
خبرآنلاین - بیست و هشت سال پیش و دقیقا در چنین ایامی، ساختمان «نمایندگی» و «نمایندگان» رسمی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مستقر در شهر مزارشریف افغانستان شاهد یکی از ناجوانمردانه ترین تهاجم وحشیانه و جنایت توأم با قساوت بی رحمانه توسط مهاجمان زخم دیده، مزدوران شقاوت پیشه و صد البته برخی ماموران «دستور گرفته» از سران وقت حاکمیت بی ریشه «ظالمان»! واقع گردیده و بر خلاف تمام اصول بین المللی، ضوابط و روابط اخلاقی، انسانی و اسلامی و در شرایطی کاملا مظلومانه، هدف گلولههای دشمنان شناخته شده دو ملتی قرار گرفته که برای همیشه روی سیاه و تباه جاهلی خود را به تاریخ منطقه و جهان نشان داده و آشکار نمودند. در همین زمینه و نظر به شناخت نگارنده با «متن» و «حواشی» آن واقعه غمناک و ضمنا برای ثبت در اذهان آیندگان و تبیین اوضاع واقعی آنهم بر خلاف روایت برخی «ناراویان» داخلی و ... نکاتی را یادآور می شویم.
۱- برای استحضار همگان و اطلاع مخاطبان گرامی، نویسنده ی این سطور مدتی قبل از تهاجم ظالمانه به نمایندگی و شهادت نمایندگان شاغل در مزارشریف،همراه با معاون وقت آسیا و اقیانوسیه ی و.ا.خ و تعدادی از همین دیپلمات های شهید طی ماموریتی رسمی و چندین ماهه به ولایت های بلخ، کابل، بامیان و .. مسافرت کرده و همچنین با اوضاع و احوال ناشی از حملات اجیرشدگان «طالبان» به مناطق مختلف افغانستان و کشتارهای بی رحمانه ی ساکنان و کینه جویی هایی ایشان نسبت به سران و مردمان سایر اقوام از جمله شیعیان، فارس زبانان و حامیان داخلی و خارجی آنان، بویژه جمهوری اسلامی ایران و ایرانیان، شناخت کاملی پیدا نموده و پس از آن فاجعه نیز تا الان بررسی های جامعی را صورت داده است.
۲- اینکه سران وقت طالبان و شبه نظامیان درس آموخته زیر نظر سرویس های نظامی و اطلاعاتی پاکستان، انگلستان و سایر سازمان های تکفیری وابسته به آنان، همزمان با روی کار آمدن دولت مجاهدان، در اواسط دهه ۷۰ خورشیدی: از حضور پررنگ نخبگان، عالمان و بزرگان دیگر اقوام و ملیت های اصیل افغانستان در رأس حاکمیت و حکومت مرکزی و ولایتی بشدت ناراحت بوده. آن را «آغازی» بر «پایان» روال تاریخ دویست ساله تحمیلی خود و بهره برداران خارجی شان قلمداد کرده. بدنبال استیلای اجباری و تجدید نخواهندگی «اقلیت» بر «اکثریت» و احیای انحصار مدیریت و مسئولیت …













