشواری است که تنها از پس بازیگرانی خلاق و حرفه‌ای برمی‌آید و آنها هستند که می‌توانند این کار سخت را به نتیجه برسانند. در واقع متن پربازیگر چخوف را معجونی و شکیبا به تنهایی پیش می‌برند. آنها نقش‌های دکتر، دایی‌ وانیا، یلنا، سونیا، استاد، دایه را چنان با مهارت روی صحنه به اجرا درمی‌آورند که تماشاگر شگفت‌زده می‌شود و آنچنان با فاصله‌گذاری ظریف و بدون وقفه این نقش‌ها را تبدیل به هم ‌کنند که در تئاتر ایران کم‌نظیر است.

طراحی صحنه نمایش به کمک حمایت‌کننده مالی اجرا کمی شلوغ و گل‌درشت به نظر می‌رسد اما میزانس‌های طوری طراحی شده که براساس تغییر کاراکترها کاربردی به نظر می‌رسد. هرچند می‌توان تعدادی از میز و صندلی‌ها و محصولات اساپنسر را کم کرد تا کمتر حضور او در چشم مخاطب فرو رود.

همه این‌ها است که این «دایی وانیا» را متمایز از تمامی نسخه‌های این متن می‌کند که تا به امروز روی صحنه رفته و دقیقا به همین دلیل است که این نمایش حالا تبدیل به یکی از همان اجراهای به یادماندنی تئاتر ایران شده است. هرچند که دور اول اجرای نمایش باپیری به پایان رسید اما به‌زودی دوباره به صحنه خواهد رفت و کاش شرایطی مهیا شود که «براساس دایی وانیا آنتوان چخوف» شب‌های زیادی روی صحنه باشد، دانشجویان تئاتر و تماشاگران علاقمند و توریستی و غیرتوریستی تئاتر مدت‌ها فرصت تماشای این نمایش را داشته باشند و تفاوت اجرای خوب و حرفه‌ای و پر از ایده را با اجراهای سری‌دوزی و کاسب‌کارانه این روزهای تئاتر به خوبی دریابند و البته کاش حسن معجونی و هوتن شکیبا فرصت بیشتری برای حضور در صحنه تئاتر پیدا کنند تا اجراهای بهتری روی صحنه رود و علاقمندان تئاتر در وفور نمایش‌های روی صحنه، قدرت انتخابِ اجرایی قابل دیدن و تامل را داشته باشند.

روزنامه‌نگار حوزه فرهنگی* 

۲۴۲۲۴۲ کد مطلب 2263363



۷ ساعت قبل / سایت آفتاب نیوز

اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت

به گزارش آفتاب نیوز،

سی‌ودومین جشنواره فیلم سارایوو طبق اعلام پیشین خود با جایزه قلب افتخاری از اصغر فرهادی تقدیر کرد.  

فرهادی پس از دریافت این جایزه گفت: «از کشف این جشنواره بسیار خوشحال شدم و خوشحالم که می‌بینم جشنواره فیلم سارایوو در طول سال‌های گذشته چگونه شکل گرفته است؛ این یک هویت سینمایی ویژه است.»

در این جشنواره به پاس سهم برجسته‌اش در هنر سینما، جایزه «قلب افتخاری سارایوو» (Honorary Heart of Sarajevo) در تئاتر ملی سارایوو به اصغر فرهادی اهدا شد. یووان مارجانوویچ، مدیر جشنواره فیلم سارایوو، این جایزه را به یکی از تحسین‌شده‌ترین فیلمسازان ایران تقدیم کرد.

 یووان مارجانوویچ، مدیر جشنواره سارایوو گفت: «فیلمسازانی هستند که سینمای خود را حول رویدادهای خارق‌العاده می‌سازند. اصغر فرهادی کاری انجام می‌دهد که شاید حتی دشوارتر باشد. او درام خارق‌العاده را در دل زندگی عادی پیدا می‌کند. یک ازدواج، یک خانواده، یک سوءتفاهم، تصمیمی که در ابتدا کوچک به نظر می‌رسد، و ناگهان خود را در موقعیتی می‌یابیم که هر انتخابی پیامد دارد، هر شخصی قابل‌درک است و هیچ‌کس کاملاً بی‌گناه نیست. اصغر فرهادی بدنه‌ای منحصربه‌فرد از آثار را خلق کرده است.» 

او ادامه داد: «فیلم‌های او به طرز باورنکردنی دقیق هستند، آنها با مردم و زندگی روزمره‌شان آغاز می‌شوند و به تدریج به پرسش‌های بسیار بزرگ‌تری درباره حقیقت، مسئولیت، کرامت، خانواده و انتخاب‌هایی که وقتی هیچ انتخاب کاملی وجود ندارد، انجام می‌دهیم، بسط می‌یابد.

مارجانوویچ در ادامه گفت: «روش بسیار خاص شما در فیلم‌سازی، شما را به یکی از فیلمسازان تعیین‌کننده سینمای معاصر جهان تبدیل کرده است. فیلم‌های شما از زبان‌ها، فرهنگ‌ها و مرزها عبور کرده‌اند، در حالی که همیشه عمیقا در زندگی و جوامعی که از آنها برخاسته‌اند، ریشه داشته‌اند. امسال، از طریق برنامه بزرگداشت، این امتیاز را داشته‌ایم که به این بدنه قابل‌توجه از آثار با شما در سارایوو نگاه کنیم. شما پیش از این با این جشنواره سابقه دارید. در سال ۲۰۱۸ رییس هیات داوران بخش مسابقه فیلم بلند ما بودید، و دیدن دوباره شما در کنار ما فوق‌العاده است. اما امشب به خاطر فیلم‌های شماست و درباره آنچه به سینما بخشیده‌اید، و به جای اینکه بیشتر درباره آنها بگویم، بیایید به آن‌ها نگاهی بیندازیم. فیلم‌های شما مخاطبان را در سراسر جهان به نگاه دقیق‌تر به مردم، و شاید به خودشان، واداشته است. مفتخرم که قلب افتخاری سارایوو را به شما تقدیم کنم.»

اصغر فرهادی نیز در تئاتر ملی با مخاطبان صحبت کرد وگفت: «دریافت این جایزه یک‌عمر دستاورد، لحظه‌ای بزرگ برای من است. این جایزه‌ای پرمعناست و از جشنواره فیلم سارایوو برای دریافت آن سپاسگزارم. این دومین بار است که به شهر سارایوو می‌آیم. بار قبل، بخشی از هیات داوران بودم. از تمام فضای این شهر خوشم می‌آید. امشب می‌خواهم اشاره کنم که تعداد زیادی از مخاطبان به اینجا می‌آیند. در اینجا یک اکران داشتم و هزاران نفر فیلم مرا در اینجا تماشا کردند. از کشف این جشنواره بسیار خوشحال شدم و خوشحالم که می‌بینم جشنواره فیلم سارایوو در طول سال‌های گذشته چگونه شکل گرفته است؛ این یک هویت سینمایی ویژه است.»

اصغر فرهادی قرار است در مرکز جشنواره (مرکز فرهنگی بوسنی) یک مسترکلاس نیز برگزار کند.

 بزرگداشت فرهادی با اکران ویژه فیلم «جدایی (نادر از سیمین)» که یکی از مشهورترین و پرافتخارترین شاهکارهای اوست، به پایان رسید.


۹ ساعت قبل / سایت انصاف نیوز

نادر فلاح در مصاحبه‌ی جنجالی تازه‌ی خود چه گفت؟ | انصاف نیوز

نادر فلاح، بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون، در گفت‌وگویی تازه از وضعیت کاری خود و آنچه بی‌مهری و فراموش‌شدن در سینمای ایران می‌داند، گلایه کرد؛ اظهاراتی که به‌خصوص با اشاره‌ی مستقیم او به داوود میرباقری و حسن فتحی، خبرساز شده است.

فلاح در این گفت‌وگو با اشاره به سابقه‌ی چندین‌ساله‌ی خود در بازیگری، خطاب به میرباقری درباره‌ی سریال «سلمان فارسی» گلایه کرد و مضمون حرفش این بود که با وجود سابقه‌ی همکاری و فعالیتش، در این پروژه جایی برای او در نظر گرفته نشده است. او با لحنی گلایه‌آمیز گفت: «آقای میرباقری، من در سریال سلمان شما جایی ندارم؟» و از این گفت که احساس می‌کند برخی از کارگردانان او را فراموش کرده‌اند.

فلاح در ادامه نام حسن فتحی را نیز مطرح کرد و گلایه‌ای مشابه درباره‌ی او داشت؛ حرف‌هایی که نشان می‌دهد ناراحتی بازیگر فقط به یک پروژه یا یک کارگردان محدود نیست و او از روند انتخاب بازیگران در سینمای ایران دلخور است.

بخش دیگری از صحبت‌های آقای فلاح در رسانه‌ی تصویری «آن» به مناسبات تولید و انتخاب بازیگران مربوط می‌شد.

او معتقد است تهیه‌کنندگان در شرایط فعلی کمتر حاضر به ریسک هستند و بیشتر روی تعدادی بازیگر مشخص سرمایه‌گذاری می‌کنند؛ موضوعی که باعث می‌شود بخشی از بازیگران باتجربه کمتر فرصت حضور در پروژه‌های مهم را پیدا کنند. این بخش از صحبت‌های او نیز در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بازتاب پیدا کرده است.

نادر فلاح همچنین درباره‌ی جشنواره‌ی فیلم فجر با لحنی تندتر صحبت کرد. یکی از ویدئوهای منتشرشده از این گفت‌وگو با تیتر «گلایه شدید نادر فلاح به جشنواره فجر؛ لطفاً به من سیمرغ ندهید!» منتشر شده است.

این اظهارات در حالی مطرح شده که فلاح در جشنواره‌ی فیلم فجر امسال نیز برای بازی در فیلم «کوچ» در جمع نامزدهای بخش بهترین بازیگر مکمل مرد قرار داشت.

در مجموع، آنچه گفت‌وگوی تازه‌ی نادر فلاح را جنجالی کرده، صرفاً انتقاد او از کم‌کاری یا کم‌دیده‌شدن نیست؛ بلکه او این بار با نام بردن از چهره‌هایی مانند میرباقری و فتحی، گلایه‌ی خود را شخصی‌تر و صریح‌تر مطرح کرده و از فراموش‌شدن خود در پروژه‌های مهم سخن گفته است.

انتهای پیام


۱۲ ساعت قبل / خبرگزاری برنا

«سمک عیار»؛ روایت دلیری و جوانمردی در رادیو نمایش

«سمک عیار» روایتی پر فراز و نشیب از عیاری، آیین فتوت و جوانمردی است که نسل به نسل از سینه راویان به روزگار امروز رسیده و داستانی شنیدنی از دلیری، دلدادگی و جوانمردی را در سرزمین افسانه‌های پارسی روایت می‌کند.

این نمایش رادیویی تلاش دارد شنوندگان، به‌ویژه نوجوانان و جوانان، را در فضای خیال‌انگیز داستان با جان‌مایه‌هایی از هویت و فرهنگ ایرانی آشنا کند.

نمایش رادیویی «سمک عیار» به کارگردانی محمد پورحسن، تهیه‌کنندگی فرشاد آذرنیا و نویسندگی مجید حیدری تولید شده است. ابوالفضل شاه‌بهرامی گویندگی این اثر را بر عهده دارد و نرگس موسی‌پور و محمدرضا قبادی‌فر افکتورهای آن هستند.

صدابرداری نیز توسط محمدرضا محتشمی و رضا طاهری انجام شده است.

محسن بهرامی، امیر منوچهری، بهادر ابراهیمی، محمد آقامحمدی، بهرام سروری‌نژاد، سعیده فرضی، احمد لشینی، محمدسعید سلطانی، محمد رضاعلی، شیرین سپهراد، فریبا طاهری، مجید حمزه، نازنین مهیمنی، فرشید صمدی‌پور، محمد پورحسن، محمد شریفی‌مقدم، محمد مجدزاده، ابوالفضل شاه‌بهرامی، امیرعباس توفیقی، امیر زنده‌پ‌دلان، صفا آقاجانی، شیما جانقربان، مونا صفی، راضیه مومیوند، سینا نیکوکار، حمید یزدانی‌ابیانه، معصومه عزیزمحمدی، رامین پورایمان، شهریار حمزیان، بیوک میرزایی، ناهید فیضی‌زاده، شمسی صادقی، مروارید کریم‌پور و کرامت رودساز از هنرمندان این نمایش رادیویی هستند.

«سمک عیار» از ۳۱ مرداد ساعت ۳ بامداد روی موج اف.ام ردیف ۱۰۷/۵ مگاهرتز از رادیو نمایش پخش می‌شود و تکرار آن همان روز در ساعت‌های ۱۱، ۱۷ و ۲۳ خواهد بود.

انتهای پیام/




 «صبح جمعه با شما» به رادیو بازگشت
۱۶ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

«صبح جمعه با شما» به رادیو بازگشت

برنامه قدیمی «صبح جمعه با شما» پس از وقفه‌ در تولید با فصل جدید و با تغییر تیم تولید، از جمعه ۶ شهریور به رادیو بازمی‌گردد.

 نمی‌توانیم بگوییم چه کسی در تئاتر باشد و چه کسی نباشد! | مجموعه رسانه ای صبا
۱۹ ساعت قبل / سایت صبانیوز

نمی‌توانیم بگوییم چه کسی در تئاتر باشد و چه کسی نباشد! | مجموعه رسانه ای صبا

فرزانه سعادتی/صبا، در سال‌های اخیر، صحنه تئاتر ایران بیش از گذشته شاهد حضور بازیگران شناخته‌شده سینما و تلویزیون بوده است؛ چهره‌هایی که گاهی با سابقه طولانی در سینما و تلویزیون وارد تئاتر می‌شوند و گاهی نیز پس از سال‌ها دوری از صحنه، حضور خود را با یک نمایش تازه از سر می‌گیرند. این روند اگرچه

 آغاز فصل سوم «کارآگاه علوی»
۵ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

آغاز فصل سوم «کارآگاه علوی»

سریال «کارآگاه علوی» به کارگردانی سیدجمال سیدحاتمی روی آنتن رفت. فصل اول این مجموعه در سال ۱۳۷۵ و فصل دومش در سال ۱۳۸۷ روی آنتن رفت و توانست توجه مخاطبان را به خود جلب کند. این مجموعه حالا پس از نزدیک به دو دهه به ایستگاه فصل سوم رسیده است.

 فعالان تئاتر در بحران نگران‌کننده‌ای هستند
۵ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

فعالان تئاتر در بحران نگران‌کننده‌ای هستند

نمایش «ماهی بلژیکی» به کارگردانی آروند دشت‌آرای از جمله آثاری بود که اجرای آن در زمستان سال گذشته به دلیل شرایط خاص آن مقطع، نیمه‌کاره ماند. حالا این نمایش ادامه اجراهای خود را از سر گرفته است. آروند دشت‌آرای به انگیزه اجرای دوباره این نمایش، از شرایط دشوار اقتصادی تئاتر گفت و از سختی متفاوت ماندن در وضعیتی که تئاتر ایران به تکرار الگوهای امتحان‌پس‌داده می‌پردازد.

 یادگاری‌های اکبر عبدی در موزه عمارت شهرداری اردبیل
۱۴ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

یادگاری‌های اکبر عبدی در موزه عمارت شهرداری اردبیل

خانواده زنده‌یاد اکبر عبدی در اقدامی فرهنگی، بخشی از وسایل شخصی و یادگاری‌های این هنرمند فقید را به «موزه عمارت شهرداری اردبیل» اهدا کردند و شهردار این شهر نیز قول داد فرهنگسرایی به نام آن بازیگر بزرگ سینمای ایران نامگذاری شود.

 آبگوشت خوردن بازیگر سرشناس فرانسوی به همراه کارگردان ایرانی
۶ ساعت قبل / سایت تابناک

آبگوشت خوردن بازیگر سرشناس فرانسوی به همراه کارگردان ایرانی

تصویری از آبگوشت خوردن ژولیت بینوش بازیگر سرشناس فرانسوی به همراه عباس کیارستمی در تهران؛ فروردین ۱۳۸۵ را مشاهده می‌نمایید.