
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ روایت تاریخی فرانسه با تحولات سیاسی گوناگونی ازجمله (و نه محدود به) یک انقلاب پرآشوب و خونین رقم خورده است. یکی از مهمترین تغییرات در ساختار سیاسی این کشور، شکلگیری پنج جمهوری فرانسوی است که پس از الغای سلطنت روی داد. هر جمهوری، با مجموعهای از ویژگیهای خاص خود، چشمانداز سیاسی فرانسه را شکل داده و در توسعه و پیشرفت آن نقش داشته است. در ادامه، مروری بر پنج جمهوری فرانسه، ویژگیهای کلیدی و رویدادهای محوری هر یک خواهیم داشت.
تسخیر باستیل، اثر ژان-پیر اوئل، حدود ۱۷۸۹، انقلاب فرانسه
افزون بر الهامبخشی به بسیاری از آثار هنری، انقلاب فرانسه جرقهای زد که تمام قاره اروپا را روشن کرد. در فاصله بین انقلابهای خونین آمریکا و فرانسه، سایر پادشاهان آن دوران وحشتزده بودند.
این انقلاب مدتها بود که در راه بود و عوامل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی متعددی آن را کلید زد. هرچند تلاش شد ناآرامیهای اولیه با تشکیل یک مجلس ملی فروکش کند، اما این تلاش بینتیجه ماند. ناآرامیها در ۱۴ ژوئیه با یورش انقلابیون به زندان باستیل به اوج خود رسید — روزی که اکنون در فرانسه بهعنوان «روز باستیل» تعطیل ملی است.
واکنش فوری مجلس ملی، از سرِ ترس، اعطای حق رأی به مردم فرانسه و الغای فئودالیسم در کشور بود. با این حال، ناآرامیهای مدنی ادامه یافت و دهه ۱۷۸۹ تا ۱۷۹۹ تحت سیطره شور انقلابی بود که با اعدام لوئی شانزدهم در ۱۷۹۳ به اوج خود رسید.
پس از آن، سلسلهای از جمهوریها، کنسولگریها، امپراتوریها و یک دوره بهحق نامگذاریشده «دوران وحشت» روی داد.
ناپلئون در حال عبور از کوههای آلپ، اثر ژاک-لوئی داوید، حدود ۱۸۰۱ جمهوری اول فرانسه (۱۸۰۴-۱۷۹۲)
جمهوری اول فرانسه با آغاز انقلاب فرانسه شکل گرفت. این انقلاب که از بذر انقلاب آمریکا — که شانزده سال پیش آغاز شده بود — روییده بود، نهادهای لیبرال-دموکراتیک را در دولت فرانسه مستقر کرد. در ۲۱ سپتامبر ۱۷۹۲ [۳۱ شهریور ۱۱۷۱] کنوانسیون ملی نخستین قانون اساسی را تصویب کرد و رسماً تشکیل جمهوری اول فرانسه را اعلام نمود.
در طول انقلاب، مرد جوان کرسیکایی به نام ناپلئون بناپارت تحت تأثیر آرمانهای جمهوریخواهانهای که این جنبش نمایندگی میکرد، …












