
به گزارش خبرآنلاین، هر محاصره اقتصادی روی یک فرض ساده بنا شده است، اینکه فشار آوردن بر طرف مقابل ارزانتر از تحمل کردن اوست. لحظهای که این معادله به هم بخورد و ادامه فشار برای اعمالکننده آن گران تمام شود، محاصره از درون فرسوده میشود. نفت؛ راهبردیترین کارت هزینهساز
همشهری در خبری نوشت:هیچ کارتی در تنگه هرمز به اندازه جریان نفت خلیج فارس اثر جهانی ندارد. کنترل عبور نفت از تنگه هرمز مهمترین اهرم فشار به شمار میرود و هدف اصلی از فعال کردن آن ایجاد کسری فیزیکی پایدار در بازار است، نه یک وقفه کوتاه چندروزه. تفاوت این دو حالت برای بازار بسیار زیاد است. اختلال کوتاه معمولا با آزادسازی ذخایر راهبردی و افزایش تولید دیگر تولیدکنندگان جبران میشود و اثرش پس از چند هفته از قیمتها پاک میشود. اما اگر بازار به این نتیجه برسد که ریسک عرضه ماهها ادامه دارد، صرف ریسک در قیمتهای آتی جا میافتد و شرایط تغییر میکند.
جریان روزانه عبور نفت و فرآورده از تنگه هرمز حدود ۲۰ میلیون بشکه است که معادل ۲۰ درصد مصرف نفت روزانه جهان است. البته با خط لوله های عربستان و امارات حدود ۵ میلیون بشکه نفت از مسیری به جز تنگه عبور میکند اما در هر صورت اختلال عرضه روزانه ۱۵ میلیون بشکه ای مساله ای قابل توجه است.
یک نکته فنی در این میان کمتر دیده میشود، اینکه تا رسیدن آخرین محمولههای عبورکرده از تنگه به مقصد، اثر کمبود با تأخیری در حدود سی تا چهل و پنج روز ظاهر میشود و فشار قیمتی واقعی پس از آن شکل میگیرد. در همین فاصله، ظرفیت محدود خطوط لوله عربستان و امارات و ناکافی بودن آزادسازی ذخایر، توان جبران این کمبود را پایین نگه میدارد.
از زمان شروع جنگ آمریکا به سرعت ذخایر استراتژیک نفت خود را در بازار عرضه کرد تا بتواند قیمت نفت را کنترل کند، این ذخایر در حال حاضر در عدد ۳۱۱ میلیون بشکه قرار دارند و تنها حدود ۶۰ میلیون بشکه تا رسیدن به حد بحرانی فاصله دارند. پس آمریکا از این نظر تحت فشار شدید است با بسته بودن تنگه هرمز زمان به ضرر آمریکا عمل میکند.
مسیر انتقال این فشار به اقتصاد آمریکا پیچیده نیست. انرژی گرانتر تورم را بالا میبرد، تورم بالا نرخ بهره را چسبنده میکند و نرخ بهره بالاتر بار بدهی دولتی را سنگینتر میکند و همچنین فشار بر بازار سهام را …











